اسلام امريكايي و اسلام متحجر در كنار هم درتقابل با اسلام ناب یعنی چه؟!

منبع سایت جوان آنلاین- اطلاعات سپاه - بسیج / به قلم محمد اسماعيلي: «امام بزرگوار ما اسلام امريكايي و اسلام متحجر را در كنار هم قرار داد، هر دوي اينها در مقابل اسلام ناب قرار مي‌گيرند. آنها از اسلام ناب مي‌ترسند... به‌ظاهر، ائتلاف ضد داعش تشكيل مي‌شود اما خبرها و اطلاعات صحيح نشان مي‌دهد كه اين ائتلاف يك ائتلاف واقعي نيست... از آنها تعبير مي‌كنند به دولت اسلامي، يعني آن كساني كه با مردم آن‌جور رفتار مي‌كنند، بچه‌ها را آن‌جور نابود مي‌كنند، كودكان را آن‌جور فريب مي‌دهند و براي كارهاي انتحاري وارد ميدان مي‌كنند، دولت اسلامي‌اند! اسلام‌ستيزي يعني اين.»


اين بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار مسئولان نظام و سفراي كشورهاي اسلامي است كه به تلاش‌هاي نظام سلطه براي تخريب چهره اسلام اشاره دارند و از تمركز امريكا و متحدانش براي مبارزه با اسلام ناب كه مصداق واقعي آن جمهوري اسلامي ايران است سخن به ميان مي‌آورند.
بدون شك جمهوري اسلامي ايران بزرگ‌ترين چالش نظام سلطه طي چهار دهه اخير بوده؛ كشوري كه توانسته با گفتمان ويژه خود بسياري از افكارعمومي دنيا را به خود جلب كرده و اهداف غرب در بسياري از مناطق بين‌المللي و از جمله منطقه استراتژيك غرب آسيا را با مشكلات جدي روبه‌رو سازد. از همان آغاز شكل‌گيري انقلاب اسلامي متفكران غربي همگام با سياستمداران خود تلاش كردند تا با جلوگيري از تثبيت انقلاب از گسترش و نفوذ آن در ساير جوامع و به ويژه كشورهاي اسلامي منطقه جلوگيري كنند. 
به‌كارگيري صدها توطئه پيچيده و اختصاص ميلياردها دلار از بودجه سالانه ايالات متحده امريكا و برخي ديگر از كشورها با هدف براندازي حاكميت در ايران به همين جهت صورت گرفته كه تا به امروز نتوانسته مقامات سياسي غرب را به خواسته‌هاي خود نزديك سازد. 
در اين ميان، پروژه‌هايي نظير « اسلام‌هراسي»، «اسلام‌امريكايي» و «شيعه‌هراسي» به موازات ديگر سناريو‌‌هاي نظام سلطه براي تخريب وجهه اسلام و جمهوري اسلامي ايران به فراخور زمان در دستور كار سياستمداران امريكايي و انگليسي قرار گرفته است. 
رهبر معظم انقلاب سال 89 در سفر مهم خود به شهر قم از مصاديق تلاش‌هاي دنياي غرب براي تضعيف اسلام نام بردند كه مهم‌ترين آن ترويج «اسلام منهاي روحانيت» و «اسلام منهاي سياست» بود كه معناي دقيق‌تر آن ترويج سكولاريسم و ليبراليسم است. 
بي‌شك جريان سكولاريسم در ايران، بارزترين تهاجم فكري غرب به نظام اسلامي است و كارشناسان سياسي و ديني همگي بر اين نكته اذعان دارند كه اگر فرآيند سكولاريسم در ايران به كاميابي رسد، هر آنچه از حكومت ديني و انقلاب اسلامي و پي‌ريزي تمدن نوين اسلامي فراهم شده، از بين خواهد رفت. اين نكته‌اي است كه دنياي غرب به خوبي آن را درك و در تمامي طول اين سال‌ها براي تحقق آن در ايران تلاش كرده است. 

ضربه‌اي دردناك به غرب 
آن چيز كه در اين بين مسلم است اينكه جامعه مذهبي ايران هيچ‌گاه حاضر به پذيرش سكولاريسم در نظام خود نشده است. شايد مهم‌ترين عاملي كه باعث انزواي گرايش سكولاريسم در ايران شد، كوشش برخي از طلاب و روحانيون براي زدودن ديوار ميان دين و حكومت و كشاندن روحانيون به مبارزه سياسي به سود دين است. اسلام منهاي روحانيت و اسلام منهاي سياست، اسلامي است كه امريكا و دنياي غرب به دنبال آن هستند و جريان دنبال‌كننده اين دو تفكر يعني اسلام منهاي روحانيت و اسلام منهاي سياست همان جريان طراحي‌كننده پروژه‌هاي اتاق فكر استكبار دشمنان اسلام است. 
مسئله پيدايش قرائت و جرياني انحرافي از اسلام به نام اسلام امريكايي كه به دنبال جدا كردن روحانيت از اسلام و سياست از اسلام است، موضوعي بود كه در پيام‌هاي اواخر عمر امام خميني با حساسيت فراوان مورد تبيين و بازگويي و هشدار قرار گرفته است اما متأسفانه در اين مورد نيز همانند ديگر هشدارها و پيش‌بيني‌هاي آن مرد الهي، آنگونه كه بايد اين موضوع مورد توجه واقع نشد و در داخل كشور عمدتاً مسئله تقابل اسلام ناب و اسلام امريكايي به حد نزاع‌هاي سياسي جناح‌ها فرو كاسته شد. در حالي كه در ادبيات امام خميني مسئله رويارويي همه‌جانبه امريكا و غرب در قالب تقابل اسلام امريكايي و اسلام ناب محمدي(ص) به مثابه مركز ثقل رويارويي گسترده فرهنگي و سياسي آينده جهان اسلام با امريكا و غرب مطرح بود اما اگرچه رهبر معظم انقلاب نيز طي ساليان گذشته بارها با پيش كشيدن موضوعاتي نظير تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي سعي كردند خطر نفوذ اسلام امريكايي را گوشزد كنند اما با طرح مستقيم موضوع اسلام بدون روحانيت و اسلام بدون سياست در اجتماع آن سال مردم قم سعي كردند زنگ خطر اين هجمه را بيش از پيش به صدا درآورند و درسال 95 بار ديگر از تحركات خطرناك دشمنان و جريان غربگراي داخلي براي پيشبرد هدفي به نام اسلام امريكايي سخن به ميان مي‌آورند.



حضرت امام و اسلام امريكايي 
«اسلام امريكايي» براي اولين بار توسط امام خميني(ره) در فرهنگ سياسي جهان اسلام وارد شد كه در طول ساليان متمادي از سوي مقام معظم رهبري هم كراراً مورد توجه قرار گرفته است. در اصل اين گونه مي‌توان گفت كه اسلام امريكايي اسلامي است كه در پوشش اسلام راستين ظاهر شده و بي‌تفاوتي و سازشكاري با ظالمان و مستكبران را گاهي در لباس خشونت و تكفير و گاهي در لباس غرب‌گرايي و غرب‌زدگي به جهانيان نشان مي‌دهد و جز اختلاف‌افكني و ديواركشي بين مسلمانان ثمره ديگري ندارد. 
حكومت اسلامي بر دو مؤلفه اصلي «اسلام» و «مردم» استوار شده است، بنابراين هر جريان اسلامي كه فاقد عنصر اسلام - مبتني بر قرآن و ولايت - باشد را اسلام ناب نمي‌توان تعريف كرد و از سوي ديگر نظام‌هاي ديكتاتوري كه جايگاهي براي مردم در نظر نگرفته است را نمي‌توان در اين چارچوب ارزيابي كرد. بر همين اساس مهم‌ترين نماد و ويژگي اسلام امريكايي را بايد دوري از ولايت بيان كرد. 
مقام معظم رهبري در رابطه با لزوم وجود دو عنصر اسلاميت و جمهوريت در تحقق اسلام ناب بيان مي‌كنند: «اسلام امريكايي فقط آن نيست كه امريكا‌پسند باشد، هر چيزي كه خارج از اين اسلام ناب است، اسلام سلطنتي هم همين جور است، اسلام التقاطي هم همين جور است، اسلام سرمايه‌داري هم همين جور است، اسلام سوسياليستي هم همين جور است؛ اسلام‌هايي كه با شكل‌ها و رنگ‌هاي مختلفي عرضه بشود و آن عناصر اصلي در او وجود نداشته باشد، همه‌اش مقابل اسلام ناب است.»
ظلم‌ستيزي و ياري‌رساني به مظلومان از اصول اساسي فرهنگ اسلامي به شمار مي‌آيد اما برداشت معتقدان به اسلام امريكايي از دين اجازه نمي‌دهد كه فرد مسلمان در مقابل انديشه استكباري ظالمان و اقدامات عملي آنها مقابله كند و به جاي آن تئوري انفعال و بي‌تفاوتي نسبت به وقايع جهان اسلام را جايگزين كرده و تمركز در مسائل و دغدغه‌هاي شخصي را مسئله اصلي مي‌داند و آن را جايگزين تحقق امت واحده مي‌كند. بر همين اساس نه تنها سكوت و سازش در مقابل ظلم جايز شمرده شده بلكه توجيه و تطهير جنايات نظام سلطه نيز مسئله اولويت‌دار ديگر به شمار مي‌آيد، به طوري كه قتل عام مردم مظلوم سوريه، عراق، يمن و فلسطين و ديگر كشورهاي مسلمان با سكوت و بي‌تفاوتي و حتي توجيه وابستگان به اين جريان همراه مي‌شود. 

اسلام جهاد در مقابل اسلام اسارت
مقام معظم رهبري نيز ويژگي‌ها و تفاوت‌هاي اسلام ناب و اسلام امريكايي را بارها مورد توجه قرار داده‌اند، ايشان در يكي از سخنراني‌هاي خود مي‌فرمايند: «در انقلاب اسلامي، اسلام كتاب و سنت جايگزين اسلام خرافه و بدعت، اسلام جهاد و شهادت جايگزين اسلام قعود و اسارت و ذلت، اسلام تعبد و تعقل جايگزين اسلام التقاط و جهالت، اسلام دنيا و آخرت جايگزين اسلام دنياپرستي يا رهبانيت، اسلام علم و معرفت جايگزين اسلام تحجر و غفلت، اسلام ديانت و سياست جايگزين اسلام بي‌بند و باري و بي‌تفاوتي، اسلام قيام و عمل جايگزين اسلام بي‌حالي و افسردگي، اسلام فرد و جامعه جايگزين اسلام تشريفاتي و بي‌خاصيت، اسلام نجات‌بخش محرومين جايگزين اسلام بازيچه دست قدرت‌ها و خلاصه اسلام ناب محمدي (ص) جايگزين اسلام امريكايي گرديد.» ايشان همچنين يكي از مهم‌ترين اصول انديشه امام خميني را «اثبات اسلام ناب محمدي (ص) و نفي اسلام امريكايي» برشمردند. در پايان مي‌توان يك ويژگي ديگر را به مجموعه ويژگي‌هاي اسلام امريكايي اضافه كرد و آن اينكه در چنين منظومه فكري هم شعار مرگ بر امريكا و مخالفت صريح با سياست‌هاي اين كشور در منطقه و به ويژه در كشتار مسلمانان كشورهاي سوريه، يمن و عراق خودنمايي مي‌كند.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر