ناسازگاری میان زن و شوهر و انعکاس آن در قرآن مجید


 " واضرب لهم مثلا" برای مردم نمونه ای بیاور!

بحثی پیرامون نفیِ "برخورد فیزیکی" در قرآن مجید در چهارچوب حقوق خانواده و حقوق زن


                 
                                                                                        

قرآن مجید همه جا دستور به تشکیل کانونهای گرم و پرمهرومحبت خانوادگی داده و زوجین را به تقویت تفاهم اندرز داده است. تفاهم میان دو فرد که به عنوان زن و شوهر، مادر و پدر، اولیاء فرزندان،... مستلزم "جهاد اکبر" هریک از زوجین با "نفس اماره" خود اواست. اصل بر تفاهم است نه بر غلبه و زورگویی یکی از زوجین بر دیگری. این دستور قرآن و در انطباق با اصل اساسی "واقیمواالوزن بالقسط و لاتخسروا المیزان" است. البته که هر نفسی میل به زیاده خواهی و زیاده طلبی دارد. اما دستور قرآن آن است که هیچ کسی نباید برای خود وزن بیشتر نسبت به طرف مقابل در نظر بگیرد و حق او را پایمال نماید.

عده ای از مردها که چسبیده به عرف ها و عادتهای عصر جاهلیت بودند، نزد رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم- رفتند و از ناسازگاری زنانشان شکایت کردند و خواهان راه حل شدند!

این مقوله در قرآن مجید زیر عنوان مبحث "نشوز" مطرح شده است.

دستور قرآن بسیار صریح است. اجتناب از هرگونه رودررویی فیزیکی و اصطلاحاً "کتک کاری" میان طرفین که پایه های حرمت خانوادگی را میشکند و جایگاه پدر و مادر را در چشم فرزندان به دو موجود خشن فرو میکاهد و در تربیت آنها و شکل دادن به شخصیت آنها تاثیر معکوس میگذارد.

قرآن درپاسخ به مردان شاکی از همسران ناسازگار راه حل سه مرحله ای برای جلوگیری از هرگونه برخورد فیزیکی ارائه میدهد به صورت زیر: 

یک - باید در شرایط تندخویی یکی از طرفین، طرف مقابل کار را با خونسردی و نصیحت آغاز کند. نه با برخورد متقابل تندخویانه!

دو - درصورت عدم کفایت، باید از محل تقابل دور شد و فاصله گرفت. حتی تا ترک منزل و "بایکوت"اتاق خواب، تا زمانی که همه چیز آرام شود و جا برای گفتگو میان طرفین در شرایط دوستانه فراهم گردد. 

سه - اگر در این دو مورد، ناسازگاری حل نشد دستور سوم مطرح میشود که حالت "بایکوت" در "نفقه" را دارد. چنان که در کلامی منسوب به پیغمبر خدا(ص) تصریح شده است که  رسول اکرم در تشریح این آیه فرمودند باید در قسمت "نفقه" سخت گیری کرد تا مساله فیصله یابد. مطلقا نباید برخورد فیزیکی صورت گیرد، چون طرف مقابل محق در عکس العمل فیزکی است که کاررا به زدوخورد میکشاند، یا محق در اخذ "دیه" و جریمه و "قصاص" است. لاتضربوا نسائكم بالخشب فان فيه القصاص و لكن اضربوهن بالجوع و العری حتی تربحوا فی الدنيا و الاخره" ( همسران خود را با "تَرکه" (شاخه درخت از جنس چوب) مزنيد؛ زيرا منجر به قصاص می‌شود، ولی می‌توانيد آن‌ها را با قطع هزينه‌های زندگی تنبيه كنيد كه در دنيا و آخرت به نفع شما است."بحارالانوار، ج100، ص249، ح38.)

اما آیه مربوطه در سوره شریفه "نساء" میفرماید: "وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ" 


در اینجا بسیاری از اشخاصی که مخالف رعایت حقوق زنان بوده اند با سوء استفاده از موقعیت خود کوشیده اند تا واژه "واضربوهن" را به کتک زدن تعبیر کنند، که صددرصد مخالف "واژگان" و روح قرآن هردو است."ضرب" در واژگان قرآنی معادل زدن در واژگان فارسی است. اما زدن "فعل کمکی مکمل " است. مانند زدن دست، که خود دو معنی دارد. دست زدن هم به معنی لمس کردن است و هم به معنی کف زدن به منظور شادی کردن. زدن حرف یا حرف زدن به معنی سخن گفتن. الی آخر... در قرآن نیز ضرب به معنی زدن بکار رفته اما غالبا در معنای استعاری واژه مانند "زدن مثال". خداوند مثال میزند تا مردم بفهمند:" یضرب الله الامثال للناس"، فلان کس برای ما مثالی زد : "وضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم؟"، برای آنها مثالی بزن و نمونه ای ارائه کن: "واضرب لهم مثلا" الی آخر. باید دانست که اصول "ترکیب معمول وجاافتاده "ضرب المثل" در زبان فارسی، متخذ از فرهنگ اصطلاحات قرآن مجید به عنوان "ارائه نمونه" میباشد و ارتباطی به "زدن بدنی و جلدی" ندارد!  مثلاً در زبان عربی ضرب بالجدار (چیزی را به دیوار الصاق کردن) نشانه بی اعتنایی است: چنان که در ادبیات عرب گفته میشود"واضربوه بالجدار". فلان مطلب قابل اعتنا نیست، بدیوارش بکوب! در مجموع واژه "ضرب" در قرآن پنجاه و هفت صَرف شده است که مشتمل بر معانی استعاری متعدد در عصر و زمان نزول قرآن است.

اما نکته مهم دررابطه با این که در آیه مذکوره در آیه سی و چهار سوره شریفه"النساء"  "وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ..."  فعل ضرب به معنی کتک زدن و برخورد فیزیکی ( که باید توسط مرد در کانون خانواده برعلیه زن - از جهت  فیصله دادن به مشکلات خانوادگی بکار گرفته شود!!-) به عنوان یک مجازات اسلامی نیست آن است که "کتک زدن" به عنوان یک مجازات اسلامی در قرآن با واژه "جِلد" توضیح داده شده است، آن هم در مورد قضیه "زنای محصنه". یعنی در مورد "زنای محصنه"  قرآن با استفاده از صَرف فعل"فاجلدوا" دستور داده است و نه به صورت "فاضربوه"! که این حکم درست مخالف حکم به سنگسار و کشتن است و فقط مبتنی بر "جلد" است نه بر "رجم" ان هم در صورت اثبات جرم با شرایط خاص آن.

اما دلیل اقوی که مُخلِّ "جواز زدن زن توسط مرد" در آیه سی و چهار سوره النساء میباشد،  آن است که این حکم "فاضربوهُنَّ"  کلی و لابشرط و غیر مقید است و در نتیجه به معنی کتک زدن نمیتواند باشد. زیرا از نظر قرآن، هرگز هیچ فرد مذکری به عنوان" مرد" - به صِرف "مُذکّر بودن"  و در کانون خانواده به عنوان شوهر- عامل اجرای شریعت در قضیه اختلافات خانوادگی نیست که ید باسط و دست باز برای کتک زدن همسرش داشته باشد، و در صورت "نشوز و ناسازگاری"  تا آنجا که زورش میرسد و دلش میخواهد و هوای نفسانیش ارضاء میشود، او را زیر مشت و لگد بگیرد!! دستور شرع، مشروط به شرایط و دارای قید معین است. اگر بحث در" زدن کتک " میبود باید روشن میشد که چند ضربه جایز است زده شود، و با چه وسیله ای جایز است زده شود وبا چه وسیله ای جایز نیست زده شود (مثلا با چوب و چماق و شلاق و کمربند اگر زده شود اشکال ندارد، اما اگر با خنجر و چاقو و قمه و شمشیر و کارد و آلات و وسایل مشابه زده شود اشکال دارد!)، که مطلقا معین نشده و به آن اشاره نرفته است. و چون هر زدنی، ضرورتاً خوردنی در پی دارد این امر لازم می آورد که قرآن با دستور صادره بخواهد کانون خانواده را محل تخاصم و درگیری و کشمکش میان زن و مرد کند، که این مخالف روح وحی است.

به عبارت دیگر، کتک زدن، دو جهت دارد. یک زننده ضربه، دیگری خورنده ضربه! اگر کتک زدن جایز میبود لازم می آمد که قرآن دستور بدهد که مرد میتواند بزند و باید بزند، و زن باید بخورد و نباید عکس العمل نشان بدهد، که چنین دستوری خطاب به زنان صادر نشده است.

پس بطور قطعی درک میشود که کسانی که با تفسیرهای به رای و سلیقه ای میکوشند با سوء استفاده از نام دین سبب وهن دین مبین اسلام را فراهم آورند، و به خشونت و دیوانگی خود کلاه شرعی بگذارند، بر خلاف روح وحی و جهان بینی قرآن مجید و اصل رسالت رسولخدا محمدبن عبدالله صلی الله علیه، دروغ پردازی میکنند. خاصه آن که به فرموده قرآن مجید رسول اکرم ص همیشه برای مسلمانان و مومنان، الگو و "اسوه حسنه" معرفی شده اند، و هرگز گزارش نشده که رسول اکرم نسبت به همسر خود به خشونت و ضرب متوسل شده باشند!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر