دفاع تمام قد عبدالحسین خسروپناه از نظریات مردم ستیزانه و خشونت طلبانه آخوندمصباح یزدی

گزارشی از درس‌گفتار «عبدالحسین خسروپناه» در مؤسسه طلوع:
عبدالحسین خسرو پناه ودعی است: "شما وقتی اندیشۀ آیت‌الله مصباح را بررسی می‌کنید در اندیشۀ او هنگامی که از جایگاه اسلام و جامعیت اسلام و جایگاه ولایت سخن می‌گوید، از آن طرف هم از نقش و جایگاه مردم صحبت می‌کند، مردم آیا حق آزادی دارند؟ آیا جایگاهی در جامعه دارند؟ آیا نقش مشارکتی برای مردم باید قائل بشویم یا نه؟ آیت‌الله مصباح دربارۀ آزادی مردم و مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم حرف‌هایی دارد که شاید بعضی از آن حرف‌ها را حتی جریان‌های مقابل او مثل جریان‌های اصطلاح‌طلب هم قبول نداشته باشند. در اندیشۀ آقای مصباح جایگاه مردم جایگاه حداقلی نیست"!!!!!

گروه فرهنگی – رجانیوز: «موسسه طلوع» که در سال ۹۲ فعالیت علمی و آموزشی خود را آغاز کرد، در مدتی کوتاه به یکی پایگاه‌های مهم نیروهای انقلاب اسلامی به منظور ارائه مطالب تحلیلی و تبیین مسائل روز مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ پایگاهی که هم اکنون دارای یک هیات علمی قوی شامل اساتید و بزرگان حوزه‌های مختلف علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم اقتصادی است و به یک شبه دانشگاه انقلابی بدل شده است.

گفتنی است ثبت‌نام کلاس‌های ترم پاییز مؤسسه نیز آغاز شده و این کلاس‌ها از نیمه آبان برگزار خواهد شد. علاقمندان جهت ثبت نام و آگاهی از جزئیات می‌توانند با نشانی اینترنتی Toluehagh.ir مراجعه نمایند.



به گزارش رجانیوز؛ دکترعبدالحسین خسروپناه روحانی استاد و پژوهشگر فلسفه دین و رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه است. او در سال ۱۳۶۸ دروس خارج فقه و اصول را در حوزه علمیه قم آغاز کرد و دوازده سال از درس خارج فقه و اصول آیات عظام وحید خراسانی و فاضل لنکرانی و هفده سال فلسفه نزد آیت الله حسن‌زاده آملی و آیت الله جوادی آملی در حوزه علمیه قم بهره بردو در کنار دروس حوزوی، دکترای کلام اسلامی از مؤسسه امام صادق دریافت کرد. وی تا کنون بیش از ۳۰ کتاب و یک‌صد و پنجاه مقاله تألیف کرده و ارائه دهنده نظریه «فلسفه فلسفه اسلامی» است.


در این قسمت بخش کوتاهی ازسخنان دکتر خسروپناه در این کلاس منتشر میشود. علاقمندان برای دریافت فایل میتوانند به آدرس Toluehagh.ir مراجعه نمایند.***

سلام علیکم و رحمه الله

بسم الله الرحمن الحمدالله رب العالمین. صلی الله علیه و علی محمد و آل طاهرین

هیچ موقعیت و جریانی با یک اندیشه‌ورز و با یک شخص شکل پیدا نمی‌کند؛ جریان یک نهاد اجتماعی است،کار یک فرد نیست

همان‌طورکه همۀ شما عزیزان استحضار دارید، هیچ موقعیت و جریانی با یک اندیشه‌ورز و با یک شخص شکل پیدا نمی‌کند. جریان یک نهاد اجتماعی است. کار یک فرد نیست و حتی چه بسا اندیشه‌های یک فرد تأثیر اساسی بر جریان داشته باشد اما جریان او نیست، جریان جمعیت است. مثل آبی که در جریان است و روان است و به حرکت خودش ادامه می‌دهد یک جمعیتی است که از حالت سکون بیرون آمده باشد و روان باشد و تأثیرگذار بر جامعه باشد این جریان است. ولی طبیعتاً برای شناخت یک جریان، شناخت اندیشه‌ورزان آن جریان نقش کلیدی دارد، یعنی هرچقدر ما اندیشه‌ورزان جریان‌ها را بشناسیم و اندیشه‌ها و آثارشان را بشناسیم، بهتر آن جریان را خواهیم شناخت. ولی آن جریان به شناخت اندیشه‌ورزان بسنده نمی‌ماند.

خیلی‌ها به شریعتی خودشان را نسبت می‌دهند؛ در حالی‌که سکولار هستند

همه می‌دانید که قبل از انقلاب و اوایل انقلاب از اندیشه‌های مرحوم دکتر شریعتی بعضی تشکل‌ها شکل گرفت، مثل گروهک فرقان، که از اندیشه‌های شریعتی شکل گرفت. البته از اندیشه‌های آشوری هم تأثیر پذیرفته بودند.

یا مثلاً فرض کنید آرمان مستضعفین که آقای احسان شریعتی هم در آن بی‌نقش نبود. به هرحال فرزند شریعتی است و نزدیکترین شخص به دکتر شریعتی است ولی درواقع آرمان مستضعفین و یا شخصیت‌هایی که هنوز که هنوز است خودشان را به شریعتی منسوب می‌کنند. اینها با اندیشه‌های شریعتی خیلی فرق دارند. مثلاًٌ شریعتی به‌شدت ضدسکولاریسم بود. اصلاً سکولاریسم را قبول نداشت اما الان خیلی‌ها به شریعتی خودشان را نسبت می‌دهند؛ در حالیکه سکولار هستند. مرحوم شریعتی به شدت ضدلیبرالیسم بود. او بیشتر متأثر از اندیشه های سوسیالیستی بود و می‌خواست تفکر سوسیالیستی را با اسلام جمع کند.

شریعتی لیبرال نبود؛ مخالف لیبرالیسم هم بود

شریعتی لیبرال نبود و مخالف لیبرالیسم هم بود. به قول اهل فلسفه نسبت به لیبرالیسم هم لابه‌شرط نبود. اینطور نبود که بپذیرد یا نپذیرد، به‌شرط لا بود، یعنی می‌گفت من لیبرالیسم را قبول ندارم. سوسیالیسم را قبول داشت. و در میان سوسیالیسم هم سوسیالیسم مارکسیستی را هم اصلاً قبول نداشت. معتقد به گرایش نئوسوسیالیسمی بود. سوسیالیسمی که از مکتب فرانکفورت سرچشمه گرفته بود. ولی الان خیلی‌ها هستند که خودشان را به مکتب شریعتی نسبت می‌دهند در حالیکه اصلاً کاملاً با اندیشه‌های شریعتی متمایز هستند.

در اندیشۀ آقای مصباح جایگاه مردم جایگاه حداقلی نیست

شما وقتی اندیشۀ آیت‌الله مصباح را بررسی می‌کنید در اندیشۀ او هنگامی که از جایگاه اسلام و جامعیت اسلام و جایگاه ولایت سخن می‌گوید، از آن طرف هم از نقش و جایگاه مردم صحبت می‌کند، مردم آیا حق آزادی دارند؟ آیا جایگاهی در جامعه دارند؟ آیا نقش مشارکتی برای مردم باید قائل بشویم یا نه؟

آیت‌الله مصباح دربارۀ آزادی مردم و مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم حرف‌هایی دارد که شاید بعضی از آن حرف‌ها را حتی جریان‌های مقابل او مثل جریان‌های اصطلاح‌طلب هم قبول نداشته باشند. در اندیشۀ آقای مصباح جایگاه مردم جایگاه حداقلی نیست.

فلذا یادم است بعضی از این استادان دانشگاه، که انتقاداتی نسبت به آقای مصباح داشتند، وقتی دیداری با ایشان تنظیم شد، بعد از دو، سه ساعت از جلسه بیرون ‌آمدند و همگی می‌گفتند که آقای مصباح از همه ما اصلاح‌طلب‌تر است.

گاهی افراد (پسر آقای مطهری) که منتسب به این شخصیت‌ها هستند به اقتضای آن حزب سیاسی که هستند پشت آن شخصیت‌ها (آقای مطهری) پنهان می‌شوند

الان می‌بینیم پسر آقای مطهری یک حرف‌های دیگری می‌زند! اینها برای اندیشه‌ها شاخص نیستند. اینکه من از مطهری چه می‌فهمم و براساس فهمم چه رفتاری دارم یک بحث است و خود اندیشۀ مطهری یک بحث دیگر است. ببینید من می‌خواهم بگویم گاهی افراد که منتسب به این شخصیت‌ها هستند به اقتضای آن حزب سیاسی که هستند پشت آن شخصیت‌ها پنهان می‌شوند. این‌ها برای شناخت اندیشه ملاک‌ نیستند. مثلاً فرض کنید که الان بحث حجاب خانم‌ها مطرح شده است. بعد بگویند که آقای مطهری وقتی شهید شد از جیب قبایش یک نوشته‌ای درآمد که یکی‌اش این بود(ایشان به امام می‌خواستند مطلبی را بگویند): ما الان روی مسئله حجاب سختگیری نکنیم. این نوشتۀ آقای مطهری بود و مال ۳۵ سال پیش. الان همم نباید سختگیری بکنیم؟ چه ملاحظه‌ای دارد؟

اول انقلاب بود و ما گفتیم بگذاریم آرام آرام. می‌شود نتیجه گرفت که الان بعد از ۳۵-۶ سال ما عادی باشیم و بگوییم حجابی نباشد؟ اصلا می‌شود همچنین استنتاجی کرد؟ نمی‌شود گفت که آقای مطهری الان اگر زنده بود این حرف را می‌زد. ولی چون آن شخص دارد از این استفاده می‌کند ونظرش این است بر اساس این نظر خودش می‌خواهد یک مستمسک پیدا کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر