ملاخور شدن اموال درویش ها به دستور مدیران نالایق اداره تکفیری فرق و ادیان

سبب رونق کانون فقر و درویشی و رشد گرایش عمومی به مکتب تصوف و عرفان اسلامی در دور دست ترین نقاط ایران است.

مخترعان "اسلام جعلی و قلابی تکفیری" - همان نسخه بَدَلی از اسلام و همان نسخه جعلی از تشیع اثناعشری - هنوز خبر دار نشده اند- یا همچنان خود را به بیخبری میزنند!!- که با هوا کردن مناره و کندن چاه و بناکردن گنبدها و نصبِ ضریح هایِ زرین و سیمین بر سر قبرهایِ خالی و تقلب در سندسازی وهمی برای درست کردن "خرافه ای به اسم امامزاده پرستی" و دست و پا زدن عاجزانه برای قالب کردن این شعبده مذبوحانه به خلق الله - با هدف واهی سرکیسه کردن درازمدت آنان- به عنوان مکتب راستین!!!" اسلام ناب محمدی"!!!، فقط و فقط مردم را بیش از پیش از خود میرمانند. این مدیران نالایق و بیخرد و کوتاه بین
اداره تکفیری فرق و ادیان   چنان در ورطه بلاهت غوطه ورند که نمیفهمند از امامزاده های قلابی و نسخه بدلی اسلامِ خرافی و تشیعِ تخیلی آنها آبی گرم نمیشود و کرامت و معجزه ای بروز و ظهور نمیکند. تنها فایده این امامزاده ها سرکیسه کردن مردم تهیدست بی بضاعت برای مدتی کوتاه در سطح شهرها و روستاها ی کشور است. اما روستائیان و اقشار تهیدست شهری هم وقتی یکی دوبار در دام این قبیل شعبده های پوشالی و توخالی  عوامل اداره تکفیری ادیان و فرق و مبلغان تکفیری دین فروش و دنیا پرست و دروغگو و کذاب  افتادند و خیری ندیدند، و برعکس مال و اموال ناچیزشان ملاخور شد و برباد رفت، دست از اعتقاد و اعتماد به این  حقه بازهای تکفیری و حقه بازیهایشان میکشند و نسخه بدلی اسلام تکفیریشان را به خودشان وا میگذارند.

نمونه ای از تراوشهای ضدفرهنگی گردانندگان نهادهای اطلاعات ضدامنیتی پیرو نسخه بدل اسلام تکفیری را که از قلمهای مسموم " افسران تکفیری به اصطلاح جنگ نرم " در  پایگاه های سایبری تکفیری انعکاس یافته مشاهده باید کرد تا به کشف اسباب ذلت این نهادهای تکفیری آشنایی و وقوف بیشتر یافت.


فرقه نیوز- بخش صوفیه و دراویش: هویت در معنای لغوی؛ یعنی، حقیقت و ماهیت چیزی؛ یا هویت پاسخ به سؤال چه کسی بودن و چه‌گونه بودن است. در تعریف فلسفی: هویت‌‌ همان حقیقت جزئیه است «الحقیقه تسمی هویه، یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ و اعتبار شود هویت گویند»، و لذا، می‌توان گفت هویت تشخص ماهیت در خارج است. (۱)

مهم‌ترین شاخصه یک گروه یا فرد هویت آن‌ها می‌باشد زیرا واژه هویت، حقیقت، چیستی و هستی را می‌رساند و به زندگی افراد هم معنا می‌بخشد.یکی از مشکلاتی که صوفیان عارف نما از ابتدا تا کنون داشته‌اند بحران بی‌هویتی است. نامشخص بودن هویت صوفیان عارف نما و عدم تعریف واحد از سوی محققین و پژوهشگران و خود صوفیه به تنهایی مهر بطلان سلوک پوشالی این گروه می‌باشد.

بی‌هویتی صوفیه به نحوی است که هر یک از محققین و پژوهشگران برای آن‌ها منشاء ی بیان کرده و هنوز هیچ اجماعی درباره تاریخ پیدایش صوفیان عارف نما وجود ندارد و حتی خود صوفیه در کتب و منابع خود نظرات مختلفی برای این موضوع بیان کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه آن اشاره خواهیم کرد.

خاور‌شناس و ایران‌شناس مشهور بریتانیایی به نام «ادوارد گرانویل براون» تصوف را تشکیلات ضد اسلامی می‌داند و آن را یکی از احزاب مختلف آریایی و ایرانی می‌داند (۲) سعید نفیسی در تایید این محقق و پژوهشگر بریتانیایی بیان می‌کند تصوف حکمتی به کل آریایی است (۳) این محقق و پژوهشگر ایرانی با تحقیقات گسترده در نوشته‌های دیگر خود اعتراف می‌کند که آیین بودا تاثیر زیادی در تشکیل تصوف گذاشته است به همین خاطر بهتر است بیان شود تصوف یک طریقت ایرانی و هندی است زیرا تاثیر فلسفه بودایی را بر تصوف ایران نمی‌توان به راحتی نادیده گرفت.(۴)

فون کریمر شرق‌شناس مشهور اتریشی هم معتقد است عقاید و افکار برهمایی و بودایی هندوستان در پیدایش تصوف موثر بوده و آن را در فلسفهٔ «ودان تا» باید جستجو کرد. (۵)

«راینهارت پی‌تر آنه دوزی» خاور‌شناس نامی هلندی عقاید برهمایی و بودایی هندوستان را در پیدایش تصوف موثر می‌داند. (۶)

عده‌ای همانند آسین پاسالیو و رینولد آلن نیکلسون، حکمت یونانیان، به ویژه طریقه اشراق و نوافلاطونیان را منشا تصوف دانسته‌اند. ادوارد گرانویل براون، در کتاب تاریخ ادبی ایران، اشخاصی را مثل وینفلد، و مرکس، را نام می‌برد که بر تأثیر آرای گنوسی و فیثاغوری و نوافلاطونی بر تصوف تأکید کرده‌اند. (۷)

دکتر زرین کوب هم ریشه تصوف را هم ادیان الهی و هم غیر الهی می‌داند! وی در این باره بیان می‌کند: «این طریقهء معرفت، از دیرباز مورد توجه پاره یی اذهان واقع شده است، چنانکه بعضی در شناخت حقیقت آن را از طریقهء اهل برهان هم مفید‌تر می‌شمرده‌اند. حتی آثاری از صورت‌های ساده‌تر و ابتدایی‌تر این طریقه را در ادیان و مذاهب قدیم و بدوی نیز می‌توان یافت. از جمله در مذهب پرستندگان توتم و آئین پرستندگان ارواح هم نوعی عرفان وجود دارد چنانکه در آئین‌های قدیم هندوان، ایرانیان، یونانیان، یهود و نصاری هم چیزهایی از این مقوله هست.» (۸)

پی نوشت ها:

۱- کرجی، ۱۳۷۵: ۲۶۵ و ۲۶۶

۲- سیر فلسفه در ایران، اقبال لاهوری، صفحه ۷۵

۳- نفیسی، صفحه ۴۷.

۴- همان، صفحه ۵۴

۵- براون، جلد ۱، صفحه ۶۱۳ـ۶۱۵

۶- تصوف از نگاهی نو، کرمانی، صفحه۵۲

۷- تاریخ ادبی ایران، جلد اول، صفحه ۷۸

8- زرین کوب، ارزش میراث صوفیه، صفحه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر