زنجیره ای از نظریه پردازیهای بخش مطبوعاتی سپاه برای تحریف جهان بینی آیت الله خمینی

حالا نوبت تبلیغاتچیهاو پروپاگاندیستهای سپاه شده تا تمام قد به میدان رسانه ای بیایند و در شیپور "جوان" به مدیر مسئولی جوانی "سرد و گرم ناچشیده" موسوم به "عبدالله گنجی" برای تحریف جهان بینی آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی المتخلص به الهندی بدمند.

در زیر دو نمونه از این اظهارنظرها را مشاهده میکنیم.

تامل در این مقولات از اهمیت بسیار برخوردار است تا دانسته شود که مهندسان خط تحریف چگونه -با احترام صوری و فرمالیستی به خاطره آیت الله خمینی- با بولدوزر "خمینی زدا " آیت الله خمینی و پیروان مشرب سیاسی- فلسفی ایشان را از دور درو مینمایند و فضای انقلاب را دربست مصادره و مال خود میکنند!

چه کسانی از ابتدا آیت الله سیدروح الله خمینی را مانع خود میدیدند؟!

بحث برسر اصلاح طلبی و "ولایت فقیه گرایی" که دوباره توسط روزنامه های وابسته به سیستم پروپاگاندا -امثال "روزنامه جوان"- راه اندازی شده برای تحریف اصل قضیه است. اصل قضیه چیست؟ همان حرکت خزنده کودتاگران که با تمام وسایل و برخورداری از همه امکانات درصدد عبور از آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی الهندی هستند...

دست از رفتارهای تبعیض آمیز نسبت به گروه های آئینی در ایران بردارید


گروهی از پیروان یارسان آیین 'اهل حق' با انتشار یک نامه سرگشاده با امضای "مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان"، با تذکار نسبت به موارد متعدد از رفتارهای تبعیض آمیز علیه پیروان آیین یارسان از رهبر نظام حاکم بر ایران خواسته اند تا از طریق اقدام در اصلاح قانون اساسی و شمول آنها در ذیل اقلیتهای مذهبی مانع تداوم این تبعیضهای ضد انسانی به حقوق شهروندان ایرانی شود.

دررقابت با جریان تکفیریهای "وطنی" تکفیریهای داعش حسینیه هار ا تخریب میکنند

در آستانه سالروز شهادت حضرت زهرا علیها السلام، اعضای جریان تکفیری در عراق حسینیه حضرت الزهراء علیها السلام را با خاک یکسان کردند!

در آستانه سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تکفیری‌های داعش با حمله به حسینیه‌ای با نام مبارک زهرا (س) آن را تخریب کردند.تخریب حسینیه الزهراء متعلق به شیعیان در عراق یادآور تخریب حسینیه در شهر قم در ایام عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم در سال 1384 میباشد که بوی ننگ شامه آزارش دنیا را به ابراز انزجار کشاند و خاطره اش هرگز از ذهن هیچ مسلمانی زدوده نخواهد شد!مضحک آن است که همان جنایتکاران دین ستیزی که زیر علم تخریب حسینیها های مسلمانان شیعه در قم و بروجرد و اصفهان سینه میزدندو عربده پیروزی سر میدادند، حالا چنین وانمود میکنند که بواسطه تخریب حسینیه های شیعیان در عراق اندوه زده هستند و از فرط ناراحتی اشک میریزند! البته اشک تمساح!! این تکفیریهای ایلغارچی خودشان بخوبی میدانند که اول معلمان اخلاقی گروههای تکفیری امثال داعش و حکومت اسلامی هستند.

پس از درگذشت آیت الله خمینی چگونه تغيير پارادايم رخ داد؟ از خمینیسیم تا خامنه ایسم

چنان که پیش از این مکررا یاد کرده شد با درگذشت آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی الهندی، یک جریان خزنده زیر زمینی به تدریج به واژگون کردن کلیه زیربناهای جهان بینی خمینی دست زد، و خاطره انقلاب ضد سلطنتی به زعامت آیت الله خمینی و نقش شخصیت ایشان را به دست فراموشی سپرد، و نهایتا بنیانگذار نهضت ضد ستمشاهی را به یک "امام مقوائی" تقلیل داد و تحریف کرد. 

اما این جریان کودتا گر -که برای تغییر پارادایم ایران بعد از انقلاب در حال فعالیت بود- فقط به زدودن نقش آیت الله العظمی خمینی بسنده نکرد، بلکه به "خمینی زدایی" در سطح کلان روی آورده و به کنارگذاشتن همه فعالان سیاسی باورمند به سنت آیت الله خمینی از صحنه فضای بعد از انقلاب مبادرت نمود.

حصر و حبس و سرکوب و پاپوش درست کردن برای یاران و همراهان آیت الله خمینی را باید در این راستا ارزیابی نمود.

تغییر پارادایم در ایران پس از درگذشت آیت الله العظمی خمینی از زبان سخنگوی "جریان فردیدی عماریون" به قرار زیر است:

آخوند ضدنور: امروز استکبار برای ضربه زدن به اسلام با"عرفان‌های کاذب" و شیعه انگلیسی به میدان آمده است

سایت تکفیری فرقه نیوز هرروز دست به دامان یک مهره سوخته و از رده خارج شده میفتد تا با به میدان کشاندن او، برای دو سه روز !! عجز و بیچارگی و استیصال محفل مافیایی تکفیری های "اداره ادیان و فرق و مذاهب" وزارت اطلاعات و اطلاعات بسیج و اطلاعات سپاه و اطلاعات قوه قضائیه و اطلاعات قوه قهریه و اطلاعات قوه سلبیه واطلاعات قوه ایجابیه و اطلاعات شورای نگهبان و اطلاعات ضداطلاعات و حفاظت اطلاعات نیروهای نظامی و حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی و اطلاعات سایبری و اطلاعات پلیس فتا و اطلاعات پلیس "لا فتا!!" و اطلاعات "ناجا" و اطلاعات " اینجا و آنجا... و از همه جا!!!" را در رویارویی با منطق و سند و استدلال بپوشاند. این همه دوایر غیر مدور و اداره های بی مدیر و مدیران بی لیاقت برای چپاول بیت المال؛ و غارتگری بیحساب و کتاب؛ و به استضعاف کشاندن مردمان محروم ؛ و به دار کشیدن مستضعفان مظلوم است وبس! همان عنکبوت صفتان اسلام ستیز تکفیری بی دین که مانند مارمولک به ردای عمامه و عبا ملبس شده اند تا با یک قبضه ریش، دل هموطنان را ریش ریش نمایند! همان تکفیریهای بیچاره مستاصلی که به نام اسلام دزدی میکنند و ایلغار و تاراج و کوهخواری و جنگل خواری ورودخانه خواری و زمین خواری و چمدان چمدان بسته های دلار را به خارج از کشور قاچاق میفرستند و از خارج کالاهای قاچاق را از اسکله های غیرمجاز وارد کشور مینمایند و....... اختیار فرودگاه ها و بنادر و ایستگاه ها را در دست دارند و به کسی باج نمیدهند! 



اراجیف مرجفون تکفیری بیچاره اداره ادیان و فرق و مذاهب وزارت اطلاعات و اطلاعات های وابسته ...!!!! از دهان "آخوندک ضدنوری" موسوم به "ذوالنور!!" (برعکس نهند نام زنگی کافور) به شرح زیر است:

بیست و هشتمین نشست جانبی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

دو "مکتب" زیر نام یک دین" "اسلام آمریکایی" و " اسلام انقلابی"

"اسلام نوظهور دروغین تکفیری بیچاره" کاری جز ایلغار و غارت و چپاول و نعل وارونه زدن و توهین و پروپاگاندا و توزیع دروغ و انتشار جعلیات ندارد.
قبله "اسلام نوظهور دروغین" چاه خالی است، و محور این "اسلام نوظهور دروغین" بر "چاه پرستی" چرخ میزند.
سایتهای مختلف اکنون به این خیال افتاده اند که تفاوتهای میان "اسلام آمریکایی" و " اسلام انقلابی" را با طرح نمودار هایی در کنار یکدیگر قرار دهند تا تمایزهای آنها بیشتر اشکار شود. البته لازم است که ستون سومی هم به این دوستون "اسلام انقلابی" و "اسلام آمریکایی" افزوده شود و آن هم "اسلام نوظهور و دروغین" است که در دنیا پرستی، چپاولگری، فساد نمونه و مشابهی درتاریخ بشریت نداشته و کنزاندوزانش  که در بالاترین مسانید دولتی رخنه کرده اند روی سیاه قارون را با تباهکاری خود سفید کرده اند.
رهبر نظام در اعتراض و انتقاد خود نسبت به پیروان نیرنگباز "اسلام نوظهور دروغین" گفت وقتی ارقام و آمارنجومی اختلاس های چندهزار میلیاردی برده میشود سر آدم سوت میکشد. اخیرا رهبر نظام به افشاگری برسر دعوای دستگاه اطلاعاتی و نظامی برسر حق الناس پرداخته و ابعاددیگری از غارتگری کوه خواران و رودخواران و زمین خواران و جنگل خواران را بیان کرده است. اینها افشاگریهای رهبر نظام است، تا چه رسد به افشاگریهای وزرا و مدیران دولت حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در باره تزریق میلیاردها میلیارد پول سیاه درپروسه به اصطلاح "انتخابات"...
اما نکته بدیع آن است که همه این کثافتکاریها را این ایلغارچیان بیت المال به نام اسلام انجام میدهند. "اسلامی" که این غارتگران ازآن دم میزنند نه "اسلام انقلابی و ناب و متعهد محمدی" است که آیت الله خمینی خطوط آن را بیان نمود، و نه "اسلام آمریکایی" است به شرحی که در تعریف آمده، و اسلام "مرتجعان و متحجران".... این یک "اسلام نوظهور قلابی دروغین تکفیری" است که فقط به چپاول می اندیشد و حاصل آن کویر شدن چهارده هزار هکتار جنگل و خشک شدن رودها و تخریب بزرگترین زیست محیط های طبیعی در ایران و نابودی دومین دریاچه آب شور جهان .... میباشد

فرقه تکفیری چاه پرستان در تدارک طرحی تازه برعلیه آزادی اعتقادات و بیان مردم

چپاولگران بیت المال که به نیرنگ و دغل کرسی های نمایندگان مردم را درمجلس شورای ملی-اسلامی غصب کرده اند برای گسترش بخشیدن به دامنه باغ خواری و کوه خواری زمین خواری و رودخواری و دشت خواری هرروز در تدارک طرح تازه ای برعلیه مردم به منظور محدودکردن هرچه بیشتر آزادیهای آنان هستند.
به گزارش سایت تکفیری بیچاره موسوم به فرقه نیوز، به نقل از خبرگزاری دولتی ایسنا اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی طی هفته آینده بررسی 2 طرح و یک لایحه را در دستور کار دارند.اعضای کمیسیون مذکور بررسی لایحه حفاظت و بهره‌برداری از منابع ژنتیکی را انجام و طرح حمایت از مالکیت صنعتی و طرح تمدید مهلت اجرای آزمایشی قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری را رسیدگی خواهند کرد.کارگروه‌های آموزش و پرورش، تحقیقات و فناوری، علوم انسانی و اسلامی شدن دانشگاه‌ها، آموزش‌های مهارتی و آموزش عالی و آموزش پزشکی نیز در این هفته تشکیل جلسه می‌دهند. /

هیاهوی خبرگزاری موسوم به فارس برعلیه حجت الاسلام دکتر علی یونسی و ...

پاسدار کوثری و آخوند رسایی به منظور تضعیف دولت حجت الاسلام دکتر حسن روحانی، حجت الاسلام علی یونسی را در آماج حملات خود قرار داده اند.

فرار به جلوی آخوندی به اسم "کعبی" برای بالاکشیدن "روز سوم اسفند"

روز سوم اسفند "روز صدور منشور روحانیت" و "روز خجسته جهانی درویش" است.

رضاخان سردار سپه نسبت به سران ایل بختیاری احساس عناد و دشمنی داشت


یک نگاه/ "سیدنورالدین هندی"؛ برادر کمتر شناخته شده آیت الله العظمی سید روح الله خمینی

«برادر امام» همه را در وهله اول به یاد "آیت‌الله سید مرتضی پسندیده" می‌اندازد اما رهبر فقید انقلاب اسلامی تنها همین یک برادر را نداشت بلکه برادر دیگری نیز داشت به نام «سید نورالدین هندی» که در 30 تیر 1355 درگذشت.

«در تمام 34 سال گذشته اما بسیار به ندرت درباره این برادر گفته شده است. شاید به خاطر سوء استفاده‌ای که ساواک به خاطر این نام خانوادگی در پیش از انقلاب انجام داده بود. یک بار البته حجت‌الاسلام جلالی خمینی در برنامه‌ای تلویزیونی نکاتی را درباره این برادر امام گفت اما چون در کنار موارد دیگر مطرح شد، بازتاب رسانه‌ای چندانی نداشت.اما نشریه "حریم امام " (متعلق به آستان مقدس امام خمینی) در سی و هفتمین سالروز درگذشت سید نورالدین از او یاد کرده و درباره‌اش نوشته است. (شماره 75 - صفحه 18)

بخش هایی از این مطلب از این قرار است:

وقتی روزنامه جوان وعده انتشار ویژه نامه نوروزی میدهد



دزدان انقلاب بازهم دست و پا میزنند که آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی هندی را به نفع مقاصد مکارانه و ضدانقلابی خود و تنها به منظور چپاول بیشتر بیت المال مصادره کنند.

ویژه نامه نوروزی نشریه سیاسی اطلاعاتی امنیتی "جوان" - متعلق به دار و دست تکفیری ها- وابسته به اداره اطلاعات "سپاه- بسیج" به مدیر مسئولی عبدالله گنجی با آن همه سوابق شوم، حالا نگران از دست دادن موقعیت شده و به فکر چاپ زدن اراجیف و پاک کردن صورت مساله غامضی است دایر بر این که این نیزنگبازانی که ده ها سال در سفره انقلاب چریدند، حالا بیادشان افتاده که از همان فردای چشم از جهان فروبستن آیت الله العظمی خمینی منشور روحانیت ایشان را به طاق نسیان سپرده بودند! حالا با تاخیر بیست و شش ساله قصد رفع و رجوع دارند!

دزدیدن سنگ مزار حضرت سلطان العارفین شیخ بایزید بسطامی


هفته قبل عبدالرحیم تکفیری بیرانوند بیچاره به همان ناحیه رفته بود.

شیشه محافظ سنگ قبر به بهانه انجام مرمت برداشته شده بود.

بخشی از سنگ قبر بایزید بسطامی عارف قرن سوم هجری و از بزرگان تصوف در شهر بسطام شهرستان شاهرود از توابع استان سمنان به سرقت رفت.

خبرگزاری ایرنا: بخشی از سنگ قبر بایزید بسطامی عارف قرن سوم هجری و از بزرگان تصوف در شهر بسطام شهرستان شاهرود از توابع استان سمنان به سرقت رفت. 
یک مقام آگاه که خواست نامش فاش نشود سرقت بخشی از سنگ قبر بایزید بسطامی که در شهر بسطام و شمال آرامگاه امام زاده محمد (ع) واقع است، تایید کرد. 
گفته می شود این سرقت یک هفته تا 10روز قبل رخ داده است. 

تصحیح یک نکته مهم در اظهار نظر اخیر آقای عبدالحسین خسروپناه پیرامون جریان تکفیری در میان شیعیان

آقای عبدالحسین خسروپناه رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه بنا به نقل قول رسانه حکومتی مهر، با شرکت دریک گفتگو نقطه نظرهای جدید خود را پیرامون "جریان تکفیری در اسلام سنی و شیعه از ابتدا تا به امروز" را شرح داده است. آقای عبدالحسین خسروپناه در این گفتگو اذعان میکند که در میان شیعیان علمای تکفیری بوده و هستند که صوفیان - و به تعبیر ایشان عرفا!- و فلاسفه را تکفیر میکردند و میکنند و "دیدگاه وحدت وجوی عرفا را درست نمیشمردند و نمیشمارند و معتقد بودند و هستند که باید آنها را تکفیر کرد". اما تکفیرشان حداکثر تا این اندازه بود که با وارد آوردن فشارهایی باعث تبعید شدن امثال عرفا و فلاسفه مانند ملا صدرا میشدند ولی دیگر کار تکفیرشان به جنایت نمیکشید!

باید به ایشان یادآوری کرد که در میان متکلمان و اخباریون کسانی بودند وهستند که در عین صدور فتوای تکفیر امر به جنایت و قتل نیز میکردند که نمونه روشن آن فتوای آخوند خراسانی صاحب کفایه بود که کار را به آن جنایت تکفیری ضد انسانی کشاند و حضرت حاج ملاسلطان محمد سلطانعلیشاه گنابادی را به درجه رفیع شهادت واصل کرد! امروز هم تفاله هایی امثال آخوند محمدمدنی گنابادی هادم الاسلام و جنایتکاران دیگر افتخارشان این بوده و هست که زیر بیرق متکلمان و اخباریون از بقایای همان آخوندخراسانی تکفیری ها سینه زده و میزنند و هرگونه تجاوز به حقوق صوفیان و دراویش و اهل الله را برخود جائز میشمارند و حتی دارویش و فقیران الی الله را به موش خانگی تشبیه میکنند که با سم مهلک باید وسیعا آنها را قربانی جنایت انبوه کرد، به شیوه صدام حسین و آنچه در حق مردم کردستان به انجام رساند. تفاوت فقط در آن است که صدام جنایتکار، آن فاجعه شنیع را به حساب اسلام و تشیعِ به اصطلاح انقلابی تمام نکرد! اما امروزه بیش از دهسال است که مشاهده میکنیم که سینه چاکان جریان ضد انسانی و اسلام ستیز وابسته به "سعید امامی" یعنی موجودانی "امثال مدنی گنابادیها" و سایر آخوندک های تکفیری های بیچاره وطنی قد و نیمقد - امثال گردانندگان سایتهای وابسته به "موسسه راهبردی حق ستیزانه موسوم به حق پژوهی درخراسان" و "موسسه به اصطلاح راهبردی دیده بان جبهه به اصطلاح معارض انقلاب اسلامی" !! و "اداره ادیان و فرقه و مذاهب وابسته به وزارت اطلاعات و نهادهای موازی اطلاعات سپاه - بسیج" همه نوع جرم و جنایتی را در حق دراویش و متصوفه و عرفا و علمای بالله با هزینه کردن از اسلام و از نام آیت الله العظمی سیدروح الله موسوی مصطفوی خمینی به انجام میرسانند. حتی در روز روشن همه مشاهده میکنند که یک آخوند بیسواد و گمراه تکفیری به اسم محمود علوی - از مسند ریاست وزارت اطلاعات - با شیوه خائنانه ای درویشی را معادل با بیدینی و شیطان پرستی معرفی میکند!

پس حکم عقل و فهم و انصاف و شعور اقتضاء مینماید که آقای عبدالحسین خسروپناه نصف حقیقت را بیان نکند، بلکه تماما و بدون رودربایستی و صاف و پوست کنده صحبت کند تا همه مخاطبان ایشان پدیده "اسلام تکفیری" و قرائت رایج در میان "داعشی های وطنی" و "داعشی های اجنبی" را در تمامیت حجم آن تشخیص بدهند! اگر آقای عبدالحسین پناه مخالف پدیده "اسلام تکفیری" اعم از قرائت شیعه یا سنی آن است، در ابتدا از مسئولان امر بخواهد که امر به تعطیل ابدی سایتهای تکفیری امثال فرقه نیوز و ادیان نیوز و ادیان نت و فرقه ها و دیده بان و صوفی نت و حرف آخر و قس علیذلک بکنند. و در وهله بعد نیز به مدیران نظام اکیدا پیشنهاد به اخراج محمود علوی و جایگزین کردن او با فردی باسواد و آشنا به ریشه های تاریخی معارف اسلامی بنماید، که از اسلام فقط هفت هشت متر پارچه سیاه به عنوان عمامه بر کله نپچیده باشد!! دوصدگفته چون نیم کردار نیست!

آیت الله خمینی و برنامه تلویزیونی" گل های جاویدان" که موسیقی را با تمام آلات آن نمایش می دادند


حجت الاسلام و المسلمین دعایی رئیس موسسه اطلاعات گفت : "لازم دیدم که در پاسخ به لغو اخیر کنسرت های آقای قربانی عرض کنم که آیت الله خمینی با اجرای موسیقی زنده در حسینیه جماران به مخالفین پاسخ دادند!"

حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعایی، مدیر موسسه اطلاعات می گوید: یکی از چیزهایی که دکتر باستانی، امام (س) را به واسطه آن ستایش می کند، فتوای آیت الله خمینی مبنی بر پذیرفتن هنر و موسیقی بود و اگر این نبود، چیزی از هنر باقی نمی ماند و این بهترین خدمت به هنر و موسیقی بود. در همان ایام برنامه ای به نام گل های جاویدان از تلویزیون پخش می شد که موسیقی را با تمام آلات آن نمایش می دادند و آیت الله خمینی هم آن را تماشا می کردند. عده ای از متحجرین مخالف پخش آن بودند و می خواستند نظر آیت الله خمینی را به خود نزدیک نشان دهند ولی آیت الله خمینی دستور داد که در حسینیه جماران و در حضور ایشان، سرود «ای مجاهد شهید مطهر» را با تمام آلات موسیقی و با گروه کر، به صورت زنده اجرا کنند تا به مخالفین پاسخ دهند. 

امام خمینی(ره) از جمله کسانی بودند که در ایران اعتقاد بفکر فلسفی و ارزش‌های مربوط به عقلانیت داشتند

علت علاقه امام‌  به فلسفه صدرایی

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع) ضمن اشاره به دوبیتی امام خمینی(ره) درباره جایگاه فلسفه گفت: امام معتقد بود فلسفه ملاصدرا برخاسته از آیات و روایات است.
گروه فرهنگی مشرق - محمدرضا محمدزاده رئیس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع) ، با بیان اینکه امام خمینی(ره) از جمله کسانی بودند که در ایران اعتقاد به فکر فلسفی و ارزش‌های مربوط به عقلانیت داشتند، ابراز داشت: حضرت امام(ره) از جوانی در محضر اساتید بزرگی مانند مرحوم سیدابوالحسن رفیعی قزوینی و مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی فلسفه خواندند و شاگردانی را در این زمینه تربیت کردند از جمله شاگردان حوزه فلسفه امام می‌توان به مرحوم سیدجلال‌الدین آشتیانی و شیخ مهدی حائری یزدی اشاره کرد. 

وی با اشاره به شرایط تفکر غالب حوزه علمیه در سال‌های استادی امام در قم افزود: حضرت امام خمینی(ره) در زمانی به مباحث فلسفی به عنوان مدرس فلسفی پرداختند که در حوزه‌های علمیه بنا بر دلایلی جو مساعدی برای تدریس این بحث‌ها وجود نداشت و اهل فلسفه تحت فشار بودند که این مباحث را ارائه می دادند، اما با این وجود حضرت امام(ره) سختی‌ها را بر خود هموار ساختند. 

تراوشات ذهن متوهم و بیمارگونه مرجفون مراکز تکفیری وابسته به محافل ضدامنیتی

گردانندگان سایت بیچاره تکفیری فرقه نیوز که این روزها چیزی برای نشخوار ندارند ؛ بار دیگر دست به بازنشر سیاهه ای از همان بولتنهای قدیمی نخ نما شده ، زده اند.

آخوندک های عبا به تن و عمامه بسر گرداننده این قبیل سایتهای زنجیره ای محافل ضدامنیتی اطلاعات که هر از چندگاهی برای آنکه جیره ساندیس و تی تاپشان قطع نشود مجبورند به نشخوار چندین هزار باره اراجیف پیشینشان دست بزنند، از اضطرار و تنگدستی بار دیگر دست به سیاهه نویسی برده اند. 

تشت رسوایی این آخوندک های تکفیری بی حجب و حیا به زیر افتاده و عمامه چند کیلویی هم کفاف پوچی مغزهای تهی شان را نمی دهد؛ از آنجا که کسی وقعی بر بولتن های ضد امنیتی آنها نمی نهد با این حال برای آنکه بی مغزی و پوچی سیاهه هایشان بر خوانندگان پوشیده نماند، توجه شما را به مرور مطالب بی مغز و مایه این چپاولگران بیت المال جلب می کنیم ، تا خوانندگان به بی مقداری این آخوندک های عمامه بسر پی ببرند. 

سیاهه سایت تکفیری موسوم به فرقه نیوز به شرح زیر است : 

"نشست بررسی تأثیر اندیشه‌های عرفانی امام خمینی(ره) در ساحت‌های تربیت"برگزارشد


به گزارش خبرگزاری رسا حجت الاسلام محمد بهشتی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در نشست بررسی تأثیر اندیشه‌های عرفانی امام خمینی(ره) در ساحت‌های تربیت که در سالن نشست‌های علمی این پژوهشگاه برگزار شد اظهار داشت: با توجه به جامعیت امام خمینی(ره) در عرصه‌های مختلف عرفان،‌ فلسفه، اخلاق، سیاست و دیگر ابعاد، باید بررسی کنیم که چه مؤلفه‌هایی در شکل گیری شخصیت جامع ایشان، نقش داشته است؟

"داس و چکشی ها" نیز عمامه برسرگذاشته اند، وباادای انقلابیگری! برعلیه آیت الله خمینی میجنگند!


شیخ علی یونسی: "اشخاصی هستند که با لباس انقلاب وارد صحنه شده اند و بر علیه امام خمینی فعالیت میکنند."




حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی یونسی وزیر اسبق اطلاعات و مشاور ریاست جمهوری در امور ادیان و اقوام در طی بیاناتی در شهر قزوین اظهار داشت :مبارزه‌ای که ما در آن قرار داریم سخت تر از مبارزه قبل از انقلاب است چرا که در آن زمان صف های حق و باطل مشخص بود ولی متاسفانه در حال حاضر افرادی هستند که با لباس انقلاب وارد صحنه شده اند و بر علیه امام خمینی (ره) فعالیت می کنند که مقابله با ایشان به دفعات سخت‌ تر از مبارزات قبل از انقلاب است.

البته اظهارات حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی یونسی صحبتها و ابراز نظریات یک خبره است. اطلاعات او کاملا دقیق و میدانی است.

شیخ علی یونسی میفزاید: " این جریان انحرافی ادامه دهنده راه خوارج در زمان صدر اسلام است و با خارج شدن از راه عقل به مسیر روایت روی آوردند. در دوره 8 ساله رئیس جمهور پیشین موضوع اختلاس نهادینه شد و اختلاس تنها به مباحث مالی ختم نشد بلکه اختلاس‌ها عزت ملت ایران را نیز شامل شد."

دشمنان"اسلام صوفیانه" بارسوایی کمر به پیاده کردن جهان بینی "داس و چکشی" خود بسته اند

آخوندکهای قلابی داس و چکشی که الگوسازان تکفیری های بیچاره میباشند در راستای جریان خزنده "خمینی زدایانه" به "اسلام صوفیانه"- که تکیه گاه نظریات آیت الله العظمی سیدروح الله خمینی است- میتازند. هدف از این تاخت و تازها همان چپاول بیت المال است.


از طرف دیگر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نیز بر این نکته صحه گذاشت که این چپاولگران بیت المال و مفسدان فی الارض -که دست در بیت المال مردم مستضعف و محروم کرده و بطور میلیاردی سرمایه های ملی را میدزدند و با چمدان به خارج میفرستند-، با نتانیاهو همصدا شده اند. دشمنی با آیت الله العظمی خمینی و همصدایی با نتانیاهو برای چپاول بیت المال با نقاب "انقلابیگری قلابی"!!

اما برای توجیه این سیاست شکست خورده و فضاحت آمیز، نیاز به پرونده سازی و سیاهنمایی دارند. از اینروی با توهمات مالیخولیایی که حاصل وفور استعمالِ بنگ و چرس و افیون و مخدرات و مسکرات مختلف است-، دروغ پردازی و اراجیف گویی میکنند. بطور یک درمیان هم این اراجیف را در این سایت و آن سایت تکفیری قرار میدهند. یک روز دم از همصدایی دراویش با وهابی ها میزنند یک روز هم مدعی هم جهتی دراویش با بهایی ها میشوند! پیش خودشان میگویند ما که حاشیه امن داریم. اراجیف بافی هم که کنتورندارد! تازه سانویچ و ساندیس و لوحه تقدیر هم خواهیم گرفت، پس چرا بهتان نزنیم و دروغ نبافیم. حالا اگر دروغگویی موجب بی آبرویی میشود باکی نیست، آبرویی نداشته ایم که حالا بخواهیم از دست بدهیم

البته دلیل این هذیان گویی های مرجفین مترفین هم آن است که ترفند "خمینی ستیزی آنها" بر روی دایره ریخته شده و در نتیجه به صرع و جنون مبتلا شده اند!

نمونه هایی از اراجیف این مرجفون تکفیری بیچاره مستاصل را در سطور زیرملاحظه کنید:

قبول تشیع از سوی یک میکروبیولوژیست آلمانی وسایر اخبار ایران- آلمان

سایت ابنا، ۷ اسفند _ پروفسور «رودریک آگورتمن» با حضور در مسجد جامع رجایی شهر کرج به دین مبین اسلام و مذهب تشیع مشرف شد و نام مبارک «علی» را برای خود برگزید. پروفسور رودریک آگورتمن یک چهره شناخته شده در اروپا است که آزمایشگاه بزرگی در زمینه میکروبیولوژی در کشور سوئیس دارد و استاد رشته اقتصاد است. 
وی گفت: «از زمان دانشجویی خودم با دانشجویان ایرانی و مسلمان آشنا بودم و همین موضوع سبب شد که با اسلام آشنا شوم.» آگورتمن به دنبال این است که به همه دنیا نشان دهد چهره واقعی اسلام چیز دیگری است. او برای اینکه مسلمان شود سه بار کل قرآن را مطالعه کرد و با جان و دل اسلام را پذیرفت. وی درباره انتخاب نام زیبای علي هم برای خود گفت: «چون روز گذشته ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) بود و پدر ایشان هم حضرت علی (علیه‌السلام) است من این نام را انتخاب کردم.» 
درهمین حال خبرگزاریها گزارش میدهند که دانشگاه بامبرگ در آلمان به مباحث اسلامشناسی با گستره وسیعتری روی آورده است.

خبرگزاری حکومتی موسوم به "مهر" هم راه را بر صف معاندان و دشمنان آیت الله خمینی هموار کرد!

در یارگیریهای جدید، صفوف دشمنان آیت الله سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی از صف یاران انقلابی ایشان منفک و متمایز میگردد. خبرگزاری حکومتی مهر نیز در وسط این هیاهوی به راه افتاده توسط غوغا سالاران عمامه به سر و بدون عمامه به صف آخوندهای داس و چکشی پیوسته و باباز انتشار نوشتهء یک"آخوندک تکفیری بیچاره" در ضدیت آشکار با "اسلام صوفیانه آیت الله خمینی" خط فکری آخوندهای مرتجع متحجر - از تیره و طایفه حجتیه و ولایتی ها را- بازتاب داده است. همان آخوندهایی که پیش از انقلاب آیت الله خمینی را نجس میشمردند و بعد از انقلاب نیز در جریان یک کودتای خزنده به امحاء جهان بینی ایشان از بستر تفکر انقلابی عزم کردند.


"اسلام داس و چکشی" که نسخه بدلی همان حجتیه ای ها و ولایتی ها است- که آیت الله العظمی سیدروح الله خمینی نسبت به خطرآنها برای جامعه روحانیت ، درمنشور روحانیت تدوین شده در سوم اسفندماه 1367، هشدار داده بود - و به علت تعلق دیدگاه های بنیانی آیت الله العظمی خمینی به "اسلام صوفیانه و عرفانی و فلسفی" ایشان را نجس و مرتد و ملحد و کافر به شمار می آوُرد، اکنون با تکیه بر چپاولگران بیت المال و مصادره کنندگان انقلاب -که با افراطیگری، میکوشند جوهر ضدانقلابی خود را مخفی کنند- ، علنا با تیتر درشت در سایتهای تکفیری بیچاره مدعی میشوند که "اسلام صوفیانه" یعنی -همان اساسیترین پایگاه جهان بینی آیت الله خمینی -، بازیچه دست استکبار است!

دشمنان ضدانقلابی آیت الله العظمی سیدروح الله خمینی را بشناسیم



سایت های معاند تکفیری بیچاره و دشمن آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی یکی یکی از ماهیت ظلمانی و نهفته خود رونمایی میکنند.

"اسلام داس و چکشی" که نسخه بدلی همان حجتیه ای ها و ولایتی ها است- که آیت الله العظمی سیدروح الله خمینی نسبت به خطرآنها برای جامعه روحانیت ، درمنشور روحانیت تدوین شده در سوم اسفندماه 1367، هشدار داده بود - و به علت تعلق دیدگاه های بنیانی آیت الله العظمی خمینی به "اسلام صوفیانه و عرفانی و فلسفی" ایشان را نجس و مرتد و ملحد و کافر به شمار می آوُرد، اکنون با تکیه بر چپاولگران بیت المال و مصادره کنندگان انقلاب -که با افراطیگری، میکوشند جوهر ضدانقلابی خود را مخفی کنند- ، علنا با تیتر درشت در سایتهای تکفیری بیچاره مدعی میشوند که "اسلام صوفیانه" یعنی -همان اساسیترین پایگاه جهان بینی آیت الله خمینی -، بازیچه دست استکبار است!

به علت بی توجهی مسئولین، کار سازمان تبلیغات اسلامی به توهین عریان به آیت الله خمینی کشیده است!



سایت موسوم به "سازمان تبلیغات اسلامی" با پوشش دادن به گزافه گوئیهای هنجارشکنانه ضدانقلابی یک آخوند بیچاره تکفیری با سابقه کیفری -که از فرط کسادی مشتری!! دوربینی جلوی خودش میگذارد و در حضور فک و فامیل خودش از خودش فیلمبرداری میکند-، در حقیقت به شخص آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی - حملات گستاخانه و اهانتهای ساختارشکنانه مرتکب شده و پایگاه جهان بینی توحیدی آیت الله سیدروح الله خمینی یعنی "اسلام صوفیانه" را بازیچه استکبار غرب معرفی کرده است!

آیا گردانندگان "سازمان تبلیغات اسلامی" آنقدر هشیار نیستند تا دریابند که این "جوجه آخوندِ تکفیری " در جریان یک جنبش عریان "خمینی زدایانه" به "اسلام صوفیانه" -که بلاشک و بدون شبهه پایگاه بنیانی جهان بینی انقلابی آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی خمینی بنیانگذار اسلام انقلابی میباشد- توهین میکند، و از روی حسِ حماقتِ ضدانقلابی، آیت الله خمینی و کلیه دارندگان خط مشی "اسلام صوفیانه" را، به غربگرائی متهم مینماید، و مدعی میشود که این استکبارغرب است که به دنبال طرح کردن نسخه "اسلام صوفیانه" میباشد!!، آن هم در مقابل به اصطلاح" اسلام پویا"؟!

باید به گردانندگان "سازمان تبلیغات اسلامی" یادآور شد که البته پویایی اسلام داس و چکشی کذائی این دشمنان اسلام انقلابی آِیت الله خمینی و چپاولگران انقلاب و غارتگران حقوق مردم مستضعف و دزدانِ بیت المال برکسی پوشیده و پنهان نیست! اما این همه گستاخی و نسبت دادن آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی به استکبار غرب، بدون تردید حکایت از عمق یک کودتای خزنده و برنامه ریزی شده برعلیه آیت الله خمینی و میراث معنوی ایشان دارد.

گردانندگان "سازمان تبلیغات اسلامی" باید بدانند که این خائن به میراث آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی به همان تیره و طایفه ای وابسته است که در آغاز بهمن ماه امسال -1393- و سالروز دوازده بهمن ماه - مقارن مراجعت آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی به ایران- اقدام به کندن علامت خیابان نوفل لوشاتو نمودند تا حقد و کین جبلی خود را برعلیه بنیانگذار انقلاب بمنصّه ظهور برسانند.


همان آیت الله العظمی سید روح الله الموسوی المصطفوی الخمینی که از خود به عنوان "فقیر صاحب کشکول" یاد میکرد و میفرمود "کشکول فقر شد سبب افتخار ما- ای یار دلفریب بیفزای افتخار" و در همان حال از قطب طریقت تصوف و درویشی و عرفان اسلامی "جناب رضاعلیشاه" به عنوان "رئیس الفقرا آقای سلطانحسین تابنده گنابادی" توقیر و تقدیر مینمود. البته کم نبودند ملاهای قلابی و آخوندهای جعلی که "اقطاب بزرگوار طریقت تصوف" را نجس میشمردند و از روی جهالت جِبِلّی، آیت الله العظمی سیدروح الله خمینی را نیز -به علت تعلق خاطر ایشان به تصوف و "اسلام صوفیانه" و عرفان اسلامی و فلسفه متعالیه- نجس به شمار می آوردند. این جوجه آخوندک بی ادب - و همه همپالکی های داس و چکشی و ماتریالیست او- از بقایای همان طایفه متحجر مرتجع ضدانقلاب "خمینی ستیز " است!
اما اراجیف این مزدور ورشکسته و این آبروباختهء سرشکستهء تکفیری بیچارهء "خمینی ستیز" و سربازِ جُندِ "خمینی زدائی" به نقل از سایت کذایی موسوم به "سازمان تبلیغات اسلامی"!! به قرار زیر است. البته عکسهایی هم از او در برابر دوربین در حاشیه همین اراجیف در سایت کذایی مزبور به عنوان چاشنی منتشر شده که دیدنش خالی از برانگیختن حس سُخره و پوزخند نیست!

آخوندهای داس و چکشی و تکفیری مرجف، از غیظ بی حیثیتی مثل مار بخودمیپیچند



جوجه آخوندهای داس و چکشی که از مکتب "خمینی زدایی" -مثل بچه مارمولک که از سر از تخم در می آورد- بیرون آمده اند،از فروپاشی سیطرهء عنکبوت کردارانه که درتوّهم خود پخته بودند به بیچارگی و استیصال دچار آمد ه اند و برای پرده پوشی برضدیت جنون آسای خود با میراث معنوی آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی میکوشند که لبه تیغ هجمه خودرا متوجه تصوف بنمایند! این ترفندهای نخ نما و آلات فرسوده با این همه دزدی و چپاول های نجومی بیت المال که نشان از داس و چکشی و ماتریالیستی بودن دیدگاه این اسلام ستیزان عبا-عمامه ای دارد، دیگر حتی مردگان قبور هزارساله را نیز نمیفریبد، چه رسد مردم به جان آمده را که هرروز گروهاگروه به پا میخیزند و ناخرسندی خود را در خیابانهای شهرهای شمال و جنوب و شرق و غرب کشور از فزونخواهی چپاولگران گردنه بند فریاد میزنند!!

این آخوندهای مارمولک نهاد عنکبوت صفت تکفیری بیچاره برای مشتی مواجب سیاه از جهت تامین ساندویچ و ساندیس آخر ماهشان!! در کمال زبونی چنین اراجیفی میبافند: امروز نیز در آن طرف مرز، در سرویس‌های جاسوسی و اطلاع رسانی غرب و در شبکه‌های فارسی زبان خارجی مانند بی بی سی، صدای آمریکا، دویچه وله، عده ای افراد معلوم الحال و جیره و مواجب بگیر غرب، تحت عنوان سخنگوی دراویش در خارج از مرزهای کشورمان علیه اسلام و انقلاب فعالیت می‌کنند و جالب این که همیشه تحلیل‌های سیاسی آن‌ها نادرست و غلط از آب در آمده است

عجبتر آن که این بوقهای کریه الاصوات -اَنَّ اَنکرالاصوات لصوت الحمیر - بطور سیکلیک به تذبذب و قارقار در می آیند! وقتی روسای آن ها مانند عبدالحسین خسروپناه به مناظره اسکایپی فراخوانده میشود، همه این بوقهای کریه الاصوات - این به اصطلاح متخصصانِ تصوف در ادارهء ادیان و فرق قم!! - به خاموشی مطلق مبتلا میشوند! اما بعد از دو سه ماه سکوت، وقتی به خیال خودشان آب ها از آسیاب افتاد، دوباره تذبذب و قارقار کردن را از سر میگیرند؟!! اگر ظرفیتش را دارند همان عبدالحسین خسروپناه را برای مناظره اسکایپی به جلو بفرستند و با این بیچارگی خودشان را پشت دیوارهای فروریخته پنهان نکنند. بازی قایم موشک بعد از فرو افتادن طشت رسوائیشان از بالای بام الوند و البرز تمام شده!

اراجیف این جوجه مزدوران مرجف تکفیری بیچاره به شرح زیر است که در سایتهای زنجیره ای خمینی ستیز از قبیل ادیان نت منعکس شده!

آیت الله العظمی خمینی را به علت اتصال به تصوف نجس میشمردندچون مرشد صوفیان را نجس میشمردند


سند تردید ناپذیر دشمنی با آیت الله العظمی خمینی در "سایت جوان" و "گناباد نور": حضرت آيت‌الله‌العظمي شاهرودي فرمودند: مرشد صوفی ها نجس است، هر كس هم‌عقيده او باشد هم نجس است.

سایت موسوم به "گنابادنور"!! از سایتهای حاشیه ای روزنامه جوان به مدیرمسئولی یک فرد متخصص در پرونده سازی موسوم به عبدالله گنجی به انتشار مجدد یک مقاله از سایت جوان دست زده که درآن یکی از معاندان آیت الله سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی صراحتاً تصریح میکند که حلقه شاهرودی ها در نجف به زعامت "آیت الله سیدمحمود شاهرودی" عموم صوفیان را نجس میشمرد از قطب تا مرید شان را. هرکسی را هم که به نوعی در ارتباط باصوفیان و دراویش بود او را هم نجس میشمرد. البته آیت الله العظمی سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی نیز اظهار داشته بود که مخالفان عرفان اسلامی او را و خانواده او را نجس میشمردند و ظرف آنها را آب میکشیدند!



برچیده شدن اساس صوفی گری با ظهور انقلاب اسلامی /اثبات نجاست جماعت دراویش

عالم مجاهد و مربي نستوه، حضرت آيت‌الله حاج‌شيخ‌محمد مدني كه از سوي مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيد‌محمود شاهرودي به «ناشرالاسلام گنابادي» ملقب شد، سالياني طولاني از حيات خويش را در مواجهه نظري با فرقه صوفيه در گناباد مصروف داشته است. وي در طريق اين مبارزه – به ويژه در دوران پيش از انقلاب ـ سختي‌ها و صعوبات فراواني را متحمل گشته و تجربيات ارزنده‌اي را آموخته است.

اينك كه اين فرقه ضاله در كسوت يكي از «گروه‌هاي مدافع حقوق بشر» خود را بازسازي كرده و بار ديگر به عرصه اغفال جوانان روي آورده، مناسب است پيشينه اين جماعت باز نگريسته و بخش‌هاي عبرت‌آموز آن مجدداً مرور گردد. اين گفت‌وشنود پر‌نكته نيز از سر همين نياز، صورت پذيرفته است.

جنابعالي گفته‌ها و آثارتان همواره بر وابستگي «خانقاه» به دربار و سرويس‌هاي جاسوسي انگليس تأكيد داشته‌ايد. به نظر شما فلسفه اين وابستگي چيست و خانقاه از آن چه سودي مي‌برد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. الحمدلله‌رب‌العالمين و صلي‌الله علي‌محمد وآله الطاهرين(ع). من از ده‌ها قبل به عينه ديده‌ام كه يكي از عوامل گرايش افراد به خانقاه بيدخت، وابستگي اين سلسله به دربار ستم‌شاهي بود كه ريشه در تشكيلات جاسوسي انگليس داشت. در دوران طلبگي‌ام در مشهد در روزنامه خراسان خواندم: «سفير انگلستان در بيدخت! » در سال 1337 كه از نجف اشرف مراجعت كردم، دكتر اقبال نخست‌وزير بود، او پسر مقبل‌السلطنه از اركان تصوف گنابادي بود. در آن دوره بيشتر فرمانداري‌هاي استان خراسان صوفي يا صوفي‌پرست بودند و شب‌هاي جمعه در بيدخت به‌سر مي‌بردند. احمد فريدوني 25 سال وزير يا سرپرست وزارت كشور بود، هر كس را مي‌خواست استخدام كند، اول او را به بيدخت مي‌فرستاد تا صوفي شود و سپس او را استخدام مي‌كرد. تيمسار نصيري به مدت 13 سال رئيس ساواك جهنمي ايران بود. او پسر عميدالممالك سمناني و از اركان خانقاه بيدخت بود. در چنين شرايطي با اندك سوادي با توصيه صالح عاليشاه افراد استخدام مي‌شدند يا افرادي كه پرونده داشتند، اگر صوفي مي‌شدند، با توصيه قطب تبرئه مي‌شدند.

سروان مهاجري، رئيس شهرباني گناباد پس از نشستن بر كرسي رياست سيبيل گذاشت و صوفي شد. پس از تحقيق معلوم شد رئيس زندان مشهد بوده و از يكي از زنداني‌هاي مشهد پول گزافي گرفته و او را فراري داده است، حالا با صوفي شدن مي‌خواهد تبرئه شود و شد!

از ديرباز و به شهادت خاطراتتان، چه كساني متوجه اين ارتباط شده بودند و اصلاح مفاسد اين فرقه را منوط به اصلاح كلان سيستم سياسي كشور تلقي مي‌كردند؟

يكي از مواردي كه دراين‌باره به خاطر دارم، بيانات شهيد بزرگوار سيد‌مجتبي نواب‌صفوي است. در يكي از ملاقات‌ها به ايشان ـ كه واقعاً سحر بيان داشت ـ عرض كردم: «انگليسي‌ها در گناباد دكاني به نام تصوف براي گمراهي مردم باز كرده‌اند، خواهش مي‌كنم براي روشنگري مردم به گناباد تشريف بياوريد.» فرمود: «مي‌دانم، مي‌دانم.» براي ما هيچ مشكلي نيست، مي‌توانم يكي از بچه‌هاي فدايي اسلام را به گناباد بفرستم كه مرشد و سران سلسله را با يك نوار مسلسل برچيند، ولي مشكل حل نمي‌شود، از او زرنگ‌تر مي‌آورند. دربار ايران فاسد است، ما به حول و قوه الهي تصميم داريم تهران را اصلاح كنيم كه قهراً اين شاخ و برگ‌ها اصلاح مي‌شود.‌ اي سيد بزرگوار! روحت شاد، واقعاً «المؤمن ينظر بنور الله» پيش‌بيني‌ات بسيار درست بود. تا دربار سلطنت بود، خانقاه صوفيه بيدخت هم پررونق بود و چون شاه فرار كرد و از كشور گريخت، سلطان حسين تابنده، مرشد فرقه گنابادي هم از گناباد فرار كرد.

روحانيت گناباد در دوران مبارزه طولاني شما با تصوف، چه موضعي داشتند يا به عبارت ديگر، به چند دسته تقسيم مي‌شدند؟

در ايام مبارزه با خانقاه بيدخت، روحانيون گناباد دو دسته بودند: گروهي باتقوا و مكتبي بودند كه با صوفيه معاشرت نداشتند، اما معتقد به تقيه بودند. گروهي هم روضه‌خوان‌هاي كم‌سوادي بودند كه هم از آخور مي‌خوردند و هم از توبره! هم سر مزار «ملاسلطان» روضه مي‌خواندند و هم در مجالس شهر و روستاهاي تابعه! گروه اول در رأس آنها مرحوم حجت‌الاسلام حاج‌شيخ غلامرضا نصيري بود و بنده را موعظه مي‌كرد كه: «تند مي‌روي»! امام صادق(ع) فرموده است: «التقيه ديني و دين آبائي.» دهه آخر صفري بود كه بنده در خضري منبر مي‌رفتم و ايشان در كارشك روز 28 صفر هيئت خضري را امامزاده كارشك بودم كه از نظر تاريخ معتبر است و به حاج‌آقا نصيري هم در كارشك سري زدم. فرمودند: «فلاني! اگر تو را مجتهد ندانم، قريب‌الاجتهاد مي‌دانم، اما داري خلاف تقيه عمل مي‌كني. ببين حسين بن روح، نايب خاص امام زمان(عج) در بغداد كلفتي داشت كه مي‌خواست آتش روشن كند و هر چه سعي كرد نتوانست. عصباني شد و آتش برگ را بر زمين زد و گفت: بر معاويه لعنت! چرا آتش روشن نشد؟ حسين به روح، اين عالم بزرگوار كلفت را از خانه بيرون كرد و فرمود: كلفت خانه من كه به خال المؤمنين معاويه توهين كند در خانه من جاي ندارد.» گفتم: «آنچه فرموديد صحيح است، اما عرض مي‌كنم آيا قدرت صوفي‌هاي بيدخت به اندازه قدرت خليفه بغداد است كه دستور داد سقف مسجد براثا را در بغداد بر سر شيعيان خراب كردند و كسي جرئت نكرد جنازه‌ها را از زير آوار درآورد؟ آيا مسلمانان گناباد به اندازه شيعيان بغداد ضعيف‌اند؟ اگر چنين است، قبول دارم و بايد تقيه كرد، اما در گناباد قضيه عكس است و جمعيت ما چندين برابر صوفي‌هاست. آنها بايد تقيه كنند نه اينكه ما تقيه كنيم»، ايشان قدري فكر كرد و فرمود: «چه عرض كنم.» بعدها به من فرمودند: «حالا قبول دارم زمان تقيه نيست»، حتي كتاب ولايت‌نامه ملاسلطان را از من گرفتند و روي منبر از صوفيه مذمت مي‌كردند.

ظاهراً شما در دوره مبارزات خود با صوفي‌هاي گناباد متحمل زندان و تبعيد و حتي حكم شلاق هم شده بوديد. ظاهراً دكتر اقبال كه از وابستگان به صوفيان گناباد بود، چنين دستوري صادر كرده بود. شنيدن داستان ِاين دستور، دراين بخش از گفت وگو براي ما مغتنم است.

بله، دكتر اقبال به استاندار خراسان، محمد دادور دستور داده بود: «شيخ مدني را در ميدان عمومي گناباد 500 ضربه شلاق بزنيد و او را تبعيد كنيد.» در جلسه‌اي كه آقاي دادور استاندار و آيت‌الله سبزواري گفته بود: «دكتر اقبال به من دستور داده است، شيخ مدني را 500 ضربه شلاق بزنم. نمي‌دانم چه بايد بكنم!» آيت‌الله سبزواري فرموده بودند: «دكتر اقبال غلط كرده است. به خدا قسم! اگر يك شلاق به آقا بزنند، 150 هزار روحاني در خراسان قيام مي‌كنند، شوروي هم از آن طرف وارد مي‌شود. آن وقت نه استاندار لازم است و نه آيت‌اللهي!» سپس دادور تماس گرفت و گفت: «كس ديگري را براي استانداري انتخاب كنيد. من نيستم!»

اين دستور دكتر اقبال چه باز‌تاب‌هاي ديگري در محافل روحاني و سياسي داشت؟

يك روز توفيقي نصيب اينجانب شد كه به محضر مرحوم حجت‌الاسلام فلسفي واعظ، زبان گوياي اسلام شرفياب شدم. پس از آنكه خودم را معرفي كردم، فرمودند: «شما همان آقا شيخ هستيد كه دكتر اقبال دستور داده بود، شما را شلاق بزنند؟» عرض كردم: «آري!» فرمودند: «شلاق‌ها را خورديد؟» جواب دادم: «سعادتش را نداشتم!»معظم‌له خطاب به علماي حاضر فرمودند: «باور نمي‌كردم دكتر اقبال چنين حماقتي كرده و به خاطر يك قلندر درويش چنين دستوري داده باشد»، اما يك روز دادور استاندار خراسان به همين اتاق آمد و گفت: «دكتر اقبال اصرار داشت كه من آقاشيخ را شلاق بزنم»، اما من گفتم: «استاندار ديگري معرفي كنيد تا اين حكم را اجرا كند، من نيستم!» بالاخره دستور اقبال اجرا نشد و حتي حربه‌اي سياسي عليه وي شد. در آن زمان دكتر اقبال در رأس حزب مليون بود، اسدالله علم رئيس حزب مردم و دكتر علي اميني دبير حزب منفردين بود. اين سه حزب اگرچه سر و ته يك كرباس بودند و سر در آخور دربار ستم‌شاهي داشتند، اما براي عام‌فريبي عليه يكديگر تبليغ مي‌كردند. حكم شلاق اينجانب توسط دكتر اقبال يكي از حربه‌هاي تبليغي عليه وي شده بود، ‌طوري كه يكي از سران حزب منفردين در سخنراني خود گفته بود: «دكتر اقبال آن قدر احمق است كه دستور داده است در حمايت از خانقاه بيدخت به يكي از روحانيون گناباد 500 ضربه شلاق بزنند و بوق علي‌شاه (صالح‌علي‌شاه) بيدختي را خوشحال كند.»

قاعدتاً جنابعالي در هماهنگي با مرجعيت وقت، با صوفيان گناباد و خانقاه بيدخت طرف شده بوديد. شما خود، در معاشرت و گفت وگو با اين بزرگواران درباره نحله صوفيه چه شنيده بوديد؟

يك موردِ آن از اين قرار است كه در سفري كه به حج مشرف شدم، در سرزمين مني زير چادر، حاج‌حسن مرتضايي از حضرت آيت‌الله‌العظمي شاهرودي سؤال كرد: «ما در گناباد با صوفي‌ها محشوريم، زيرا فاميل هستيم. بفرماييد تكليف ما چيست؟» فرمودند: «مرشد آنها نجس است، هر كس هم‌عقيده او باشد هم نجس است. از ديگران هم دوري كنيد.»

آقاي حاج‌شيخ مرتضي اشرفي، فرزند حاج آقا بزرگ شاهرودي هم نقل كرد، يك شب به منزل آيت‌الله شاهرودي زنگ زدند كه يكي از تجار ايراني مي‌خواهد خدمت آقا برسد كه اجازه داده شد. ناگهان ديديم سلطان حسين تابنده مرشد صوفيه است. وقتي به اطلاع حضرت آيت‌الله رسانديم، اجازه ورود ندادند كه از در منزل با نااميدي برگشت.

از نحوه رفتار علما و بزرگان روحانيت با صوفيان گناباد چه مواردي را شاهد بوده‌ايد؟ آنها در معاشرت با اين جماعت چگونه رفتار مي‌كردند؟

در دوران قدرت محمدرضاشاه پهلوي حضرت آيت‌الله خزعلي از رفسنجان به گناباد تبعيد شده بود. بنده افتخار داشتم خدمت معظم‌له باشم. مرتب با ايشان ديدار مي‌كردم. يك بار فرمودند: «سلطان حسين تابنده به ديدن من آمد. با اينكه سرزده وارد شد و چيزي براي پذيرايي نداشتم، فقط يك خربزه شكستم و از او پذيرايي كردم. سلطان حسين با ذكر يك مقدمه گفت: اسلام برد و پايه استوار شده است: كلمه توحيد و توحيد كلمه. من گفتم: اين به‌جاي خود، اما شما بدعت‌گذار هستيد، بايد دست از بدعت‌گذاري برداريد و اختلاف‌اندازي نكنيد. او جواب نداشت. پاكت پولي به من داد و گفت: حضرت آقاي والد سلام رسانده و اين هديه ناقابل را براي شما فرستاده‌اند! گفتم: پول را برداريد، من اهلش نيستم. در اين اثني حسين مروي همراه تابنده بيرون رفته بود. تابنده پاكت را برنداشت و از جا بلند شد. پاكت را در منزل در حضور حسين مروي تحويلش دادم و گفتم: اشخاص را بشناسيد و اين گونه عمل نكنيد. بالاخره با نااميدي رفتند. به پيرزني كه گاهي براي نظافت منزل سر مي‌زد، وقتي خواست پوست خربزه را بيرون ببرد، گفتم: صبر كن. ابتدا پوست‌ها را در حوض آب حياط آب كشيدم و به او دادم. وقتي از منزل خارج شد. گفت: اين صوفي‌ها واقعاً نجس هستند. اين عالم تبعيدي از قم پوست خربزه‌اي كه تابنده از آن خورده بود آب كشيد و به من پس داد. پس از دو روز آب حوض را عوض كردند. مردم شايعه كردند كه لابد به‌واسطه نجس بودن صوفي‌ها بوده است، در حالي كه آب حوض كر بود و اين شايعه اساس نداشت.»

ظاهراً شما شاهد رفتار فرزند مرحوم آيت‌الله‌العظمي شاهرودي با اين جماعت، در سفر ايشان به گناباد هم بوده‌ايد. ايشان با جماعت صوفيه چطور رفتار مي‌كردند؟

پس از حادثه زلزله سال 1347، حضرت آيت‌الله سيد‌محمد شاهرودي، فرزند مرجع تقليد شيعيان حضرت آيت‌الله‌العظمي حاج‌سيد‌محمود شاهرودي براي سركشي از منطقه زلزله‌زده مسافرت كرده و حامل پيام حضرت والد براي زلزله‌زدگان بودند. يك روز صبح در روستاي مند در محضر معظم‌له در منزل مرحوم حاج‌حسين مصطفوي بوديم كه ناگهان شيخ‌علي ذوقي و چند نفر ديگر از صوفي‌ها به عنوان ملاقات وارد شدند و با حضرت آيت‌الله دست دادند. وقتي بيرون رفتند ايشان از اتاق بيرون آمد و سر آب قنات با دلويي كه از صحن منزل عبور مي‌كرد دست‌هايش را آب كشيد. ساير روحانيون هم تبعيت كردند و دست‌هايشان را آب كشيدند. در منطقه شايعه شد كه آيت‌الله شاهرودي چون چند نفر صوفي دست به دست ايشان داده بودند، دستشان را آب كشيدند، معلوم مي‌شود آنها را نجس مي‌دانند.

منشور روحانیت امام خمینی باید به صورت یک کتاب درسی نگارش و در حوزه های علمیه تدریس شود

منشور روحانیت امام خمینی(ره) باید به صورت یک کتاب درسی نگارش و در حوزه های علمیه تدریس شود، چرا که پیام ایشان به عنوان مشعلی فروزان در حوزه های علمیه و مجامع علمی و نظام شیعه محسوب می شود.مشکلات و نواقص در هر زمان در جوامع مختلف وجود دارد که این مشکلات در زمان پیامبر(ص) و امیرمومنان(ع) نیز وجود داشت، از این رو باید با همت دولت مردان این مشکلات مرتفع شود.

به گزارش فرقه نیوز، حجت الاسلام سید محمد موسوی، امام جمعه شهرستان آران و بیدگل گفت: در اندیشه سیاسی امام راحل حوزه های علمیه منشأ و خاستگاه علما، روحانیان و رهبران فکری جهان تشیع هستند.امام خمینی(ره) در مکتب سیاسی خود شاخصه هایی اعم از نظریه ولایت مطلقه فقیه و پرهیز از افراط و تفریط را در منشور خود خطاب به روحانیت عنوان کرده است که بعضی مانند مارهای خوش خط و خال هستند که به عنوان چالش های پیش روی حوزه های علمیه محسوب می شوند.
آرش اسحاقی:به یک کتاب بصری تاریخ تصوف نیاز داشتیم

پیش از این بر اساس گزارش رسانه های داخلی خبرداده بودیم که مستند «خرابات» به کارگردانی آرش اسحاقی در بخش مسابقه ملی سینما حقیقت به نمایش در آمده است. این فیلم درباره عرفان و تصوف است و کارگردانش معتقد است که در ایران احتیاج به یک کتاب بصری تاریخ تصوف داشتیم.

منبع: تسنیم/ به گزارش آوینی فیلم، آرش اسحاقی کارگردان فیلم «خرابات» درباره عرفان و تصوف نیز در ادامه بررسی فیلم روی سن آمد و درباره آن گفت: اگر بخواهیم این فیلم را برای جشنواره های دیگر بفرستیم و حتما 10 دقیقه از آن را کوتاه می کنم. این مستند را مصاحبه محور قرار دادم تا زهر ماجرا گرفته شود. رهبر یکی از این سلسله ها به ما می گفت فقط زمانی می توانید بروید که مریدان را از پشت فیلمبرداری کنید.

آیت الله العظمی سیدروح الله خمینی: "ای پیر هوای خانقاهم هوس است"


سایت تکفیری بیچاره فرقه نیوز وابسته به موسسه تکفیری موسوم به موسسه حق پژوهی درخراسان دچار بیچارگی و سردرگمی زیادی شده است. 

آخوند داس و چکشی تکفیری بیچاره موسوم به مرتضی امین نیا - همان به اصطلاح مسئول درمانده مرکز تفرقه انگیز تکفیری موسوم به موسسه حق پژوهی!! در خراسان -که از تهیدستی احتمالیِ ناشی از قطع مواجب تامین کننده ساندیس و ساندویچ اش(درصورت شکست فضاحتبار توطئه های توهم آمیز شیطانیش) نگران است -بر اساس ضرب المثل الغریق یتشبث بکل حشیش- برای برون رفت از این مخمصه تلاش میکند تا به یارگیری بپردازد و بر دایره همدستان خودش در دشمنی با خط مشی اسلام انقلابی آیت الله سیدروح الله الموسوی المصطفوی الخمینی بیفزاید. این است که هرروز به سراغ یک فردجدید میرودتا با القائات شیطانی خود و اطلاعات نادرستی که به طرف حُقنه میکند، نظر او را در همنظری با طرح سیاه و تبهکارانه خود جلب کند!

این بار به سراغ آخوند پناهیان رفته تا با تعبیر او نیشی بر پهلوی میراث آیت الله العظمی سید روح الله الموسوی المصطفوی الخمینی وارد آورد. اما این بیچاره نمیدانند که با اتساع حلقه تکفیریون ، به جهان بینی و خط مشی عرفانی و صوفیانه و فلسفی آیت الله العظمی خمینی نمیتوانند خللی وارد آورد.