نظر حجت الاسلام دکتر حسن روحانی درمورد اعتدال گرایی درخط مشی آیت الله خمینی

کاظم انبارلویی در سرمقاله امروز رسالت با تیتر «اعتدال و صلح در گفتمان امام (ره)» به شدت به سخنان رئیس‌جمهور در حرم امام اعتراض کرده و از جمله نوشته است: امام خمینی (ره) امام عدالت و عدل بود عدل برای او در سیاست ورزی ملکه شده بود. در ادبیات امام (ره) عدالت و عدل جایگاه ویژه‌ای داشت اما در فعل و قول سیاسی او مفهومی به نام (اعتدال) آنچنان که آقای رئیس‌جمهور از آن مراد می‌کنند، دیده و شنیده نشده است. فرو کاهیدن عدل و عدالت در ادبیات سیاسی امام (ره) به «اعتدال» چه مستندی دارد؟ آقای روحانی چهارشنبه گذشته در حرم مطهر حضرت امام (ره) می‌گوید: «امامی که استکبار ستیزی را به ما آموخت، شهامت آن را داشت آن روز که ضروری است راه صلح ـ بخوانید پذیرش قطعنامه ـ را برگزیند. آیا با پذیرش قطعنامه آموزه‌های امام (ره) در مورد استکبار ستیزی پایان یافت؟ آقای روحانی باید یک بار دیگر متن پیام امام (ره) در مورد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را بخواند تا معلوم شود منطق امام عادل با منطق کسی که پرچم «اعتدال» را دارد چقدر با هم فاصله دارند؟ اولین جمله امام (ره) در پیام پذیرش قطعنامه بعد از بسم الله الرحمن الرحیم، آیه ۲۷ سوره فتح است. آیا مفهوم این آیه رفتن به سوی اعتدال و صلح است یا ادامه مقاومت و ایمان به وعده خداوند برای تداوم پیروزی‌ها؟ امام (ره) در این پیام قوی‌ترین و شدید‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین حمله را به آمریکا و قدرتهای جهانی و نوکران منطقه‌ای آنان می‌کند. این منطق در دولت یازدهم چه جایگاهی دارد؟ امام (ره) صریحا می‌فرماید: «بارهااین واقعیت را در سیاست خارجی و بین‌المللی اسلامیمان اعلام نموده‌ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می‌گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می‌کنیم». و بعد می‌فرماید: «مادر صدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‌ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیده‌اند نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله (ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم‌».

در مقابل امیر یوسفی در ستون یادداشت روزنامه دولتی ایران با تیتر «کیمیاگران تحریف» به دفاع از رئیس‌جمهور پرداخته و از جمله نوشته: روحانی افزون بر آنکه شهامت صلح را در امام خمینی (ره) کشف کرد و ضرورت استمرار اجتهاد پویا را به رخ کشید، رمز ناتوانی مدعیان در فهم شاکله شخصیت و اندیشه امام (ره) را هم بر زبان آورد. دولتمرد یازدهم به منکران و قاصران آموخت که در شناخت پیشوای انقلاب، آنچه چاه ضلالت است «تحجر» است. زبان‌هایی که خود را مفسر امام (ره) می‌دانند و به تحریر الوسیله ایشان تشبث می‌جویند تا به انقلابی‌گری خود تفاخر کنند و غرب ستیزی را در مصادره خود درآورند، چه بسا به قول روحانی در حصار تنگ تحجر گرفتار شده باشند. روحانی ایشان را خطاب قرار داد و گفت: «آثار امام (ره) به کلام و کلمات محدود نمی‌شود و نباید مصداق‌ها را اصل قرار داد بلکه باید ملاک‌ها را اصل قرار دهیم و ببینیم اگر امام (ره) امروز پیش ما حضور داشتند چه می‌کردند‌». و احتمالاً چون می‌دانست این عبارت، دوای درد مدعیان نیست سخنش را صیقلیتر کرد و گفت: «نباید خودمان را همانند متحجران در برخی کلمات به روح محصور کنیم بلکه باید هدف، مسیر و خط واقعی امام (ره) را بشناسیم و ادامه دهیم‌». در یک سخن ساده و مختصر، امام خمینی (ره) نماد یک انقلابی مجتهد بود که در هر تصمیم سیاسی و حاکمیتی خود، اقتضائات و مصالح مسلم روز را برمی‌شمرد و به داوری زمان و مکان، تصمیم‌سازی می‌کرد. آنجا که اقتضای ستیز بود شهامت جنگ داشت و آنجا که الزام آشتی بود، شهامت صلح.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر