بازهم “خمینی ستیزان”، سیاستهای “خمینی زدایانه” مضحک خود را پشت جدال برعلیه تصوف و عرفان اسلامی و فقر و درویشی مخفی میکنند !

کارمندان مایوس و منحوس اداره تکفیری فرق و ادیان یعنی همین دشمنان انسان و تکفیریهای مارکدار بخوبی واقفند که مواضع بنیانگذار انقلاب اسلامی – آیت  الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به “هندی”- در قبال اسلام ناب محمدی و تجلیِ خُطُواتِ آن در مرآتِ فقر و درویشی و تصوف و عرفان اسلامی تا چه اندازه بر محور تجلیل و بزرگداشت ” سلسله جلیله علویه رضویه نعمت اللهیه  گنابادی سلطانعلیشاهیه دور میزده است. با این حال هر روز گام جدیدی درراه حمله به تصوف و عرفان اسلامی و میراث معنوی آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به هندی برمیدارند. چرا ؟ چون این تکفیریهای اسلام ستیز قطارشان بر  رویِ ریلِ”خط  امام” حرکت نمیکند، بر روی ریلِ ” خط سعید امامی استالینیست” حرکت میکند. منبع ارتزاقشان همین جااست.



سایت پوشالی تکفیری فرقه نیوز درسلسله ادعاهای بی اساس خود اراجیفی  سخیف انتشار داده که فقط برای ثبت دشمنی این جماعت خمینی ستیز درتاریخ ثبت میشود:



دین اسلام که یک دین الهی و کامل برای تمام بشریت خصوصا مسلمانان است برای تک تک اعمال ما برنامه دارد که یکی از این برنامه‌ها سفارش به اعتدال و میانه روی در تمام کارها می باشد.

به گزارش فرقه نیوز:
دین اسلام که یک دین الهی و کامل برای تمام بشریت خصوصا مسلمانان است برای تک تک اعمال ما برنامه دارد که یکی از این برنامه‌ها سفارش به اعتدال و میانه روی در تمام کارها می باشد.
یکی از این برنامه ها عبادت خداوند متعال می باشد که در اسلام خیلی بدان سفارش شده به گونه ای که یکی از اهداف خلقت جن ها و انسانها عبادت خداوند متعال عنوان شده است که این عبادت هم باید معتدل و به دور از افراط و تفریط باشد.
یکی از جریانات انحرافی در اسلام که اهل بیت علیهم السلام نیز از همان ابتدای تشکیل این جریان به مخالفت با این جریان پرداختند تصوف است .
تشکیل این جریان انحرافی با زهد ورزی های فردی و افراطی حسن بصری و سفیان ثوری آغاز گردید تا اینکه در دوران امام صادق علیه السلام به عنوان مسلک و مذهب توسط ابوهاشم کوفی اعلام موجودیت کرد.
صوفیان در عمل به دین و عبادتشان غالبا به قرآن و سنت رجوع نمی‌کنند، بلکه بر اساس ذوق و میل خودشان اذکار و اوراد بدعت آمیزی را در پیش می‌گیرند و به جای استدلال به کتاب و سنت به حکایت ها و رؤیاها و کشف و شهود شیطانی استدلال می کنند.
یکی از دلایل انحراف این فرقه، اطاعت بی‌چون‌ و چرا، نسبت به شيوخ و اقطابشان است که هر فرقه ای از صوفیه شیخی دارد که او را شیخ طریقت می‌نامند که راه و روشی برای فرقه ترسیم می‌کند که با راه و روش فرقه دیگر متفاوت است .شیخ طریقت اختیار تام دارد و هر چه را که دستور دهد مریدان باید اجرا کنند و به او اعتراضی نمی کنند و بدین وسیله این شیخ، صوفی های آن فرقه را از صراط مستقیم دور می کند، تا جایی که گفتند مرید در برابر شیخ خود مثل مرده است در برابر کسی که او را غسل می دهد.
این عقیده‌ی صوفیان کاملاً برخلاف آن چیزیست که در قرآن آمده، که تاکید شده بر اطاعت و پیروی از خداوند متعال و رسول خدا و اولوالامر، که در روایات منظور از اولوالامر، ائمه معصومین علیهم السلام می باشند.
ممکن است برای بعضی ها این سوال پیش بیاید که اطاعت از شیخ و قطب در فرقه ی صوفیه چه فرقی با اطاعت و پیروی از مراجع تقلید دارد به گونه ای که اطاعت از قطب و شیخ در تصوف مذموم و حرام، اما نسبت به مرجع تقلید واجب است.
در جواب این افراد باید گفت که اطاعت و پیروی از مرجع تقلید فقط در فروعات و احکام است که به سفارش امام معصوم علیه‌السلام در زمان غیبت، بر مسلمانان واجب است، اما صوفیان صحت اعمال و عبادات و معارف را متوقف بر اجازه قطب می‌دانند که در غیر این صورت، آن عبادت را باطل و مورد قبول خدا نمی دانند، اگر چه با خلوص نیت باشد.
چنانچه ملاعلی گنابادی فرزند ملاسلطان موسس فرقه گنابادیه در این رابطه گفته است: مقلد ناچار است که در وقت عبادت مرشد را در نظر آورد، در حالی که در اسلام، عبادت و نماز ریایی، باطل بوده و هیچ ارزشی ندارد.
از دیگر انحرافات فرقه‌ی تصوف، غلو نسبت به قطب است که او را تا حد امام معصوم بالا برده و ولایتی همچون ولایت امام معصوم برای وی مطرح می‌کنند، و چون قائلند بر اینکه قطب، همیشه و در هر زمان یک نفر است، لذا در زمان غیبت، قطب را امام زمان خود می‌دانند.
مسئله‌ی دیگر درباره‌ی قطب این است که ولایت را اکتسابی می دانند، به‌گونه‌ای که هر کس می تواند خودش را به قطبیت برساند، در حالی که در نزد شیعه، امامت و ولایت فقط از طرف خداوند منصوب می شود و ولایت اهل بیت، منحصر در دوازده امام است
اما تصوف می گوید:
پس به هر دوری ولیی قائم است *** تا قیامت آزمایش دائم است
پس امام حی قائم آن ولی است *** خواه از نسل عمر خواه از علی است(مولوی)
بنابراین ولایت در نزد تصوف بدعتی بیش نیست و هیچگونه منشأ و خاستگاهی از آن، در روایات دینی نمی توان پیدا کرد .در فرقه صوفیه گنابادی گاهی این مقام تا خداوندی نیز بالا می رود.
ملا سلطان گنابادی در این مورد می‌گوید: صاحب ولایت کلیه مطلقه را الله توان گفت با این نظر و این لحاظ که فانی است، در جهت غیب بینی و علی توان گفت به آن اعتبار که مضاف به کثرات است و مستولی بر کل است و رب توان گفت که تربیت کل موکول با اوست و خالق توان گفت به اعتبار اینکه خالقیت حق تعالی به‌واسطه آن ظهور می‌یابد.
انحرافات فرقه صوفیه بیش از این مطالبی است که گفته شد، به‌گونه‌ای که در آداب و مسلکشان، اعمالی همچون رقص و سماع، کرامت تراشی، حجیت کشف و شهود، ریاضت‌های غیر شرعی، عشریه و … که در اسلام از این موارد مذمت شده و بعضا از بدعت‌های ساختگی است، رواج دارد./طاهری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر