رابطه واقعی میان آقای دکتر نورعلی تابنده و “دولتسرا” – منزل محل سکونت ایشان- چیست؟!



هشدار نسبت به “کلوزآپ” یا شعبده بازیهای تردستانه در “نمای نزدیک”!

کلوزآپ به معنی چشمبندی است.

معمولا مردمی که در پیاده روهای خیابانها و معابر پرتردد رفت و آمد میکنند ناگهان با افرادی مواجه میشوند که کارشان “چشمبندی” و “تردستی” و شعبده بازی” است. به این افراد به زبان فارسی “معرکه گیر” و به فن و هنر آنها “بساط معرکه گیری” میگویند.

فردِ تردستی را درنظر بگیرید که دربرابر چشم بینندگان از فاصله نزدیک، عملی را انجام میدهد. بینندگان با دقت به حرکات دستهای او نگاه میکنند و در این تصورند که دارند اورا به دقت و قدم به قدم رصد میکنند، غافل از آن که او با تردستی، چشمِ باز آنها را بسته و آنها را سرِ کار گذاشته است!

دیوید کاپرفیلد یک چشمبند شعبده باز معروف در “لاس و گاس” است که در انجام این قبیل ترفندها تبحر دارد.

اما امروز به نظر میرسد که دست آموزانِ مکتبِ “کاپرفیلد”ها در ایران سرگرمِ ابداعِ کلوزآپ هایِ بدیع باورنکردنی با هدف چشمبندی توده های مردم اند که ما یکی از این تکنیک ها را اینجا به اطلاع شما میرسانیم.


این بیانیه یک دستورالعمل کتبی به تاریخ پانزده بهمن ۱۳۹۶ است که ازجانب آقای دکترنورعلی تابنده صادر شده است.

ابتدا باید دانست که آقای دکترنورعلی تابنده ملقب به مجذوبعلیشاه عملاً از تاریخ بهمن ماه ۱۳۹۶ تا به امروز در حصر مطلق خانگی هستند و ارتباط ایشان با عمومِ هوادارانشان قطع شده است. در عین حال گاهی هم پیش آمده که برخی از بیانیه های کتبی توسط فردی که ظاهرا به”دولتسرا” نزدیک است قرائت شده است. معمولا پیروان آقای تابنده به محل سکونت قطب خود “دولتسرا” میگویند، عده ای هم هستند که وقتی میخواهند اهمیت یک حرفی را که به نظرشان میرسد و به زبان می آورند به مخاطب القاء کنند آن را به “دولتسرا” میچسبانند! اما ارتباط میان شخص آقای دکتر تابنده، با دولتسرا چیست، قضیهء کاملا قابل تامل و تعمق و تحقیق است.

حالا به بررسی نحوه قرائت یکی از این بیانیه ها که القاء شده که به دولتسرا مربوط است میپردازیم.

شب پانزده بهمن ۱۳۹۶ در منطقه معروف به “خیابان پاسداران- گلستان هفتم/ در پای محل سکونت آقای دکترنورعلی تابنده/ یعنی همان “دولتسرا”-” مردم جمعند. آقایی به میان انها می آید و بیانیه ای متشکل از شش خط را به مردم نشان میدهد وتصریح میکند که امضا یِ آقای تابنده زیر آن است. این کار را در کلوزآپ “شرطی کردن” میگویند. یعنی عادت دادن ذهن مخاطب به عادی بودن عملی که قرار است انجام بگیرد. مردم یک متن را میبیننند و همزمان میشنوند که متعلق به آقای دکتر تابنده است و امضای ایشان را هم دارد. پس با اعتماد کامل و بدون هیج تردیدی گوش به گوینده میدهند. در اینجا، حالت مخاطبان، دیگر یک حالت پرسشگرانه نیست. حالتی توام با اعتماد کامل است. صحبت، از امضایِ “راهنمای معنویشان” پای یک ورقه ای است که گفته میشود نظریات ایشان در آن قید شده است.

حالا این آقا بیانیه ای را که نشان داده از روی ورقه ای که در دست دارد میخواند، مردم هم گوش میدهند.


آنچه این آقا به عنوان بیانیه دکتر تابنده برای مردم خواند چندجمله اضافه داشت که در بیانیه شش خطی با امضای آقای دکتر تابنده درآن نبود. یعنی آقای دکتر تابنده هرگز چنین جملاتی را ننوشته بودند!

اما مخاطبان اصلا متوجه این شعبده بازی نشدند. چون درحالت اعتماد کامل بودند.

حالا سئوال این است که این جملات اضافی که توسط این آقا به عنوان جملات بیانیه آقای دکتر تابنده قرائت شد از کجا به ذهن این آقای قرائت کننده خطور کرد. وقتی به فیلم موجوددقت میکنیم متوجه میشویم این امر اتفاقی رخ نداده، برنامه ریزی شده بوده.

این آقا اول بیانیه آقای دکترتابنده را نشان داده و اعتماد شنوندگان را جلب کرده، سپس از روی متن دیگری شروع به قرائت کرده که جملات اضافی داشته است. یعنی ظاهراَ از داخل “دولتسرا” دو متن را روی دو کاغذ نوشته اند و به دست این آقا داده اند تا به میان مردم برود، اول یک متن شش خطی را نشان بدهد و سپس متن دوم را شامل آن شش خط و چند جمله اضافه بخواند!


حالا باید پرسید آن جمله های اضافی توسط چه کسی نوشته شده و به دست این آقا داده شده و از این آقا خواسته شده که برود و برای حاضران آنها را با انتساب به آقای دکتر نورعلی تابنده بخواند. چه کسی احتمالاً در حول و حوشِ “دولتسرا” خواسته که این صحنه را برپا نماید.

این یک پرسش است که تا الان بدون پاسخ مانده. اما تنها پرسش نیست. در برنامه های دیگر ابهامات دیگری را مورد بحث و بررسی قرار میدهیم.

منبع : مجمع جهانی صیانت از کیان تصوف 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر