برنامه ریزیهای توطئه آمیز اتاق خالی از فکر قرارگاه جنگ نرم سپاه پاسداران بر علیه میراث آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به “هندی”

تصوف و عرفان اسلامی، از نظر آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به “هندی” جوهر اسلام ناب است، و از نظر سعید امامی اسلام ستیز و دنبالچه هایِ “خط سعید امامی” که همه جاسوسهای منحوس پیرو مکتب ورشکسته التقاطی “استالینسم- اسلامی؟!!” نفوذ کرده در قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران و مصیطر بر اداره تکفیری فرق و ادیان و سازمان تبلیغات ضد اسلامی این مکتب  درخشان قرآنی را به عنوان “فرقه انحرافی” نام گذاری کرده و از ضرورت سرکوب بیقید و شرط و تام و تمام آن دم میزنند!

این بدبختهای تکفیری، از زور نکبت غالب بر طینت خبیثشان، به جای ارجاع مطلب به سخنرانیهای صریح و شفاف آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به “هندی”، به یک کتاب تقلبی و صددرصد جعلی که خودشان سرهم بندی کرده اند موسوم به “خاطرات مستر همفر” ارجاع میدهند!

مطلب بسیار خطرناک و بی منطق منتشره در سایت تکفیری ضاله منحرف موسوم به فرقه نیوز  برای ثبت درتاریخ به شرح زیر است:

یکی از مباحث مهمی که کمتر به آن پرداخته شده است ضرورت شناسی و اهمیت بررسی ونقد فرقه های انحرافی است که در این نوشته تحت سه عنوان به تحلیل آن خواهیم پرداخت.
به گزارش فرقه نیوز:
یکی از مباحث مهمی که کمتر به آن پرداخته شده است ضرورت شناسی و اهمیت بررسی ونقد فرقه های انحرافی است که در این نوشته تحت سه عنوان به تحلیل آن خواهیم پرداخت.
1)ـ تاریخچه فرقه سازی
پس از آنکه شیطان به آدم علیه السلام سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد قسم یاد کرد که تمام انسانها راگمراه نماید،
قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین سوره ص آیه28.
و دربرهه های زمانی مختلف برای گمراهی انسانها راه های مختلفی از جمله جنگ افروزی، بت پرستی و… را آزمایش نمود.
درزمان حضرت موسی علیه السلام هنگامی که شیطان از طریق فرعون باجنگ افروزی و مبارزه ی مستقیم با آن حضرت به موفقیت مطلوب نرسید ، حربه ای جدید یعنی ایجاد تفرقه و فرقه سازی در امت بنی اسراییل را اتخاذ نمود.پس از هلاکت فرعون در رود نیل و نجات موسی علیه السلام وپیروانش ،شیطان توسط مهره ای جدید به نام سامری وارد میدان شد ،سامری یکی از مقربان موسی علیه السلام و بنابرنقلی سرکرده مقدمه ی لشکر آن حضرت در هنگام عبور از رود نیل بود و در بین بنی اسرائیل چهره ای موجه داشت. ( حیات القلوب ج 1ص685)
هنگامی که موسی علیه السلام برای مناجات با خدای متعال به کوه طور رفت و وعده ی سی روزه ی او به امر الهی مبدل به چهل روز گذشت سامری که از ضعف بنی اسراییل یعنی علاقه به پرستش خدای محسوس و ملموس آگاه بود اجعل لنا الهاکمالهم الهه ( اعراف ایه 138)
هنرمندانه از تاخیر ده روزه ی حضرت موسی علیه السلام استفاده کرد و بسیاری از بنی اسراییل را گوساله پرست نمود و بدین ترتیب شیطان که از راه جنگ افروزی و مبارزه ی مستقیم با بنی اسراییل به موفقیت نرسیده بود اینک با روش فرقه سازی و ایجاد تفرقه به موفقیت بزرگی دست یافت و از آن پس حربه ی فرقه سازی و تفرقه در جامعه ی دینی تبدیل به بزرگترین نقشه های شیطان گردید.
اما جالب تر از آن این بود که حضرت موسی علیه السلام به طور قاطع و بدون هیچ مسامحه ای با این فرقه برخورد نمود و بنابر روایتی حضرت به امر الهی گوساله را ریز ریز کرد و به دریا ریخت و دستور داد از آب دریا بخورند وقتی از آن خوردند لب و بینی آنانی که گوساله پرستیده بودند سیاه شد و بدین ترتیب آنان که گوساله پرست شده بودند از دیگران مشخص گردید، حضرت فرمود که گوساله پرستان باید کشته شوند و آنها که گوساله نپرستیده اند به خاطر عدم انکار گوساله وگوساله پرستان باید با دست خویش پدر، مادرو فرزندان گوساله پرستشان را بکشند.وقتی این امر الهی صادر شد بنی اسراییل بسیار تضرع کردند و گفتند چگونه با دست خویش بستگان خود را بکشیم؟ گوساله پرستان نیز که از حکم الهی ترسیده بودند تضرع نمودند و از حق تعالی طلب عفو کردند و حضرت موسی علیه السلام نیز برای آنان از خدای متعال طلب مغفرت نمود و سرانجام خدای متعال فرمود:اگر می خواهند که آنان را ببخشم باید دعا کنند و مرا به حق محمد و آل طیبینش قسم دهند و چنان کردند و خدا نیز آنها را مورد مغفرت قرار داد.(حیات القلوب ج1 ص 691و692 )
از این واقعه تاریخی و همچنین حدیث فرقه ی ناجیه استنباط میشود که شیطان با حربه ی فرقه سازی و تفرقه ،امت سه پیامبر اولوالعزم یعنی حضرت موسی ،حضرت عیسی و پیامبر اکرم صلوات الله علیهم اجمعین را با مشکلات جدی مواجه نموده است .
این مختصری بود از تفرقه پراکنی های شیطان در امت حضرت موسی که البته با مطالعه ی دقیق تاریخ، خصوصا جریان سقیفه میتوان با لایه های دیگر این ایده و تئوری شیطانی در امت اسلام نیز آشنا شد .
2)ـ بررسی مفهوم وحدت و تفرقه درقرآن کریم و نهج البلاغه
الف)- سوره انفال آیه46: ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین . در این آیه ی شریفه خداوند متعال تفرقه و عدم وحدت را مایه ی فشل و سستی در مومنین و نتیجتا از بین رفتن ابهت وشکوه مسلمین می داند .
ب)- سوره حجرات آیه10:إنّماالمومنون إخوة فاصلحوا بین اخویکم.
آموزه ای که در این آیه ی کریمه وجود داردسعی بر ایجاد روحیه ی اخوت و برادری در جامعه ی دینی و دعوت مومنان به اصلاح روابط و دوری از تفرقه می باشد.
پ)- سوره آل عمران آیه 103: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا
در این آیه خدای تعالی دعوت به تمسک به حبل الله دارد.اما با چه کیفیتی؟ جمیعا،یعنی تمسک با حفظ وحدت .
ت)- در خطبه 127 نهج البلاغه امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:ایاکم و الفُرقة !فانَّ الشاذ من الناس للشیطان کما انَّ الشَّاذ من الغنم للذئب .حضرت در قالب مثالی شیوا می فرمایند آنچنان که گوسفند تنها و جدا شده ی از گله شکار گرگ است شخصی که از جامعه دینی جدا شود طعمه شیطان خواهد بود.
ث)- ألا من دعا الی هذا الشعارفاقتلوه و لو کان تحت عمامتی هذه.(خطبه 127نهج البلاغه)
برخی در تفسیر این فقره از نهج البلاغه گفته اند حضرت با این بیان می فرماید حتی اگر کسی با من هم پیمان
باشد را از این حکم استثنا نکنید و با او برخورد نمایید.
ج)- در خطبه ی 192حضرت ضمن اشاره به تاریخ بنی اسرائیل می فرمایند: فاعتبروا بحال ولد اسماعیل و بنی اسحاق و بنی اسرائیل فما أشدَّ اعتدال الاحوال و اقراب اشتباه المثال.
عبرت بگیرید از سرنوشت فرزندان اسماعیل و بنی اسحاق و بنی اسرائیل پس چقدر سرنوشت اقوام به هم نزدیک است.
تامَّلوا أَمرهم فی حال تشتّتهم و تفرّقهم ،در تفرقه و جدایی های آنها تامل و تفکر کنید که وجود عنصری به نام تفرقه چه بلایی را بر جامعه ی آنها وارد ساخت.
3)ـ هدف شیطان از تفرقه و فرقه سازی چیست؟
بدیهی است گروه،جامعه و ملتی که دچار تفرقه و اختلاف است نسبت به جامعه ای که دارای یک پارچگی و وحدت باشد بسیار نفوذ پذیرتر و آسیب پذیر تر خواهد بود.اگر قطرات آب را به صورت پراکنده به زمین بریزیم با تابش مختصر آفتاب بر آنها ،بخار و سپس ناپدید می شوند ولی اگر همین قطرات آب را به صورت منسجم در لیوانی آب بریزیم زمان بیشتری برای بخار شدن آنها توسط نور خورشید نیاز است ،لذا دشمن قسم خورده ی انسان یعنی ابلیس برای نفوذ در امت اسلامی و جامعه ی دینی همیشه در پی ایجاد تفرقه و اختلاف می باشد .
همفر جاسوس دولت بریتانیا در کتاب خاطراتش می نویسد: معاون در یکی از جلساتی که با او داشتم پیش از سفرم به عراق گفت :همفر تو میدانی که جنگ و درگیری برای انسان ها امری طبیعی است و از زمانی که خدا آدم را آفرید و فرزندان او هابیل و قابیل متولد شدنداختلاف بین انسانها در گرفت.
اینک می توانیم اختلافات انسان ها را به پنج دسته تقسیم کنیم :
1-اختلافات نژادی
2-اختلافات قبیله ای
3-اختلافات ارضی
4-اختلافات قومی
5-اختلافات دینی
پس تو آقای همفر باید با تمام قوا کوشش کنی تا روزنه ای برای افروختن آتش هرج و مرج و تفرقه بیابی و از آنجا کار خود را آغاز نمایی.(کتاب خاطرات همفر ص 31و32)
بدیهی است استعمار که هدفش تسلط بر ملتها است دنبال ایجاد تفرقه می باشد تا جوامع رانفوذ پذیر تر نماید و سر انجام بر انها مسلط گردد.
داستانی تخیلی ولی بسیار آموزنده را نقل می کنند که سه گاو سیاه ،سفید و سرخ در علفزاری زندگی می کردند وبه خاطر رفاقت و اتحاد آنها هیچ حیوان درنده ای توانایی دریدن و غلبه بر آنها را نداشت .روزی شیر حاضر در علفزار نقشه ای کشید و نزد گاو سیاه و سرخ رفت وگفت :گاو سفید رنگش از شما زیباتر است و به همین خاطر در طبیعت نمایان تر و محبوب تر می باشد اجازه دهید او را بخورم تا دیگران او را از شما برتر و بالاتر ندانند ،آن دو پذیرفتند و به این تربیت مرحله اول از نقشه شیر اجرا شد. روز بعد شیر به سراغ گاو سرخ رفت و گفت رنگ من و تو شبیه به هم است لذا به تو علاقه ای خاص دارم اجازه بده تا گاو سیاه را بخورم وتو به راحتی از علف های بیشتری بهره مند شوی و تناول کنی،گاو سرخ اندکی در فکر فرورفت و پذیرفت و به این ترتیب گاو سیاه نیز بلعید شد.
شیر که به اهداف خود رسیده بود و وحدت و یکپارچگی گاو ها را فروپاشیده بود روز بعد به سراغ گاو سرخ رفت و به او حمله کرد.در این حال بود که گاو سرخ با صدای بلند فریاد زد:ای حیوانات من آن هنگام خورده شدم که گاو سفید خورده شد.
هر چند این داستان تخیلی و ساخته ی قوه خیال است ولی به خوبی نشان می دهد جامعه ای که دارای وحدت و یک پارچگی باشد دشمن به راحتی نمی تواند در آن نفوذ کند و اهدافش را پیاده نماید مگر آنکه وحدت آنها را نابود نماید.
با توجه به مطالب ذکر شده به خوبی ضرورت پرداختن به فرقه های انحرافی و بررسی آسیب های شخصی و اجتماعی آنها توسط طلاب علوم دینی و نهادهای مربوطه روشن گردید.بدیهی است چنان چه با روش های صحیح و به صورت سازمان یافته با فرقه های انحرافی از جمله تصوف،وهابیت،بهائیت ،انجمن حجتیه و غیره برخورد نشود و مسیر برای گسترش فعالیت های این فرقه های انحرافی در جامعه ی دینی هموار باشد قطعا آسیب های متعددی را به همراه خواهد داشت که از جمله نفوذ پذیرتر شدن جامعه نسبت به حربه های دشمن و جداشدن مردم از ذیل پرچم ولایت خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر