دراویش و فعالان سیاسی

به دنبال حادثه خونین خیابان پاسداران که ریشه اصلی آن را باید در سرکوب و دخالت اوباش لباس شخصی جستجو کرد عده‌ای از فعالان سیاسی با نگاه به یک حادثه نتیجه کلی از این موضوع گرفتند و بدون توجه به مسئولیت و نقش حکومت تنها به محکومیت دراویش معترض پرداختند. بدیهی است که خشونت و توسل به آن محکوم است و این امر گزینش بردار هم نیست. در ماجرای ظلم رفته بر دراویش باید از آنانی که بلافاصله با محکوم کردن آنان زمینه سرکوب جدی تندروهای معلوم‌الحال حکومت را فراهم کرده‌اند پرسید؛ آیا در 12 سال گذشته اقدامی برای ممانعت از سرکوب سیستماتیک آنان انجام داده‌اید که امروز بدون توجه به مجموعه حوادث از جمله سرکوب خشن به محکومیت جمعی دراویش می‌پردازید ؟ 

در طی این سالها حسینه، سالن و مراکز دراویش تخریب شد و تعداد زیادی از آنان در بند قرار گرفتند. آیا نسبت به این ظلم‌ها اعتراض کرده‌اید؟

در میان اصلاح‌طلبان کروبی تنها کسی است که دراویش را در روزهای سخت تنها نگذاشت و ظلم رفته بر آنان را با نامه‌های سرگشاده خود علنی کرد. شاید اگر سنت حسنه او را دیگر چهره‌های مشهور ادامه می‌دادند حادثه تلخ خیابان پاسداران رقم نمی‌خورد. 

به‌دنبال تخریب حسینیه دراویش سلسله گنابادی در بهمن 1384 در شهر قم، کروبی دو نامه سرگشاده به مراجع تقلید نوشت و تأکید کرد: "تنها در پرتو آزادی دینی است که امکان حفظ ایمان مذهبی به‌وجود می‌آید و این سنتی‌ست حسنه که از نبی مکرم اسلام به علما و فقهای شیعه به ارث رسیده است." او در نامه اول خود در 30 بهمن 1380 با یادآوری نقش تاریخی مراجع در تحولات کشور از آن‌ها خواست نسبت به دفاع از حقوق آحاد مختلف مردم به‌ویژه دارویش حساس باشند و اقدام عملی کنند. 

متاسفانه تعداد زیادی از مراجع چشم خود را بر این ظلم آشکار بستند. لذا کروبی در نامه دوم خود در 2 اسفند 1384 بار دیگر دغدغه‌های خود را با سه مرجع در میان گذاشت. او نوشت: "حكومت متولی حقوق همه شهروندان جمهوری اسلامی است. ... برخورد خیابانی از سوی افراد غیر مسئول و بدون حكم قضایی امروز هم شرعاً، هم عرفاً مطرود است و شایسته است هم حكومت، هم مرجعیت از حیطه و قلمرو خویش پاسداری كنند. به‌خصوص آنکه برخی مرتكبین خود را غیر مسئولانه به یكی از این دو نهاد منتسب می كنند."

وقتی در آبان ۱۳۸۶ یکی دیگر از حسینیه های دراویش گنابادی، این بار در شهر بروجرد تخریب شد کروبی در نامه‌ای به پورمحمدی وزیر کشور احمدی نژاد نوشت: "اینجانب نسبت به رعایت حقوق اولیه شهروندان و حفظ امنیت و جان و مال مردم كه وظیفه اولیه همه حكومت‌هاست و در قانون اساسی به‌رسمیت شناخته شده، حساسیت داشته و تذكر می‌دهم و این به‌معنای دفاع از اندیشه یا تفكر خاصی نیست."

با تخریب سالن دراویش گنابادی در تخت فولاد اصفهان در اسفند 1387 تعداد زیادی از دراویش بازداشت و روانه زندان شدند. این برخورد قهری موجب شد که کروبی دغدغه خود نسبت به ظلم رفته بر دروایش اصفهان را با محسنی اژه ای وزیر وقت اطلاعات در میان بگذارد. کروبی در نامه‌ای مفصل به اژه‌ای از ظلم رفته بر دراویش و تلاش عده‌ای بیمار برای تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت فرقه‌ای نوشت و از وی خواست پشت پرده این دست توطئه‌ها را خنثی کند و به ناقضین حقوق دروایش تفهیم کنند که حقوق شهروندان صرف نظر از عقایدشان محترم است. 

کروبی به اژه‌ای نوشت: "در طول سه‌سال اخیر حسینیه‌هایی در قم، کرج، اصفهان، بروجرد و... مورد تعّرض و تخریب قرار گرفته است. در کدامین محکمه صالح محاکمه‌ای صورت گرفته و چنین حکمی صادر شده است؟ مگر می‌توان بدون رعایت تشریفات قانونی در کشور دست به‌ هر کاری زد؟ این کار‌ها بر اساس کدام مجوز شرعی و قانونی انجام پذیرفته است؟ سه‌سال پیش که در قم اتّفاق مشابهی رخ داد، کوشیدند که نشان دهند مکان حسینیه وقفی بوده و به‌ درخواست اوقاف آنجا را خراب کرده‌اند درحالی که واقف حی و زنده است و آنجا را وقف صوفیان کرده بود. شما می‌دانید که از نظر تمام فقهای اسلا‌م تغییر در وقف یا تصرّف در آن ـ حتّی برای تبدیل به مسجد و حسینیه ـ حتّی تصرّف در موقوفات زرتشتیان بدون اذن متولی آن به هیچ وجه جایز نیست و به کسی که آن ساختمان را خراب کرده واجب است که آن‌را به حالت اوّلیه‌اش برگرداند. درحالی‌‌که بخشی از این حسینیه وقف بوده و واقف دقیقاً موارد استفاده از آن‌را مشخّص کرده است. علا‌وه بر این، چنین تخریب شرعاً جایز نیست و کسی نمی‌تواند مجوز آن‌را بدهد."


منبع : سحام نیوز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر