اعتراف ناگزیر فرقه ضاله تکفیری "اداره فرق و ادیان" به خصومت آیت الله سیدروح الله خمینی

با "روحانی های احمق که از سر حماقت" کج کج راه میروند تا مُتدیّنتر به حساب بیایند!!

سایت تکفیری ضاله موسوم به "فرقه نیوز" وابسته به مرکز تکفیری ضاله فرقه گرای حق ستیز موسوم به "پایگاه حق پژوهی !! درخراسان" وابسته به فرقه تکفیری ضاله موسوم به "اداره فرق و ادیان" زیرمجموعهء"سازمان تبلیغات ضداسلامی" اقرار و اعتراف ناگزیر و رسواکننده ای به نفع تثبیت جایگاه منیع پیروان مکتب عرفان و تصوف اسلامی و تایید طریقت فقر و درویشی - یعنی جوهر اسلام ناب محمدی- از زبان و بیان آیت الله سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به هندی نموده، و مینویسد:
"باتوجه به شخصیت عرفانی امام خمینی (ره) تمام فرقه‌های صوفیه فعال داخلی سعی در تایید  خود توسط امام خمینی (ره) دارند ... امام فرمود: «در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! … خون‌ دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر (یعنی اجداد نفوذیهای فرقه گرا در "فرقه تکفیری اداره فرق و ادیان") خورده است هرگز از فشار‌ها و سختی‌های دیگران نخورده است.  حماقتِ روحانی (یعنی اجدادِ همین عمامه بسرهایِ جیره خوار فرقهء تکفیری "اداره فرق و ادیان")در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت  (یعنی همین اجدادِ همین آخوندهای قلابی فرقه تکفیری اداره فرق و ادیان) زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه داشت.  و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود … از همه شکننده‌تر، شعار گمراه‏‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) باطل است (یعنی همین شعاری که "منتظرالظهوری ها راه انداخته اند و نوار و لوح فشرده آن در دولت نهم و دهم دست به دست میگشت و بیست و چهارساعته بطرزی مضحک و تهوع آور در صدا و سیما نمایش داده میشد) و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آن‌ها را گرفت.» صحیفه امام خمینی، جلد‏۲۱، صفحه ۲۸۲

حالا به این فرقه گراهای تکفیری ضاله اداره "فرق و ادیان"، باید گفت و میگوئیم: همه این حرفها درست، اما به پیروان مکتب عرفان و تصوف اسلامی و طریقت فقر و درویشی چه ارتباطی دارد؟ آیت الله سیدروح الله خمینی وقتی راجع به حماقت روحانی متحجر انتقاد میکند، برروی کاغذ سرتیتردار دادستانی انقلاب اسلامی مرکز دستور صدور حکم حکومتی - خطاب به کلیه وابستگان به نیروهای امنیتی و انتظامی و کارکنان قوه مجریه و قضائیه- میدهد که براساس آن  بطور خلاصه قریب به چنین مضمونی اندراج می یابد: " جناب رئیس الفقرا آقای سلطانحسین تابنده و عموم پیروان ایشان در سراسر ایران تحت حمایت کامل نظام اسلامی هستند و هرگونه تعرض به حریم ایشان بلحاظ شرعی حرام و بلحاظ قانونی جرم به شمار میرود و مستوجب اشد مجازات است."

فرقه نیوز-بخش تصوف_سجاد تنها: یکی از شعارهای اصلی صوفیه سازش با تمام ادیان، مذاهب و فرق است و به اعتراف بزرگان صوفیه و مخالفین این امر باعث التقاطی شدن این سلوک پوشالی شده است و از این موضوع به عنوان صلح کل یا نشانه دوستی و سازش یاد می‌کنند تا در خرقه هزار رنگ خود به نام عرفان و اهلبیت اعتقادات شخصی خود را به نمایش بگذارند. نکته جالب این موضوع آن است که به خاطر این امر اختلاف شدیدی بین خود صوفیه وجود دارد تا از لفظ «فرقه» یا «سلسله» استفاده شود.عبدالحسین زرین کوب با اعتقاد به این موضوع در کتاب جستجو در تصوف ایران بیان می‌کند: در خصوص اینکه طرق تصوف را سلسله بنامیم و یا فرقه، اختلاف نظر عمیق و مسکوتی وجود دارد (۱) استاد شهید مرتضی مطهری هم در کتاب آشنایی با علوم اسلامی معتقد است که باید این طرق مختلف را فرقه خواند (۲)

در ابتدا به معنای فرقه می‌پردازیم تا ماهیت جدیدی از صوفیه به نمایش گذاشته شود و در ادامه به صورت مختصر به معرفی فرقه‌های صوفیه خواهیم پرداخت و در پایان علت این گستردگی را بیان خواهیم کرد.
مایکل لانگون روان‌شناس و مدیر اجرایی انجمن بین المللی مطالعات فرقه‌ای نکته قابل تاملی در تعریف فرقه اظهار می‌کند که امروزه به وضوح در بعضی از فرقه‌های سیاسی صوفیه مشاهده می‌شود: گروهی که به میزان زیادی اقدام به دستکاری ذهن می‌کنند تا منجر به سوء استفاده از اعضا شود و این امر گاهی باعث ایجاد صدمات روانی به اعضای فرقه می‌شود. (۳)
بنجامین زابلوکی استاد دانشگاه روتگرز هم در تعریف فرقه به سوء استفاده از اعضا اشاره و بیان می‌کند: در فرقه‌ها پتانسیل بالایی وجود دارد تا از اعضای خود سوء استفاده کنند و بخشی از این اتفاق به دلیل چاپلوسی اعضا نسبت به رهبران است، در واقع فرقه سازمانی ایدئولوژیک است که اعضا ازطریق روابط کاریزماتیک و انتظار وفاداری مطلق در کنار هم باقی می‌مانند. (۴)
در ادامه به صورت مختصر تعدادی از فرقه‌های صوفیه را از کتاب میراث صوفیه و طرائق الحقایق به شما مخاطبین فرهیخته معرفی می‌کنیم:
فرقه قادریه
منسوب به عبد القادر گیلانی (متوفی ۵۶۲ ه.) ملقب به قطب الاعظم. پیروان این مکتب وحدت وجودی هستند. و به محبت و خدمت شهرت دارند. اگرچه در اصل از بین حنابله برخاسته‌اند، اما تا حدود زیادی اهل تسامح و مسامحه بودند. در این طریقت به حفظ سنت و شعائر تاکید می‌شود و این طریقت در سراسر بلاد اسلامی منتشر شده است.
فرقه رفاعیه
منسوب به ابو العباس سیدی احمد رفاعی بصری (متوفی ۵۷۸) است که سلسله شیوخ آن به معروف کرخی می‌رسد. پیروان این طریقت جهانگرد و خانه به دوش و در کار ریاضت و تربیت و ترتیب ذکر، تندرو‌تر از قادریه‌اند.
فرقه بدویه
منسوب است به سیدی احمد البدوی (متوفی ۶۷۵) که آنان را احمدیه نیز می‌نامند. سلسله بدوی در مصر انتشار زیادی پیدا کرد. در یکی از جنگهای صلیبی که سن لوئی به مصر حمله کرد پیروان این سلسله مسلمین را به جنگ با مسیحیان تشویق می‌کردند. اما بی‌بند و باری و می‌گساری آن‌ها بعد‌ها از اسباب عدم توجه عامه مسلمین به آن‌ها شد.
فرقه سهروردیه
منسوب به شهاب الدین عمر بن عبد الله سهروردی (متوفی ۶۳۲ ه.) است که در تصوف طریقه‌ای معتدل داشت. وی عمل به فرایض دین را مقدمه وصول به حقیقت می‌شمرد. سلسله‌های جلالیه، جمالیه، زینبیه، خلوتیه و شعبه‌های متعدد و مختلف آن در آسیای صغیر، روشنیه در افغانستان از طریق سهروردیه نشات یافته‌اند. زکریای مولتانی، این طریقت را در هند رواج داد و پیروانی یافت.
سلسله شاذلیه
منسوب به ابو الحسن شاذلی (متوفی ۶۵۶ ه.) است. رعایت پنج اصل خوف ظاهری و باطنی، پیروی از سنت، عدم اعتنا به خلق، تسلیم و رضا، توکل در شادی و محنت، پایه اعتقادی این طریقت است. این سلسله در مصر و مغرب و بلاد عثمانی قدیم اعتبار تمام را کسب کرده است. سلسله‌های: جوهریه، وفائیه، مکیه، هاشمیه، عفیفیه، و قاسمیه، خواتریه در مصر و سلسله‌هایی مثل شیخیه، ناصریه، حبیبیه، و یوسفیه در مغرب، از آن منشعب شده‌اند.
فرقه نقشبندیه
منسوب به خواجه بهاء الدین محمد نقشبند (متوفی ۷۹۲ ه.). نقش بندیه خود شاخه یی بوده‌اند منشعب از سلسله خواجگان که منسوب بوده است به خواجه احمد عطاسیوی معروف به حضرت ترکستان. بعد‌ها این سلسله در هند، مخصوصا در دوره اقتدار مغول هند، نفوذ داشت. پیروان این طریقت در آغاز، طرفدار زهد و فقر و سادگی بودند و اندیشه وحدت وجودی داشتند، اما بعد‌ها برخی از آنان به مدح گویی و مال اندوزی روی آوردند.
فرقه چشتیه
این سلسله را معین الدین چشتی (۶۳۳) به وجود آورد. که شیخ فرید الدین شکر گنج (متوفی ۶۷۰ ه.) و شیخ نظام الدین اولیاء (متوفی ۷۲۵ ه.) از اخلاف وی هستند.
فرقه شطاریه
منسوب به عبد الله شطار (متوفی بین ۸۱۸ و ۸۳۲ ه.) است سخنان او یادآور سخنان بایزید و حلاج است. این طریقه در سوماترا و جاوه نیز پیروانی دارد.
فرقه مولویه
منسوب به جلال الدین محمد بلخی رومی معروف به مولوی (متوفی ۶۷۲) که دو فرقه پوست نشینان و ارشادیه از آن برخاسته‌اند. پیروان این طریقت، معتقد به وحدت وجود هستند و توجه به وجد و سماع، قول و ترانه از مختصات این طریقت است. مولویه در عهد دولت عثمانی‌ها کسب نفوذ کردند و بعد از روی کار آمدن جمهوری ترکیه نفوذ خود را از دست دادند و اکنون فقط در حلب و بعضی بلاد کوچک باقی ماندند.
فرقه بکتاشیه
منسوب به حاجی بکتاش ولی (متوفی ۷۳۸ ه.) این طریقت در حدود قرن هشتم هجری پیدا شد و در ترکیه در روزگار سلاطین عثمانی رواج یافت. در آداب و عقاید این فرقه، هم صبغه تشیع است و هم نوعی گرایش به تاویل و مسامحه. بعضی آداب و رسوم هم از تاثیر و تقلید نصارا در بین آن‌ها رواج یافته است. کلاه سفید، احترام به ادیان، مبارزه با ظلم، از خصوصیات آنان است.
فرقه نعمت اللهیه(صوفیه گنابادی)
منسوب به شاه نعمت الله ولی (متوفی ۸۳۵ ه.) عقیده به وحدت وجود افراطی از مختصات این طریقت است. چند طریقه از این سلسله منشعب شده است که در ایران پیروانی دارد.
فرقه ذهبیه
منسوب به میر عبد الله برزش آبادی که طریقه او از طریقت کبرویه جدا شده است و تا حدی رنگ غلو دارد و مانند سلسله نعمت اللهیه به تشیع منسوب است.
بدون شک مهم‌ترین عامل به وجود آمدن فرقه‌های صوفیه در ایران تحرکات استکبار جهانی در فضای داخلی برای ایجاد تفرقه و تضعیف اسلام ناب محمدی است.اقطاب و شیوخی که برای بدست آوردن شهرت و مقام بازیچه دشمن شدند و از نام عرفان و اهلبیت برای جذب مریدان استفاده کردند و دائما شعار «جدایی دین از سیاست» سر دادند ولی این شعار را در زمان‌هایی به کار می‌بردند که برای شاه ملعون پهلوی و طاغوت‌های زمان فایده داشته باشد و در زمان برپایی حکومت اسلامی در مقابل انقلاب مردمی ایستادند و از طریق سایت‌ها و رسانه‌های معاند خود همسو با جریان استکبار مواضعی سیاسی اتخاذ کرده و با ایجاد تشنج و برجسته کردن بعضی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی به مبارزه عملی پرداخته تا خوراک رسانه‌های غربی را تامین کنند و چند صباحی به حیات خود ادامه دهند.باتوجه به شخصیت عرفانی امام خمینی (ره) تمام فرقه‌های صوفیه فعال داخلی سعی در تایید سلوک پوشالی خود توسط امام خمینی (ره) دارند ولی فراموش کردند که اقطاب به ظاهر روحانی صوفیه در زمان پهلوی همراه با فقرای این فرقه شعار جاوید شاه سر دادند و مقابل انقلاب مردمی با محوریت امام خمینی ایستادند تا جای که امام فرمود: «در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! … خون‌ دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشار‌ها و سختی‌های دیگران نخورده است. وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه داشت و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود … ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه‏‌کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) باطل است و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آن‌ها را گرفت.» (۵) 
پی نوشت:
۱- جستجو در تصوف ایران، عبدالحسین زرین‌کوب، نشر امیرکبیر، ۱۳۸۵، صفحهٔ ۱۱۰
۲-  آشنایی با علوم اسلامی، ج ۲، استاد شهید مرتضی مطهری، مشاهیر صوفیه، ناشر حوزه، صفحه۳
۳-  برگرفته از مقاله دکتر سید رضا موسوی، نگاهی نو به عرفان و تصوف
۴-  همان
۵-  صحیفه امام خمینی، جلد‏۲۱، صفحه ۲۸۲
نهضت آزادی، سازمان سیا، نورعلی تابنده!


    ارتباط نهضت آزادی و عباس امیرانتظام با سازمان جاسوسی آمریکا غیرقابل انکار است. این در حالی است که نورعلی تابنده قطب فعلی فرقه صوفیه روزی در نهضت آزادی به فعالیت سیاسی عیله جمهوری اسلامی ایران مشغول بوده است.
    به گزارش فرقه نیوز، - ۱۳۹۴ دوشنبه ۹ آذر بررسی اقدامات و جاسوسی‌های عوامل نفوذی استعمار در حوزه سیاسی تاریخ ایران، نشان از آن دارد که یک ویژگی مشترک در بین آنها وجود داشته و آن عدم چشم‌پوشی از قدرت استعمار در جهت پیشبرد چرخ محرک کشور و سرسپردگی محض به ایشان است.این وابستگی به حدی زیاد بود که افراد، آگاهانه و یا از سر بی‌اطلاعی در همان مسیر و پازلی حرکت می‌کردند که سرپل‌های استعمار برای آنها پیش‌بینی و تعریف کرده بودند.جریان ملی مذهبی و در پی آن گروهک نهضت آزادی، از جمله عواملی بودند که روند تاریخی‌شان و با عملکردشان بر مولفه‌های مذکور مهر تایید می‌زنند و از این گروه می‌توان بعنوان یکی از جریان‌ها و کانال‌های نفوذ آمریکایی‌ها در داخل ایران نام برد.از جمله عوامل شاخص گروهک نهضت آزادی که در دولت موقت نیز نقش معینی داشت، «عباس امیرانتظام» است. از وی می توان به‌عنوان یکی از عوامل شناسنامه‌دار آمریکا در جریان پیش و پس از انقلاب اسلامی فعالیت داشته است، نام برد.«عباس امیر انتظام» فردی‌ست که بیش از ۳۰۰ صفحه از اسناد لانه جاسوسی را به خود اختصاص داده و نقش‌آفرینی او در نفوذ میان اعضای شورای انقلاب و انتقال اخبار لحظه به لحظه آن به سفارت و عوامل آمریکا مسئله مشهودی است. البته وی اسناد لانه جاسوسی را برای تبرئه خویش جعل شده قلمداد می‌کند و در عین حال رابطه خود با آمریکایی‌ها را در آن زمان قانونی می‌داند.بر اساس اسناد بدست آمده، «عباس امیر انتظام» با اسم‌رمز «اس. دی. پلاد/۱» با آمریکایی‌ها ارتباط داشته است. اسناد بدست‌آمده درباره امیرانتظام پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، اسناد رشته‌شده‌ای بود که به همت نیروهای انقلابی رشته‌های مرتبط به هم چسبید و اسناد کامل ایجاد شد. این اسناد تشریح‌کننده ادامه طرحهای عملیاتی سیا در ارتباط با تبادل اطلاعات با دولت موقت به ریاست بازرگان است. دو نکته اضافه بر آنچه در کتاب آمده در این اسناد وجود دارد: ۱- اینکه امیر‌انتظام از اوائل دهه ۱۳۴۰ با سیا و مامور سابقه دار سیا جرج‌کیو ( آدلسیک) ارتباط داشته است. ۲- در رابطه با فرستادن امیرانتظام به عنوان سفیرکبیر ایران در استکهلم، دو هدف از سوی گردانندگان نهضت آزادی (دولت موقت) دنبال می‌شده؛ یکی اینکه او از سوی دولت موقت مامور برقراری تماس مجدد با سیا و تبادل اطلاعات باشند و دیگری جذب ایرانیان مقیم اروپا برای بازگشت به ایران.متن‌های ذیل به چند سند کوتاه از اسناد لانه جاسوسی درباره « عباس امیرانتظام» اختصاص دارد که به مدل ارتباطی وی و نحوه بهره‌گیری آمریکایی‌ها از عنصر مهم دولت موقت اشاره می‌کند. اسناد ذیل بدون دخل و تصرف در جهت ارائه شفاف ارائه می‌شود:گزارش‌های لحظه به لحظه به آمریکایی‌ها از موقعیت امام و تصمیمات شورای انقلاب:
    ۵۷/۱۱/۷ از: سفارت آمریکا تهران محرمانه ۱۵۱۴ ۳۰ ژانویه ۴ ۷۹ به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری رونوشت: سفارت آمریکا پاریس موضوع: برگشتن (امام)خمینی در انتظار تأیید ارفرانس ۱ تمام متن محرمانه است. ۲ مقام ارشدنهضت آزادی انتظام به مسئول سیاسی ساعت،۱۳/۳۰ به وقت محلی تلفن کرد که بگوید توافق با دولت انجام گرفته. تنها مانع ماندن (امام)خمینی تقبل ایرفرانس در انجام پرواز مخصوص است انتظام اشاره کرد (صحیح) که فرودگاه تهران باز است و احتمالاً الان دولت ایران تأیید نهایی خودش را به ایرفرانس میدهد. نهضت آزادی امیدوار بود که تائید نهایی بعد از ظهر یا عصر حاصل گردد (امام) خمینی با شنیدن تقبل، پاریس را شب ۳۰ ژانویه ترک می‌کند و ۳۱ ژانویه حدود ساعت ۸:۳۰ به وقت تهران می‌رسد. برنامه‌ها کلاً همانهایی هستند که قبلاً برنامه‌ریزی شده بودند (مراجعه به تلگراف) خمینی وارد می‌شود کمیته منتخب از او استقبال می‌کنند. بعد به بهشت زهرا از طریق شهیاد می‌رود (سخنرانی دارد). او بعد از سخنرانی در آرامگاه به محلش می‌رود تا ملاقاتیها را که علما و شاید نخست‌وزیر بختیار و کابینه او باشند ببیند. او دو یا سه روز در تهران می‌ماند قبل از این که به قم برود.
    دیدار انتظام، یزدی و بازرگان با مامور سیا
    ۳۱ مرداد ۵۸ اعضاء سری از: تهران ۴۳۹۹۶ به: با حق تقدم به رئیس هشدار شامل منابع و شیوه‌های اطلاعاتی است. حساس “اس. دی. پلاد” عطف به: رئیس ۴۹۸۱۸۳ ۱- در ۳۱ مرداد بیدن کوپف مدت دو ساعت بازرگان، یزدی و انتظام را درباره اوضاع منطقه توجیه نمود. کاردار و رایزن سیاسی نیز در جلسه حضورداشتند. طول مدت جلسه قرار بود یک ساعت باشد و سؤالات متعدد مطرح شده نشان می دهد که … مقبول افتاده است. ۲ -پس از توجیه، بازرگان از طریق انتظام اظهارداشت امیدواراست جلساتی مشابه هردو ماه یک بار با بیشتر… اگر ضرورت خاص پیش آمد ٬ ارائه شوند. به بازرگان گفته شدجواب به این درخواست پس از مشورت باواشنگتن ازطریق کاردار به دست خواهدرسید. بعدانتظام گفت: امیدواریم سازمان شماروابط خود را بامابهبود بخشد ٬ درست همان طورکه کشورهایمان باکوششهای کاردار ودکتریزدی روابط خودرا بهبودبخشیده اند. ” انتظام ضمن ادای این گفته… کنار بازرگان بود ( بازرگان آن قدر انگلیسی می داند که معنای این حرف را فهمیده باشد). ولی دلیلی نیست که این گفته از طرف بازرگان بوده باشد. بیدن کوپف ارتباط خود با سیا* را آشکار نکرد و مستقیماً به این حرف پاسخ نداد. بیدن کوپف با کنار گذاشتن حرف انتظام از جانب آدلسیک معذرت خواست که نتوانسته بیاید و انتظام گفت که وضع او را درک می کند و مشتاق دیدار وی در استکهلم است. انتظام گفت اول شهریور از تهران به استکهلم عزیمت می کند و می خواهد کمی پس از مراجعت با آدلسیک دیدارکند. انتظام امروز با(امام)خمینی درقم ملاقات داشت و ممکن است … با ارزش داشته باشد. ۳- بدون پرونده تا تاریخ ۳۱ مرداد ۷۸ در بایگانی ضبط شود. تماماً سرّی سرّی از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ ۹ آوریل ۷۹ /۲۰ فروردین ۵۸ محرمانه به: وزیر خارجه واشنگتن تهیه شده: توسط ناس موضوع: ملاقات با معاون نخست وزیر ” امیرانتظام” ۱ – تمام متن محرمانه است. ۲ – دو روز پیش (۷ آوریل) ٬ برای عرض ادب با امیرانتظام معاون نخست وزیر ٬ یک ملاقات داشتم. او را مطلع ساختم که بر مبنای ملاقات اخیر وزیر (آمریکایی) و کاردار جدید ایران در واشنگتن و همچنینمکالمه های اخیر من در وزارتخانه ٬ ایالات متحده علاقه مند است روابط خود را با ایران به حالت عادی برگرداند و من نیز متذکر شدم که علیرغم تغییرات انقلابی که در ایران به وقوع پیوسته ٬ منافع مشترک می تواند پایه های روابط خوبی در آینده باشد. استقلال ٬ ثبات ٬ تمامیت ارضی و پیشرفت اقتصادی ایران برای ما دارای اهمیت شایانی است. ۳ – همچنین به او گفتم به خاطر برخی دلایل ٬ از زمان انقلاب تا کنون روابط ما در سطح پایین و محدودی بوده است. مهمترین این دلایل این بوده که آبروریزی و مشکل و دردسری در روند روزمره دولت جدید پیش نیاید. من متذکر شدم که در این دوره مسئولیتم از ارائه نظریاتی که او و دیگران در مورد گامهایی که هر دو طرف در جهت عادی کردن روابط می توانند بردارند ٬ قدردانی کنم. و نیز پیشنهاد کردم که گفتگوهای بیپرده ای در اینجا و در واشنگتن داشته باشیم و اجازه ندهیم که سوءظنها عمیق تر شود. برای نمونه به تبلیغاتی اشاره کردم که شوروی در سراسر ایران براه انداخته و در آن آمریکا را متهم به دخالت در کردستان و ترکمن صحرا نموده است و مطبوعات ایران نیز این تبلیغات را تکرار می کنند. آیت الله خمینی خود نیز اخیراً گفته که عوامل آمریکا مسئول ناآرامیها در این دو ناحیه هستند. من ازاوخواستم که به آیت اللهاطمینان بدهند که علاقه اصلی آمریکا به استقلال و تمامیت ارضی ایران است و اینکه در حال حاضر و در آینده عملی در جهت بی ثباتی ایران انجام نخواهیم داد. ۴ – امیرانتظام گفت که دولت وی نیز همچنان خواهان روابط خوبی با آمریکاست و در عین حال خواهان روابط خوبی با سایر کشورها می باشد. او متذکر شد که بازرگان اخیراً این تمایل را به طور علنی اظهار داشته است. او گفت در عین حال ایالات متحده باید این را درک کند که در طول ۲۵ سال، دولت ۱۳۳۲ (علیرغم خواست مردم) آمریکاوابستگی نزدیکی با رژیم سلطنتی سابق داشته و در سال ۱۹۵۳ شاه را به قدرت رساند. به همین دلیل این موضوع قابل درک است که احساسات ضد آمریکایی در ایران شدید و گسترده باشد و عادی کردن روابط می بایست با دقت صورت گیرد. او از اطمینان خاطری که آمریکا در مورد درگیر نبودن در حوادث ناراحت کننده داد، سپاسگزاری نمود و اظهار امیدواری کرد که این موضوع حقیقت داشته باشد. ۵ – در مورد مسایل دیگری که با معاون نخست وزیر مورد بحث قرار گرفت، به طور جداگانه گزارش خواهد شد.
    ارتباط ها در روزهای منتهی به انقلاب
    ۱۴۴۷/ از: سفارت آمریکا شماره: ۱ ۱/ ۲۹/ به: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: ۷۹ ۵۷/۱۱/۹ استمپل) STEMPEL: گزارشگر بخش سیاسی سرّی موضوع: نهضت آزادی مجدداً برای معامله با دولت ایران تلاش می کند ۱ -کلیه متن محرمانه است. ۲- خلاصه: ۳- امیر انتظام ( نهضت آزادی) تقاضای ملاقات با مأمور سیاسی (استمپل) را کرد (و بر ضرورت آن تأکید کرد، حتی پیشنهاد کرد که شرایط سخت امنیتی در رستوران کاروانسرای سفارت باشد.) در صبح ۲۹ ژانویه اوخشم نهضت آزادی رانسبت به تیراندازی دو روز گذشته بیان کرد و گفت: نهضت آزادی تعداد کشته ها را در ۲۷ ژانویه ۴۳ نفر و تعداد زخمی ها را ۳۰۰ نفر گزارش داد. او همچنین اضافه کرد که پلیس در سنندج یورش وحشیانه ای در ۲۸ ژانویه بعد از کشته شدن یک پلیس روز قبل کرد و به طرف ۲۰۰ نفر تیراندازی شد.( نظریه: این ارقام احتمالاً بالاست). انتظام گفت: که خود او شخصاً شنیده است که نخست وزیر درخلال ملاقات ۲۸ ژانویه بعد ازخواندن گزارش ساواک که پلیس را مسئول حوادث اخیر معرفی کرده به ارتش دستور دستگیری کامل پلیس سنندج را داده است. ۴ – کارمند سفارت اضافه کرد که به نظر می رسد که به خاطر حوادث دو روز گذشته مضطرب و پریشان است ٬ اما اطلاعات ما نشان می داد که فعالیت های دو روز توسط دیگران شروع شده اند نه به وسیله نهضت آزادی. انتظام گفت: که نهضت او معتقد است که تیراندازی ۲۷ ژانویه در دانشگاه را عوامل حزب توده شروع کرده است ولی سنگ اندازی روز ۲۹ ژانویه توسط عوامل تحریک کننده دولت صورت گرفته است. انتظام گفت ولی مقصر اصلی خشونت دولت است واین مسئله راه حل مصالحه با (امام) خمینی را به هم زده. مأمور سفارت گفت: شاید گروه سومی تلاش می کنند که راه سازش را ببندند. گفتگوهای طولانی در مورد علل خشونت واینکه درگیریها به خشم و کین افزوده بود و مانع راه حل سیاسی شده بود انجام گرفت. ۵- انتظام گفت: در حال حاضر مشکل این است که (امام) خمینی بختیار را به خاطرخونریزی ها طرد وتکذیب خواهد کرد، علی رغم این، نهضت آزادی درصددملاقات با ژنرال مقدم و ژنرال قره باغی در روز ۲۹ ژانویه است تا تلاش خود را به منظور بازگشت (امام)خمینی به سلامت ادامه دهند. مصاحبه مطبوعاتی بختیار در صبح روز ۲۹ ژانویه کمکی به وضع فعلی نکرد اماحداقل یادآور شد که فرودگاه باز است، انتظام شدیداً آمریکا را تحت فشار گذاشت تا از ارتش بخواهد که بر روی مردم آتش نگشایند وازروشهای دیگری برای کنترل جمعیت هرگاه که لازم باشداستفاده کند. این مسئله ممکن است امکان اصلاح اوضاع را افزایش دهد. حتی اگر چنین نیز باشد انتظام خوش بین نبود. کارشناس سفارت بی پرده به انتظام گفت: که به نظر آمریکا جنبش اسلامی می بایست با ارتش و یا دیگران سازش می کرد که در غیر این صورت ممکن است آنها قربانی توطئه عده ای بشوند که به دنبال خشونت و آنارشیسم، نه آرامش بودند. ۶- امیرانتظام گفت: این مسئله مهم است که (امام) خمینی به ایران آورده شود و افراد واسطه کنار گذاشته شوند. مأمور سفارت پرسید: که منظور اشخاصی که در پاریس هستند، می‌باشد؟ انتظام خیلی با دقت جواب داد یزدی خوب است و او ( انتظام) مدت زیادی است که او را می شناسد. مأمور سفارت نسبت به بقیه همراهان (امام)خمینی نظر انتظام راخواست، و روشن است که او چیزی را نمی گفت مگر چیزهای خوب و بنابراین هیچ چیز نگفت. رهبران مذهبی داخل کشور و نهضت آزادی خیلی میانه روتر از گروه پاریس هستند، موقعیت مملکت را بهتر درک می کنند و احترام سالمتری برای توانایی های چپی های رادیکال دارند تا گروه پاریسی. مأمور سفارت نهضت آزادی راتشویق کرد که مناسبات راترتیب دهد. انتظام گفت: اوخودش مقام مسئول نهضت آزادی است که با بختیار مذاکره کرده است و مایل است که هرگاه ضرورت داشته باشد، مجدداً آن کار را بکند. فعلاً نهضت آزادی فعالیتش را در ایجاد تفاهم با نیروهای امنیتی متمرکز کرده است. مذاکرات با این نتیجه که نهضت آزادی به تلاشهای خود برای رسیدن به توافق خواهد افزود و آنهایی که باعث در هم شکستن توافق می شوند، شناسایی خواهد کرد و آمریکا هم خواهان عدم خشونت در مقابله با مردم خواهد شد، پایان گرفت. / امپراطوری دروغ
    ارتباط نهضت آزادی و عباس امیرانتظام با سازمان جاسوسی آمریکا غیرقابل انکار است. این در حالی است که نورعلی تابنده قطب فعلی فرقه صوفیه روزی در نهضت آزادی به فعالیت سیاسی عیله جمهوری اسلامی ایران مشغول بوده است.
    عباس امیرانتظام و نورعلی تابنده قطب فعلی دراویش

    هیچ نظری موجود نیست:

    ارسال یک نظر