اتهام "محاربه و فساد فی‌الارض" علیه ٧ درویش گنابادی


گفتگوی رادیو بین المللی فرانسه با دکتر سیدمصطفی آزمایش

مصطفی آزمایش، سخنگوی دراویش گنابادی و مسئول روابط عمومی "انجمن پاسداشت حقوق بشر در ایران"، یادآوری می‌کند که در سال ١٣۶٠ خورشیدی، آیت‌الله خمینی فرمانی صادر کرد و تصریح کرد که «احدی حق تعرض» به سلطان حسین تابنده (قطب دراویش) و وابستگانش را ندارد.

اما به گفتۀ مصطفی آزمایش، در سال ١٣٨۴ آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوۀ قضاییه، با صدور بخشنامه‌ای، فرمان خمینی را نقض کرد و مقرر نمود که فعالیت همۀ تشکل‌های عرفانی در کشور منع گردد.

اتهام ٧ درویش گنابادی به محاربه و فساد فی‌الارض، در دیوان عالی کشور تأیید شد . این افراد به تبعید و "نفی بلد" محکوم شده‌اند. به گفتۀ مصطفی آزمایش، مشکلات و محدودیت‌های درویشان و دیگر تشکل‌های عرفانی در ایران، به ویژه از سال ١٣٨۴ شدت گرفت. در آن سال، آیت‌الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، ممنوعیت فعالیت این نوع گروه‌ها را اعلام کرد.

به نوشتۀ پایگاه خبری دراویش گنابادی، ٣ تن از دراویش به تبعید مادام‌العمر و ٤نفر دیگر به ۲۸ سال تبعید محکوم شدند. قبلاً، این احکام عیناً توسط دادگاه انقلاب شیراز صادر شده بود.

٣ تن از درویشان همچنین به «عضویت در گروه غیرقانونی و تبانی برای بر هم زدن امنیت کشور» متهم هستند.

این افراد حدود ٣ سال قبل در شهر "کوار" استان فارس زندانی شدند. کوار در صد کیلومتری جنوب شیراز قرار دارد. در سال ١٣٩٠ در این شهر تظاهراتی علیه درویشان به راه افتاد که به نوشتۀ سایت مجذوبان نور، «با تحریک ٤تن از آخوند‌های این شهرستان» برپا شده بود. در این تظاهرات که به ناآرامی کشید، یک نفر به ضرب گلوله به قتل رسید؛ سایت مجذوبان نور مقتول را "مهندس وحید بنانی" معرفی می‌کند و می‌افزاید که او «درویش» بوده است.

در پی این رویدادها، گروهی از دراویش بازداشت و سپس راهی دادگاه انقلاب شدند. اینک دیوان عالی کشور احکام صادرشده در شیراز را تأیید کرده است.




آقای آزمایش اولا ممکن است بفرمایید، احکامی که الآن قطعی شده آیا در مورد هر ٧ نفر حکم تبعید هست ؟

دکتر سیدمصطفی آزمایش : بله؛ نفی بلد و تبعید. اما مدتش فرق می کند. ٣ نفرشان تبعید مادام العمر و ٤ نفرشان برای ۲۸ سال. در هر حال اینها ناچارند زندگی شان را در مسقط الرأس خودشان یعنی در شهرستان کوار ، خانواده شان ، خانه شان ، محل کارشان و شغلشان همه را بگذارند و بروند آواره بشوند و به شهر دیار غریبه بروند. این حکمی است که در مورد اینها متأسفانه توسط دادگاه بدوی و بعد دادگاه پژوهش صادر شد و بعد در دیوان عالی کشور که بالاترین مرجع قضایی است با کمال تأسف به تأیید رسید و این در شرایطی است که آقای علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهوری همین دو سه هفته پیش گفته بودند که این مواردی که برای دراویش در ایران اتفاق افتاده بود هم به صلاح نظام ، هم به صلاح اسلام و هم به صلاح ایران نبود و موارد غیرقانونی بود و در آینده تکرار نخواهد شد. اما الان می بینیم که متأسفانه قانون دارد از احکام غیرقانونی بطور کامل حمایت می کند اینجا مرز قانون و بی قانونی توسط دیوان عالی کشور مخدوش و نقض شده است.

آقای آزمایش ، به هر حال اتهام محاربه و فساد فی الارض اتهام کمی نیست. ممکن است یادآوری کوتاهی بفرمایید اصلا اصل پرونده چه بوده و این افراد چرا متهم شدند؟

دکتر سیدمصطفی آزمایش : علت اتهام این اشخاص به چنین اتهام سنگینی - محاربه - و حتی چهار نفرشان متهم به ارتباط با گروه برانداز و متهم به تبانی علیه نظام شده اند. در حالیکه اینها فقط درویش هستند و متأسفانه وابسته بودن به »مکتب درویشی« دادگاه بدوی در استان فارس مرتبط دانستن با جریانهای برانداز دانسته و دیوان عالی کشور هم این را تأیید کرده است. در حالیکه تنها اتهام این اشخاص ، درویش بودنشان است و اینها می خواهند با این فشارهای روحی - روانی و ایجاد تضییقاتی که می کنند مردم را از گرد »مکتب درویشی« بپرانند ، پرهیز بدهند که نروند درویش بشوند و این هم به علت گرایش بسیار زیاد مردم به درویشی است که داریم روبروز مشاهده می کنیم یعنی به عبارت دیگر به همان نسبت که این پرونده های فساد و اختلاس و چپاول با سوءاستفاده ابزاری از دین اسلام بیش از پیش رو می شوند مردم از این قرائت حاکم می گریزند و همین امر باعث میشوند که اینها نسبت به دارویش سختگیری کنند.

آقای آزمایش ، خوب است که یک نکته ای را هم تا وقت هست توضیح دهیم. در رسانه ها صحبت از دراویش گنابادی میشوند گاهی از سلسله نعمت اللهی صحبت میشوند ممکن است بفرمایید تفاوت این دو مفهوم یا شباهتش چیست؟

دکتر سیدمصطفی آزمایش : در حقیقت ، سلسله طریقتی نعمت اللهی گنابادی یک طریقت اسلامی شیعه است قرن نهم هجری شاه نعمت الله ولی یک جنبه کاملا مکتبی و فرموله شده ای به طریقت تصوف دادند اما از یک قرن و نیم پیش در روستایی در شهر بیدخت گناباد آقای سلطان محمد گنابادی ملقب به لقب فقری سلطانعلیشاه این جهان بینی شیعه طریقتی را بسیار گسترش دادند. از این زمان به بعد سلسله نعمت اللهی بنام نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی خوانده شد. یک نکته دیگر هم می خواستم خدمتتان عرض کنم که بد نیست این یادآوری شوند و آن هم این است که آقای خمینی ، ایشان به آقای محمد محمدی گیلانی که دادستان انقلاب مرکز بود در سال یکهزار و سیصد و شصت یک دستوری داد و ایشان یک بخشنامه ای - یک فرمانی - صادر کرد به دستور آقای خمینی ؛ با این عنوان : «رئیس الفقرا» جناب آقای سلطانحسین تابنده گنابادی و خانواده ایشان و متعلقان ایشان و پیروان ایشان احدی اعمّ از پاسداران و نیروهای نظامی و انتظامی و دادگاهها حق تعرض در سراسر ایران را ندارند اما در سال یکهزار و سیصد و هشتاد و چهار آقای هاشمی شاهرودی که رئیس قوه قضاییه بود با صدور یک بخشنامه جدید به آن دستورالعمل صادره از طرف آقای خمینی را نقض کرد و در بخشنامه که صادر کرد نوشت : «همۀ مراکز قضایی با همکاری نهادهای امنیتی باید جلوی تمام تشکلهای عرفانی را در سراسر کشور بگیرند و مانع فعالیتهای فرهنگی آنها شوند و هر چیزی که توسط اینها درست شده باید امحاء شود و باید از میان برداشته شود اینها دو سند متضاد همدیگر است که یکی توسط آقای خمینی و دیگری توسط آقای محمود هاشمی شاهرودی در مورد سلاسل تصوف و عرفان در ایران صادر شده است.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر