عاشورا و یک تناقض بزرگ ؟!



شیعیان بر این باور هستند که امام سوم آنها حسین ابن علی،در برابر زور ،فساد و ستم یزید قیام کرد و برای این که یزید می خواست عقیده ی خود را بر او تحمیل کند و او زیر بار ستم نمی رفت، جان خود و فرزندان و یاران خود را در این قیام داد.

این البته باور زیبایی است و ان قیام ستودنی،انسانی و قابل دفاع و سرمشق گیری است.

اما اکثریت بزرگ همین شیعیان در ایران کشوری که همواره زیر ستم دیکتاتوری و سرکوب بوده،زندگی می کنند و در مواردی در برابر ستم حاکم،دست به قیام و انقلاب زده اما بار دیگر همان ستم به شکل جدیدتر و در نظام نو بازتولید شده است.
این اکثریت بزرگ اما در ماه محرم بیش از 10 روز به عزاداری می پردازند، زنجیر می زنند،قمه می زنند،بر سر خود گل می مالند،بی تابی می کنند،تعزیه می خوانند،دسته های سینه زنی به راه می اندازند و برنامه ی پلو،چلو خوری به راه انداخته تا انجا که قیمه ی امام حسین،زبانزد عام و خاص شده است!
در همین روزها،کشور و همه ی کار ها را تعطیل می کنند،بساط مداحی ها و دکان مداحان به شدت پهن و گسترده وداغ است و خیابان ها بسته، بلند گو ها با تمام توان در حال خواندن و خلاصه محشری بر پا می شود که نه به رژیم اخوندی محدود است و نه به رژیم شاهی منحصر.خلاصه تا بوده همین بوده است.
حال اما این پرسش منطقی مطرح است که ایا این کثیر جمعیت در باره ی همان حسین مداحی و روضه خوانی و سینه دری راه می اندازند یا این فقط یک نمایش و سنت تاریخی و ملی است!؟
اگر در باره ی همان حسین چنین بر سر و روی خود می زنند،کمینه باید قدری به خواست و ارمان او نیز نیم نگاهی داشته باشند.او شجاعانه در راه هدف خود که مقابله با ستم و زور و فساد بود ایستاد و مردانه جان خود را داد که نه تنها نیاز مند ترحم و شیون و بر سر و رو زدن و یقه دریدن نیست که قمه زنی و گل مالی و قیمه خوری و راه بندان کردن و جیغ و داد زدن از بلند گوهای رنگارنگ،ابدا در شان او و یارانش نمی باشد.
اگر ملتی تا این اندازه وفادار به فردی با ان ارمان بلند باشد،کمینه این است که در بین انها و بر امور انها ستم،فساد و بی رحمی حاکم نباشد و راه برادری و رسم قانونگرایی و بنای نیکو کاری حاکم باشد .
پس این همه هیاهو نه برای او که البته رسمی همه ساله و مذهبی است.به نام حسین و به کام دیگران است.
البته ان حسین و نه این که این روزها و توسط همین مردم پر هیاهو می شناسیم جمله ی تاریخی و زیبایی دارد. می گوید:
مردم سر سپرده ی منافع خود هستند و حق خواهی لقلقه ی زبان انها است. وقتی که بر انها فشار یا سختی وارد می شود،تعداد این حق خواهان بسیار اندک است(با اندکی تصرف در ترجمه ی جمله ی منتسب به ایشان.)

پیام دانشجو 

به مدیر مسئولی حشمت الله طبزردی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر