راجع به سلسله دراویش گنابادی



بیدُخت گناباد محلی است در شمال شهرستان گناباد در جنوب خراسان رضوی که صوفیان و دراویش فقط در آن بخش سکونت دارند. همانگونه که در کرج، همدان، فارس، تهران و نقاط دیگر زندگی می کنند. بنده فقط بدلیل گنابادی بودن، با بسیاری از صوفیان(دراویش) بیدخت، در مدرسه، محل کار، جبهه جنگ تحمیلی و جاهای دیگر در ارتباط بودم. دراویش را انسان های شریفی یافته ام که اهل صداقت، تقوا، خدا باور، درس خوان و تحصیلکرده، نسبتا مُرفه و دارای سلوک و عبادات خاص خود می باشند. در مسائل اعتقادی و شخصی به اَحَدی توصیه جذب نداشتند و انسان های آرام و اهل فرهنگ و با ادب بشمار می روند. با انقلاب اسلامی همراهی داشتند و در جنگ تحمیلی هم حضور فعالی داشتند.

در سال ۱۲۵۶ خورشیدی(یکصد و چهل سال قبل) این فرقه توسط محمد سلطانعلیشاه(صاحب تفسیر بزرگ قرآن کریم بنام "بَیان السَّعاده") پایه گذاری شد و در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در بیدخت وفات یافت که در آن شهر دارای مزار یا بارگاه مجللی است که چهار گلدسته دارد(تصویر بارگاه فوق در همین کانال قرار دارد). قطب فعلی دراویش که بصورت موروثی انتخاب میشوند در حال حاضر پیر مرد نود ساله ای بنام دکتر، حاج علی تابنده( مجذوب علیشاه) می باشد که دکترای حقوق از کشور فرانسه دارد و در دولت موقت مرحوم بازرگان در وزارت دادگستری، ارشاد و سازمان حج و زیارت سِمَت هایی داشت و اتفاقا مُشخصه اجتماعی این فرقه، با نهضت آزادی و مرحوم بازرگان مُشابهت هایی دارد.

این فرقه مسلمان، از آداب، سیر و سلوک و عبادت های خاصی پیروی می کنند که همین اَعمال، دستمایه سرکوب آنها توسط افراطیون شده است که به مهمترین آن اشاره می کنم:

۱- مورد نخست که احتمالا دعوای اصلی باشد پرداخت "عُشریه" توسط صوفیان بجای "خُمس" است. یعنی تمامی دراویش بدون استثنا و با اعتقاد قلبی، یک دهم درآمد خود را بطور منظم به قُطب یا نماینده او پرداخت تا به صلاحدید او در امور دینی و عام المنفعه آنان هزینه شود.(بجای یک پنجم یا خمس مال شیعیان که معمولا درصد ناچیزی از شیعیان به حوزه های علمیه و علمای شیعه میپردازند). البته پرداخت عشریه توسط صوفیان نافی پرداخت حق دولت یا مالیات نبوده، بلکه مراکز اقتصادی مرتبط با دراویش بر اساس مسؤلیت اجتماعی آنان مثل صنایع شیر دامداران، صنایع کیک و کلوچه، چاپخانه های متعدد و ... جزو منظم ترین و مسؤلیت پذیر ترین صنایع در پرداخت مالیات میباشند.

۲- تجسم صورت مُرشِد در عبادات. این یک مسئله شخصی و اعتقادی بوده و شیعیان هم در مراتب بالا موارد مشابهی را تجربه میکنند.

۳- غُسل اسلام؛ صوفی قبل از تَشرف به محضرِ قطب، باید غُسل اسلام کند. مگر دیگر مذاهب خصوصا شیعیان برای مُشرف شدن به امامزاده ای غسل زیارت نمیکنند؟

در پایان لازم به عرض است که تمامی آداب و رسوم این فرقه، جزو حالات شخصیه آنها بوده و مسؤلیت اجتماعی آنها نسبت به کشور و حاکمیت؛ وفاداری محض میباشد و چنانچه برخورد با آنها خوب مدیریت شود برای نظام هم افزایی خواهند داشت.




ابراهیم خانیکی
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر