لباس شخصی‌های گلستان هفتم چه کسانی بودند؟!

چند پرسش و یک پاسخ

آنچه در حوادث اخیر خیابان گلستان هفتم و درگیری دراویش گنابادی و نیروهای نظامی حائز اهمیت است حضور چشم‌گیر و سازمان یافته عده‌ای به نام لباس شخصی‌ها بوده که بدون هیچ مبنای قانونی و انتظامی خود را یک‌طرف درگیری‌ها معرفی کردند و به سرکوبی شدید دراویش گنابادی مشغول شدند.

حمید فرخ‌نژاد بازیگر و هنرمند که خود شاهد عینی ماجرا درگیری نیروهای خودسر لباس شخصی با دراویش گنابادی بوده در پست اینستاگرامی خود از حضور چشم‌گیر و وحشیانه لباس شخصی‌ها ابراز نگرانی کرده و چنین می‌نویسد: اگر نیروی انتظامی نبود ماجراجویی لباس شخصی‌ها و عصبانیت دراویش به یک فاجعه با کشتار بالا تبدیل می‌شد، این نکته مهم گویای این مطلب است که لباس شخصی‌ها برای میان جگری و حل ماجرا آنجا نبودند بلکه تمام قد و با تمام قوا برای سرکوبی دراویش خود را به آن مکان رسانده بودند.

در حالی تمام مراجع قانونی و قضایی کشور در حال سرکوب و قلع و قمع و بازداشت گسترده دراویش گنابادی به دلیل حمایت از یکدیگر و بزرگ‌شان هستند که هیچ دستگاهی تاکنون از تاثیر لباس شخصی‌ها در افزایش این تنش‌ها چیزی به میان نیاورده است و حضور بی مورد این گروه مشخص را محکوم نکرده است.

این در حالی است که حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه حکومتی کیهان (یکی از افراطی‌ترین افراد حکومت) در رسانه رسمی از حضور لباس شخصی‌ها به عنوان بسیجی پرده بر‌ می‌دارد وی دراویش گنابادی را اراذل و اوباش قمه‌کش نامیده و نیروه‌های لباس شخصی را بسیجیان جان بر کف می‌نامد بدون آنکه بگوید لباس شخصی‌ها با چه حکم و چه معیاری از طرف حکومت وارد درگیری شدند.

حال جای سوال است آیا لباس شخصی‌ها (بسیجی‌ها) از طرف و نهاد خاصی به این درگیری‌ها ورود پیدا کردند؟ طبیعتا در پاسخ به این سوال خواهیم شنید که اینها جوانانی بودن که برای اعتقاد خود به حکومت در عرصه درگیری حاضر شدن با این اوصاف یعنی حاکمیت می‌پذیرد، هر گروهی از جامعه با توجه به باورهای سیاسی و اجتماعی در هر زمینه‌ای حضور فیزیکی داشته باشد یا خیر این امر فقط مختص هواداران خامنه‌ای و برای سرکوب هرگونه مخالفت و اعتراضی است؟! و اینکه چند لباس شخصی به دلیل حضور خودسرانه دستگیر، شکنجه و تحت تعقیب قرار دارند؟

اگر عدالت خواهی و اعتراض شهروندان گنابادی جرم بوده و باید با شلیک آر پی جی پاسخ آن را داد و هرگونه تجمع مسالمت‌آمیزی غیرقانونی بوده و باید به خون کشیده شود، دخالت نیروهای خودسر لباس شخصی در تمام امور کشور به چه معناست؟

چگونه می‌شود یک عده به عنوان لباس شخصی هر کار و فعالیت را به نام عقاید و اعتقادات خود به راحتی انجام دهند و توسط هیچ نهاد حاکمیتی بازخواست یا بازداشت نشوند ولی اگر عامه مردم ایران بر مبنای معیشت اقتصاد و عقاید خود حتی اگر اعتراضات مسالمت‌آمیز داشته باشند اغتشاشگر و آشوب‌گر نامیده می‌شوند؟

حدود ۲۰ سال است که حکومت با تغییر کارکرد بسیج، آن را به اهرمی برای رسیدن به خواسته‌های خود و اعمال فشار بر مردم تبدیل کرده است، بسیجی که قرار بود به آبادانی ایران بزرگ کمک کند امروز با سازماندهی و اتاق فکر مشخص به عنوان لباس‌ شخصی‌ برای دفاع نامشروع از ظلم حکومت، سرپوش گذاشتن بر آن و حتی مردمی جلو دادن بسیاری از اقدامات حاکمیت، هرگونه فعالیت و اقدامی را برای خود مشروع می‌دانند.

تا جایی که از دیرباز با اعلام فراخوان‌های گوناگون تجمع شکل می‌دهند، از دیوار سفارت‌ها بالا می‌روند، نماینده‌ی مجلسی که بر خلاف نظر آنها موضع‌گیری کرده‌اند را در خیابان‌ها کتک میزنند و حتی در شخصی‌ترین امور زندگی مردم دخالت واضح و آشکار دارند، ولی نه تنها هیچ نهاد قانونی و امنیتی تاکنون حتی کوچک‌ترین برخورد با آنان نکرده است بلکه تریبون اصلی حاکمیت یعنی ائمه جماعات خامنه‌ای همواره شدیدترین دفاع‌ها را از این طیف اندک کرده‌اند.

هرچند امروزه بدنه بسیج کشور ریزش چشم‌گیر و محسوسی داشته است و به اقلیت اندک تبدیل شده‌اند ولی براساس اعلام وزارت اطلاعات کشور همین اندک افراد بیشترین میزان سلاح سرد و گرم را در ماه‌های گذشته تهیه کردند که مشخصا برای سرکوبی معترضان مردمی معیشتی، اقتصادی و سیاسی به کار خواهند برد که تاکنون هیچ مرجع رسمی به آن اشاره و این موضوع را محکوم نکرده است چرا که سعی دارد از آنها به عنوان حامیان مردمی خامنه‌ای حتی برای تبدیل جنگ داخلی در ایران استفاده کند.

سیاست‌های حاکمیت هرچه که باشد پر واضح است که مردم ایران حضور و سرکوب‌گری بسیج و سپاه را به نام مردم نخواهند پذیرفت و هر زمانی که باشد نسبت به این توده سازمان‌یافته نظامی واکنش نشان خواهند داد.


کاوه هوشیار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر