رمزگشایی از تسخیر و تصرف اداره ادیان و فِرَق وزارت اطلاعات توسط اراذل و اوباش تکفیری

بیرق سرخ "آخوندهای داس و چکشی" بر  سر درِ "اداره ادیان و فرق" وزارت اطلاعات به اهتزاز در آمده است.


اراذل و اوباش تکفیری که دم و دنبالچه های سعید امامی قاتل و ضدانقلاب هستند، برای تخریب پایه های اساسی همدلی ملت و حکومت از هیچ توطئه فروگذار نمیکنند.اراذل و اوباش تکفیری بیسر و پا و بیسواد که ازطریق سعید امامی و هم محفلیهای او از دهه هفتاد در وزارت اطلاعات نفوذ کرده و با قُرُق کردن دایره ادیان و فِرَق  وزارت اطلاعات، امکانات این وزارتخانه را به تسخیر و تصرف خود درآورده اند، شبکه های خود را در نهادهای موازی اطلاعاتی در سپاه و بسیج و قوه قضائیه و سایر دستگاه امنیتی- مطبوعاتی - اطلاعاتی نیز گسترش بخشیده اند.اراذل و اوباش تکفیری بیچاره و تبهکار که نه از شریعت چیزی میشناسند و نه از طریقت بهره ای برده اند، در تلاش شبانروزی برایمخدوش کردن حقیقت، به دروغگویی و بهتان پراکنی بر علیه تصوف و درویشی ادامه میدهند تا آبروی نظام حاکم بر ایران را در انظار بین المللی و افکار مردم جهان بیش از پیش بریزند.اراذل و اوباش تکفیری و ضدانقلاب که کوس چپاولگری و افساد آنها گوش فلک را کر کرده، پس از به ثمر نشستن مذاکرات ژنو و لوزان به دست و پا زدن افتاده اند تا با شدت بخشیدن به سرکوب دراویش و گروه های گسترده قومی - مذهبی در موزائیک ایران بزرگ، مانع تحکیم مبانی وحدت ملی گردند.در همین رابطه نشخوار فضولات سایت تکفیری منحرف و تبهکار موسوم به فرقه نیوز و ابسته به دم و دنبالچه های سعید امامی در اداره ادیان و فرق وزارت اطلاعات و نهادهای اطلاعاتی سپاه- بسیج، توسط آخوندهای داس و چکشی تکفیری بیسر و پای فعال در زیر بیرق سرخ سایت تکفیری و اسلام ستیز موسوم به "ادیان نیوز" به شرح زیر است:
به گزارش ادیان نیوز، با بررسی و تحقیق در منابع فرقه سیاسی صوفیه اولین مطلبی که نظر هر محقق یا مخاطبی را جلب می‌کند موضوع جدایی طریقت از شریعت در این فرقه سیاسی است. این امر به وضوح در منابع فرقه سیاسی صوفیه قابل مشاهده است.به دنبال واکنش مراجع تقلید و علمای دین به موضوع جدایی طریقت و شریعت در فرقه سیاسی تابنده، نورعلی تابنده قطب سیاسی صوفیه بعد از آنکه با سوالات پی در پی فقرا روبرو شد لب به اعتراف گشود و بیان کرد: طریقت و شریعت جدا نیست!این اعتراف به حدی برای این قطب سیاسی تلخ بود که وی نتوانست ناراحتی خود را از بیداری فقرا پنهان کند و بیان کرد: اصلا بی‌خود در این امر دخالت می‌کنند! اگر دقیقاً وظیفه‌شان را می‌خواهند انجام دهند باید متقاضیان را به راه معنا هدایت کنند و اگر ضعیف‌ترند ساکت بگذارند اظهار عجز کنند بگویند ما خبر نداریم!تناقض گفتاری و عملی این فرقه در مورد جدایی طریقت و شریعت دقیقا همانند تناقض در دخالت و عدم دخالت در امور سیاسی است به همین خاطر به صورت مختصر به رمزگشایی جدایی طریقت و شریعت در صوفیه سیاسی هستیم.یکی از علل جدا کردن طریقت و شریعت در فرقه سیاسی صوفیه توجیه کردن اعمال خلاف شرع و عرف هست به نحوی که در جلد دوم الاتقان سیوطی آمده است: صوفیه در جاهایی که کار‌هاشان با ظاهر شریعت موافق نمی‌بوده است، یا ظاهر شریعت را تاویل می‌کردند و یا طرز کار خود را به نوعی توجیه می‌نموده‌اند. در واقع صوفیه مثل بسیاری از فرق و طوایف دیگر هر جا ظواهر و نصوص شریعت را با عقاید مقبول خویش معارض یا مباین می‌دیده‌اند دست به تاویل آن نصوص می‌زده‌اند. [۱]بدون شک آغاز انحراف صوفیه جدایی طریقت از شریعت بود زیرا تاریخ گواه برآن است که هیچگاه صوفی‌گری پایه و اساس محکمی نداشته است و ریشه این سلوک پوشالی به حدی سست بود که برای توجیه اعمال خود جایگاه شریعت در مسیر بندگی را به اندازه‌ای نزول دادند که دیگر شریعت در سلوک آن‌ها به فراموشی سپرده شد.عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب ارزش میراث صوفیه بیان می‌کند: به حقیقت تکیه بر معرفت قلبی و ذوقی، صوفیه را معتقد به کشف و الهام فردی کرده است و از این رو آن‌ها غالبا معتقد بوده‌اند ورای راه شریعت و حتی در آن سوی تعالیم انبیاء طریقتی نیز هست که انسان را بی‌واسطه غیر به حق متصل می‌کند و اولیاء که به اعتقاد صوفیه صاحب این طریقت به شمار می‌آیند از این حیث چندان با انبیاء تفاوت ندارند. [۲]تناقض صوفیه در شریعت و دوگانگی آن‌ها در توجیه عمل و شریعت گریزی خود به حدی آشکار است که به وضوح می‌توان آن را مشاهده کرد. برای نمونه در کتاب فصوص الآداب باخرزی آمده است: شرط مرید آن است که در حق شیخ اعتقاد کند که بر شریعت خدای تعالی است و هر چه شیخ می‌کند به قدرت و قوت پروردگار و الهام و امر او می‌کند! و حال شیخ را به میزان خود نسنجد که وقت باشد که از شیخ فعلی صادر گردد که صورت آن فعل در ظاهر مذموم باشد و در باطن محمود. پس واجب کند که آن را تسلیم کنی. چنان‌که مثلاً مرد باشد که کاسه خمر به دست گیرد و خدای تعالی آن را در دهان او عسل گرداند و بیننده خمر پندارد و آن عسل باشد. [۳]به این ترتیب می‌توان شریعت گریزی را یکی از مهم‌ترین عوامل زوال سلوک پوشالی تصوف و از بین رفتن هیاهوی سابق ایشان در جامعه دانست. به نحوی که پس از بی‌توجهی صوفیان به شریعت و قدرت گرفتن علمای دین در عصر صفویه، دوران زوال صوفی‌گری در بین عامهٔ مردم آغاز گردید و علما علاوه بر مبارزهٔ خطابی بر ضد عقاید و افعال منحرف ایشان، به نوشتن کتاب روی آوردند. فیض کاشانی با نوشتن رسالهٔ الانصاف، ملاصدرا با با نگارش کسر اصنام الجاهلیه و شیخ حرعاملی با به تحریر در آوردن اثنی عشریه، تصوف را تخطئه کرده و این مسلک منحرف را طرد کردند........................................................
پی نوشت: 
1. سیوطی، الاتقان، مصر، ۱۹۲۵ میلادی، ج ۲، ص ۱۷۳ 
2.عبدالحسین رزین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۹۲ شمسی، ص ۳۴ 
3.فصوص الآداب باخرزی، چاپ دانشگاه تهران، ص ۱۰۸

منبع : فرقه نیوز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر