تقابل با بدعت سیاه سایت تکفیری ضاله "دیده بان" وابسته به اداره تکفیری فرق و ادیان

روش های شناسایی ترفندهای شیطانی جدید شیطان پرستان محفل سعیدامامی نفوذی در اداره تکفیری فرق و ادیان در قم برای تحریف و تخریب جهان بینی آیت الله سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به هندی و لگد مال کردن میراث معنوی ایشان مندرجه در "منشور روحانیت" و ستیزه با اسلام ناب محمدی و طریقت فقر و درویشی و مکتب تصوف و عرفان اسلامی از طریق تشبث به اراجیف مرجفونی امثال نویسنده فن شستشوی مغز و کتاب "فرقه ها در میان ما" یعنی "مارگارت تالر سینگر" آمریکایی



روش‌های شناسایی و مقابله با فرقه‌های انحرافی 

پدیده فرقه‌های عرفانی، به عنوان آفتی مهم فرا روی نظام اسلامی است که نیازمند بازپژوهی و آسیب‌شناسی عمیق و همه جانبه و گسترده است و جا دارد چهره‌ها و نهادهای فرهنگی با روش‌های علمی و آماری به تبیین زوایای مختلف آن همت گمارند.

موسسه راهبردی دیده بان، فرقه و فرقه‌گرایی یکی از معضلاتی است که طی سال‌های اخیر در کشور ما در حال رشد و گسترش بوده است. فرقه‌ها، گروه‌هایی هستند که با فاصله گرفتن از اعتقادات رایج و مرسوم در یک جامعه به تدریج به انزوا کشیده می‌شوند و ماهیت خویش را در جدایی از جامعه تعریف می‌کنند. 

در چند دهه اخیر مهم ترین جریانی که چالش جدی برای نظام استبداد جهانی ایجاد کرده، جریان معنویت‌گرایی و بازگشت به دین براساس مدل اسلام اهل بیت(ع) است. در مقابل این جریان فرقه‌های عرفانی با هدف مدل‌سازی برای جلوگیری ازگسترش معنویت در غرب و مقابله با دین و دین‌گرایی و ایجاد جریان موازی در مواجهه با مدل جمهوری اسلامی بوجود آمده‌اند. در واقع این فرقه‌ها وظیفه دارند تاروند وضعیت سلطه‌گرایانه غرب را تداوم داده و گفتمان سلطه پذیرانه در حیات طبیعی معاصر جهت مقابله با اسلام ناب محمدی(ص) را استمرار دهند.

پدیده فرقه‌های عرفانی، به عنوان آفتی مهم فرا روی نظام اسلامی است که نیازمند بازپژوهی و آسیب‌شناسی عمیق و همه جانبه و گسترده است و جا دارد چهره‌ها و نهادهای فرهنگی با روش‌های علمی و آماری به تبیین زوایای مختلف آن همت گمارند.

فرقه چیست؟ 

فرقه در لغت، به معنای طایفه، گروه و دسته‌های جدا شده ‌از مردم می‌باشد. فرقه در اصطلاح از معانی و تعریف‌های مختلفی برخوردار است که برخی از آنها را بازگو می‌کنیم:

تعریف اول 

«نیبوهر»، فرقه را تشکیلاتی با شرایط معین و خاص می‌داند که معمولا به جریان مخالف جامعه گرایش دارد. به تعبیر دیگر فرقه واژه‌ای است که بر گروه یا حزبی دلالت می‌کند که نظریات و پیشوای مشترکی دارند.

تعریف دوم

این واژه در زبان فرانسه در آغاز به گروهی از افراد اطلاق می‌شد که اعلام می‌کردند از آیینی خاص پیروی می‌کنند، اما بعداً معانی محدودتری یافت:
1. تجمع خاص اشخاصی که به آیینی گرویده‌اند ولی توسط همگان به رسمیت شناخته نشده و در نهادهای اساسی جامعه قرار نگرفته‌اند.
2. گروهی که به عمد خود را از جمعی وسیع و اصلی و یا سلسله اندیشه‌ها و باورهایی خاص، جدا ساخته‌اند. در این معنا، فرقه در برابر «سازمان دینی»قرار می‌گیرد.

3. در معنای اصولی فرقه انقطاع و یا دست کم طرد از یک آیین است که آن آیین از نظر جامعه شناختی تباه گشته و از نظر انسانی منحط شناخته شده است.

تعریف سوم

امروزه در فرهنگ سیاسی غرب برای فرقه، واژه (‏Sect‏)(1) را به کار می‌برند و برای مسلک از عبارت (‏Cult‏) استفاده می‌کنند. در فرهنگ لغت آکسفورد برای واژه (Cult)‎ تعبیری از شیفتگی و وفاداری نسبت به یک فرد آمده است. این واژه از دهه 1960 میلادی وارد ادبیات غرب شد. امروزه نیز ما با پدیده ‏(Cult)‎‏ درکشور خویش مواجهیم.(2)

تعریف چهارم

«مارگارت تالر سینگر» در کتاب فرقه‌ها در میان ما به عبارت «روابط فرقه‌ای» برای بیان دقیق‌تر عملکردهایی که در یک فرقه در حال جریان است اشاره نموده است. روابط فرقه‌ای عبارت است از روابطی که در آن یک فرد آگاهانه افراد دیگر را (با استفاده از روشهایی) وادار می‌کند تا به طور کامل یا نسبتاً کامل در خصوص همه تصمیمات مهم زندگی وابسته به او باشند و به این پیروان اعتقادی اینطور القا می‌نمایند که او دارای استعداد، نبوغ یا دانش ویژه‌ای است.(3)

در کل می‌توان اینگونه بیان کرد که اساساً منشاء ایجاد فرقه‌ها از کثرت‌گرایی است و درک متفاوت از باورهاست که افراد را به سمت فرقه‌ها سوق می‌دهد. فرقه، واژه‌ای از ماده فرق به معنای جداشدن و گسستن است و به عبارت دیگر فرقه‌ها برای فاصله گرفتن توده‌ای از مردم با عقاید مشترک از باورهای اساسی جامعه است.

بررسی سه فاکتوررهبر(نقش و نحوه عملکردآن در فرقه)، ساختار(روابط بین رهبر فرقه، با پیروان و مریدان) و بازسازی فکری(برنامه‌های خاص مجاب کردن استثماری و راهکاری فریب افراد جهت جذب و ورود در فرقه) به ما اجازه می‌دهد تا طبیعت فرقه‌ای یک گروه باوضعیت معین آن را فارغ از سیستم اعتقادیش ارزیابی کنیم و در نتیجه با شناخت این سه فاکتور درک و فهم ما نسبت به این موضوع گسترش پیدا خواهد کرد.

انواع فرقه‌ها

بعد از رنسانس و شروع اصلاحات در غرب، دنیا شاهد بروز و ظهور جنبش‌ها و فرقه‌های جدیدی بود؛ که می‌کوشیدند اذهان توده‌های مردم را به خود جذب نمایند. فشار نامعقول چندصدساله کلیسا در قرون وسطا به نام دین و توحید این فرصت را به فرقه های التقاطی میداد تا با توجیه افکار عمومی آنچه باعث رهایی از کلیسا بود را به عنوان مسلک اعتقادی خود معرفی کرده و ظاهر آن را برای مخاطباتش بیاراید ولو اینکه به طور کامل خداوند را نفی کنند! اینان انسان وعقل انسانی را میزان همه چیز اعلام کرده و توجهی به قدرت خداوندی نداشتند و این همه به علت ناکامی و تاریکی برنامه ها و اعمال کلیسا بود که به کل خداوند را خشن و دین را ناکامل معرفی میکرد. برخی از این جنبش‌ها با دعوت به معنویت و وعده‌های فریبنده‌ای همچون ملاقات با خدا، تجربه مکاشفه عرفانی، کسب آرامش فکری و روحی، درک بی‌واسطه خداوند، ورود به عوالم معنوی، رسیدن به جهانی سرشار از عشق و صلح و دوستی و رسیدن به حقیقت و مانند آن سعی می‌کردند تا هوادار جذب کنند.

از آنجا که برخی از این فرقه ها منشأ شرقی و برخی منشأ غربی دارند آنها را به دودسته شرقی و غربی تقسیم می نماییم، البته دسته‌بندی و تقسیم بندی‌های گوناگونی توسط محققان و جامعه شناسان انجامشده است که در انتهای بحث به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.

فرقه‌های شرقی مانند: «اوشو»، «دالائی لاما»، «سای بابا»، «رام الله» که غالبا معتقدند فرد با هرنوع دین و عقیده می تواند از آنها پیروی نماید. آنان با این ترفند انحرافی در صددند تا تعصب دینی افراد تحریک نگردد و به حسب ظاهر در کنار دین، تعالیم فرقه ای را به آنان القا نمایند، به گونه ای که گاه خود افراد هم متوجه نشوند که مسائل جدیدی را به اعتقادات آنها وارد کرده‌اند. گرچه عدم مخالفت علنی با ادیان آسمانی و رسمی از بار منفی این فرقه‌ها می‌کاهد ولی نوع تعلیمات آنان به حسب واقع می‌تواند سبب کم رنگ شدن تعالیم ادیان آسمانی گردد و به تدریج آموزه‌های دینی را کنار بزند. به عنوان مثال اعتقاد به آموزه‌هایی همچون تناسخ(اعتقاد رایج در فرق صوفی) باعث ایجاد عقاید متضادی با اصول اسلامی گردیده و معاد و حیات اخروی را زیر سوال می‌برد.

فرقه‌های غربی نیز که منشأ غربی دارند، گاه از ابزارهایی چون مواد مخدرِ روان گردان و توهم‌زا در جهت رسیدن به تجربه‌های باطنی و درونی استفاده می‌کنند. برخی از آنها نیز می‌کوشند از طریق ترویج اباحی‌گری و عرفان سکولار مخاطبانشان را جذب نمایند. در خصوص دسته‌بندی فرقه‌ها چهار دیدگاه متفاوت وجود دارد:

دیدگاه اول

اولین دیدگاه معتقد است که فرقه‌ها رویكردهای مختلفی را در رفتار با سایر اعضاء جامعه در پیش می‌گیرند، «یینگر» در تحقیق خود به سال 1957 سه نوع فرقه را معرفی می‌كند:

1. فرقه‌های پذیرشی كه اصول استقلالی فردی را در بر می‌گیرند که نمونه آن جریان «آكسفورد» است.

2. فرقه‌های تجاوزگر كه جامعه موجود را نمی‌پذیرند و علیه آن قیام می‌كنند که نمونه آن «آناباپتیست» است.

3. فرقه‌های كناره‌گیر و طفره رونده كه با فلسفه بدبینی همراه بوده و بر زندگی جدیدی تأكید دارند که نمونه آن گروه‌های مقدس در ایالات متحده می‌باشد.

دیدگاه دوم

«ویلسون» نیز انواع فرقه‌ها را به طور گسترده مطالعه كرده و نتایج مطالعات خود را به صورت كتب و مقالاتی ارائه داده است، وی ابتدا فرقه‌ها رابه چهار دسته و در نهایت به هفت دسته تقسیم كرده كه دسته‌های چهارگانه آن عبارتند از:

1. فرقه‌های تغییری و تبدیلی: فعالیت‌های چنین فرقه‌ای بر تبلیغ مسیحیت متمركز است و اعتقاداتی مبنی‌ بر تغییر كتاب مقدس دارند، نمونه این فرقه‌ها «رستگاری» و «پنتكستال» هستند.

2. فرقه‌های انقلابی: از انواع این فرقه‌ها می‌توان فرقه یهودی بنی‌اسرائیل و «كریستادلفیان» را نام برد.

3. فرقه‌های درون‌گرا یا پرهیزگار: دست كشیدن از دنیا و بی‌علاقگی نسبت به تبلیغ مسیحیت، از رفتارهای این فرقه هاست كه نمونه آن‌ها را می‌توان در جامعه «امانا» و برخی از گروه‌های «هاینس» (4) یافت.

4. فرقه‌های عرفانی: نمونه‌های این فرقه‌ها در مسیحیت وجود دارند.

دیدگاه سوم

این دسته‌بندی مشتمل بر فرقه‌های مذهبی، اقتصادی، خودیاری و مشاوره‌ای و سیاسی است.

1. مذهبی: آنها از تکنیک‌های کنترل ذهنی استفاده می‌کنند و نه چیزی که به آن اعتقاد دارند.

2. اقتصادی: فرقه‌هایی که اساسشان بر درآمدهای اقتصادیست، این فرقه‌ها به «فرقه های طمع» شهرت دارند.

3. خودیاری و مشاوره: فرقه‌هایی که از «خود یاری» یا مشاوره یا خود ارتقایی به عنوان اساس کارشان استفاده می‌کنند، آنها اغلب تجار و شرکت های تجاری را هدف قرار می‌دهند. این دست فرقه‌ها با ارائه دوره‌ها یا سمینار‌هایی ادعا میکنند شما یا کارکنانتان به اين وسيله در كارتان موفق‌تر خواهيد بود.

4. سیاسی: مانند قدرت‌طلبان سفید و سیاه، تروریست‌ها، گروه‌های شورشی و سایرین که به‌ طور معمول از یک فرم کنترل ذهن برای جذب و تسلط بر اعضای خود استفاده می‌نمایند.

دیدگاه چهارم

1. دینی: اعتقادات جزمی را پیشنهاد می‌کنند.
2. عرفانی: شهود، وحدت و فنا را در ارتباط با ارزش‌های عالی جهان‌بینی خود پیش می‌کشند.
3. اخلاقی: صرفاً توصیه‌های رفتاری ارائه می‌دهند.
4. روانشناختی: در تلاش‌اند تا مشکلات روانی مثل اضطراب، افسردگی، بی‌معنایی و سایر گرفتاری‌های روان‌شناختی پیروان خود را برطرف کنند.
5. فراروانشناختی: برای دست‌یابی به نیروها و تجربه پدیده‌های خارق‌العاده می‌کوشند.(5)
همانطور كه دیدیم از دیدگاه‌های گوناگون می‌توان دسته‌بندی‌های متنوعی را برای فرقه‌ها ذكر كرد. این دسته‌بندی‌ها می‌توانند براساس نوع فعالیت، هدف فرقه یا چگونگی شكل‌گیری و... انجام گیرند. علاوه بر دسته‌بندی‌های ذكر شده، دانشمندان دسته‌بندی‌های دیگری هم ذكر كرده‌اند كه از جمله می‌توان به دسته‌بندی هفده قسمتی «گوردون ملتون» یا دسته‌بندی پنج قسمتی «جرج كریسایدز» اشاره كرد.

توضیح اینكه برخی از دسته‌بندی‌ها و انواع فرق بر حسب اقتضای جوامع و اختصاصی آن جامعه بوده و كمتر قابل تعمیم هستند.

اهداف فرقه‌های نوظهور

1.مقابله با گسترش معنویت دینی

استکبار جهانی و نظام ظلمانیِ سلطه‌طلب به خوبی دریافته است تنها راه مبارزه با نظام‌ اسلامی همان مبارزه فرهنگی و اتخاذ راهبرد فرهنگی است. از این رو با ایجاد تردیدهای فرهنگی و با همه ابزار می‌کوشند تا معنویت و باورهای دینی مردم مسلمان را در معرض آماج حملات خود قرار دهند. در این راهبرد شیطانی هدف اصلی تهاجم دشمن، اسلام و باورهای دینی و معنویت آسمانی است. دشمنان به خوبی دریافته اند که غنای فرهنگی و معنوی تنها در اسلام ناب محمدی(ص) است که می‌تواند مژده سعادتمندی و رستگاری را به بشریت بدهد و دشمنان بشریت را به وادی ناامیدی بکشاند. از این رو از راه‌های گوناگون به مقابله با معنویت اسلامی برخواسته‌اند، همانطور که همفر جاسوس بریتانیا در خاورمیانه، در اعترافات خود بیان نموده است.

2.مقابله با اسلام و نظام اسلامی

از محورهای مهم اهداف فرقه‌های نوظهور، اسلام ستیزی و مقابله با نظام اسلامی است. دعوت به اباحه‌گری و بی بندوباری، مخالفت با جایگاه انبیاء و برگزیدگان الهی و اهانت به آموزه‌های دینی، تنها بخشی از عملکرد این فرقه هاست.

از سوی دیگر از آنجا که کشور عزیزمان ایران، کانون شکل‌گیری نظام اسلامی و پرچمدار شیعیان جهان اسلام است، همواره هدف حملات دشمنان قرار گرفته است. مقام معظم رهبری در این رابطه می‌فرمایند: «امروز، دشمنی اردوگاه استکبار با ایران اسلامی به خاطر اسلام است. آنها با اسلام دشمن هستند که بر جمهوری اسلامی فشار وارد می‌کنند، آنها با زنده شدن قرآن دشمن هستند که با ملت ایران دشمنی می‌کنند و همه [باید] برای مقابله با دشمنان اسلام خود را آماده کنند. ما ملت ایران از این حقیقت به خود می‌بالیم که به خاطر خدا و به خاطر قرآن مورد کینه و عداوت مستکبران عالم قرار گرفته ایم، والله که امریکا از هیچ چیز ملت ایران به قدر مسلمان بودن و پای‌بند بودن به اسلام ناب محمدی(ص) ناراحت نیست.»

مخالفت با اسلام و نظام اسلامی، سابقه دیرینه دارد و دشمن همواره کوشیده با همه توان و ابزار و امکانات خود در برابر این حرکت الهی و اسلامی ایستادگی نماید. علت این رویه دشمن نیز ترس آنان از اسلام است. امام امت(ره) در این باره می‌فرمایند: «اینها از اسلام می‌ترسند، اینها قدرت اسلام را درک کردند. امروز غرب و شرق به خوبی می‌دانند که تنها نیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند اسلام است. فهمیدند در مقابل اسلام ابرقدرت‌ها نمی‌توانند بایستند. آنها(غرب و شرق) در این چند سال انقلاب اسلامیِ ایران ضربات سختی از اسلام خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی(ص) است نابود کنند.

شیوه های فرقه‌های نوظهور

1. اباحه‌گری و ابتذال

یکی از راه‌کارهای اساسی دشمن در القای معنویت‌های نوظهور و کاذب، اباحه‌گری و ترویج بی‌‌بندوباری است. آنان برای اجرای این امر از ابزارهای فرهنگی چون کتاب، فیلم، سایت‌ها، شبکه‌ها و ماهواره‌ها بهره می‌گیرند و می‌کوشند فضای جوامع را چنان غبارآلود سازند که تشنگان معنویت واقعی قدرت تشخیص را از دست داده و نتوانند سراب را از آب تشخیص دهند.

2.ترویج جادوگری

ریشه‌های شکل گیری سحر و جادوگری نوین و مدرن به سده‌های 16 و 17 میلادی برمی‌گردد که نشان می‌دهد مدیریت صهیونیستی و کابالایی نقش مهمی در ترویج جادوگری و سحر تابه حال داشته است.

ترویج سحر و جادوگری از راهکارهای جذب افراد است که امروز توسط رهبران این فرقه‌ها انجام می‌گیرد. آنان همواره کوشیده‌اند با چشم‌بندی، تردستی و جادوگری علاوه برساختن یک چهره مقدس و خداپرستانه برای خود، پیروانی را جذب و به سمت معنویت‌های کاذب سوق دهند که در بین این مباحث جایی برای تعالیم آسمانی وجود ندارد.

3. ترویج عرفان سکولار

در عرفان‌های کاذب به جای رسیدن به حقیقت، انسان راه شیطان و اصحاب شیطان را می‌پیماید و این آغاز انحراف بزرگ‌تر است. این رویکردها عموماً در خصایص رهبران فرقه‌های انحرافی قابل مشاهده است. در عرفان‌های سکولار به جای دعوت به خدا، تسلیم بیقید و شرط بودن در برابر رهبر فرقه مطرح می‌شود که این خود آغاز انحراف بزرگتر است.

4. هویت زدایی

هویت واقعی آدمی در پرتو ارتباط با خداوند شکل می‌گیرد و پس از تثبیت هویت دینی، رفتارهای فردی و اجتماعی براساس آرمان‌ها و هدف‌های دینی صورت می‌پذیرد. انسان در جهان‌بینی الهی جایگاهی والا داشته و جانشین و خلیفه الهی در روی زمین است و می‌داند از کجا آمده، در کجاهست و به کجا می‌رود.

بدیهی است که هویت‌زدایی در پرتو از بین بردن ارتباط‌های معنوی و الهی انسان با فراهم نمودن شرایط و فضاهایی که در آن اثری از ارتباط با خدا و آموزه‌های دینی یافت نشود، انجام می‌گیرد.

رهبران و عناصر وابسته به دستگاه‌های اطلاعاتیِ غرب به نام معنویت و عرفان به میدان آمده‌اند، البته با این تفاوت که معنویت القایی آنان کاذب و سکولار بوده و به جای هویت‌زایی، هویت‌زدایی می‌کنند.

روشنگری درباره فرقه‌های انحرافی

هدایت تمام نقشه‌ها و ترفندها بخصوص فرقه‌سازهای امروز به دست شبکه‌های صهیونیستی است که بر تمام عالم احاطه دارند.

به موازات حرکت انقلاب اسلامی، دشمنان نیز برای نابودی اسلام و انقلاب اسلامی هم پیمان شدند و راه آن را از بین بردن این معنویت اصیل دانسته و کوشیدند با القای معنویت دروغین، معنویت اصیل را زیر سوال ببرند. بنابراین باید برای حفظ تقویت این معنویت اصیل بر بصیرت خود بیافزاییم و آمادگی لازم را در جهت مقابله با کید دشمنان داشته باشیم.

مصون‌سازی

1. توجه به علل شگل‌گیری فرقه‌ها

اصولا شکل‌گیری فرقه‌ها زمانی اتفاق می‌افتد که به نوعی با وضع موجود آن جامعه مخالف باشند و این مخالفت می‌تواند در ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و اعتقادی و... باشد.

مشخصه فرقه‌ها این است که بعضا از دل گروه‌های بزرگتری بیرون آمده‌اند و خود را نماینده یک تفکر خاص دینی می‌دانند.

2. شست‌و‌شوی مغزی کار مهم فرقه‌های انحرافی

سران فرقه‌ها پیروان خود را به نوعی شست‌و‌شوی مغزی می‌دهند که نتیجه معمول این حرکت ایجاد غفلت پیروان از اسرار درون فرقه و نیز سبب گرایش مضاعف آنها به سمت تشکیلات درون فرقه می‌گردد.

روند شست‌و‌شوی مغزی درون فرقه‌ها به آرامی و تدریجی صورت میگیرد که در این روند تلاش می‌شود فرد جهان‌بینی خود را عوض نموده و به شرایطی که فرقه برای او در نظر گرفته تن دهد. همچنین فرقه‌ها تلاش می‌کنند افراد را از همه نظر وابسته به تشکیلات نمایند به صورتی که تمامی اعمال و رفتار فرد در طی روز کنترل شده و منطبق با برنامه و مورد رضایت سران و رهبران فرقه انجام می‌گیرد.

سرانجام مغزشویی و تبعیت محض افراد در مقابل دام‌های فرقه‌ها و گروه‌های مذهبی، منجر به ایجاد هویت جدید درون فرقه‌ای گشته که با ایجاد این روحیه، فرد از خانواده و محیط اطراف خود جدا شده و تمامی امور ریز و درشت خودش را به تشکیلات درون فرقه واگذار می‌نماید.

3. جذب افراداز طریق فضای مجازی و سایت‌ها

امروزه تبلیغ در فضاهای مجازی توسط فرقه‌ها و گروه‌های انحرافی به یکی از شیوه‌های موثرِ جذب آن ها تبدیل شده است. در این پروسه افراد نا آگاه با حضور در چت روم‌ها و فضاهای ارتباطی و با در اختیار قرار دادن مشخصات و راه‌های ارتباطی خود، موجب می‌شوند که افراد ناشناس در چهره‌ای موجه اما با اهدافی شوم و پلید به راحتی با آنها ارتباط برقرار نمایند. این شیوه مدتی است که به عنوان یکی از مهم‌ترین شیوه‌های جذب در گروه‌های انحرافی مطرح شده است.

4. توجه به وجوه مشترک فرقه‌ها

فرقه‌های نوظهور با وجود تقابل و تضادهایی که ممکن است باهم داشته باشند، اما از وجوهی مشترک (انسان‌محور، ضد معاد و تناسخ‌گرا، شريعت‌ستيز، انزواطلبي، عقل‌ستيز، کرامت محور)نیز بهره می‌برند که این وجوه نوعی آسیب برای دین‌گرایی افراد جامعه و مقابله با نظام جمهوری اسلامی است. در صورت عدم توجه به این آسیب‌ها ممکن است که این فرقه ها تبدیل به جبهه معارض دین مبین اسلام و انقلاب عزیزمان گردند.

برخی از وجوه مشترک فرقه‌های انحرافی

1. عموم این فرقه‌ها ریشه در آن سوی مرزها داشته به گونه‌ای که به صورت پنهانی مورد حمایت سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی بیگانگان هستند.

2. فرقه‌ها برخلاف ادعای ظاهریشان که مدعی‌اند افراد بدون تغییر دین می‌توانند پیرو فرقه هم باشند، ولی پس از جذب و آشنائی افراد به فرقه‌ها، آنان را مجاب به تغییر دین خود کرده و اعتقادات فرقه را به عنوان یکی از ارکان ایدئولوژی القاء میکنند.

3. اختلاط جنسیتی که یکی از دام‌های فرق انحرافی می‌باشد، می‌رود تا مرز بین شرم و حیا و عفت پاکدامنی افراد را از بین ببرد. ازدواج معنوی افراد(جنس مخالف) با یکدیگر و ابراز محبت و احساسات شدیدی که بعضا منجر به فساد اخلاقی می‌گردد یکی از عوارض این عوام‌فریبی ها است. این پروسه که از سوی سران فرقه‌هاتعریف شده، از جذابیت بالایی برخوردار است که باعث تداوم و وابستگی افراد در فرقه و گروه می‌شود.بسیاری از اعضای جدید با ورود در این نوع مجالس و پارتی‌ها که در آنها هیچ محدودیتی برای رابطه برقرار نمودن با جنس مخالف وجود ندارند، جذب فرقه و القائات شیطانی آنها می‌گردند.

4. فرقه‌ها در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران موضع خصمانه داشته و افراد را نسبت به نظام ایران بدبین می‌کنند. آنها در پروسه‌ای هماهنگ شده افراد را مجاب می‌نمایند تا درجبهه‌ای مقابل نظام مقدس ایران قرار گیرند. البته دست‌های پنهان صهیونیسم و حمایت استکبار جهانی از این فرقه‌ها به خوبی برای مردم عزیزمان آشکار است.

تکنیک‌های فرقه‌ها برای جذب

1. تشکیل جلسات پرجلوه که موجب فشار روانی بر گروه می‌گردد. در این روش فشاری کنترل شده بر گروه وارد می‌شود تا گروه هرچه زودتر تابع شرایط جدیدی گردد که به دنبال پیروی از دستورات فرقه می‌باشد.

2. فشار بی‌وقفه و شدید روحی بر افراد که با تماس‌های مکرر و یا حضور در محل تحصیل، کار یا زندگی، بر آنها وارد می‌کنند تا آنها را در شرایطی جدید وارد نمایند که از نظر روحی متقاعد حضور در فرقه شوند.

3. در این روش افراد جدیدالورود در فرقه در معرض بمباران عشق و محبت قرار می‌گیرند و زمانیکه فرد برای اولین بار در یکی از مراسمات گروهی فرقه‌ها شرکت می‌کند، وی را به شدت مورد محبت، عشق و علاقه بی‌بدیل خود قرار می‌دهند تا در این بین افراد مشخص شده‌ای را به عنوان دوستان و همراهان وی معرفی کنند. فرقه‌ها سعی دارند از این طریق فرد جدیدالورود را همراهی و متقاعد نمایند تا عضو فرقه شود و از دستورات بزرگ فرقه تبعیت نماید.

4. ترس و ارعاب؛ فرقه‌های انحرافی با ابزار ترس و ارعاب می‌کوشند تا نیروهای خود را حفظ کنند. القا کردن این مسئله که اگر با رهبر فرقه مخالفت شود مخالفت با خدا خواهد بود، تاثیرات عمیقی را در روح آنها ایجاد می‌کند، این وضعیت آنان را از سرپیچی فرقه باز می‌دارد.

روش‌های اعمال نفوذ رهبران فرق

1. نشان کردن و جذب افراد ساده لوح.

2. گفتن دروغ‌های بزرگ برای ماندگاری پیروان و جذب افراد در درون فرقه به گروندگان!

3. اخاذی پنهان از پیروان.

4. پنهان‌کاری روابط خود با هواداران.

5. وادار نمودن مریدان به انجام روش‌های خرافی و غیراخلاقی.

6. تعبیر خواب‌های مریدان به شکل دلخواه و غیراصولی.

7. تفسیر به رای و تاویل آیات و احادیث و متون مقدس برای جذب مریدان.

8. تکفیر اشخاصی که با عقاید آنها مخالفت می‌کنند.

9. مسافرت اردویی برای تاثیرگذاری بیشتر بر مریدان برای انتخاب زوج معرفتی.

10. تعیین وظیفه و دادن ماموریت به مریدان.

وجه مشترک رهبران فرقه‌های انحرافی

1. ادعای مشاهده یا ارتباط با عوامل غیب و ملکوت.

2. ادعای پیامبری و نبوت و یا امامت نوعی.

3. ادعای داشتن شعور کیهانی، علوم باطنی و داشتن انرژی عوالم هستی.

4. ادعای طالع بینی، ستاره شناسی و... .

5. ادعای رفع حاجات و مشکلات دیگران با دادن انواع طلسم یا دستورالعمل‌های خاص.

6. ادعای موثر بودن اذکار و اوراد خاصی که با روش‌های مخصوص القا می‌گردد.

7. ادعای پیشگویی و آینده‌نگری.

8. ادعای انرژی‌درمانی.

عوامل گرایش به فرقه‌های انحرافی

1. وجود روحیه تکثرگرایی و تنوع‌طلبی.

2. ایجاد فضای جهانی‌سازی و جهانی‌شدن.

3. ادعای صلح کل و پیام دوستی و صلح و صفا.

4. رشدمهاجرت‌ها، سفرها و ارتباطات مختلف در قالب گروه‌های فرهنگی و هنری.

5. تبلیغات گسترده ماهواره‌ای.

6. رشد وبلاگ‌ها و چت‌روم‌ها با گرایش به فرقه‌های انحرافی.

7. عدم اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی به هنگام از سوی کارشناسان فرهنگی حوزوی و دانشگاهی.

8. چهره شدن عوامل مذهبی و فرقه‌گرا با عنوان شخصیت‌های عرفانی و مقام‌های معنوی و قائل شدن مقام برای این مدعیان تا حد الوهیت.

9. ورود ادبیات بیگانه در قالب ترجمه کتاب‌های وارداتی.

10. انتشارات و دسترسی آسان به کتاب‌ها و موضوعاتی با مضامین عرفان‌های شرقی، سرخپوستی، و عدم نظارت صحیح بر این جریان‌های فکری منحرف.

11. انتشار نشریاتی با موضوعات انحرافی به وسیله عوامل مدعی و فرقه‌گرا.

12. بی‌توجهی به جریان‌سازی دشمنان اسلام و تشیع در قالب تشکیل گروه‌های نو و دین بدون مذهب.

13. ورود اندیشه‌‌های فلسفی همچون اومانیسم، سکولاریسم و... بدون توجه به فرهنگ دینی و اسلامی کشور.(6)



منابع

1. Sect كه از واژه لاتین Secta گرفته شده است.

2. مجید جعفریان، پیدایش فرقه‌گرایی در سازمانهای دینی

3. فرقه‌ها در میان ما، مارگارت تالر سینگر، ابراهیم خدابنده

4. پرهیزگار، لقب پاپ

5. توسط کارشناسان موسسه بهداشت معنوی ارائه گشته است

6. حمید نگارش، فرقه های نوظهور

فرقه‌ها و خواب بینی
بررسی ادعاهای فرق بر ارتباط با عالم غیب و دریافت وحی از طریق رؤیا

در وجود انواع خواب برای انسان‌ها و ازجمله رؤیای صادقه شکی نیست؛ و بحث‌های گوناگونی از عالمان دینی و راویان شیعه و سنی، دربارهٔ ماهیت خواب و انواع آن، ارائه‌شده است؛ اما مسئله‌ای که کمتر بدان پرداخته‌شده، جایگاه رؤیا در تشخیص مصداق حجت الهی و معصوم است.

موسسه راهبردی دیده بان، رؤیا تجربهٔ افکار، تصاویر یا احساسات به هنگام خواب است. رؤیا ممکن است اتفاقات عادی و روزمره و یا عجیب‌وغریب را دربر گیرد. انسان‌ها به‌صورت تاریخی همواره اهمیت زیادی به رؤیا داده و به روش‌های گوناگونی به آن نگریسته‌اند. به‌عنوان‌مثال، گروهی آن را پنجره‌ای به سمت مقدسات، گذشته، آینده و یا دنیای مردگان در نظر گرفته‌اند.

بی‌شک هیچ‌چیز به‌اندازهٔ رؤیا در میان عموم مردم و حتی تحصیل‌کردگان ساده‌دل تأثیرگذار نیست. به‌یقین همهٔ ما این‌گونه افراد را دیده و برخورد ساده‌لوحانهٔ تعدادی دیگر را تجربه کرده‌ایم. هرگز فراموش نمی‌کنم که بزرگ‌ترهای ما اگر خواب شخص سیدی را می‌دیدند، آن را پذیرفته و برای خود حجت پنداشته تا آنجا که وقتی در دورهٔ نوجوانی به مسئله‌ای اختلافی میان خود و مادرم گرفتار شدم؛ یکی از اقوام با دیدن خواب خود به فریادم رسید و تنها با این رؤیا توانستم در برابر پافشاری‌هایش پیروز شوم! این آسیب، سوگ‌مندانه گریبان گیر تمام ملت‌ها و ادیان و مذاهب شده و نمی‌توان آن را به مذهب یا دین خاصی نسبت داد. از نگاه عالمان دینی، بی‌اعتبار جلوه دادن تمام و یا زیر سؤال بردن مقولهٔ خواب نیست؛ بلکه آنان درصدد آموزش مراقبت پذیرش رؤیای صادقه و محدود اعتبار و جایگاه آن برآمده‌اند که چگونه می‌توان از این نعمت خدادادی بهره جست؟

گفتنی است در وجود انواع خواب برای انسان‌ها و ازجمله رؤیای صادقه شکی نیست؛ و بحث‌های گوناگونی از عالمان دینی و راویان شیعه و سنی، دربارهٔ ماهیت خواب و انواع آن، ارائه‌شده است؛ اما مسئله‌ای که کمتر بدان پرداخته‌شده، جایگاه رؤیا در تشخیص مصداق حجت الهی و معصوم است.

برخی از مدعیان، دلیل‌های قرآنی و روایی در اثبات مدعای خود آورده و به مریدان خودالقا کرده‌اند که با خواب می‌توانند حقانیت آن‌ها را به دست آورند.

در این نوشتار بر آنیم تا پس از بررسی لغات رؤیا، نوم، حلم و حدیث در قرآن و ارتباط آن‌ها با یکدیگر، به بیان تاریخچهٔ مختصری از به‌کارگیری رؤیا در میان فرقه‌های انحرافی و نقد ادله قرآنی، روایی و تاریخی ادعاشده، بپردازیم.

رؤیا از کلمه (رأی) گرفته‌شده و مراد از آن، چیزی است که در خواب‌دیده شود. این لغت با کلمات دیگر مانند حلم، نوم و حدیث مترادف است. در مورد ترادف حدیث با رؤیا، علامهٔ طباطبایی آورده است:

«کلمه «احادیث» جمع حدیث است و بسیار می‌شود که این کلمه را می‌گویند و از آن رؤیاها را اراده می‌کنند؛ چون در حقیقت رؤیا هم حدیث نفس است؛ زیرا در عالم خواب، امور به صورت‌هایی در برابر نفس انسان مجسم می‌شود، همان‌طور که در بیداری هر گوینده‌ای مطالب خود را برای گوش شنونده‌اش مجسم می‌کند، پس رؤیا هم مانند بیداری، حدیث است.»

و در تفاوت نوم با رؤیا، برخی از لغت شناسان برآنند که مراد از نوم، خواب غافلانه است و در مورد تفاوت با حلم، معتقدند که واژهٔ حلم گاهی اشاره به خواب آشفته دارد و در تأیید نظر خود به آیهٔ «اضغاث احلام»استناد می‌کنند.

قبل اشاره به مصادیق، به نکته‌هایی پذیرفته‌شده از سوی تمام فرقه‌های اسلامی و حتی مدعیان دروغین اشاره می‌کنیم:

۱. «امامیه»، اصل خواب و رؤیا و به وجود آمدن ارتباط روحی میان انسان خاکی و مبادی عالی و کشف بخشی از حقایق برای انسان را پذیرفته و به استناد آیات قرآن و روایات معصومین آن را نوعی الهام درونی می‌داند.

در برخی روایات، رؤیا به سه نوع تقسیم‌شده که عبارت‌اند از:

«بشاره من الله للمومن و تحذیر من الشیطان و اضغاث احلام»؛ خواب یا بشارتی از سوی خداوند به مؤمن است یا القای شیطان و یا چیزی جز خواب‌های آشفته نیست.

به‌عبارت‌دیگر، در وجود خواب‌های قابل‌تعبیر و رؤیاهای صادقه تردیدی وجود ندارد و آیات قرآن و روایات، به موارد متعدد این‌گونه رؤیا اشاره نموده‌اند و حتی رویای یک فرد غیر مؤمن نیز می‌تواند به واقعیت خارجی بپیوندد.

۲. در روایات گوناگونی تصریح‌شده که مؤمن نیز خواب‌های آشفته دارد و همیشه رؤیاهای او صادقه نیست. به‌عنوان نمونه شیخ صدوق در روایتی نقل می‌کند:

«قلت لابی عبدالله الصادق(ع): المومن یری الرویا فتکون کما رآها و ربما رای الرویا فلا تکون شیئاً؟ فقال: ان المومن اذا نام خرجت من روحه حرکه ممدوده صاعده الی السماء فکلما رآه روح المومن فی ملکوت السماء فی موضع التقدیر و التدبیر فهو الحق و کلما رآه فی الارض فهو اضغاث احلام ...؛

محمد بن قاسم نوفلی گوید: از امام جعفر صادق علیه‌السلام، پرسیدم بسا مؤمن خوابی ببیند و همان‌طور واقع شود و بسا خوابی ببیند و اثری ندارد؟ فرمود: مؤمن در حال خواب حرکتی از روحش تا آسمان بالا می‌رود و هرچه را روح مؤمن در آسمان- که محل تقدیر و تدبیر است- ببیند، حق است و هر چه را در زمین ببیند اضغاث و احلام است.»

امام صادق (ع)در روایتی دیگر در پاسخ به مفضل نیز، به همین نکته اشاره فرمود.

۳. بی‌تردید شیاطین می‌توانند برای انسان‌ها خواب سازی کرده و به تعبیر عامیانه آن‌ها را خواب‌نما کنند که در آیاتی از قرآن اشاراتی به این مطلب شده است.

۴. اگر فردی چیزی را در خواب ببیند و باعقل سلیم و آیات و روایات تعارض داشت، بی‌تردید این رؤیا از نوع دروغ آن بوده و اعتبار ندارد. باید در مورد ادعاهای مدعیان دروغین به این نکته توجه داشت که راه تشخیص حق یا باطل بودن این گروه با بررسی سخنان آنان آشکارشده و تاکنون در تشخیص بطلان هیچ موردی از مدعیان، شبهه و تردیدی برای اهل علم و فهم وجود نداشته است و پس از اثبات ادعای باطل این افراد، به‌یقین اگر رؤیایی نیز در مدح آنان دیده شود، حمل بر رویای شیطانی می‌شود.

۵. در روایات و نیز سخنان عالمان دینی، معیارهایی برای اثبات صادقه بودن رؤیا ذکرشده که تشخیص آن از عهدهٔ مردم عادی خارج است و باید برای این کار به متخصص تعبیر خواب مراجعه کرد. برای نمونه در نگاه علامهٔ مجلسی، گاهی دو فرد یک موضوع را در خواب می‌بینند، اما تعبیر خواب هر یک با دیگری تفاوت دارد و نمی‌توان برای هر دو یک حکم را در نظر گرفت.

۶. گاهی خواب و رؤیا (در صورت اثبات صادقه بودن)، به‌عنوان مؤید و یا دلگرمی (نه دلیل) برای مؤمن، به‌کاربرده می‌شود و خداوند متعال پس از ایمان فردی از طریق صحیح و علمی به عقیده‌ای، برای استحکام در امرش رویای صادقه‌ای به او نشان داده و ایمان به دست آمده از علم او در این رؤیا تأیید می‌شود.

۷. از منظر روایات، رویای انبیا با دیگران فرق داشته و حکم یا الهیات نشان داده‌شده در خواب، به‌عنوان وحی محسوب می‌شود.

ولی بحث در این است که آیا بنا بر آیات الهی، خواب می‌تواند راهی بر ای تشخیص مصداق امام و حجت الهی قرار گیرد؟

تاریخچه استفاده از خواب در میان فرقه‌ها و مدعیان

احمد بن عبدالله ابن هاشم

وی در ۶۵۸ ه. ق. در قاهره به دنیا آمد و پس از آموزش فقه شافعی از اساتید مصر، در سال ۶۸۹ قمری ادعای مهدویت کرد. او ادعا داشت که خدای بلندمرتبه را در خواب‌دیده و پس از دیدارش در «سدره المنتهی» به همراه جبرئیل به عرش رفته و در آنجا باخدا سخن گفته و خداوند به او خبر مهدی بودنش را وحی کرده است. او همچنین مدعی است که در خوابی دیگر پیامبر اسلام(ص) را دیده و ایشان او را فرزند خود و مهدی موعود دانسته است. این فرد کتابی در مورد حالات خود نوشته که بیشتر مطالب آن، رؤیاهای خود اوست و بر درستی هر یک از خواب‌هایش قسم یادکرده و برخی از رؤیاهای او به واقعیت می‌پیوست.

فضل‌الله حروفی

فضل‌الله حروفی (۷۹۶ ق)، استرآبادی بود و در اصفهان زندگی کرد. ازآنجا به مکه رفت و بازگشت و در سال ۷۷۸ ق در این شهر ادعای مهدویت کرد. این ادعا که مهدی بودن وی در خواب مورد تأیید حضرت علی(ع) هم قرارگرفته در کتاب «نوم نامه» وی آمده است:

«در اوایل جمادی‌الاولی سنه ست و ثمانین و سبعمائه (۷۸۶ ق) دیدم در ذیحجه که جامهٔ من سپید و پاک، به‌غایت شسته بودند و بینداخته و من دانستم که جامه من است و می‌دانستم که جامهٔ مهدی است امام، یعنی می‌دانستم که منم.»

سید محمد نوربخش

نوربخشیه، فرقه‌ای مذهبی- صوفی منتسب به محمد بن عبدالله نوربخش (۸۶۹ ق (بود. در اصل قائنی و از پدری سادات و مادری ترک است که گویند همراه سید محمد فلاح شاگردی ابن فهد حلی را داشت؛ گرچه در این باره تردیدهایی وجود دارد.

این فرد در نوشتاری با عنوان «رسالة الهدی»، ادلهٔ مهدی بودن خود را بیان کرده که ازجمله آن‌ها به خواب استناد نموده است. او می‌نویسد:

«عمدة الواصلین و قدوة ارباب المکاشفة بالیقین خلیل الله بن رکن الدین بغلانی گفت: رسول خدا (ص) را دیدم که به مردم خطاب می‌کرد: بیایید و با فرزند من بیعت کنید؛ و با دست اشاره به تو می‌کرد و آنان یقین داشتند که او همان مهدی موعود است.»

در رؤیایی دیگر نیز چنین می‌آورد:

عارف مکاشف محمد بن علی بن بهرام قائنی گفت: رسول خدا (ص) را دیدم. مسئله‌ای را در حقایق پرسیدم، در پاسخ فرمود: حقیقت اشیاء را کسی جز مهدی نمی‌داند و با دست اشاره به من می‌کرد.

این فرد پس از نقل خواب دیگران در مورد خود، به رؤیای خویش و دیدارش با امام علی (ع) اشاره‌کرده و می‌گوید:

«اما آنچه را که خودم در عالم مثال درباره امامتم دیدم، فراوان است. از آن جمله این‌که امیرالمؤمنین علی (کرم الله وجهه) را دیدم که نزدم آمد و من از فراوانی ستمگران و گستردگی محنت‌هایم از دست آن‌ها، ناراحت بودم؛ پس برخاستم و استقبال کردم. با من معانقه کرد و برابرم نشست؛ درحالی‌که میان من و او به اندازهٔ دو ذراع فاصله بود. سپس به من فرمود: کار تو روبه‌راه خواهد شد البته، البته... .»

بایزید انصاری

بایزید (بازید) انصاری (۹۸۰ ق)، معروف به پیر روشان (روشن)، فرزند قاضی عبدالله فرزند شیخ محمد، عارف و نویسندهٔ افغانی تبار شبه‌قاره و پایه‌گذار گروه روشنیان... وی در اوایل حیاتش با معلمان جوکی هندو نیز معاشرت

داشت و باید اصول حلول روح را از آن‌ها فراگرفته باشد. رفته‌رفته خود را پیر کامل دانست و مدعی مکاشفاتی شد و ادعا کرد که در خواب خضر را دیدار کرده و از دست او آب حیات نوشیده است.

شیخاحمداحسایی

شیخ احمد احسایی (۱۲۴۱ ق)، متولد روستای مطیرفی واقع در منطقه احساء در شرق عربستان است که آموزش‌های او اساس تشکیل جماعت شیخیه گردید.

احسایی از رؤیایی در ایام تحصیل خود یاد می‌کند که در آن شخصی تفسیر عمیقی از دو آیهٔ قرآن به او ارائه کرده بود. وی می‌گوید: «این رؤیا مرا از دنیا و آن درسی که می‌خواندم روی‌گردان ساخت؛ از زبان هیچ بزرگی که به مجلس او می‌رفتم، نظیر سخنان آن مرد را نشنیده بودم و ازآن‌پس تنها تنم در میان مردم بود. این حالت سرآغاز تحولی معنوی در زندگی احسایی بود که رؤیاهای الهام‌بخش دیگری را در پی‌آورد. او که خود یک سلسله از این رؤیاها را برای فرزندش بازگو کرده است، می‌گوید که پس‌ازآن که به راهنمایی یکی از رؤیاها به عبادت و تفکر بسیار پرداخته است؛ پاسخ مسائل خود را در خواب از ائمه اطهار (ع) دریافت می‌داشته و در بیداری به‌درستی و مطابقت آن پاسخ‌ها با احادیث پی می‌برده است.»

سید کاظم رشتی که ازجمله شاگردان شیخ احمد احسایی و ادامه‌دهنده راه و تفکرات او بوده، در مورد شیخ احمد و رؤیاهایش چنین می‌گوید:

«... مراد از اسم شیخیه - که در این روزها این فرقه را بدان اسم می‌نامند- منسوب‌اند به شیخ جلیل و عالم نبیل فهو الشیخ احمد ابن زین‌الدین ابن ابراهیم ... الاحسایی وحید عصر و یگانهٔ دهر که اخذ کرده است علوم را از معدنش و برداشته است از منبعش که عبارت‌اند ائمهٔ طاهرین(ع) این علوم در خواب‌های صادق و نوم‌های صالح از ائمهٔ هدی(ع) به آن جناب می‌رسید و شبهه‌ای نیست که شیطان به‌صورت‌های مبارک ایشان متصور نمی‌تواند شد. او امام حسن (ع) را در خواب دید و آن حضرت زبان مبارک خود را بر دهان او بداد و از لعاب دهان مبارک آن حضرت استفاضه و استمداد نمود و کامش شیرین‌تر از عسل و خوشبوتر از مشک بود. پس زمانی که بیدار شد از فیوضات خداوند برخوردار شد.

سیدکاظم رشتی

پس از مرگ شیخ احمد احسایی به سید کاظم رشتی ) ۱۲۱۲-۱۲۵۹ ق) مراجعه کرده و مریدانش در اثبات حقانیت او به این رؤیا تمسک یافته‌اند:

«رویهٔ سید کاظم رشتی چنین بود که هرماه ذی‌القعده از کربلا به کاظمین مسافرت می‌فرمودند و برای روز عرفه به کربلا مراجعت می‌کرد. ازاین‌جهت در اوایل ماه ذی‌القعده سال ۱۲۵۹ قمری که آخرین سال حیات او بود، به کاظمین سفر کرد؛ روز چهارم ماه به مسجد برته رسید (این مسجد در بین بغداد و کاظمین واقع است)؛ اول ظهر بود، مؤذّن را فرمان داد که برای نماز ظهر اذان بگوید؛ روبروی درب مسجد درخت خرمایی بود؛ سید زیر درخت ایستاده بود که ناگهان مردی عرب از مسجد بیرون آمد و به حضور رسید شتافت و گفت سه روز من اینجا هستم، گوسفندانم را در چراگاه نزدیک اینجا می‌چرانم، خوابی دیدم و مأمورم که آن را برای شما بگویم. در خواب حضرت رسول‌الله (ص) را دیدم که به من فرمود:

ای چوپان! گفتار مرا درست گوش بده و در خاطر نگهدار؛ زیرا این گفتار به‌منزلهٔ امانت خداست که به تو می‌سپارم؛ اگر به قول من رفتار کنی، اجر عظیم خواهی داشت و اگر اهمال نمایی، به عذاب شدید مبتلا خواهی شد؛ در همین‌جا بمان، روز سوم یکی از اولاد من - که نامش سید کاظم است- به همراهی پیروان خود اینجا خواهد آمد و اول ظهر در زیر درخت خرما نزدیک این مسجد خواهد ایستاد؛ به حضور او برو، سلام مرا به او برسان و بگو مژده باد که ساعت مرگ تو نزدیک است، پس از زیارت کاظمین فوری به کربلا برگرد، زیرا پس از سه روز از ورود به کربلا؛ یعنی در روز عرفه وفات خواهی کر د و طولی نمی‌کشد که پس از وفات تو موعود الهی ظاهر می‌شود... سید رشتی چون این شنید تبسمی بر لبانش آشکار گردید و فرمود: ای چوپان رویای تو درست است.»

فرقه بابیه و علی‌محمد شیرازی

علی‌محمد شیرازی (۱۲۶۶ ق) بنیان‌گذار فرقهٔ بابیه و یارانش نیز از رؤیا در اثبات دعوت باطل خود بهره برده و علی‌محمد باب دربارهٔ خود چنین می‌گوید:

«یک سال قبل از اظهار امر، در رؤیا چنین مشاهده کردم که سر مطهر امام حسین (ع) از درختی آویخته است، قطره‌های خون از آن می‌چکد، من نزدیک آن درخت رفتم، نهایت بهجت و سرور را داشتم که به چنین موهبتی فایز شدم؛ دودست خودم را پیش بردم و در زیر حلقوم بریده مقدس امام حسین (ع) که خون از آن می‌چکید نگاه داشتم؛ مقداری خون در دست من جمع شد، آن‌ها را آشامیدم. وقتی‌که بیدار شدم خود را در عالم دیگر دیدم؛ روح الهی از تجلی خویش جسمم را می‌گداخت و سراپای مرا انوار فیض خداوند فروگرفته بود، سروری الهی در خود می‌دیدم، اسرار وحی خداوندی با نهایت عظمت و جلال در مقابل چشم من مکشوف و پدیدار بود.»

و یا عبدالکریم قزوینی برای حقانیت ظهور علی‌محمد شیرازی در سال شصت قمری به این رؤیا تمسک یافته و می‌گوید:

«شب عید را به نماز و دعا گذراندم؛ خوابم برد، در خواب دیدم مرغ سفیدی مثل برف دور سر من پرواز می‌کند پهلوی درختی ایستاده بودم، مرغ روی شانهٔ آن درخت نشست و با نغمهٔ مؤثری که از وصف آن عاجزم، گفت:

ای عبدالکریم! آیا در جستجوی مظهر موعود هستی؟ منتظر باش که در سنهٔ ستین (شصت) ظاهر می‌شود.»

حسینعلی نوری

حسینعلی نوری (۱۳۰۹ ق) بنیان‌گذار فرقهٔ بهاییت بوده که مانند دیگر مدعیان، خواب‌هایی را برای اثبات ادعای خود مطرح نموده است. نمونه‌ای از این خواب‌ها چنین است:

«میرزا محمدتقی نوری برای شاگردان خویش دو فقره رؤیایی را که درباره حضرت بهاءالله دیده بود و خیلی به آن‌ها اهمیت می‌داد، بیان کرد. خواب اول این بود که گفت: در میان جمعی از مردم ایستاده بودم، دیدم همه به منزلی اشاره می‌کنند و می‌گویند: حضرت صاحب‌الزمان در آنجا تشریف دارند؛ من خیلی خوشحال شدم و با سرعت به‌طرف آن منزل رفتم که زودتر خود را به حضرت برسانم... از هیئت و خصوصیات مأمورینی که درب منزل ایستاده بودند چنین استنباط کردم که آن شخص جلیل حضرت بهاءالله است. مرتبه دیگر در خواب دیدم که چند صندوق در محلی دور من گذاشته ‌شده، یکی به من گفت: این صندوق‌ها متعلق به حضرت بهاءالله است، صندوق‌ها را باز کردم، دیدم همه پر از کتاب است، کتاب‌ها را باز کردم، دیدم تمام کلمات و حروفش با جواهر گران‌بها نوشته‌شده و تابش آن‌ها چشم را خیره می‌کند، نورانیت و تابش آن جواهرها به حدی بود که از شدت حیرت و تعجب، بغتتاً از خواب بیدار شدم.»

محمداحمدسودانی

مهدی سودانی (۱۳۰۲ ق) که نام وی محمد احمد بن عبدالله و از سادات حسینی بود. پدرش فقیه بود، اما زمانی که مهدی طفل بود، درگذشت. وی به خارطوم رفت و به تحصیلات مذهبی ادامه داد... مهدی سودانی در سال ۱۲۸۹ق (۱۸۸۱ م)، خود را مهدی منتظر معرفی کرده و از فقهای سودان خواست تا از وی حمایت کنند. وی به عبدالله التعایشی که بعد از او جانشینش شد، گفت: خوابی که دیده او را مهدی منتظر نشان داده و وی نیز در زمرهٔ نخستین حواریون اوست... اساس کار وی همین خواب و نیز ادعای شنیدن صداهایی در بیداری (هواتف) بود که وی بر اساس آن‌ها مدعی شد نوعی دعوت مهدیانه و حتی نبوت‌گونه دارد.

محمد المهدی بن محمد بن علی السنوسی

محمد المهدی (۱۳۲۰-۱۲۶۰ ه؛ ۱۹۰۲ -۱۸۴۴ م) فرزند مؤسس حرکت سنوسیه و دومین رهبر تفکر آنان است. عمویش، احمد الشریف السنوسی، علّت نام‌گذاری‌اش به محمد المهدی را دستور حضرت محمد (ص)می‌داند که در رؤیا به پدرش نام‌گذاری محمد المهدی را به او فرمان داده و بشارت می‌دهد که این فرزند احیاکننده سنت است.

غلام احمد قادیانی

میرزا غلام احمد (۱۹۰۸ میلادی)، بنیان‌گذار و مسیح موعود جماعت احمدیه است. این فرد آغاز وحی به خود را، در چهل‌سالگی دانسته و می‌گوید:

«نخست در قالب رؤیای صادقه بود که به سرخی هنگام طلوع خورشید شباهت داشت، در این دوره نزدیک به دو هزار یا بیشتر رویای صالحه دیدم. برخی از آن‌ها را در حافظه‌دارم و بسیاری را از یاد برده‌ام.

سپس ادعا می‌کند که دریکی از خواب‌ها رسول خدا (ص) را در رؤیا دیده و ایشان بعد از اشاره نمودن به کتابی در دستش و خوراندن مقداری عسل به او به آسمان می‌روند. او پس از بیداری چنین دریافته که اسلام مرده است و خداوند به دست او که شاگرد مستقیم پیامبر اسلام (ص) است، این دین را زنده می‌کند.»

سلطان محمدگنابادی

در مسلک دراویش گنابادی نیز یکی از راه‌های دست‌یابی به قطب، که به‌عنوان فرد مأذون از جانب امام معصوم(ع) تلقی می‌شود، رؤیا بوده و در اثبات آن به خواب سلطان محمد گنابادی (۱۳۲۷ ق) اشاره‌شده و می‌گویند:

«شعبه یازدهم از شریعت نهم،

در اینکه آن عالم به چه شناخته می‌شود.

و در آن چند قسم راه و طریق است؟

«و مثل آنکه امام را به‌صورت او در خواب بینند به‌نوعی یقین

پیدا شود که خواب شیطانی و خیالی نبود و خواب بیننده خود بهتر داند».

پس از ذکر این سخن، در پاورقی چنین آمده است:

«از جناب حاج ملا سلطان محمد نقل است که فرموده: پیش از رسیدن خدمت آقای سعادت علیشاه خواب دیدم به خدمت حضرت امیرالمؤمنین (ع) رسیده و آن حضرت قدحی از آب به من مرحمت کرد؛ من تمام آن را آشامیده و چیزی باقی نگذاشتم، پس‌ازآن به هر وسیله خو د را به اصفهان رسانیده، پس از شرفیابی خدمت آقای سعادت علیشاه، به همان‌طور که حضرت را در خواب‌دیده بودم، ایشان را مشاهده کردم و دیگر شکی در حقانیت ایشان باقی نماند.»

در کتاب دیگری از مشایخ گنابادیه، رؤیایی بیان‌شده که گویا به دلیل ایمان عمیق ملا محمد گنابادی، او را در عالم رؤیا با عنوان و به‌جای امام زمان (ع) نشان داده‌اند! و نیز مرحوم حاج نایب الصدر در سفرنامه خود و گزارش وقایع دیگر یومیه از تاریخ ۲۷ رمضان ۱۳۱۹ که برای سفر حج حرکت کرد تا پانزدهم رجب ۱۳۳۷ که در مشهد توقف داشته... در ذکر پنج‌شنبه چهاردهم ربیع‌الاول ۱۳۳۴ درباره شیخ ابوالقاسم طبسی نوشته:« ازجمله ذکر کرده که در مشهد، جناب حاج ملا سلطان‌علی از من تفقدی فرمود و چون خواب غریبی دیده بودم، خواستم عرض کنم..» و اما خواب:

«در عالم رؤیا مشاهده نمودم در بیابان وسیع واقع و جمعی از دور به طرفی می‌روند و سرودی می‌خوانند و من هم می‌خوانم:

لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

شاه مردان شیر یزدان قدرت پروردگار

لشکر امام زمان بعد از نماز در رکاب امام جنگ می‌نمایند. من گفتم: خصم زیاد است و ما قلیل. رفیقی گفت: امام همه آن‌ها را تمام می‌کند. گفتم: امام کجا هستند؟ گفت: آن‌که در هودج است؛ دیدم جناب حاج ملا سلطان‌علی و طرف فلان مجتهد... .»

نیز یکی از مریدان اجازه یافته از طرف قطب سلسله نعمت‌اللهیه، در بیان شرح‌حال رضا علیشاه (قطب سابق)، به رؤیایی تمسک کرده و می‌گوید:

«در همان جلسه، رؤیایی را که در ایام جوانی دیده بودم تداعی شد. این رؤیا که گاهی آن را ذکر می‌کردند این بود که حضرت مولی را زیارت کردم که در مسجد بسیار طولانی تشریف آوردند و اقامهٔ جماعت کردند. پس از ختم نماز صبح در بازگشت مچ دست مرا و بازوی شخصی با عمامه و عبا را گرفتند و گفتند: این شخص هادی و مهدی زمان تو است. می‌گفتند هر چه می‌گشتم که صاحب آن چهره را بیابم موفق نمی‌شدم. تا آنکه در همان سفر به بیدخت آن شخصی را که در رؤیا دیده بودم، زیارت کردم که در جوار حضرت صالح علیشاه جلوس نمود بودند. آن شخص حضرت رضا علیشاه و در آن زمان از مشایخ حضرت صالح علیشاه بودند.»

میرزاحسن صفی علیشاه

در کشف اجازه‌نامه بهره‌گیری از قطب، میرزا حسن صفی علیشاه (۱۳۱۶ ق( به خواب استناد کرده و می‌گوید:

«در کتاب نابغهٔ علم و عرفان در دو جا به این امر اشاره دارد. اول: در نقل‌قول از مرحوم موثق السلطان جلالی راد می‌نویسد: مرحوم میرزاعلی آقا صدرالعرفا فرزند حضرت مست علیشاه در یکی از سفرها که عازم گناباد بود، چون به تهران ورود نمود به منزل سراج الملک وارد شد. حاجی میرزا حسن صفی علیشاه اطلاع یافته، اجازه ملاقات خواست، ایشان هم اجازه داد. حاجی میرزا حسن از ایشان دیدن نمو و نهایت احترام و کوچکی کرد. عرض کرد: چرا به خانقاه خودتان ورود نفرمودید؟ ایشان پرسیده بودند: خانقاه خودمان کجاست؟ عرض کرد: همان چراغی که پدر بزرگوارتان روشن فرموده، جواب دادند: آن چراغ فعلاً در گناباد روشن است. آنگاه از حاج میرزا حسن پرسیده بودند که نسب طریق و اجازه شما به کدام‌یک از بزرگان می‌رسد؟ پس از قدری تأمل جواب داده بود: در خواب از مولا علی (ع)، ایشان گفته بود بسیار خوب پس دیگر باهم صحبتی نداریم.»

و در جای دیگر می‌گوید:

«و بالاخره آقای حاج‌آقا محمد، حاج میرزا حسن صفی علیشاه را از مقام خود برکنار کرد. مرحوم صفی اظهار داشت: ایشان نیز دارای اجازه و سمت رسمی از جناب رحمت علیشاه نبوده، صاحب اجازه حاج‌آقا محمدکاظم اصفهانی است و خود اظهار نمود که در خواب از طرف جناب رحمت علیشا ه مأمور دستگیری و هدایت گردیدم.»

فتح‌اللهجیحون‌آبادیمشهوربهنورعلیالهی بنیان‌گذار فرقه مکتب

فتح‌الله جیحون‌آبادی )۱۳۵۳ ش (مشهور به نورعلی الهی، از بنیان‌گذاران فرقه مکتب است. او دلیل اعتبار بدعت دینی خود را، رؤیا و تأیید حضرت علی (ع) بر آن دانسته و می‌گوید:

«بعدازآن که در سال ۱۳۳۶ هجری شمسی بازنشسته بودم، قرآن شدم که در منزل بنشینم و فقط مطالعه کنم، سال بعدش که به زیارت عتبات رفتم، مناجاتم این بود: خداوندا! می‌خواهم تحت توجه تو یک دینی داشته باشم که واقعی و خداپسندانه باشد تا شعار خود قرار دهم و به آن عمل کنم. شب در خواب حضرت علی (ع) را دیدم، به من فرمود: دین تو ابداعی است ولی نیک ابداعی است. در این موقع پرده عوض شد و دیدم دو نفر آمدند باهم صحبت می‌کنند؛ یکی به دیگری می‌گفت: ابداعی معنایش این است که فلان کس(نورعلی الهی) پیغمبر هم شد و هرچه خواهد، خواست خداست.»

محمدبن عبدالله قحطانی و جهیمان عتبی

در تاریخ اول محرم ۱۴۰۰ ق در مکه، فردی بانام «جهیمان عتبی»، از شیوخ سلفی و وهابی مقیم عربستان و معرفی‌کننده «محمد بن عبدالله قحطانی» به‌عنوان مهدی موعود آشوب یک‌هفته‌ای در مکه به راه انداخت. جهیمان در اثبات ادعاهای خود پیرامون مهدویت محمد بن عبدالله، می‌گوید:

«دو سال است که برادران، او را به‌عنوان مهدی می‌شناسند... به شما بشارت می‌دهم که بارها خواب‌ها درباره خروج مهدی دیده شده و کسانی خواب دیده‌اند که این مهدی را ندیده بودند. وقتی دیدند، تأیید کردند که همان است که در خواب‌دیده‌اند. او حدیثی هم از پیامبر در تأیید خواب خواند که فرمود: لم یبق من الوحی الا المبشرات: الرویة الصالحة...؛ از وحی چیزی جز مبشرات که همان رویای صالحه است، باقی نمانده است. خوابی که مؤمن می‌بیند یا برای او می‌بیند...»

الحسین ابن موسی الحیدی

این فرد از مدعیان اهل سنت و متولد کویت است که در سال ۱۹۹۱ میلادی ادعای مهدویت خود را علنی کرد. او نیز مانند دیگر مدعیان یکی از روش‌های خود را رؤیا قرار داده و بر این باور است که حضرت محمد (ص) بشارت مهدوی بودن را به او داده است.

احمد بن اسماعیل بصری

این فرد در کتاب‌ها، بیانیهٔ صوتی و سایت رسمی خود خواب را روشی از غیب و نزدیک‌ترین راه برای تشخیص امام معصوم دانسته و می‌گوید:

«اقصر طریق للایمان بالغیب، اسالی الله بعد ان تصومی ثلاثه ایام و تتوسلی بحق فاطمه بنت محمد(ص) ان تعرفی الحق من الله بالرویا او الکشف او بای آیه من آیاته الغیبیه الملکوتیه سبحانه و تعالی؛ کوتاه‌ترین راه برای ایمان به غیب، استفاده از خود غیب است. پس از سه روز روزه‌داری متوسل به حضرت زهرا (س) شوید و از خدا بخواهید که حق را در عالم رؤیا، مکاشفه و یا به‌وسیلهٔ یکی از نشانه‌های غیبی‌اش به شما نشان دهد.»

درویشی دیگر نیز، خواندن دعایی به مدت چهل شب را پیشنهاد داده و آن را مقدمه‌ای برای کشف حقیقت از طریق رؤیا می‌داند.

حیدر مشتت

این فرد ازجمله مدعیان یمانی در عراق بود که کتاب‌های خود را با عنوان «السید ابوعبدالله الحسینی القحطانی» منتشر کرد. مهم‌ترین کتاب این فرد «موسوعة القائم» بوده و در آن دلایل خود را مطرح می‌کند. آیت‌الله کورانی درمورد ادعای این فرد می‌گوید:

«حیدر مشتت حدود ده سال قبل از مرگش به قم و پیش من آمد و سوا لاتی در مورد امام مهدی(عج) از من پرسید. بعد از سقوط صدام نیز پیش من آمد و تقاضا کرد تا ادعای یمانی بودن او را بپذیرم. در ملاقات دیگری که آخرین ملاقات با او بود، گفت:

من فرستاده‌ای از طرف مهدی(ع) هستم! و دو نامه، یکی برای تو و دیگری برای رهبر انقلاب سید علی خامنه‌ای دارم. من در جواب گفتم: عجله نکن! آیا تو امام مهدی(ع) را ملاقات کرده‌ای و ایشان نامه‌ای داده که به من برسانی؟ او جواب داد: بله.

بعد من او را نصیحت کردم و قصه معجزه طلبیدن پدر شیخ صدوق از حلاج را نقل کردم و گفتم: نمی‌توانم نامه‌ات را بپذیرم و حرفت را قبول کنم و اگر می‌توانی معجزه‌ای برای من بیاور؟

حیدر گفت: چه معجزه‌ای می‌خواهی؟ گفتم: همان معجزه‌ای که صدوق اول، از دجال زمان خود حلاج

خواست! این ریش‌های سفیدم را گرفته و مرا به دوران جوانی برده، ریش‌های سیاه عطا کن!

حیدر مشتت شگفت‌زده گفت: می‌خواهم کاری کنم تا خواب ببینی و ایمان بیاوری؟ من گفتم: به‌هیچ‌وجه، با دیدن بیست خواب هم ایمان نمی‌آورم. آیا باید دینمان را از خواب بگیریم.»

نبیل عبدالقادر احمد

وی متولد ۱۹۸۵م در طائف است که در سال ۱۹۹۵ م دکترای ژئوفیزیک از دانشگاه استنفورد آمریکا را دریافت کرد. او نیز علاوه بر استفاده از حروف ابجد و محاسبات ریاضی، خواب را ازجمله دلایل خود قرار داده و بشارت‌های مطرح‌شده در رؤیا را دلیل بر حقانیت و اعلام دعوتش می‌داند.

شایعه تولد حضرت مهدی (عج)

یکی از اختلاف‌های بیشتر عالمان سنی با شیعیان در این است که حضرت مهدی(ع) تاکنون به دنیا نیامده و حدود چهل سال قبل از ظهورش متولد می‌شود. ازاین‌روی تولد حضرت مهدی(ع) در سال ۲۵۵ هجری قمری را نمی‌پذیرند. به این جهت در میان مدعیان و دروغ‌گویان اهل سنت با تمسک به رؤیایی، تولد حضرت مهدی (عج) را بر مبنای اهل سنت شایعه کردند. در این خصوص در مصر شایعه شده که در یک برنامهٔ تلویزیونی زنی با شیخ محمد

الحنفی تماس گرفته و بعد از تعریف رویای خود، شیخ او را به صحت خوابش قسم داده و پس از اطمینان از درستی خوابش آن را به تولد حضرت مهدی(ع) تفسیر کرده است. این شایعه در حالی است که علاوه بر مخالف بودن با دیدگاه شیعه و تعدادی از علمای اهل سنت که میلاد حضرت مهدی را در سال ۲۵۵ ق می‌دانند، از طرف شیخ محمود الحنفی نیز تکذیب شده است.

در وجود انواع خواب برای انسان‌ها و ازجمله رؤیای صادقه شکی نیست؛ و بحث‌های گوناگونی از عالمان دینی و راویان شیعه و سنی، دربارهٔ ماهیت خواب و انواع آن، ارائه‌شده است؛ اما مسئله‌ای که کمتر بدان پرداخته‌شده، جایگاه رؤیا در تشخیص مصداق حجت الهی و معصوم است.

برخی از مدعیان، دلیل‌های قرآنی و روایی در اثبات مدعای خود آورده و به مریدان خودالقا کرده‌اند که با خواب می‌توانند حقانیت آن‌ها را به دست آورند

اگر فردی چیزی را در خواب ببیند و باعقل سلیم و آیات و روایات تعارض داشت، بی‌تردید این رؤیا از نوع دروغ آن بوده و اعتبار ندارد. باید در مورد ادعاهای مدعیان دروغین به این نکته توجه داشت که راه تشخیص حق یا باطل بودن این گروه با بررسی سخنان آنان آشکارشده و تاکنون در تشخیص بطلان هیچ موردی از مدعیان، شبهه و تردیدی برای اهل علم و فهم وجود نداشته است و پس از اثبات ادعای باطل این افراد، به‌یقین اگر رؤیایی نیز در مدح آنان دیده شود، حمل بر رویای شیطانی می‌شود.

موسسه راهبردی دیده بان، نشریه اشارت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر