راویانِ"حلقه اسارت" اسیرانِ غرضورزیهای عنادآمیز جاهلانه خویشند


نیم نگاهی به سناریوسازیهایِ پوشالی نویسندگانِ کتابِ "حلقه اسارت" و کارگردانان تئاتر توخالیِ موسوم به "انجمن نجات از حلقه"

ال. ران. هابارد یا "لافایت رون هابارد" متولد سیزدهم مارس 1911 در ایالت نبراسکا در ایالات متحده آمریکا و چشم از دنیافروبستن در تاریخ 24 ژانویه 1986 در ایالت کالیفرنیا و دانشجوی دانشگاه جرج واشنگتن در دهه 1930 بنیانگذار مکتب موسوم به " کلیسای ساینتولوژی" در آمریکا و در سایر کشورهای غربی است.



در سالهای اخیر فیلمی که زیرعنوان "مرشد" در تشریح زندگی او تهیه و اکران شد جوایز متعددی را ازآن خود نمود.

اخیرا عده ای از مُبَلِّغ های وابسته به پژوهشگاه موسوم به "باقرالعلوم" در قم کتابی زیر عنوان "حلقه اسارت" منتشر کرده و در آن کوشیده اندکه میان نظریات "لافایت رون هابارد" و آقای دکتر محمدعلی طاهری بنیانگذارِ مکتب "سایمنتولوژِی" مشابهت هایی بیابند و نتیجه گیری کنند که آقای دکترمحمدعلی طاهری واضعِ یک مکتب اصیل در روش "فرادرمانی" نمیباشد، بلکه تعلیمات او مقتبس از آموزشهای "کلیسای ساینتولوژی" میباشد.

در این مقاله به معرفی دو مبحث میپردازیم. مبحث اول مربوط به نقدی بر فیلم "مرشد" میباشد که با اغراض خاص و ضدیت آمیز به رشته تحریر درآمده و در مبحث دوم به نقل بخشی از کتاب "حلقه اسارت" مبادرت میورزیم تا از دو سمت و سو، میزان غرضوری و عناد با نظریات آقای دکتر طاهری بر اشخاص بیغرض آشکار تر شود.




کافه سینما-اردوان شکوهی:‌ آن چه در زیر و در آستانه اکران «مرشد» در سینماهای ایالات متحده خواهید خواند، توسط تونی اورتگا در سایت ویلیج وویس نوشته شده است. نویسنده اشاراتی مستدل دارد به ارجاعات غیر قابل انکار «مرشد» به زندگی ال. ران هابارد، موسس فرقه ساینتولوژی؛ اشاراتی صریح که دلیل برآشفتگی اعضای این فرقه را بیش از پیش عیان می کنند. برخی مفاهیم کلیدی در این فرقه نیاز به توضیح و استفاده از مراجع دیگر داشت که برای روشن تر شدن مطلب، به متن ضمیمه کرده ام. 

آیا «مرشد» فیلمی درباره‌ «ساینتولوژی» است؟ خب، قطعا همینطور است. اجازه ندهید که حاشا کردن های فیلیپ سیمور هافمن، ایمی آدامز و البته شخص پل توماس اندرسن در مقام کارگردان، شما را گمراه کنند. همانطور که اندرسن در مصاحبه با اسکات فونداس [یکی دیگر از نویسندگان ویلیج وویس] اذعان داشت، او تاریخچه‌ ساینتولوژی را زیر و رو کرد تا بتواند پس زمینه فیلم خود را طراحی کند.

فیلمنامه ای که اندرسن برای «مرشد» نوشته، مشتمل بر جزئیات پُرشماری در ارتباط با ساینتولوژی و ال.ران هابارد، شخصیت هافمن موسوم به «لنکستر داد» در فیلم، است؛ هرچند که برخی از این جزئیات بر روی پرده منتقل نشده اند. (اندرسن به فونداس گفته که بسیاری از صحنه ها را فیلمبرداری کرده که در نسخه نهایی آورده نشده است. بعضی از این صحنه ها در نسخه دی.وی.دی فیلم در دسترس قرار خواهند گرفت.) اما حتی با وجود کنار گذاشته شدن برخی از این جزئیات، «مرشد» کماکان به سالهای اولیه‌ی شکل گیری ساینتولوژی بسیار نزدیک است؛ مخصوصا اینکه فیلم سه مضمون اساسی را واکاوی می کند که در فاصله زمانی ۱۹۵۱ تا اواسط دهه ی ۷۰ نمودی واقعی داشته اند. (با وجود آنکه همه وقایع فیلم در طول چند ماهی از سال ۱۹۵۰ رخ می دهند.)

۱٫ اشاره به مفهوم “تسلسل کلی” در آموزه های هابارد [ "تسلسل کلی" در آموزه های این فرقه به معنای تاریخ کلی یک روح مشخص است که میلیاردها سال قدمت دارد.] 

لافایت رونالد هابارد پیش از آنکه برای خود فرقه ای تشکیل دهد، نویسنده کتابهای علمی- تخیلی بود. زمانی که هابارد در سال ۱۹۵۰ و در کتاب مشهورش، «دایِنِتیکس» [برگرفته از دو لغت یونانی و به معنی لغوی «از طریق ذهن» که اشاره دارد به مجموعه ای از ایده ها و ممارست ها که به ارتباط متافیزیکی بین ذهن و جسم می پردازد] ، ایده‌ی «ارزیابی» (نوعی مشاوره دو نفری) را مطرح کرد، این مساله شور و شعفی کوتاه مدت را در جامعه امریکایی به دنبال داشت، تا آنجا که مردم در سرتاسر کشور گروه هایی دو نفره را تشکیل می دادند تا به همدیگر کمک کنند که تجربیات دوران جنینی یا در زمان تولدشان را به یاد آورند. نظریه جنجال برانگیز هابارد تاکید داشت که روابط پدر و مادر و گفتمان آنها در طول دوران جنینی، می تواند مُهر خود را بر ذهن فرزند بزند و زندگی او را برای همیشه متاثر از خود کند. اگر فرد بتواند در زمان به عقب بازگردد و آن خاطرات را بازیابی کند، می تواند که تاثیر آنها را از بین برده و قوای ذهنی خود را در زمان حال تقویت کند. (آشکارا در «مرشد» به این ایده پرداخته می شود؛ زمانی که شخصیت یواکین فونیکس در فیلم، فردی کوئل، سعی می کند تا مفاهیم کتاب لنکستر داد، “علت”، را درک کند و شاهد مشاوره ای دو نفری درباره دوران جنینی در کشتی داد است.)

اما تجربه مجدد دوران تولد برای هابارد کافی نبود و او بعدها پا را از دوران جنینی هم به عقب تر گذاشت و مفهوم «زندگی های گذشته» را مطرح، و حتی ادعا کرد که میلیاردها و تریلیاردها سال قبل را هم، تا سر منشا موجودیت در تئوری «تسلسل کلی»، به خاطر می آورد. همه آنهایی که در ابتدا از “داینتیکس” و مفاهیم یاد شده در آن حمایت می کردند، این تاکید جدید بر «زندگی های گذشته» و اپرای فضایی مطرح شده را دوست نداشتند، و هابارد با ریزش های فراوانی در نهضت نوپای خود روبرو شد. لنکستر داد هم در فیلم، تلاش می کند که پیروانش را متقاعد سازد تا از مبحث «حفره زمانی» او تبعیت کنند.

۲٫ روابط یک حامی ثروتمند با لافایت رونالد هابارد به تیرگی می گراید. 

(در سال ۱۹۵۱، تب اولیه «داینتیکس» فروکش کرده و ال. ران هابارد هم با گسست جامعه از عملکرد انتقاد برانگیزش ، در کوبا مخفی شده بود. در همین زمان بود که میلیونری موسوم به دان پورسل به وی پیشنهاد کرد که به کانزاس بیاید که به منزله‌ی پناهگاهی امن به شمار می رفت. هر چند که رابطه این دو هم به تدریج به تیرگی گرائید و هابارد مجبور شد که دوباره از اول شروع کند و این بار و در طول اقامتش در شهر فونیکس، کشف خود را نامی دیگر نهاد و آنرا «ساینتولوژی» خواند. (در فیلم، بیوه ای موسوم به میلدرد دروموند، که حامی مالی لنکستر داد است، مراسمی را ترتیب می دهد تا هم برای داد پول جمع آوری و هم عقاید نوین او برای حضار مطرح شود؛ مراسمی که با سخنرانی شبهه برانگیز داد به جنجال کشیده می شود و داد به گونه ای واکنش می دهد که شوک و بیزاری خانم دروموند را به دنبال دارد.)

ساینتولوژی در طول حیات کوتاه مدتش همواره توانسته است که حامیان مشهور یا ثروتمندی را جذب خود کند؛ حامیانی که بیشتر آنها در ادامه رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته اند؛ یا حضورشان در این فرقه کمرنگ شده و یا جامعیت این کلیسا از سوی آنها انکار شده است.

۳٫ «سی اُرگ» [«سازمان دریایی»] و ناقوس های ازدواج

در سال ۱۹۶۷، هابارد و پیروانش آنقدر [برای عموم مردم] در انگلستان و ایالات متحده ناخوانده و منفور شده بودند که هابارد مجبور شد چند کشتی جفت و جور کند و به دریا پناه ببرد. او به مدت هشت سال در دریای مدیترانه و [اقیانوس] آتلانتیک، هم مشغول دریانوردی بود و هم فرقه نوظهورش را اداره می کرد. خانواده اش هم در این سفر طولانی همراهش بودند، و در سال ۱۹۷۱، مراسم ازدواج دخترش دیانا را در عرشه کشتی پرچمدار خود، «آپولو» ،برگزار کرد. از آن پس، ساینتولوژیست های دو آتشه ای که مشغول دریانوردی با او بودند، «سی اُرگ» خوانده شدند و هابارد هم قوانین سفت و سختی را برای اعضای گروهش ترتیب داد. او همچنین مصرانه از آنها خواست که همواره آویزه گوششان باشد که بهترین راه دفاع از این نهضت همان حمله است. (در فیلم، لنکستر داد با کشتی از سان فرانسیسکو به نیویورک می رود و در طول مسیر، مراسم ازدواج دخترش الیزابت را برگزار می کند. داد به همسرش، پگی، به خاطر روحیه‌ی پولادینش باور عمیقی دارد؛ درست همانطور که هابارد به همسر سومش، ماری سو، باور راسخی داشت. در فیلم و در طول دیالوگی که بین داد و پگی جریان دارد، جایی پگی به او می گوید : «تنها راهی که می توانیم از خود دفاع کنیم، حمله است.»)

آنچه شما در این فیلم نخواهید دید: اگر به دنبال موضوعاتی از قبیل آنچه در اپیزود معروف سریال «ساوث پارک» در سال ۲۰۰۵ پخش شد، می گردید، نومید خواهید شد. «دیکتاتور مجموعه کهکشان ها» و «بادی تیتان» موضوعاتی بودند که هابارد در سال ۱۹۶۷ به آنها پرداخت و اندرسن هیچ ارجاعی به این آموزش های مخفیانه نداده است. (در فیلمنامه اشاراتی بسیار جزئی به این موارد هم شده که در فیلم خبری از آنها نیست.) در عوض، اندرسن بیشتر علاقه مند به سالهای اولیه‌ی ظهور هابارد بوده است؛ این درونمایه که چگونه انسانی با عقایدی این چنین عجیب و غریب توانسته مردمی را چنان مجذوب خود کند که به رهروانی متعصب تبدیل شوند. در این زمینه بخصوص، فیلم بدون شک موفق است.

ویلیج وویس ۵ سپتامبر ۲۰۱۲

ترجمه و تنظیم : اردوان شکوهی/کافه سینما


۱:۵۱:۱۶ ۱۳۹۴ شنبه ۹ آبان

جولان موجودات ماورایی در عرفان به ظاهر اسلامی

به روز شده در: ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۴ شنبه ۹ آبان

به گزارش فرقه نیوز، در بررسی و تحلیل آموزه‌های هر دین یا فرقه باید ابتدا به بررسی مبانی و پیش فرض‌های آن پرداخت، برای شناسایی بهتر آموزه‌های فرقه «عرفان ضاله حلقه» نیز لازم است، به بیان مبانی فکری این فرقه بپردازیم، با مطالعه آثار مکتوب و شفاهی عرفان حلقه درمی‌یابیم که این فرقه نیز مطالبی را از ادیان مختلف و همچنین فرقه‌های انحرافی برای مبانی و پیش فرض‌های خود انتخاب کرده است، محمدعلی طاهری با تصریح به التقاطی بودن مبانی فرقه خود می‌گوید: 

«ادیان، یک سلسله دروس، پله پله با هم هستند و جدا شدنی نیستند، علتش را هم من متوجه شده‌ام؛ یعنی مثل یک چیز می‌ماند که دامنه‌دار است؛ ولی نویسنده‌ها متفاوت هستند، بدون درک عهد عتیق، {فهم} عهد جدید امکان ندارد و بدون درک آن، درک این امکان ندارد، حالا إن‌شاءالله این را در یک جایی جداگانه مطرح می‌کنیم؛ اما من یک مطلبی می‌خواهم بگویم، من امروز به این نتیجه رسیده‌ام که یک عده‌ای به من خبر داده‌اند که ما مطلب شما را با عرفان یهودی کابالا انطباق داده‌ایم. عجیب است! شاگردان کلیمی ما گفته‌اند، به طرز عجیبی دریافت‌های شما با عرفان کابالا می‌خواند، مسیحی‌ها هم یک طوری همین را گفته‌اند؛ شما فکر نکنید که مسلمان‌ها فقط می‌خواهند با قرآن تطبیق بدهند، مسیحی می‌خواهد برود با انجیل تطبیق بدهد و کلیمی می‌خواهد با عهد عتیق انطباق بدهد، ما خودمان را نگاه نکنیم؛ ما داریم یک حرف می‌زنیم که از اول، این، انسان‌شمول است، توجه فرمودید؟! من ایمان دارم دریافت‌ها و مطالب با کتب مقدس در تضاد نخواهد بود، حالا ما با قرآنش را انجام بدهیم، دیگران هم با کتب دیگر انجام بدهند؛ اما شما بدانید که به نظر من کتب مقدس، جلد یک، دو، سه هستند که از هم جدا نیستند».

بنابر گفته‌های رهبر این فرقه آموزه‌های او از ادیان مختلف یهودی، مسیحی و .... برگرفته شده و از همین روی در ادامه به بررسی مبانی او که از ادیان مختلف گرفته شده است، می‌پردازیم:

اعتقاد به‌ وجود موجودات ماورایی در بدن انسان

«ال. ران هابارد» مؤسس فرقه ساینتولوژی و مؤلف کتاب داینتیکس (علم نوین سلامت ذهن) درباره حضور این موجودات در وجود همه مردم چنین می‌گوید:

یک بررسی دقیق و کامل بر روی شماری از افراد (14 نفر) نشان داد که از قرار معلوم، همه مردم یک نوعی از اهریمن را در خود دارند. این 14 نفر، دست‌چین نشده و به‌ طور پراکنده از اقشار مختلف جامعه برگزیده شدند... . اهریمن‌شناسی، مبحث فوق‌العاده جالبی است. اهریمن در جلد کسی می‌رود و او را مریض می‌کند یا در قالب او می‌رود و به جای او تکلم می‌کند و یا اینکه چون یک اهریمن در وجود اوست. خل شده و در حالی که اهریمن فریاد می‌کشد، او به اطراف می‌دود...

در عرفان حلقه نیز اعتقاد بر این است که همه انسان‌ها در معرض آلودگی موجودات غیرارگانیک هستند!

واقف شدن به این امر که در وجود یک فرد متمدن هم میهن خود اهریمنی وجود دارد، نگران‌کننده و ناراحت‌کننده بود، اما آن‌ها آنجا بودند و یا حداقل نمودهایی وجود داشتند که شمن و حکیم قبیله، اهریمن‌ها را مسبب آن‌ها می‌دانستند. بعداً پی بردیم که می‌توان این اهریمن‌ها را در دسته‌های مختلف نام‌گذاری کرد؛ مثل اهریمن‌های دستور دهنده، اهریمن‌های ایرادگیر، اهریمن معمولی که به فرد می‌گوید چه بکند و اهریمن‌هایی که در اطراف ایستاده و جیغ و ویغ می‌کنند و یا اهریمن‌هایی که صرفاً چیزها را مسدود کرده و مانع دیدن آن‌ها می‌شوند. اینها تمام نوع اهریمن‌ها نیستند؛ ولی زمینه کلی اهریمن‌شناسی را در بر می‌گیرند.

هابارد در ادامه و در معرفی اهریمن می‌گوید: اهریمن در داینتیکس، یک مدار انگلی است. این اهریمن کاری را در ذهن انجام می‌دهد که شبیه به موجودیت دیگری به جز خود اوست و آن تماماً از کلمات درون انگرم نشأت می‌گیرد.

در عرفان حلقه نیز اعتقاد بر این است که همه انسان‌ها در معرض آلودگی موجودات غیرارگانیک هستند، طاهری در این باره می‌گوید:

نا آگاهی انسان از برخی قوانین هستی و یا بی‌توجهی به آن‌ها منجر به تخلفاتی می‌شود که او را در معرض آلودگی به ویروس‌های غیرارگانیک قرار می‌دهد. این ویروس‌ها با تسخیر کالبد ذهنی و یا کانال‌ها و مبدل‌های انرژی انسان، انواعی از مشکلات ذهنی و بسیاری از اختلالات روانی و جسمی را ایجاد می‌کنند.

همچنین:

... ویروس‌های غیرارگانیک، هوشمند هستند و حتی در صورتی که به وضوح موجب بروز اختلالات ذکرشده نشوند، رفتار، گفتار و اندیشه فرد را به میل خود تغییر می‌دهند و در بسیاری از موارد، به انحراف می‌کشاند. امروزه آسیب‌های گسترده ناشی از نفوذ موجودات غیر ارگانیک در سیستم ذهنی افراد، موجب همه‌گیری (اپیدمی) بیماری‌های ذهنی در سراسر جهان شده است و به دلیل ناآگاهی عمومی نسبت به این عوامل بیماری‌زا و به دنبال آن، فقدان بهداشت لازم برای پیشگیری و رهایی از آلودگی به آن‌ها رو به افزایش می‌باشد.

همچنین طاهری در توصیف موجودات غیرارگانیک و انواع آن‌ها چنین توضیح می‌دهد:

موجودات غیر ارگانیک، موجوداتی زنده، اما بدون ارگان‌های زیستی گیاهان، حیوانات و انسان‌ها (سلول‌ها و اندام‌های ساخته شده از مواد آلی و معدنی) هستند و به طور معمول دیده نمی‌شوند؛ اما هر گروه از آن‌ها نقش مهمی در زندگی انسان ایفا می‌کنند. آثار آشکار این موجودات در زندگی انسان باعث می‌شود که نتوان وجود آن‌ها را انکار کرد و نقش پنهان‌شان مانع از این است که بتوان به راحتی آن‌ها را مورد شناسایی قرار داد... امروزه بسیاری از مردم دست به گریبان بیماری‌ها و مشکلاتی هستند که از مداخله این موجودات در امور بیرونی (امور اجتماعی) و درونی (فعالیت‌های مدیریت سلول و بدن، جهان‌بینی و تصمیم‌گیری‌های فردی) زندگی آن‌ها ناشی می‌شود.

با تأمل در گفته‌های رهبر فرقه ساینتولوژی و طاهری دانسته می‌شود که در مطالب آن‌ها جز در شیوه‌ کاربرد واژگان و ادبیات مختلف، تفاوت چندانی به چشم نمی‌خورد و این مسأله می‌تواند نتیجه دیدگاه بومی و خاستگاه این دو نفر باشد. ران‌هابارد، از موجودات ماورایی با عنوان اهرمین نام می‌برد و طاهری با عنوان جن و کالبد ذهنی یا روح.

*گروه‌بندی موجودات ماورایی

هابارد در کتاب خود پس از اثبات وجود موجودات اهریمنی و انگرم در انسان‌ آن‌ها را در گروه‌های زیر دسته‌بندی می‌کند:

... پی بردیم که می‌توان این «اهریمن‌ها» را در دسته‌های مختلف نام‌گذاری کرد. مثل «اهریمن‌‌های دستوردهنده»، «اهریمن‌های ایرادگیر»، اهریمن معمولی که «به فرد می‌گوید چه بکند» و «اهریمن‌‌هایی» که در اطراف ایستاده و جیغ و ویغ می‌کنند و یا اهریمن‌هایی که صرفاً چیزها را مسدود کرده و مانع دیدن آن‌ها می‌شوند اینها تمام نوع اهریمن‌‌ها نیستند، ولی زمینه کلی «اهریمن‌شناسی» را در بر می‌گیرند... .

نوعی از انگرم که «اهریمن ایرادگیر» را می‌سازد، انگرمی‌ است که در آن «تو همیشه از من ایراد می‌گیری»‌ است. مقدار خیلی زیادی از این نوع جمله‌ها درون‌ انگرم‌ها می‌باشند که هر کدام از آن‌ها می‌توانند اهریمن ایرادگیر بسازند؛ درست همان‌ طوری که هر مجموعه‌ای از کلماتی که منجر به تقاضای حرف‌ شنوی شوند و فرمان به اطاعت بدهند، یک اهریمن دستور دهنده را به وجود خواهند آورد.

با تأمل در گفته‌های رهبر فرقه ساینتولوژی و طاهری دانسته می‌شود که در مطالب آن‌ها جز در شیوه‌ کاربرد واژگان و ادبیات مختلف، تفاوت چندانی به چشم نمی‌خورد

همه این اهریمن‌ها انگلی هستند؛ به عبارت دیگر، آن‌ها بخشی از تحلیلگر را گرفته و آن را قسمت‌بندی و جدا کرده‌اند. یک اهریمن فقط به همان خوبی می‌تواند فکر کند که ذهن شخص می‌تواند فکر کند، هیچ قدرت اضافی ندارد، هیچ استفاده‌ای ندارد و تماماً ضرر است. از میان تمامی مدارهای اهریمنی که پیدا و حذف گردیدند، آن دسته که گویی شامل یک موجودیت‌ خارجی پرقدرت بودند که می‌توانند تمام مشکلات را حل کنند و هر سؤالی را پاسخ دهند، از همه خطرناک‌تر بودند. با کی‌-این شدن هر چه بیشتر انگرم، آن انگرم در باز تحریکی دائم قرار گرفته و نهایتاً آن انگرم «خود» یک عروسک خیمه‌ شب‌بازی بی‌اراده می‌سازد و از آنجا که انگرم‌های دیگری هم وجود داشتند، مجموعه‌ی قوای کاهش یافته، او را به سمت یک جنون جدی پیش می‌برد....

یکسری کامل دیگر، «اهریمن‌های مسدود کننده» هستند که راه وارد شدن به چیزها را می‌بندند و چون حرف نمی‌زنند، در رده‌ی اهریمن‌های معمولی نمی‌گنجند. یک اهریمن تمام عیار و واقعی، اهریمنی است که به افکار صدا می‌دهد و یا لغات تکلمی را درون منعکس می‌کند و یا مانند یک صدای واقعی و زنده که از بیرون صحبت می‌کند، به انسان نصیحت‌های مختلف و پیچیده ارائه می‌دهد (اشخاصی که صداهایی می‌شنوند که بقیه نمی‌شنوند، مدارهای اهریمنی صوتی خارجی دارند؛ مدارهایی که مدارهای تخیلی آن‌ها را تصاحب کرده‌اند) اهریمن مسدودکننده چیزی برای گفتن ندارند. آن چیزی که با او اجازه گفتن و عمل کردن به آن نمی‌دهد، چیزی است که باعث اختلال ذهنی می‌شود.

طاهری نیز این موجودات را به دو گروه عمده با عنوان‌های «جن» و «کالبد ذهنی» تقسیم کرده، گروه اول را «گروه A» و گروه دوم را «گروه B» می‌نامد که وجه اشتراک این دو گروه، امکان تسخیر کالبد ذهنی افراد و همچنین، ایجاد مزاحمت، بیماری و اعمال نفوذ در انتخاب‌های آنان است. او سپس گروه A را به گروه‌های هستی‌بان، آزمون‌بان، جهت‌بان، حکمت‌بان، جزابان، طلسم‌بان و تسخیربان تقسیم کرده، ویژگی‌هایی را برای آن‌ها برمی‌شمرد، برای مثال می‌گوید:

انجام گناه باعث ایجاد تشعشعات شعوری منفی می‌شود... کسی که مرتکب گناه می‌شود، حتی اگر از نظر روانی در وضعیت آرامش و شادی و امید باشد، مورد هجوم جزابانان خواهد بود....

مأموریت جزابانان، هم در شرایطی که حالات روانی منفی (فاز منفی) وجود دارد و هم در مواردی که حالات روانی مثبت است، اما تخلفی صورت می‌‌گیرد، لازم‌الاجرا است این گروه نیز به شیوه‌های مختلف موجبات شکنجه و آزاد فرد خاطی را فراهم می‌کنند و شاید در روان‌شناسی اثبات می‌شود که با احساس گناه‌ زیستن، سلامت انسان را به خطر می‌اندازد. این احساس گناه به معنای آگاهی نسبت به گناه که در لحظه آگاه شدن و معرفت یافتن فرد منجربه توبه می‌شود، نیست. زیستن با احساس گناه نوعی ناامیدی از رحمت خداوند است؛ گناه اعتقادی مانند کفر نسبت به وجود خدا، گناه اخلاقی مانند سوء‌ظن و گناه رفتاری مانند تجاوز به حقوق دیگران.

همچنین:

«غضب الهی» از طریق قوانین مختلفی که برای هستی طراحی شده است، جاری می‌شود.... هر نوع آزاری از سوی موجودات غیرارگانیک نوع A نیز که براساس مأموریت آن‌ها در عالم خلفت و ناشی از اشتباه خود انسان است، نمونه‌‌ای از غضب الهی محسوب می شود؛ اما در میان انواع آن‌ها می‌توان عملکرد جزابانان را شاخص این غضب قرار داد. این آزار و اذیت، از انواع وسواس، توهم، بدبینی، چند شخصیتی و... تا جابه‌جا کردن اشیای مورد نیاز فرد و ایجاد کلافگی او متغیر است. البته، جابه‌جایی و گم شدن اشیا می‌تواند با دخالت تسخیربانان و یا در اثر تقلید نابجای هر نوع از موجودات غیر ارگانیک گروه A از انسان(در استفاده از اشیای مادی) نیز صورت بگیرد. گاهی نیز این موجودات با تصرف در ذهن ما، خودمان را وادار به جابه‌جایی غیرمعمول اشیا می‌کنند تا از این طریق، باعث دردسر شوند.

در تقسیم‌بندی موجودات ماورایی از دیدگاه طاهری و هابارد، شباهت‌هایی وجود دارد که به نظر می‌رسد، بومی‌سازی و گروه‌بندی‌ها با توجه به مخاطب صورت گرفته است؛ برای مثال، از آنجا که طاهری در جامعه‌ای دینی با فرهنگ اسلامی این مطالب را مطرح می‌کند، از اصطلاحات وابسته به دین که سالیان سال در باور مخاطب خود رسوخ کرده، استفاده می‌کند. جزا، هستی، حکمت و... واژه‌هایی پرکاربرد در یک جامعه دینی هستند و طاهری با تکیه بر معنای اصطلاحی آن‌ها وجود و قدرت و سلطه‌ این موجودات ماورایی را به این افراد، القا و به سخن دیگر، دانسته‌های قبلی را تکمیل می‌کند؛ هابارد که در جمعی دیگر و با دیدگاه‌هایی متفاوت روبه‌رو است. با ادبیاتی دیگر به این مباحث می‌پردازد و از توهمات و صداهایی که به گوش شخص می‌رسد، با عنوان اهریمن و شیطان و دسته‌بندی‌هایی متناسب با دید آنان سخن می‌گوید در واقع، مفاهیمی واحد در دو قالب و دسته‌بندی مطرح شده است. /فارس

منبع: کتاب «حلقه اسارت» به قلم جمعی از استادان حوزه و دانشگاه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر