مصباح یزدی نیز متذکر شد: درحوزه علمیه قم آیت الله خمینی را تکفیر میکردند و نجس میشمردند!

مصباح یزدی : در گذشته کسانی که در حوزه فلسفه بخوانند و درس بدهند در اقلیت بودند و در بسیاری جاها فلسفه خواندن نقص و عیب بود تا جایی که امام(ره) را تکفیر کردند و لیوان آقا مصطفی را آب کشیدند.

اما در چنان شرایط جاهلیت در داخل حوزه علمیه قم و سایر حوزه ها، علامه طباطبایی و شهید مطهری علم معرفت شناسی را شکوفا کردند. حضرت آیت الله العظمی مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و آیت الله علامه مرتضی مطهری فلسفه اسلامی را از سقوط نجات دادند.

علامه طباطبایی و شهید مطهری حق عظیمی بر گردن جامعه اسلامی دارند، آنها فلسفه اسلامی را از سقوط در برابر مارکیسیم و ایده آلیسم نجات دادند.
به گزارش رجانیوز به نقل از رسا، محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان از تهران و مدرس "اخلاق" در حوزه علمیه قم و .... پیش از ظهر امروز در ششمین مجمع عمومی انجمن معرفت شناسی حوزه به تبیین تاریخچه مختصری از این علم پرداخت و اظهار داشت: در گذشته مسأله معرفت شناسی عمده ترین مسأله در فلسفه بود؛ سسوفسطائیان پیش از سقراط و افلاطون، مروج مکتب شکاکیت بودند. 

آنها می گفتند هیچ چیز وجود ندارد اگر هم وجود داشته باشد قابل شناخته شدن نیست؛ امثال سقراط، افلاطون و ارسطو تلاش کردند ریشه این شکاکیت را بکنند؛ کار این سه فیلسوف بالا گرفت و پس از ارسطو دیگر شکاکیت جایگاهی نداشت. 

موج جدید شکاکیت و نسبیت را مربوط به قرون وسطی است. امروزه هستند کسانی که اعتقاد داشتن به پی بردن یقینی به حقایق را دگماتیسم می دانند و می گویند امکان ندارد انسان به چیزی یقین پیدا کند؛ این حرف نوعی پارادوکس است. میراث ما از فلاسفه یونان را جذب گرایی دانست و ابراز داشت: این گرایش مورد توجه و قبول اندیشمندان و فلاسفه اسلامی قرار گرفت؛ در این زمینه کارهایی به عنوان شاخصه ای از منطق انجام گرفت.

در دوران اخیر به همت علامه طباطبایی و شهید مطهری دوره جدیدی در این عرصه شروع شد و به شکوفایی رسید؛ در آن مقطع نیاز به طرح این مباحث در مقابل دو گروهی که نسبیت را ترویج می کردند، بود. یکی از آن گرایش ها را گرایش مارکسیستی و ماتریالیستی بود. آنها اصل را بر محسوسات می گذاشتند و سایر مسائل را به محسوسات باز می گرداندند؛ بسیاری از آنها تخصصی در این زمینه نداشتند و به صورت ضمنی مطالبی را مطرح می کردند؛ این خطری برای معرفت شناسی الهی و اسلامی بود. در مقابل مارکسیست ها گرایش ایده آلیستی بود، این گرایش از طرف امثال هیوم و هگل مطرح می شد، آنها مباحث نسبیت و پوزیتیویسم و غیره را مطرح کردند؛ در این برهه فضای معرفت شناسی مبهم، ظلمانی و غبار آلود شده بود که به راحتی انسان نمی توانست ادعا کند که واقعیتی را درک می کنم. 

وی افزود: ایده آلیست های معتدل تر معتقد بودند که همه چیز در علم خدا موجود است؛ برخی عاف مسلکان نیز چنین عقیده ای دارند یعنی خدا هست و علمش و این عالم صورت علم الهی است و صورت خارجی وجود ندارد؛ در این زمان اسلام اگر بخواهد عقاید خود را تثبت کند و حرف های دیگران را نقد کند باید مبانی محکمی داشته باشد به همین دلیل بزرگان احساس کردند باید در این زمینه ورود پیدا کنیم. 

کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نخستین اثر در زمینه معرف شناسی است پس از پیروزی انقلاب و مطرح شدن علوم اسلامی در حوزه یک تحول عظیمی بوجود آمد، اولین کتابی که در زمینه معرفت شناسی نوشته شده است و بنده می شناسم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه است که شهید مطهری سهم بزرگی در نوشتن این کتاب داشت؛ بحث هایی که در پاورقی آمده است مباحثی است که در جلسات مختلف مطرح و پخته شده است. این دو بزرگوار حق عظیمی بر گردن جامعه اسلامی و بحث های فلسفه اسلامی دارند؛ اگر این حرکت انجام نگرفته بود ما در فلسفه بسیار ضعیف بودیم و در قبال گرایش های مختلف فلسفه که در دنیا وجود دارد نمی توانستیم کاری از پیش ببریم؛ آنها فلسفه اسلامی را از سقوط در برابر مارکیسیم و ایده آلیسم نجات دادند. 
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری ابراز داشت: اگر انقلاب واقع نشده بود علامه و شهید مطهری جایگاهی نداشتند که بتوانند به این مباحث بپردازند؛ پیش از انقلاب مخالفت های فیزکی و فکری فراوانی با شهید مطهری می شد تا شخصیت ایشان را سبک کنند اما ایشان توانست جایگاه خود را در دانشگاه تثبیت کند با این وجود در مقابل اساتیدی که در خارج تحصیل کرده بودند کسی برای ایشان آنچنان که شایسته بود ارزشی قائل نمی شد. اگر امام خمینی(ره) چنین زمینه ای را فراهم نمی کرد معلوم نبود آن بزرگوران بتوانند در برابر هجمه های فرهنگی و علمی دوام بیاورند و ممکن بود بعد از وفاتشان کم کم نظراتشان به دست فراموشی سپرده شوند؛ لطف خدا بود که در سایه پیروزی انقلاب اسلامی آنها پشتوانه ای پیدا کنند. 

انقلاب اسلامی تحول عظیمی را در حوزه های علمیه بوجود آورد 

اقلیتی بودند که میراث گذشتگان را حفظ می کردند اما با پیروزی انقلاب فضایی ایجاد شد که در بخشی از غرب ها برتری خود را ثابت کردند و در برخی از بخش ها اعتراف کردند که نظریه فلسفه اسلامی از نظر ما برتر است؛ اگر این فضا نبود حوزه یک فضای جامد و بسته می شد، در چنین فضایی در مقابل مکاتب دیگر راه به جایی نمی بردیم. 

در رشته های فلسفه مضاف کارهای بزرگی در حال انجام است 

در حال حاضر در شاخه فلسفه های مضاف کارهایی صورت می گیرد که بسیار ارزشمند است؛ روزگاری اصلا بحث فلسفه اخلاق مفهومش مشخص و قابل درک نبود اما گام نخست را شهید مطهری در این زمینه برداشت. پیشرفت های گسترده ای که در عرصه های مختلف پس از انقلاب حاصل شده است، در کنار این پیشرفت ها، پیشرفت چشمگیری در مسائل علمی به ویژه علم فلسفه داشته ایم؛ در گذشته اگر کسی در حوزه پیدا می شد که برهان شفا را بفهمد خیلی شخصیت بزرگی محسوب می شد اما امروزه افزون بر درک آن مفاهیم افراد بسیاری در این عرصه نظریه پردازی می کنند. باید شکر نعمت وجود این اساتید و زمینه هایی که برای رشد علمی فراهم شده است را باید به جا آوریم. 

باید خود را برای شبهات جدید فلسفی آماده کنیم 

در گذشته وقتی با شبهات جدیدی مواجه می شدند می گفتند اینها کفریات غربی ها و از سنخ گرایش های سوفیست ها است و خلاف بداهت است؛ هیچ گاه پاسخ منطقی و متقنی داده نمی شد اما امروزه جلسات نقد و بررسی متعددی وجود دارد که پاسخ های بسیار روشن و مستدلی به این شبهات می دهند. ما هم در این زمینه ها می توانیم سهمی داشته باشیم چراکه حرکت علمی برای بشر پایان یافتنی نیست و هر روز شبهات جدیدی مطرح می شود؛ گاهی شیاطین مباحثی را القا می کنند که پاسخ آن در کتاب ها نیست بنابراین ورود به این عرصه بسیار لازم است؛ در روز قیامت ارزش این کار مشخص خواهد شد. ما امروز در کنار دریایی از میراث گذشتگان هستیم که با فرمایش اهل بیت(ع) و قرآن بارور شده است و از سوی دیگر در مقابل انبوهی از شبهات و سوالات فتنه انگیزی قرار گرفته ایم که باید با استفاده از آن منابع پاسخ لازم را بدهیم و تکلیف خود را در این زمینه انجام دهیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر