صوفیان عارف امثال بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی دخلی به خرافه گرایان مدعی صوفیگری ندارند

مرقد مطهر حضرت شیخ بایزید بسطامی در نزدیکی شهر شاهرود

علی خامنه ای رهبر رژیم در سفری که به شهرستان شاهرود در سال 85 داشت، ضمن تجلیل از مقام معنوی مفاخر تصوف و عرفان اسلامی به بیان نکته ظریفی مبادرت ورزید که در تعارض آشکار و تقابل کامل با جریان "نوحجتیه" مسلط بر حوزه های علمیه ایران - که یکجا همه بزرگان تصوف و عرفان از بایزید و خرقانی و عطار و مولانا ... را منحرف /و به اصطلاح یک آخوند موسوم به نوری همدانی !! "دشمن اهل بیت"!!!!/ میشمردند- قرار داشت. علی خامنه ای در این اظهارات برخلاف مفاد روایات جعلی منسوب به معصومین - که عموم صوفیه را درراه انحراف دانسته و مستحق لعن میشمارد و لعن تصوف را مساوی با جهاد درراه رسول الله به حساب می آورد!!! - قائل به تفکیک میان خرافه گرایان منتسب به صوفیگری، و صوفیان عارف همانند بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی گردید.


علی خامنه ای در سال هشتاد و پنج در سفر به شاهرود گفت: " نام بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی را همه مسلمانان و مرتبطین با اسلام/ ولو غیر مسلمان/ شنیده اند. البته امثال بایزید و ابوالحسن خرقانی را با این "مدعیان صوفیگری" نباید اشتباه کرد". یادآوری میکنیم که این اظهارات درزمانی بیان شد که یک سال قبل از آن در پی اظهارات آخوندهای "نوحجتیه" در قم از جمله "میرزا حسینعلی نوری همدانی" در بیست و پنج بهمن ماه 1384 و یک سال بعد از آن در بروجرد در سال 1386 دو حسینیه متعلق به پیروان طریقت تصوف نعمت اللهی در ایران توسط توده های تکفیری افراطی خشونتگرا زیر تیغ بولدوزرها با خاک یکسان شد و خاکش نیز به توبره کشیده شد.


بیانات علی خامنه ای در دیدار مردم شاهرود مورخ ۱۳۸۵/۰۸/۲۰ به نقل از سایتهای موسوم به ادیان نیوز، و صوفیه نت

"اینجا منطقه‌ی عالِم‌خیز است؛ منطقه‌ی معلمان دین و اخلاق. در زمان گذشته هم نام بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی را همه‌ی مسلمانان و مرتبطین با معارف اسلام - ولو غیرمسلمان - شنیده‌اید. البته امثال بایزید و ابوالحسن خرقانی را با این "مدعیان صوفیگری" نباید اشتباه کرد. آنها داستان دیگری دارند و ماجرا و سخن دیگری است. این نکته مهم است که چگونه این منطقه، این همه معلم دین و اخلاق و عالِم برجسته‌ی دینی تربیت کرده است. این تصادفی نیست؛ نشانه‌ی یک خُلقِ بومىِ دیرین در میان این مردم است؛ میلِ به معنویات، باور نسبت به ارزشهای معنوی و اسلامی. این مطالب را ما برای این عرض نمیکنیم که مردم شاهرود خوششان بیاید؛ آنها خودشان با این مسائل آشنا هستند. افتخار و تکیه‌ی به فضل گذشتگان و پدران، برای اینکه به گذشتگان خودمان هم افتخار کنیم، نیست. یادآورىِ این مطالب برای نکته‌ی مهم دیگری است. و آن این است که یک ملت و یک جمعیت، هنگامی که به ارزشهای بنیادىِ بومىِ خود واقف بشود، استعدادهای خود را بشناسد، ارزش اخلاقی و انسانی خود را بداند، مغلوب حوادثی که برای او درست میکنند، نمیشود. آینده در برابر یک چنین جمعیت و ملتی، آینده‌ی روشنی است."

در انتها یادآوری میکنیم که بزرگانی امثال بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی دنیا پرست و ناجوانمرد نبودند. آنها جوانمردانی تربیت شده در مکتب تصوف و عرفان اسلام و معارف درخشان قرآن یودند. دست چپاول و اختلاس دربیت المال دراز نمیکردند و با اختلاسگران نشست و برخاست نمینمودند و با آنها عکس یادگاری نمیگرفتند. درهای خانه و خانقاهشان بر هر عابری باز بود، نانش میدادند و از ایمانش نمیپرسیدند و جاسوسی نمیکردند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر