سرکوب دراویش؛ پروژه‌ای از پیش تعیین‌شده

یک ماه می‌گذرد از شبی که دراویش گنابادی در خیابان «گلستان هفتم» پاسداران تهران مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند. در آن واقعه شماری از دراویش که به شدت مجروح شده بودند به بیمارستان منتقل شدند و برخی از آن‌ها به کما رفتند. اما پس از به هوش آمدن راهی زندان‌های مختلف از جمله اوین و فشافویه شدند. حالا اسنادی در اختیار «ایران وایر»‌ قرار گرفته است که وقایع آن شب را روایت می‌کند؛ سناریویی که انگار از پیش برنامه‌ریزی شده بود.

بنا به این اسناد، فشارها به فعالیت‌های دراویش در دولت‌های نهم و دهم شدت پیدا کرد و این دولت‌ها با عدم مخالفت و دخالت، با مخالفان دراویش و سرکوب «سیستماتیک»‌ آن‌ها همدست شدند. در این اسناد برگزاری برنامه‌هایی مثل نمایشگاه‌هایی در مخالفت با دراویش، حمله به حسینیه‌ها و مجالس دراویش در شهرهایی مثل قم، اصفهان، بروجرد، کیش، کرج، کوار و همدان نمونه‌هایی از این فشارها هستند. تا آن‌که در تابستان ۱۳۸۶ قطب سلسله نعمت‌اللهی گنابادی، یعنی «نورعلی تابنده» توسط نیروهای امنیتی در «بیدخت» گناباد بازداشت و به تهران منتقل شد. اگرچه در فروردین ۱۳۹۶ «نورعلی تابنده» در سخنانی خبر داد که برای «حذف» او چندین بار تلاش ناموفق صورت گرفته است.

اظهارات «نورعلی تابنده» نگرانی دراویش گنابادی را به همراه داشت و آن‌ها را به یاد کشته شدن «حاج‌علی تابنده محبوب علی‌شاه» قطب وقت این سلسله انداخته بود که در دهه ۷۰ ضمن قتل‌های زنجیره‌ای، از بین رفت. طبق این اسناد، واکنش پارلمان اروپا و مجامع بین‌المللی به این مساله باعث شد که «سناریوی حصر»‌ قطب دراویش گنابادی و همچنین سرکوب آن‌ها رقم بخورد. رفتاری از جانب مخالفان دراویش که تا پای از بین رفتن برخی از آن‌ها، اعتراف و متهم‌شدن‌شان به قتل، بازداشت و زندان هم کشیده شد. حالا شماری از آن‌ها همچنان در زندان هستند، برخی مخفیانه زندگی می‌کنند و «نورعلی تابنده» هم ضمن سخنانی خبر داده است که زندگی‌ و رفت‌وآمدهایش تحت کنترل نیروهای امنیتی است.

بنا به این اسناد مدیران مجموعه اداره «فرق و ادیان» از «نورعلی تابنده» می‌خواهند که ضمن تکذیب پروژه حذف فیزیکی ایشان، معرفی جانشین، برائت از فعالیت‌های حقوق بشری در مجامع بین‌المللی، فعالیت‌های سایت «مجذوبان نور» را که تنها پایگاه خبری دراویش گنابادی است، اعلام کند. اما قطب دارویش در اعلامیه‌ای که ششم فروردین‌ماه منتشر شد تنها به خواسته نخست ایشان پاسخ مثبت داده بود. اما اسنادی که در اختیار «ایران وایر» قرار گرفته است از تحرکاتی خبر می‌دهد که در فضای مجازی شکل گرفت و زمینه‌ساز حضور نیروهای خودسر در سرکوب تجمع «گلستان هفتم» شد.

طبق همین اسناد، در میان سایت‌ها، وبلاگ‌ها و شبکه‌های متعدد تلگرامی در فضای مجازی که علیه دراویش گنابادی مشغول به فعالیت هستند، خبرگزاری «صوفیه» و «فرقه‌نیوز» نقش ویژه‌ای ایفا می‌کنند و در اتفاقات «گلستان هفتم» هم موثر بودند. این خبرگزاری‌ها متعلق به موسسه «حق‌پژوهی مشهد» هستند که شاگردان آیت‌الله علم‌الهدی به حساب می‌آیند و بنا به این گزارش، تحت نظر اطلاعات سپاه مدیریت می‌شوند. سایت «فرق و ادیان» نیز به «موسسه حق‌پژوهی و موسسه مطالعاتی روشنگر» وابسته‌اند که علیه دراویش فعال‌اند. پیش از شروع وقایع «گلستان هفتم» کانال تلگرامی «صوفیه» در چهارم بهمن ماه مطلبی منتشر کرد که بعدتر به وقایع آن روز ختم شد.

در این پیام که با عنوان «از شمارش معکوس پایان رافت اسلامی» منتشر شد، آمده است: «به زودی تام کانال‌های فرقه سیاسی صوفیه (آمدنیوز، ری‌استارت، درتی وی و مجذوبان) به انتشار یک خبر مهم می‌پردازند! فرقه سیاسی صوفیه به زودی متوجه خواهد شد تعامل و رافت اسلامی حد و اندازه دارد. وقتی بزرگان سلسله گنابادیه، سالخورده و ناتوان هستند و بارها بیان کردند توان کنترل اقطاب مدرن گروهک مجذوبان ندارند، باید بدانند هرچیزی حساب و کتاب دارد و بعد از زنگ ورزش زنگ ریاضی است.» درست پس از این مطلب، اولین تحرکات در «گلستان هفتم» یعنی محل زندگی «نورعلی تابنده» پای گرفت.

در همان روز گروهی از نیروهای لباس شخصی می‌خواستند ایست بازرسی در این خیابان مستقر کنند که با مذاکرات دراویش منصرف شدند. همان روز اما کانال تلگرامی «صوفیه» با انتشار پستی اعلام می‌کند که چند درویش مورد حمله قرار گرفته‌اند. فردای آن روز سایت مجذوبان نور با انتشار بیانیه‌ای حضور نیروهای امنیتی در حوامی منزل «نورعلی تابنده» را محکوم کرد. ۹ روز بعد، چهاردهم بهمن ماه اما نیروهای امنیتی و انتظامی مجدد در آن حوالی حاضر شدند. به گفته برخی از دراویش، آن‌ها در اولین اقدام با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند و تصاویر و شماره پلاک‌های خودروهای مذکور را اعلام کردند اما تردد نیروهای لباس‌شخصی و مسلح تا صبح ادامه داشت. فضا اما با درخواست «نورعلی تابنده» مبنی بر حفظ آرامش، از التهاب افتاد.

داستان آن سرکوب خونین اما از ۲۹ بهمن ماه شکل دیگری به خود گرفت. همان روز «امیرعلی محمدی لباف» از دارویش گنابادی برای شکایت از سرقت خودروی شخصی‌اش با کلانتری تماس می‌گیرد. نیروی انتظامی خبر می‌دهد که خودروی او پیدا شده و باید به کلانتری ۱۰۶ منطقه «نامجو» تهران برود. اما حضور او در آن کلانتری، بازجویی، ضرب و شتم و بازداشت در پی داشت. چند تن از دراویش به کلانتری می‌روند، لباف آزاد و «نعمت‌الله ریاحی» بازداشت می‌شود. طبق این اسناد، «نعمت‌الله ریاحی» همان روز از کلانتری به دادسرای ناحیه ۷ منتقل و به ماموران امنیتی تحویل داده می‌شود. آخرین روز بهمن ماه، شماری از دراویش مقابل کلانتری ۱۰۲ پاسداران تجمع کرده و خواستار ازادی فوری این درویش می‌شوند.

بنا به این گزارش، ظهر ۳۰ بهمن ‌ماه، افسران نیروی انتظامی قول مساعد می‌دهند تا «نعمت‌الله ریاحی» آزاد شود اما به ناگهان یگان امداد نیروی انتظامی با شلیک‌های تیرهوایی به استقبال دراویش می‌آید و برخی از آن‌ها را مورد ضرب وشتم و بازداشت قرار می‌دهد. یکی از بازداشت‌شدگان «محمد ثلاث» بود که حالا به اتهام قتل محاکمه شده است. یک اتوبوس شرایط تجمع و اعتراضات دراویش را به شبی هولناک تبدیل می‌کند که برخی از مقامات و رسانه‌ها، آن‌ها را همدست با «داعش» و «ری‌استارت» می‌خوانند.

ساعت‌های پایانی سی‌ام بهمن ماه، نیروی انتظامی کوچه‌های اطراف را مسدود کرد و تنها مسیر «گلستان هفتم» شد و دراویشی که از مقابل کلانتری فرار می‌کردند به «گلستان هفتم» هدایت شدند. در همین اثنی، اتوبوسی به سمت نیروی انتظامی حمله‌ور و باعث کشته‌شدن سه تن از ماموران می‌شود. در این بین، ماشین‌های آب‌پاش، نوپو و موتورسواران هم از راه رسیده بودند. حوالی ساعت ۲ صبح اول اسفندماه گفت‌وگو میان نیروی انتظامی و دراویش آغاز و به منزل «نورعلی تابنده» کشیده می‌شود. قرار بود دراویش آتش‌های برپا شده را خاموش کنند و محل را ترک کنند تا نیروی انتظامی هم ماموران خود را کاهش دهد. به گفته شاهدان عینی، صدای «نورعلی تابنده» برای دراویش پخش می‌شود و آن‌ها مشغول به ترک محل می‌شوند.

اما حضور نیروهایی دیگر غیر از نیروی انتظامی و افرادی به جز دراویش، این توافق را برهم می‌زند. از همان ساعت‌های توافق صدها نیروی «بسیج»، «انصار حزب‌الله» و «سپاه ثارالله» قدم به «گلستان هفتم» می‌گذارند و شعار سر می‌دهند:‌ «حیدر حیدر… ماشالله حزب‌الله.. ایولا حزب‌الله.» شاهدان عینی می‌گویند که این عده چوب و شمشیر، قمه و شوکر در اختیار داشتند و به سمت دراویشی که قصد ترک‌محل داشتند، یورش می‌برند و آن‌ها را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.

در فیلم‌هایی که پس از این واقعه منتشر شد، پشت‌بام ساختمانی نشان داده می‌شود که شمار بالایی از دراویش، زخم خورده و خونین در آن نگهداری می‌شوند و ماموران با الفاظ رکیک و در دست داشتن شمشیر آن‌ها را تهدید می‌کنند. حالا شاهدان عینی می‌گویند نیروی انتظامی که قرار بود میانجی باشد از دراویش می‌خواهد به کارگاه ساختمانی در حال ساخت بروند تا از یورش لباس‌شخصی‌ها در امان باشند. اما انگار تله‌ای انتظار دراویش را می‌کشید. افراد محاصره‌شده به سمت پشت‌بام همین ساختمان هدایت می‌شوند و باز هم مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند. «شلیک مستقیم تیر، آسیب به بدن دراویش با شمشیر و قمه و باتوم و پنچه بکس، میله آهنگی و سنگ و آجر» و در نهایت «تونل مرگ» در انتظار آن‌ها بود.

گفته می‌شود تعدادی از دراویش هم از پشت‌بام به پایین پرتاب شده‌اند که اطلاعی از شرایط آن‌ها در دست نیست. دراویش با همان وضعیت سوار اتوبوسی می‌شوند که آن‌ّا را به بیمارستان بهارلو، سجاد، لبافی‌نژاد و زندان منتقل می‌کند. از طرفی حوالی ساعت چهار صبح افراد لباس شخصی به منزل «نورعلی تابنده» حمله‌ور می‌شوند اما نمی‌توانند وارد آن شوند. پس از این واقعه بود که قطب دراویش با انتشار پیامی خبر داد که در «حصر» قرار گرفته است.

در این میان آن‌چه همراهی برخی از افراد را در محکومیت دراویش به دنبال داشت، حمله اتوبوس به نیروی انتظامی بود. حالا در این اسناد گفته شده است که یک هفته پیش از این واقعه، اتوبوسی از دراویش با هماهنگی معاونت ناجای منطقه جهت اقامت دراویش در محل قرار گرفته بود که بدنه و شیشه‌های آن نقاشی شده بود. حالا دراویش تکذیب می‌کنند که این حمله توسط آن‌ها صورت گرفته است اما جمهوری اسلامی با دادگاهی کردن «محمد ثلاث» ضمن گرفتن اعتراف از او در حال وخیم جسمی، رای به محکومیت دراویش داده است.

طبق این اسناد، پس از این واقعه کانال خبرگزاری «صوفیه» از مصدومیت مدیر این کانال در «گلستان هفتم» خبر می‌دهد. علت حضور او هم رصد میدانی ماجرا اعلام می‌شود. چندی بعد عکس‌هایی منشتر می‌شود که مسوولان جمهوری اسلامی بر بالین این مدیر تلگرامی حاضر شده‌اند. با این وجود، دراویشی که مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفتند هنوز در زندان به سر می‌برند، از وضعیت بسیاری از آن‌ها خبری در دست نیست، گروهی دیگر در شهرهایی غیر از تهران، تحت تعقیب قرار گرفتند و در نهایت، اعلام شد که «محمد راجی» یکی از دراویش مجروح در «گلستان هفتم» جان خود را در بازداشت و زندان از دست داد. حالا راجی فرمانده گردان «مالک اشتر ازنا» بود و در ۸ سال جنگ با عراق از مرزهای کردستان دفاع می‌کرد، به خاک سپرده شده است و فشار بر دراویش، همچنان ادامه دارد. انگار که جای مجرم و مجروح و شاکی و متشاکی باری دیگر در نظام جمهوری اسلامی عوض شد.

منبع : آیدا قجر - ایران وایر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر