یک چشمه از فرافکنیهای شناعت بار و مفتضح فرقهء ضاله تکفیری موسوم به "اداره فِرَق و ادیان"

فرقه ضاله تکفیری موسوم به اداره فرق و ادیان -که سنگر دین ستیزان معاند اسلام و مسلمانی، و یاپگاه پیروان سعید امامی شده- در یک فرافکنی شگفت انگیز، پیروانِ مکتب فقر و درویشی و طریقت عرفان و تصوف اسلامی را متهم به "غلو" نموده است! این درحالی است که همه خبرگزاریهای جهانی اخبار مُضحکی را که حکایت از غلّوِ تکفیریهای ضلالت پیشه "مسلط بر "اداره فرق و ادیان" و نفوذی در "سازمان تبلیغات اسلامی" دارد نقل کرده و به این مَضحکه بیسروته ادعایی از ته دل خندیده اند که "فلان کس در لحظه بیرون آمدن از شکم مادرش نعرهء "یاعلی" کشیده است"!
جالبتر این که این یاوه گویان -که رفاقتشان و شیوه تعریف و تمجید کردن از ولینعمتهایشان از صدهزار دشمنی و خصومت خطرناکتر است- بازهم نعل وارونه میزنند و میکوشند تا آبروی دیگران را  در مرداب بی آبرویی خود،  بریزند!
طرفه تر آن که این شیادان، این اباطیل بیخردانه را درهم می آمیزند تا به عنوان "آش کشک خاله" در نمازجمعه ها به خورد خلق الله بدهند، بدون آن که کسی از این همه اراجیف بافی از  آنها بازخواستی بکند!


انحراف در دوران جدید
جریان "غلو" در فرقه هایی همچون تصوف

این داستان بروز شده از صدر اسلام تا کنون تا حدی پیشرفت داشته است که سرکرده و قطب همین فرقه های وابسته به تصوف و دراویش حتی ساده ترین احکام الهی و دینی خود را ندانسته و در انجام این فرائض دچار خطاهای بسیار آشکار می شوند.

به گزارش موسسه راهبردی دیده بان، هر فرقه ای از فرق اسلامی که درباره پیغمبر(ص) و یا کسانی دیگر قائل به الوهیت، یا حلول خدا درآن ها شده و یا نبوت را در شخص دیگری بداند، از زمره غلاة به حساب می آید.

غلات یا غلاة اسم کسانی است که درباره علی (ع) و فرزندانش غلو کرده و آنها را به الوهیت یا نبوت ستوده باشند.این مهمترین شباهت میان جریان منحرف فرقه ای غلات با دراویش و تصوف است که در هر دوی این جریانات، صفات مخصوص به خدا و پیامبر و امامان بزرگوار را به قطب و سرکرده خود می دهند و در بیان تعاریف از آنها هر آنچه می توانند غلو نموده و جالب اینکه در برابر این افراد حقیر سجده بندگی نموده و آنها را قبله ی حی خود میدانند.

درسرتاسر قرآن کریم بر این نکته تأکید شده است که خداوند، سراسر جهان هستی را به تنهایی آفریده و تمام موجودات جهان را روزی می دهد.در آیات بسیاردیگری تأکید شده است که پیامبران مردمانی عادی بودندکه مانند همه مردم دیگر زندگی کرده و درگذشتند.

قرآن به خصوص درباره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تذکر می دهد که او یک انسان عادی است که فرق او با دیگر مردم آن بود که وحی الهی را از خدا برای رسانیدن به بشر دریافت کرد.

تاریخ ائمه معصومین مواجه بود با اندیشه ها و تفکرات و جریان های انحرافی است که در برابر اندیشه ناب دینی و الهی قد علم می کردند. یکی از مأموریت ها و رسالت های ائمه معصومین علیهم السلام مقابلۀ با این اندیشه های انحرافی و تنقیح و اصلاح این تفکرات باطل بود.

درطول دوران غیبت، نیز همانند دوران دیگر امامان( ع) شاهد بروز جریان ها و تفکرات بسیار زیادی بوده ایم. این مدت زمان طولانی که از غیبت کبری می گذرد، جامعۀ اسلامی اعمّ از جامعۀ شیعی و سنّی با اندیش های انحرافی زیادی روبرو بوده است، تفکرات زیادی به نام دین، وارد جامعه شده و درصدد تحریف دین و یا استحالۀ دین برآمده است.

هر چند علمای بزرگ، مراجع و اساتید بزرگوار درصدد مقابلۀ با اندیشه های انحرافی برمی آمدند و شهدای بسیاری از روحانیت و علمای بزرگ از صدر اسلام تا دوران غیبت و از دوران غیبت تا امروز، جانشان را در راه مقابلۀ با اندیشه ها و تفکرات انحرافی نثار و فدا کرده اند.

دوران معاصر و در صد سال اخیر به طور خاص با جریان های فکری بزرگی مواجه بوده ایم. قطب بندی های دراویش و صوفیه یکی از مصداق های این جریان انحرافی است.این جریانات تا مراحلی پیشرفته اند که به نوعی حتی از غلات هم جلوتر رفته و در مسیر بطلان خود همچنان پیشرو هستند.

از دیگر شباهت های میان دو جریان انحرافی گذشته تا کنون دنیا طلبی و جذب مرید و مرشدی در هر دو گروه است.ناگفته نماند که این غلو سازی ها در میان دراویش برای دوشیدن افراد ساده لوحی است که در دام این فرقه ها گرفتار شده اند.

این داستان بروز شده از صدر اسلام تا کنون تا حدی پیشرفت داشته است که سرکرده و قطب همین فرقه های وابسته به تصوف و دراویش حتی ساده ترین احکام الهی و دینی خود را ندانسته و در انجام این فرائض دچار خطاهای بسیار آشکار می شوند.

نکته دیگر استفاده از نام مولای متقیان علی (ع) است که تنها لق لقه ای در دهان افراد وابسته به این فرقه می باشد و مریدان آنها قطب های خود را از نسل امامان دانسته اما در مقایسه ای نا برابر حتی کمترین احترام ها را در قبال امامان (ع) در برابر قطب های خود نداشته اند.

دنیای امروز و جبهه گیری قدرت ها و نیز بعد از رنسانس و رنگ فلسفی گرفتن بسیاری از مسائل زمینه ساز بروز اندیشه ها و تفکرات گوناگونی شد. جهان اسلام هم به طور قهری و طبیعی تحت تأثیر این جریانات فکری انحرافی قرار گرفت و دستخوش بحرانها و مشکلاتی شد. در این زمینه علمای بزرگی در تاریخ معاصر منادی بیداری دینی بودند؛ فریاد دفاع از اسلام ناب را سر دادند و مدافع آن شدند.دفاعی که اکنون هم بعد از گذشت سالها همچنان ادامه دارد.

این دفاع در برابر افرادی است که مردم عادی را در حد مقام امام و گاهی حتی بالاتر در حدود جایگاه خدا دانسته اند.مهم تر اینکه غلات جدید یا همان دراویش اکنون بازیچه هایی در دست سیاستمداران و استعمارگران شده اند که هرزگاهی از آنها استفاده هایی می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر