تکفیری های فرقه موسوم به اداره تکفیری فرق و ادیان با مذبوحانه ترین شیوه از به قتل رساندن اصحاب عرفان

و تصوف اسلامی توسط جنایتکارانی که به تزویر لباس روحانیت برتن پیچیده اند دفاع میکنند.


فرقهء ضالهء تکفیریِ "فِرَق و ادیانی" در قم و خراسان دست به دامن آرشیوهای "کُنت دراکولا" در "سردخانهء کیهان" زده اند.


فرقه تکفیری  موسوم به اداره تکفیری فرق و ادیان در قم در روند خمینی زدایی و دشمنی آشکار با اصحاب عرفان و تصوف اسلامی چندی است دست توسل به دامن  جنایتکار نامدار و صوفی ستیز قرون اخیر یعنی آقا محمدکرمانشاهی تکفیری زده و آشکارا مینویسد که این آخوندتکفیری بارها به صدور فتوای قتل و کشتار پیروان مکتب فقر و درویشی و عرفان و تصوف اسلامی مبادرت جست. این یک دراکولا است که در وسط  اداره فرق و ادیان تکفیری سر از خاک برآورده و  دم و دنبالچه های تکفیری سعید امامی آن را احیاء میکنند!



ملاقات سید صدرالدین کاشف با آقا محمد علی کرمانشاهی

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ برخی از صوفیه و کسانی که مثل صوفیه فکر می‌کنند، بر این اعتقاد هستند که آقا محمد علی کرمانشاهی که به تکفیر معصوم علیشاه فتوا داد، با تفکر عرفانی مخالف بوده و با همه کسانی که مسلک باطنی داشتند، مشکل داشت، در حالی که شواهد تاریخی خلاف این موضوع را ثابت می‌کند. از شواهد مذکور ملاقات سید صدرالدین کاشف با آقا محمد علی کرمانشاهی است. در این ملاقات به مقتضای جو عمومی آن زمان اول آقا محمد علی انتقاداتی به سید صدر می‌نماید و سید صدر نیز با حوصله و متانت پاسخ آقا محمد علی کرمانشاهی را می‌دهند.

سید صدرالدین کاشف در سن ۲۱ سالگی صاحب ملکه استنباط شده، سپس به وادی عرفان و حکمت کشیده مـی‌شود و لذا از محضر علمای موطن خـویش و نـیز عـتبات عالیات استفاده کرده باشد، چرا که حوزه فقهی نجف و کربلا در آن زمان، در اوج پرباری بوده و بزرگانی چون آقا محمد باقر وحید بهبهانی، آقـا سـید مـهدی بحر العلوم، آقا شیخ جعفر کاشف الغطاء شـیخ یـوسف بحرانی و... را در خود جای داده بود و کمتر کسی در آن زمان توجهش از حوزه علمیه عراق منصرف می‌شد.

کاشف بـعد از ایـن زمـان، به اصفهان رو آورد، در آن اوان حوزه اصفهان از جهت فلسفی و عرفانی از رونق خاصی بـرخوردار بود، بگونه‌ای که شیفتگان و طالبان علوم حکمی و عرفانی،‌ از اطراف و اکناف، بدانجا روی می‌آورند. مرحوم کاشف نیز در اصفهان با آقا مـحمد بـیدآبادی آشـنا شده و از محضر وی استفاده می‌کند.

در عصر آقا محمد علی، کرمانشاه گروه‌های مختلفی را در خود جای داده بود، از جمله آنان فرقه‌هایی از سلاسل صوفیه بـودند کـه یکی از رؤسای آنان معصومعلی شـاه نـام داشت و مرحوم آقا محمد علی بگونه بی‌سابقه‌ای با تمام قدرت به مبارزه با این طائفه برخاست، به طوری که عده‌ای از آنان از جمله شخص مـعصوم علیشـاه به حکم آقا مـحمد عـلی به قتل رسیدند و بعضی دیگر نیز آن دیار را ترک گفته و به شهرهای دیگر راهی شدند.

در چنین زمانی که به مقتضای شرایط، تر و خشک، دستخوش ابتلاء می‌گردند معلوم است که دقت مردمان آنـچنان نـیست که بین افراد دقیقاً تمییز قائل شوند و سره از ناسره و خوب را از بد تشخیص دهند، بلکه در آن جو ضد صوفی‌گری مسلماً هر کس سری در عرفان داشت و بوی این سخنان از وی نیز استشمام می‌شد، راهـی هـمان دیاری مـی‌گردید که دیگران شدند.

کاشف دزفوی نیز تا آن زمان کتاب‌هایی در عرفان و علوم فقه همچون کتاب «مصباح الذاکرین» نگاشته و به عرفان شـهره گشته بود، لذا ورود آنجناب در آن شرایط بحرانی به کرمانشاه می‌توانست حادثه‌ساز و التهاب‌آمیز باشد. کاشف بـدون هـیچ‌نگرانی و خـوفی در کرمانشاه بر پدر وارد آمد، در همان نخستین ملاقات بحثی بین پدر و پسر در زمینه عرفان صورت گرفت که در آن بحث، پدر بیش از پیش بـه ‌ مـقام علمی فرزند خویش آگاهی یافت.

چنانکه گفته شد با اقتداری که آقا محمد علی داشـت بـه آسـانی درویشان خطه کرمانشاه را حبس و احیاناً به قتل می‌رسانید، بدون اینکه مانع چشمگیری برای او، در این مـسیر به وجود آید و از آنجا که غالباً در کنار حرکت‌های محقانه، بطور نامحسوس و زیرکانه‌ای حرکات بـاطل نیز نضج می‌گیرد و بـا تـوجه به شهرتی که آقا صدر الدین به عنوان یک عالم و مجتهد عارف مسلک پیدا نموده و در این زمینه نیز کتب او همچون «مصباح الذاکرین» در سطح زیادی پخش شده بود و نظر به اینکه اکثراً شخصیتهای ایـن چنینی از حسد حاسدان در امان نیستند و روی همین لحاظ احتمالاً نمّامی آنان و نیز سعی و دقتی که آقا محمد علی در جلوگیری از نضج دوباره فرقه صوفیه آنچنانی داشت، موجبات حصول بدبینی وی نسبت به مرحوم کـاشف را پدیـد آورد.

در این سـفر، مـسأله خاصی برای ایشان بوجود نیامد، فقط آقا محمد علی با مطالعه کتاب «مصباح الذاکرین» مرحوم کاشف،‌ ایراداتی بر آن وارد نمود. ولی آقا صـدر الدیـن در رسـاله‌ای تحت عنوان «قاسم الجبارین» عقاید خود را به رشته تحریر درآورده و اشکالات آقا مـحمد عـلی و کلیه تهمت‌های اعتقادی بی‌اساس دیگران را با کمال متانت و انصاف و با شرح صدری که مخصوص رجال نـورانی و الهـی مـی‌باشد پاسخ داد،‌ به طوری که در تمام طول پاسخ از جاده انصاف و ملائمت خارج نشده است.

با اطلاع از ملاقات سید صدر الدین کاشف که تمایلات عرفانی داشته و حتی در موضوع عرفان نیز کتابی در حد انتشار عمومی داشته است، شاهد هستیم که وی با آقا محمد علی کرمانشاهی ملاقات کرده، حتی در گفتگوی علمی شاهد وارد کردن اشکال و دفع آن هستیم، با این حال نفس ملاقات این دو نشان دهنده اطلاع داشتن آقا محمد علی کرمانشاهی از موضوع عرفان و تصوف بوده است و اینکه ایشان حکم به تکفیر معصوم علیشاه را داده‌اند، نمی‌تواند از روی ناآگاهی و ناآشنایی با موضوع و حکم باشد.

[۱]پی نوشت: [۱]. قایم مقامی سید عباس، مجله کیهان اندیشه، مهر و آبان ۱۳۷۰، شماره ۳۸، صص ۷۷

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر