آش شله قلمکاری که جاسوسهای نفوذی بیگانه در قرارگاه ثارالله سپاه، برای تفرقه درجامعه میپزند!

شیطان پرستهای تکفیری نفوذی در قرارگاه ثارالله به مصطفی آزمایش تهمت جاسوسی میزنند
تکفیریهای نفوذی در قرارگاه ثارالله نه وقعی به آیت الله سیدروح الله خمینی میگذارند، نه اعتباری برای رهبری نظام قائلند.
خط مشیِ عناصر نفوذی در قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، اختلاطی از سَبُعیّتِ تکفیریهای "داعش" و سیاست بازیهای "معاویه وار "و تفرقه انگیزیهای "استعمارچیان کهنه کار "است!
فضاحت افشای کارنامه ننگین عناصر خمینی ستیز و خمینی زدای نفوذی در قرارگاه ثارالله امثال محمودرضاقاسمی - که تنها هنرش رَکَب زدن به قوه قضائیه برای عبور از "رهبری نظام" و به زیرپا انداختن احکام ایشان است- و محمدرضا انهاری -که به گسترش خانه های فساد به منظور فروپاشاندن پایه های خانواده ها شهره آفاق و انفس شده، و برای دستگرمی کاررا از خانه و خانواده خودش شروع کرده است- و زیردستان آنها در مجموعه های جورواجور فرقه تکفیری ضاله "ادیان و فِرَقیامروزه عالمگیر شده، و "داستانی است که بر هر سر بازاری هست"!
نشستن در پای منقل و وافور، قوه عاقله را موقوف و قوه واهمه را فعال و بیماری پارانویا را بخصوص در میان بیماران روانی مبتلا به "گسستگی روان" و روانپریشی و اسکیزوفرنیا بیش از پیش دامن میزند! نگاهی به مطالب مندرجه توسط این شیطان پرستان تکفیری پیشانی سیاه نفوذی در قرارگاه ثارالله خبر از بیماری حاد و مزمن آنها میدهد! دستهای پشت پرده خبیثی این طایفه تکفیری را در قرارگاه "ثارالله" نفوذ داده و هزینه تخریبی عظیمی برای نظام در سطح داخلی و بین المللی به بار آورده است.
این بیچاره های نفوذی تکفیری، قوتشان شهد تلخ خشخاش است که قُوّتِ تفکر به عاجل و آجل را از آنان سلب میکند،و ظرفیت استدلال و استنباطشان را به صفر تنزل میدهد! صم بکم عمی فهم لایعقلون! اینجاست که از سرِ بیچارگی در پیِ چاره میگردند، و بناچار برای هزارمین بار!! برچسب اتهامات کهنه و زنگ زده را به طور مستعمل به کار میگیرند؛ تا شاید بر درد جانکاهشان مرهم التیام بنهند، غافل از آن که بر زخم عمیقشان کوه کوه نمک کویری میگذارند. مدتهاست که دیگر صدای داد وفریادشان، شبیه به عربده کشیهایِ نیمه شبِ مستانِ جنون زده نیست، بلکه به زوزه های بلند و دردآلود روباه هائی مانسته است که پایِ تحرکاتشان در تله افشاگریهای پیاپی و صاعقه آسا گیر کرده و هرنوع امکان مانور برای شستن دستهای سیاه تبهکارشان از میان رفته است.
در طول سالیان رویارویی هرآنچه آنها بافته اند مبتنی بر دروغ و اتهام زنی و خیالبافی بوده - از قبیل نوشتن مقاله های پر از توهین و دروغ و پر از نسبتهای نادرست با ارجاع به منابع اختراعی و دروغین و ناموجود-، و هر چه در جواب خزعبلات خود شنیده اند مبتنی بر اسناد قوی و حجتهای غیر قابل انکار و مستند بوده است.
امروز مردم ایران و جهان بیش از پیش به رأی العین مشاهده میکنند که "إنَّ کیدَ الشیطانِ کانَ ضعیفاً"


تفکرات التقاطی از نگاه شهید مطهری و بزرگان فرقه سیاسی صوفیه

به روز شده در: ۱۲:۱۵ - ۱۳۹۵ جمعه ۳ اردیبهشت

تفکرات خاص نورعلی تابنده قطب صوفیه از جمله مسائلی است که همواره مورد هجمه درون فرقه ای و سطح جامعه قرار گرفته است و بدون شک ریشه این تفکرات خاص را می توان در مختصات فکری نهضت آزادی و جبهه ی ملی مشاهده کرد


به گزارش فرقه نیوز ؛ تفکرات خاص نورعلی تابنده قطب صوفیه از جمله مسائلی است که همواره مورد هجمه درون فرقه ای و سطح جامعه قرار گرفته است و بدون شک ریشه این تفکرات خاص را می توان در مختصات فکری نهضت آزادی و جبهه ی ملی مشاهده کرد.[1]

نهضت آزادی با توجه به التقاطی بودن گرایش های فکری اعضای خود از سوی امام خمینی(ره) طرد شد تا بیش از این موجب رواج تفکرات انحرافی و التقاطی در جامعه نشود. امام خمینی(ره) در این باره فرمود: نهضت آزادی و افراد آن از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامی آشنا نیستند[2] ضرر آن‌ها به اعتبار آن‌که متظاهر به اسلام هستند، از ضرر گروهک‌های دیگر حتی منافقین بیشتر و بالا‌تر است [3]

تفکرات التقاطی و انحرافی نهضت آزادی بعد از به قطبیت رسیدن نورعلی تابنده در فرقه سیاسی صوفیه رواج پیدا کرد و تا جای پیش رفت که این قطب سیاسی با اعتراف به التقاطی بودن سلوک به اصطلاح عرفانی و با تایید التقاطی بودن فرقه گنابادیه، از التقاطی بودن خود به نیکی یاد می کند: التقاطی یعنی از هر چمنی گلی بر داشتن[4].

مصطفی آزمایش جاسوس فرانسوی، یکی از افتخارات فرقه گنابادیه را التقاطی بودن آن می داند و در سخنی تامل برانگیز بیان می کند: یکی از افتخارات دراویش گنابادیه این است که می تواند با هر مسلکی خو بگیرد[5] همچنبن؛ نورعلی تابنده برای توجیه التقاطی بودن اعتقادات خود بیان می کند: بحثی که مطرح است این است که آیا می‌توان تصوف را مذهب خاصی یا مربوط به مذهب خاصی دانست یا نه؟ حق این است که تصوف مختص به مذهب خاصی نیست و بیان این ادعا که تصوف عین تشیع یا عین اسلام است سخنی سست و بی‌اساس است[6]

علامه مصباح یزدی تفکر التقاطی را مختص افراد ناآگاهی که سخت شیفته نظریات دیگران هستند می داند و بیان می کند: در نیم قرن اخیر، این نوع تفکّر در میان کسانى که از قوت فکر و قدرت تحقیق علمى لازم برخوردار نیستند، رایج بوده است.

کم نیستند افرادى که از یک سو مسلمان‌اند و در مقام سخن حاضر نیستند دست از تمامیت اسلام و عقاید دینی بردارند، امّا از سوى دیگر سخت شیفته نظریات دیگران در زمینه هاى مختلف‌اند و در عین حال نه در مسائل دینى تخصص لازم را دارند و نه در همه زمینه هایى که در آن به اظهار نظر پرداخته‌اند[7]

حال با توجه به ادعای فرقه سیاسی صوفیه مبنی بر تایید سلوک به اصطلاح عرفانی آنها توسط شهید مطهری[8] ادعای قطب فعلی این فرقه سیاسی را با استناد به سخنان شهید مطهری رد خواهیم کرد.

طبق دیدگاه شهید مطهری التقاط به مفهوم، گرفتن بخشی از یک تفکر یا مکتب و ضمیمه نمودن آن به مکتب دیگر است[9] شهید مطهری، خطرآفرینی و ویران‌گری جبهه التقاطی و تفسیر‌های مـنـحـرفانه را بیشتر از قدرتهای استکبار جهانی می دانست و بیان می کرد: خطر مهم و حساس, تحریف و تفسیرهای منحرفانه از احکام اسلام است[10] 

[1] برای اثبات ادعای فوق رجوع شود به کتاب خط سازش نوشته مجتبی سلطانی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی

[2] صحیفه امام خمینی،جلد21،صفحات 481و482

[3] همان

[4] جزوه صدو هفتاد رفع شبهات با گزیده‌هایی از سخنان نورعلی تابنده،دولتسرای تهران تاریخ 1 تیر 1387

[5] مصاحبه مصطفی آزمایش با برنامه بی بی سی فارسی

[6] نشریه عرفان ایران، مجموعه مقالات، دکتر تابنده صفحه ۱۳، تدوین سید مصطفی آزمایش، تهران، ۱۳۷۹

[7] مصباح یزدی، محمد تقى، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۳، دین و مفاهیم نو

[8] تصوف و عرفان از دیدگاه علمای متاخر شیعه،علیرضاعرب،فصل ششم و هفتم،انتشارات ضامن آهو

[9] ، التقاط و تحجر از دیدگاه شهید مطهری، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، صفحه ۱۹

[10] مطهری مطهر اندیشه ها, جلد یک، صفحه 134

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر