عبای فرقه تکفیری "ادیان و فرق" لای در گیرکرده و عمامه از سرشان افتاده

چُرتشان پاره شده، چِرت و پرت میلافند و گزافه میبافند. بفرمودهء مولانا جلال الدین :

مه فشاند نور و سگ عوعو کند
 هرکسی بر طینت خود میتند

این دزدان و غارتگران بیت المال و مدرّسان شیاطین جن و انس، در بستر ناهموار دروغبافی، همچنان از "اسلام کذائی ناب و راستینی" دم میزنند که خودشان نمایندگی میکنند! یعنی مکتب غارت و چپاول و دنیاپرستی و کوهخواری و جنگلخواری و دریاخواری و کویر خواری و رودخانه خواری و بیت المال خواری و حق الناس خواری ... و ملاخور کردن همه چیز! وقعی به بی اعتنایی مردم ایران و جهان نسبت به خودشان نمیگذارند و توقعی ندارند که کسی عربده های آنها را چیزی بالاتر از "صوت الحمیر" یعنی "انکرالاصوات" بشمار آورد. اما نفیر میکشند تا وجه ساندویچ و ساندیسِ ماهیانه شان قطع نشود و سیگنالی از "حیات متزلزل و پر از ذلت و ضلالت" خود بدهند.

عربده کشیهایشان در سنگر خمینی ستیزی و خمینی زدایی است، اما برای نعل وارونه زدن از "منشور روحانیت آیت الله سیدروح الله الموسوی الخمینی" که از سال 1368 تاکنون آن را به سردابه فراموشی سپرده اند- نیز گاه و بیگاه- یاد میکنند!!! این خائنان به آرمان آیت الله سیدروح الله خمینی -که در زمان حیات ایشان، ظرف آب ایشان را نجس میشمردند، و در کوران مبارزات دست زمامداران سلسله پهلوی را می لیسیدند- برای طعنه به آیت الله سیدروح الله خمینی و پاره کردن عکس و خاطره ایشان، صوفیان صفاپیشه مورد تایید ایشان را، با بیشرمی پیرو سیاست درباری معرفی میکنند تا سند ننگین دیگری از خیانتکاریها و نمکدان شکنی های خود نسبت به میراث آیت الله سیدروح الله خمینی به ثبت تاریخ برسانند.

اراجیف مالیخولیائیشان ارزش توجه ندارد، اما برای ثبت در سینه تاریخ مکتوب بازنقل میشود.

فرقه نیوز- بخش صوفیه و دراویش- سجادتنها، بدون شک فتنه 88 آزمایش سختی بود که در آن بسیاری از خواص مردود شدند و کار آنها به جای رسید که بعد از فتنه هم امید اول فرقه های ضاله قرار گرفتند و در هر موقعیتی با بکارگیری الفاظ و القاب خاص به تحریک آنها می پرداختند.

فرقه سیاسی صوفیه که همیشه در خدمت سیاست درباری قرار گرفته است از خواصی که در فتنه88 حضور فعال داشتند به عنوان "رجل نامدار سیاسی کشور" یاد کردند و مصلحت فقرا را از آنها جویا شدند[1]تا ماهیت فتنه از سوی خواص چهره جدیدی به خود گیرد و حمایت سیاست درباری صوفیه ماهیت حقیقی این افراد را نمایان کند.

حال سوالی که می توان در اینجا مطرح کرد این است که چرا صوفیه ای که همیشه در خدمت سیاست درباری بود و مقابل انقلاب مردمی قد علم میکرد و شعار جاوید شاه سر میداد با وجود اصرار بر "جدایی دین از سیاست"[2] فتوا به وجوب حمایت از کروبی[3] دادند و در فتنه88 حضور فعال داشتند؟

فرقه سیاسی صوفیه با توجه به سیاست درباری خود بر این باورند که باید از افرادی حمایت کنند که منافع شخصی آنها تامین شود خواه این فرد مسلمان باشد خواه غیرمسلمان و ابن الوقت خواندن صوفیه هم به همین معناست.

برای نمونه سلطانحسین تابنده با نام طریقتی رضا علیشاه با وجود آنکه در رژیم پهلوی شعار جدایی دین و سیاست سر داد در زمان انقلاب اسلامی مهمترین ویژگی کاندید انتخابی از سوی فقرا را "منافع شخص" بیان کرد[4] وی در کمال ناباوری "دیانت" را آخرین ویژگی کاندید مورد نظر صوفیه خواند[5] تا اتاق فکر این فرقه وجوب حمایت از کروبی را دفاع وی از صوفیه بخوانند و به توجیه آن بپردازند.

مهدی کروبی با حمایت خود از فرقه صوفیه علاوه بر چشم پوشی از تمام آیات و روایاتی که در مذمت صوفیان عارف نما آمده است سطح سواد و بصیرت سیاسی خود را به نمایش گذاشت.

این حمایت در حالی صورت گرفت که کروبی به یقین در دروس حوزوی فرق بین عرفان و تصوف را حداقل مطالعه کرده بود و بدون شک یقین داشت که حامیان وی با مطرح کردن احکامی از جمله تجسم صورت قطب در عبادات، عشریه، غسل اسلام، سجده بر اقطاب و ده‌ها بدعت دیگر به بدنامی عرفان پرداخته اند و هیچ نشانی از عرفان اسلامی در این فرقه سیاسی دیده نمی شود.

فرقه سیاسی که مرید و مرید پروری در آن حرف اول را می زند و اقطاب با توجیهات غیردینی و ناسازگار با کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) بر فقرا تسلط پیدا می‌کنند و به فرموده حضرت علی (ع) فتنه دین در برابر دین قرار می گیرد[6] تا به تضعیف اسلام ناب محمدی بپردازند. در این فرقه سیاسی احساسات مذهبی عده‌ای از مریدان که تحلیل عمیق از عرفان ناب اسلامی ندارند و دین‌شناس واقعی نیستند، وسیله‌ای برای تقابل با اسلام ناب محمدی و ابزاری برای ایجاد تشنج و اغتشاش برای خوش خدمتی اربابان غربی خود قرار می گیرد تا چند صباحی به حیات ذلت بار خود ادامه دهند.

آری کروبی آبرو و سابقه خود را با 300 هزار رای ناقابل فروخت تا ثابت شود افرادی که برای حفظ آبروی از دست رفته خود شعار تقلب در انتخابات را سر دادند امروزه جزو مهره سوخته صوفیه سیاسی قرار گرفته اند و سیل حماسه نه دی آنها را به زباله دان تاریخ هدایت کرده است تا مجید محمدی یکی از مهره های موساد بعد از تجلیل از همنوای صوفیه سیاسی و کروبی بیان کند: مهدی کروبی نيازي نمي بيند تا شعارهاي مردم مثل نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران را به هم غزه، هم لبنان، جانم فداي ايران تغيير دهد تا به حاكميت بقبولاند او ضداسرائيلي است. او نيازي نمي بيند در مصاحبه با شبكه هاي تلويزيوني فارسي زبان خارج از كشور به مجري مؤدب و متين برنامه توهين كند، حضورش را در رسانه هاي خارجي با مواضع ضدامپرياليستي توجيه كند يا به اسرائيل بد و بيراه بگويد تا از سوي حاكميت به عنوان عامل اسرائيل يا آمريكا متهم نشود.[7]

امام خمینی رحمه الله علیه چه زیبا فرمود: آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانى‏ نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است [8]

پی نوشت:

[1] مجذوبان نور 6/12/94

[2] روزنامه اعتماد ملی وابسته به مهدی کروبی در تاریخ يكشنبه هفدهم خرداد ماه 1388

[3] رجوع شود به پند صالح، خورشید تابنده،یادداشت‌هایی از سفر به ممالک اسلامی، نابغه علم و عرفان

[4] خورشید تابنده، شرح حال رضاعلیشاه،نویسنده محبوبعلیشاه،صفحه727، انتشارات حقیقت

[5] همان

[6] خطبه50 نهج البلاغه

[7] روزنامه کیهان، ۲۲ تیرماه ۱۳۸۹

[8] منشور روحانیت، ۳ اسفند ۱۳۶۷ / ۱۵ رجب ۱۴۰۹

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر