خمینی ستیزان پیرو اسلام کمونیستها، با جاسوسهای نفوذی داعش در قرارگاه ثارالله بیخوابی به سرشان زده !

تا زمانی که راه بر نفوذ جاسوسهای تکفیری داعشی در صفوف قرارگاه ثارالله بسته نشود، فرقه تکفیری خمینی ستیز به کار ایجادتفرقه درجامعه با هدف خمینی زدائی ادامه میدهد


نفوذیهای تکفیری داعش در قرارگاه ثارالله و مسلط بر اداره تکفیری فرق و ادیان اعضای یک شبکه سیاه مافیاییخمینی ستیز و خمینی زدا هستند که دیگر اسرار شعبده بازیهاشان برکسی پوشیده نیست. این خمینی ستیزهای تکفیری و نفوذیهای خط مقدم داعش در قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران از زور غیظ و غضب شبها خواب به چشمشان نمی آید. بجای بیداری اسحار و ذکر ودعای استغفار به درگاه پروردگار غفّار، نیمه شبها پُکی به وافور میزنند و خیالات و اوهام خودرا در قالب کلمات بطور دست و پاشکسته میبافند و روانه سایتهای ورشکسته و نکبت زده تکفیری خود -امثال سایت تکفیری بیچاره موسوم به فرقه نیوز- و سایتهای پوششی موازی میکنند!
اباطیلی که میگویند و خزعبلاتی که بیان میدارند -و نشاندهنده اذهان بیمار و تکفیری آنهااست- ارزشی برای جواب دادن ندارد. روشنگریهای لازم تاکنون مکرراً صورت گرفته و جوانان یکتاپرست و مومن و متقی خود را از جرگه این مافیای سیاه و تباهکار تکفیری کنار کشیده اند.

البته پیداست که این نفوذیهای تکفیری خمینی ستیز و خمینی زدا حاضر به ترک میدان لودگی نیستند، چون ماموران مزدور و جاسوسهای مامور تکفیریهای داعش در صفوف قرارگاه ثارالله هستند. نباید انتظار داشت که دست ازخرابکاری و جاسوسی و مزدوری برای تکفیریهای بیگانه بردارند. فرقه تکفیری ناچیزی هستند که با دغلکاران تکفیری امثال "سجادتنها" و مارمولکهای همپالکی اش- با نفوذ در رده های  اجرایی میکوشند مملکت را به تفرقه و تفرق بکشانند و اعتماد ملی و کلی را برهم بریزند. وقعی به نصیحتها و ملامتها و سرزنشهای رهبر نظام هم نمیکنند. فتاوی مراجع تقلید را نیز به بازی نمیگیرند، بلکه میکوشند تا هرجا که طرحهای توطئه آمیز شیطانیشان اقتضاء کرد  از مراجع در جهت تضییع حقوق خلق خدا و مومنان و عموم شهروندان حداکثر سوء استفاده را انجام دهند!


صوفیان عارف نما برگ برنده رژیم پهلوی برای تشکیل اسلام التقاطی
به روز شده در:
۰۲:۲۸ - ۱۳۹۵ یکشنبه ۶ تیر
به گزارش فرقه نیوز ؛ بدون شک در عصر حاضر جنجال برانگیزترین موضوع صوفیه، فرقه ای شدن آن و ورود مستقیم صوفیان عارف نما به عرصه سیاست است. آنچه که در کتب صوفیه و گزارشات تاریخی ذکر شده اشاره به این موضوع دارد که  اقطاب و بزرگان صوفیه براساس خط فکری خود هیچگاه به عرصه سیاست ورود پیدا نمی کردند و اصطلاحاً به سیروسلوک خود می پرداختند.[1] این عمل درست برعکس صوفیان عارف نمایی است که امروزه با وجود سر دادن شعار جدایی دین از سیاست[2] با تشکیل فرقه سیاسی تیشه بر ریشه عرفان به ظاهر اسلامی خود زدند و با پایمال کردن دیدگاه های تصوف قدیم برای جذب حمایت اربابان خارجی خود ادعای اقلیت مذهبی[3] کردند تا با رونمایی از فرقه سیاسی صوفیه اصالت های تصوف قدیم را در مسلخ گاه رسانه های معاند قربانی کنند.
شعار جدایی دین از سیاست توسط صوفیان عارف نما در حالی نواخته می شد که تا چندی قبل تقویت فرقه صوفیه گنابادیه و ارتباط تنگاتنگ اقطاب روحانی نمای این فرقه سیاسی با رژیم پهلوی به وضوح قابل مشاهده بود[4] و روز به روز افزایش می یافت و خط حرکت انقلاب مردمی ایران در مقابل این نقطه تاریک تاریخی قرار گرفته بود. تا شاهد ظهور اسلام التقاطی نباشند.
بدون شک مهمترین علت پیدایش این پیوند شوم به وجود آوردن اسلام التقاطی و ناتوانی رژیم پهلوی و استکبار جهانی در مقابل حرکت عظیم مردمی در تشکیل اسلام ناب محمدی و لبیک به ولایت فقیه و مراجع اعظام تقلید بود، رژیم پهلوی به خوبی می دانست که اعمال و کردار خاندان سلطنتی و قوانین اجرایی کوچکترین سنخیتی با اسلام ناب محمدی نداشته و برای توجیه و ربط دادن آنها به اسلام، راهی جز تشکیل اسلام التقاطی ندارد[5]
رژیم پهلوی برای تبعیت بی چون و چرای عوام و مشروعیت بخشیدن به رژیم فاسد خود با قرار دادن اقطاب عمامه بسر و مریدان آنها در بدنه رژیم شاهنشاهی به تکرار دوباره تاریخ پرداختند تا بار دیگر شاهد ظهور فرزندان حسن بصری در نظام حجاج بن یوسف ثقفی باشیم لَولَا سَیْفُ الْحَجَّاجِ وَ لِسَانُ الْحَسَنِ لَوُئِدَت الدَّوْلَةُ المروانیة فِی لَحْدِهَا [6] تا با تعریف جدیدی از ولایت شاهد موروثی شدن قطبیت در فرقه ای باشیم که حتی طبق منابع صوفیه در اجازه قطبیت ملاسلطان گنابادی اشکالات اساسی وجود داشت، به نحوی که می توان ادعا کرد اجازه ملاسلطان گنابادی تنها اجازه ای است که در آن از لفظ شاه به کار نرفته است.
دست و پا زدن صوفیان عارف نما برای رسمیت بخشیدن اجازه نامه ملاسلطان کار را به جای رساند که مصطفی آزمایش جاسوس فرانسوی صوفیه به صورت ناشیانه ای کار را خراب تر کرد و ثابت کرد جایگاه ملاسلطان حتی در مقام قطبیت تصوف فرقه ای هم نبوده است.
وی اجازه نامه ملاسلطان گنابادی را اینگونه بیان می کند: برادر مکرم آخوند ملاسلطان علی زید توفیقانه را مامور نمودیم که..[7] در کتاب ولایت نامه هم قطبیت ملاسلطان را به این نحو بیان می کند: توبه و تلقین ذکر یافته ام به دست آن کسی که نسبت به این ضعیف به منزله روح از تن بود و نجات دهنده این ضعیف بود[8]
سوالی که می توان در اینجا مطرح کرد این است که با توجه به بی اعتباری مقام قطبیت ملاسلطان چرا این فرقه موفق شد تا حدی جایگاه فرق قدیمی صوفیه را تصاحب کند؟
جواب این پرسش را می توان با بررسی زوایای مختلف رابطه شوم رژیم پهلوی و صوفیان عارف نما یافت به نحوی که فرقه ضاله بهائیت هم توانست با حمایت رژیم پهلوی جان تازه ای در جامعه بگیرد و گسترش پیدا کند.
تجارت به ظاهر عرفانی صوفیه با رژیم شاهنشاهی برگ برنده رژیم پهلوی در تشکیل اسلام التقاطی بود  و می توان از آن به عنوان پروژه اصلی سپاه دین رژیم شاهنشاهی نام برد، کهحضرت امام خمینی(ره) امام عشق و عرفان درباره عواقب خطرناک آن فرمودند:اینجانب به ملت محترم ایران اعلام خطر می کنم که اگر خدای نخواسته، ایادی اجانب و دشمنان اسلام در این مقصد شوم و کمرشکن توفیق پیدا کنند، اولا علمای اعلام و وعاظ و مروجین اسلام را کنار زده، و ثانیا اسلام و احکام آسمانی آن را محو و نابود می نمایند. خطر این سپاه نامیمون که باید در خدمت استعمار، جمیع حقایق اسلام را به نفع آنها توجیه و تاویل کند، بزرگترین خطری است که مسلمین و در راس آنها علمای اعلام با آن مواجه شده اند. آنها در تجربه های طولانی خود فهمیدند که علمای معظم اسلام و وعاظ محترم با مجاهدات پیگیر خود ملتها را به نفع اسلام و قرآن سوق داده هیچ گاه با تهدید و تطمیع به نفع دستگاه جبار و اجانب چپاولگر قدمی برنداشته اند، و با کمال قدرت پستهای خود را حفظ کرده و مساجد و مجامع را در خدمت قرآن کریم و اسلام عزیز در دست دارند، و اگر چند نفر معمم بی حیثیت و از خدا بی خبر به نفع دستگاه جبار قدمی بردارد، مطرود جامعه علمیه و جوامع اسلامی است. لهذا این نقشه خطرناک را کشیده اند تا به خیال باطل خود دست علمای اعلام و مبلغین را کوتاه کرده و اسلام را به وسیله عمال خود بازیچه قرار دهند و اساس دیانت را برچینند تا به مقصد خود که قبضه کردن تمام ذخایر کشور است برسند، و ملت مسلم را عقب مانده و استعمارزده نگه دارند[9]
پیش بینی امام خمینی (ره) مبنی بر کنار زدن علمای اعلام و مروجین اسلام ناب محمدی توسط این گروه با اعلام دخالت تاریخی نورعلی تابنده مبنی بر تقلید نکردن فقرا از آیات اعظام بهجت، نوری همدانی، مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی[10] زنگ خطر بازماندگان سپاه دین رژیم پهلوی را به صدا در آورد تا سخنان چندی قبل مقام معظم رهبری مبنی بر خطرات اسلام التقاطی [11] در مقابله و حذف اسلام ناب محمدی هشداری در فعالیت صوفیان عارف نما و گروه های مشابه آن باشد.

[1]در کتاب اورادالاحباب و فصوص الآداب نوشته ابوالمفاخر یحیی باخرزی با بیان خصوصیات صوفیه ضمن انتقاد شدید از برخی صوفیان عارف نما می‌نویسد: اخلاق صوفیه این است که بیان کردیم، نی آن‌که نادانان و متشبهان به این قوم گویند و کنند
[2] نابغه علم و عرفان،سلطان حسین تابنده، صفحه103-104 انتشارات حقیقت، تهران
[3] اتاق فکر این فرقه صوفیه گنابادیه در یک حرکت غیرمتعارف با شعار «دراویش جزو اقلیت‌های مذهبی ایران محسوب می‌شوند» خواستار جلب توجه خاص شبکه‌های غربی به این حزب سیاسی شدند.
[4] نابغه علم و عرفان،سلطان حسین تابنده،صفحه ۴۳۴،انتشارات حقیقت،روزنامه کیهان چهارشنبه ۱۲ شهریور/ ۱۳۷۶ شماره ۱۶۰۲۱ صفحه ۸ ستون اول تحت عنوان دزدان با چراغ،تجلی حقیقت در اسرار فاجعه کربلا ، تألیف حاج سلطان حسین تابنده (رضا علی‌شاه)،صفحه۳۲۶، انتشارات حقیقت
[5] رجوع شود به ماهانه تاریخ معاصر ایران موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اسلام ستیزی در عصر پهلوی
[6] حکومت در اسلام، ری شهری/صفحه ۲۰ به نقل از محمد غزالی در کتاب «مع الله» ، صفحه۱۷۱
[7] در آمدی بر تحولات تاریخی سلسله نعمت اللهیه، مصطفی آزمایش،صفحه132
[8] ولایت نامه،ملاسلطان محمد گنابادی،صفحه 241، انتشارات حقیقت، چاپ سوم
[9] صحیفه امام خمینی،جلد دو،صفحه397
[10] اردیبهشت 1395،خانقاه امیرسلیمانی تهران،جلسه آقایان
[11] دیدار مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌های علمیه استان تهران با رهبر انقلاب مورخ 25 اردیبهشت1395

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر