آرش اسحاقی:به یک کتاب بصری تاریخ تصوف نیاز داشتیم

پیش از این بر اساس گزارش رسانه های داخلی خبرداده بودیم که مستند «خرابات» به کارگردانی آرش اسحاقی در بخش مسابقه ملی سینما حقیقت به نمایش در آمده است. این فیلم درباره عرفان و تصوف است و کارگردانش معتقد است که در ایران احتیاج به یک کتاب بصری تاریخ تصوف داشتیم.

منبع: تسنیم/ به گزارش آوینی فیلم، آرش اسحاقی کارگردان فیلم «خرابات» درباره عرفان و تصوف نیز در ادامه بررسی فیلم روی سن آمد و درباره آن گفت: اگر بخواهیم این فیلم را برای جشنواره های دیگر بفرستیم و حتما 10 دقیقه از آن را کوتاه می کنم. این مستند را مصاحبه محور قرار دادم تا زهر ماجرا گرفته شود. رهبر یکی از این سلسله ها به ما می گفت فقط زمانی می توانید بروید که مریدان را از پشت فیلمبرداری کنید.
وی افزود: مجوز این فیلم درباره عرفان های نو بود. من 10 سال صداگذار سینما بودم و در حوزه تصوف نیز کار کردم و فکر می کنم احتیاج به یک کتاب بصری تاریخ تصوف داشتیم. دوست داشتم بدانم در دنیای مدرن چه اتفاقی افتاده و آیا جوانان به دنبال این عرفان ها می روند یا نه؟
این فیلمساز بیان کرد: هنگام ساخت فیلم هیچ پشتوانه مالی نداشتم. 6 سال ساخت فیلم طول کشید و مجبور بودم خودم به تنهایی به سراوان شهری میان مرز ایران و پاکستان بروم. تلاش کردم افراد یک آشنایی کلی با تصوف پیدا کنند.
شاهین امین نیز عنوان کرد: موضوع این فیلم حساس است و خط باریکی درباره تصوف است و می تواند بحث برانگیز و حساس باشد. اسحاقی خیلی منصفانه به سراغ مسائل رفته و سعی کرده شرحی را بگوید که قابل ارائه و استفاده باشد. ارائه اطلاعات برای آشنایی با ماجرای تصوف و انواع و اقسام شاخه های آن خوب بود.
این منتقد گفت: کاش یک ماجرای محوری وجود داشت تا مخاطب با آن ارتباط برقرار کند و این محوری کار کردن باعث تمرکز بیشتر می شود. برای فردی که می خواهد اطلاعات کسب کند، دیالوگ ها ما را به ماجرا می کشاند؛ یعنی اول بدون جهت گیری تصوف را معرفی می کند و شاخه ها و آدم ها را معرفی می کند و از نیمه دوم رویه انتها وارد نقد این مسأله می شوند و البته در انتها به یک عرفان نو می رسد که هیچ ربطی ندارد.

بااین حال این "مستند هفتاد دقیقه ای" مورد سوء استفاده سایتهای ضدتصوف و آنتی صوفی قرار گرفت و اراجیف نویسان مرجف با برداشت قسمتهایی از این مستند و حتی استفاده غیرمجاز از تصویر رونمایی شده کلیپ این مستند، به سیاه نمایی از تصوف دست زدند. ازجمله سایتهای تکفیری جوروواجور و قد ونیمقد مانند ادیان نت و فرقه ها !!


هزینه های انگلیس از موقوفه ها برای دراویش به روایت تاریخ۱۱ ، ۱۰ ، ۱۳۹۳

در کتاب امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار آمده است: “انگلیس شخصی از افغانستان به عنوان امام زمان عَلَم کرد و با لباس زهد وصورتی آراسته اورا سوار بر هودجی نمود۳۶۰ نفر فدایی اطراف هودج را احاطه کرده و ۵۰ نفر شمشیر زن و مرید هم همراه او بودند؛ به طرف خراسان حرکت کرد. خون‌ها ریخته شد وخرابی‌ها به بار آمد و سرانجام ارتش ایران با کشتن صوفی اسلام و تمام فدائیانش آتش فتنه را خاموش کرد.”

پس از افول حکومت صفویان زمینه برای نفوذ فرقه‌های انحرافی و رشد آن‌ها در ایران فراهم شد. کشورهای بیگانه با ورود فرقه‌های انحرافی از مناطق مختلف به ایران و تقویت این فرقه‌ها راه را برای تسلط خود هموار کردند.
در کتاب حقوق بگیران انگلیس میخوانیم: “وزیر مختار انگلیس در بغداد، از موقوفهٔ (داوود) برای دراویش وجوهی اختصاص داد و ۱۲ نفر از دراویش هندی از راه بلوچستان و خراسان به طرف ایران سرازیر شدند، که از این عده ۷ نفرشان در ایران اقامت گزیدند وهریک به نام ملکی شروع به فعالیت نمودند وبقیه از ایران رفتند! ” ( کتاب حقوق بگیران انگلیس، صفحه ۱۰۷)
در این بین یکی از اقطاب به اصطلاح سلسله نعمت اللهی دو نفر از افراد مورد اعتماد خود را از هند با اختیارات تامّ به ایران می‌فرستد و این دو درویش دوره گرد که خود را صاحب اذن و اجازهٔ ارشاد می‌خواندند به تبلیغ و جذب افراد می‌پردازند تا از قافله عقب نباشند!
با افزایش هجرت صوفیه از هند و کشورهای مختلف به ایران نفوذ استعمار بیشتر شد این مسئله تا جایی پیش رفت که تاریخ صراحتا وابستگی سران صوفیه را به استعمار ثبت کرد و این وابستگی در زمان رژیم پهلوی به اوج خود رسید و اقطاب این فرقه با استکبار پیوند برادری بستند.
وابستگی صوفیان عارف نما به استکبار به حدی بود که به خاطر تامین بودن منابع مالی آن‌ها از سوی دشمنان اسلام به کاری مشغول نبودند. در همین ارتباط صاحب کتاب سلسلهٔ صوفیهٔ ایران بیان می‌کند: ” درزمان فتحعلی شاه چند نفر از بزرگان صوفیه از جانب کمپانی هند شرقی انگلستان از هند به ایران آمده با کوشش وتبلیغات فراوان ودامنه دار در گسترش وتجدد تصوف در ایران سعی بلیغی کردند وتا چندی پیش نیز هریک به زیّ صوفیه در می‌آمد و در خانقاه به سر برده وبه کاری اشتغال نداشتند. ”
بدون شک اگر مجاهدت‌های علما و مراجع در آن دوران نبود، صوفیان عارف نما با دست پروری استعمار ضربه‌ای غیر قابل جبران به ایران وارد می‌کردند و اعتقادات اسلام ناب محمدی را از بین می‌بردند.
انگلیس که از آن می توان به عنوان مادر فرقه های انحرافی در ایران نام برد برای اجرای طرح‌های استعماری و گسترش اسلامی ساختگی مورد نظر خود تلاش بسیاری کرد.
در کتاب امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار آمده است: “انگلیس شخصی از افغانستان به عنوان امام زمان عَلَم کرد و با لباس زهد وصورتی آراسته اورا سوار بر هودجی نمود۳۶۰ نفر فدایی اطراف هودج را احاطه کرده و ۵۰ نفر شمشیر زن و مرید هم همراه او بودند؛ به طرف خراسان حرکت کرد. خون‌ها ریخته شد وخرابی‌ها به بار آمد و سرانجام ارتش ایران با کشتن صوفی اسلام و تمام فدائیانش آتش فتنه را خاموش کرد.”

/ صوفیه نت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر