عبدالحسین خسروپناه: مناظره و نقد توام با حلم، میتواند بسترساز "تمدن نوین اسلامی"باشد

اعلام آمادگی تلویحی عبدالحسین خسروپناه برای شرکت در میزگرد گفتگو و نقد با دکتر مصطفی آزمایش، از جهت تضارب آراء و نقد با حلم و خویشتنداری



بیش از نزدیک به دو ماه، پس از آن که عبدالحسین خسروپناه توسط دکتر مصطفی آزمایش به مناظره مستقیم تلویزیونی- اینترنتی از طریق کانال اینترنتی "دُرّ تی وی" دعوت شد تا در مورد اتهاماتی که او متوجه تصوف و عرفان اسلامی نموده بود گفتگوی اسکایپی در فضای دمکراتیک سایبری صورت گیرد، اکنون وی با بیان جملاتی به این فراخوان پاسخ مثبت داد. اظهارات عبدالحسین خسروپناه به این شرح است: "ایران در عرصه تمدن نوین اسلامی پیشگام است و آنچه طبق رهنمودهای رهبر معظم انقلاب رشد همزمان عقلانیت طولی و عرضی را محقق می کند تضارب آرا و عقاید علما و دانشمندان است که با حلم با یکدیگر مناظره و گفت و گو کرده و هم را نقد کنند که به این ترتیب بسترهای تعالی تمدن اسلامی فراهم می شود."

در توضیح "عقلانیت طولی و عرضی" و ارتباط آن با تصوف و عرفان نیز عبدالحسین خسروپناه چنین توضیحی را دربرنامه "شبهای آسمانی" از شبکهء تلویزیونی "قرآن و معارف سیما" ارائه کرده است، که ذیلاً به نقل از سایت "رسانیوز" نقل میشود. اما پیش از پرداختن به نقل آن، ضمن تکرار فراخوان و دعوت از آقای خسروپناه برای حضور در میزگرد اسکایپی، خواهان تعیین زمان مشخص و تاریخ معین برای حضور در این جلسه "تضارب آراء و عقاید علمی و فلسفی" هستیم. گزارش سایت رسانیوز به شرح زیر است:



به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، استاد حوزه و دانشگاه، امشب در برنامه شب های آسمانی از شبکه قرآن و معارف سیما با بیان این که افول تمدن اسلامی از قرن هفتم به بعد آغاز شد، گفت:

افول تمدن اسلامی دارای ریشه های گوناگونی است که رشد عقلانیت طولی و حذف عقلانیت عرضی از جامعه و به فراموش سپردن میراث گذشتگان و بی توجهی و غفلت نسبت به آن از مهم ترین این دلایل است.از قرن هفتم به بعد عرفان و عرفا رشد زیادی کردند و رشد عرفان،علوم طبیعی و عقلانیت را از بطن جامعه کنار گذاشت و موجب شد افول تدریجی تمدن اسلامی آغاز شود زیرا زمانی که عقلانیت طبیعی از جامعه کنار گذاشته شد رشد جامعه اسلامی در بخش های صنعتی و اقتصادی متوقف شد و جامعه دچار مشکل شد. برای رشد تمدن نوین اسلامی لازم است در کنار رشد همزمان عقلانیت طولی و عرضی، ما به میراث گذشتگان خود هم اتکا کرده و از آن استفاده کنیم، غرب زمانی که رنسانس را آغاز کرد شاید در ابتدا میراث گذشتگان را انکار کرد اما پس از آن از این میراث بهره گرفت و این میراث را در کنار دستاوردهای مدرن مقدمه ای برای حرکت رو به جلو قرارداد. تمدن غرب رشد خود را مدیون ترجمه آثار مسلمانان است زیرا تمدن غرب حتی الگوی خود در تجربه گرایی و مشاهده گرایی را از تمدن اسلامی گرفته زیرا در قرون وسطا کلیسا می گفت شما حق مشاهده ندارید و آنچه را کتاب مقدس حتی در خصوص دندان های اسب می گوید صحیح است و باید بپذیرید.ما برای ساخت تمدن نوین اسلامی باید تجدد گرایی گزینشی مبنی بر عقلانیت اسلامی را الگوی خود قرار دهیم، اگر بخواهیم برای ساخت تمدن نوین تنها به علوم طبیعی یعنی عقلانیت عرضی اکتفا کنیم مانند تمدن غرب به مدرنتیه رسیده و دچار بحران هویت و معنویت می شویم در حالی که اگر عقلانیت طولی یعنی ارتباط خود را با خداوند حفظ کنیم خواهیم توانست یک تمدن نوین اسلامی را پایه گذاری کنیم.

عقلانیت طولی به ارتباط انسان و سایر موجودات با خداوند اشاره دارد،اندیشمندان بزرگ مسلمان تنها به تحلیل ارتباط خداوند با موجودات و انسان با خداوند نپرداخته بلکه با استفاده از عقلانیت عرضی ارتباط موجودات با یکدیگر را در عالم هستی تبیین کردند که همین موضوع در قرن پنجم تمدن اسلامی را به یک تمدن ممتاز تبدیل کرد اما در قرن هفتم که عرفا تنها به تحلیل ارتباط انسان با خداوند پرداختند و عقلانیت عرضی و علوم طبیعی را کنار گذاشتند افول تمدن اسلامی شروع شد.

در قرن نهم در دوران بنی عباس که کلام اشعری رایج شد کلام اشعری هم در کنار عرفان و تصوف به کنار زدن عقلانیت و علوم طبیعی از جامعه پرداخت و به این ترتیب تمامی پیشرفت های تمدنی امت اسلامی متوقف شد. کلام اشعری و ایجاد سلسله مراتب در عرفان و آثار امام محمد غزالی موجب شد که فلسفه و عقلانیت به کلی از جامعه اسلامی کنار زده شوند، به این ترتیب جامعه اسلامی در نبودِ دشمن خارجی، افول تدریجی خودر ا شروع کرد و پس از آن هم در دوران عثمانی وجود یک دشمن خارجی قدرتمند و پیشرفته به نام غرب که در تمامی عرصه های از امت اسلامی پیشرفته تر بود زمینه استثمار مسلمانان ر ا فراهم کرد و موجب شد که تمدن اسلامی برای همیشه تجزیه شود.

متاسفانه در اندیشه های اهل سنت "سلفی گری" و "صوفی گریِ صِرف" با دوری از عقلانیت؛ و در شیعه "وجود اندیشه های قشری گری" از مهم ترین موانع ایجاد تمدن نوین اسلامی است. این اندیشه ها به خصوص "صوفی گری" و "سلفی گری" در میان اهل سنت بسیار قوی است که اگر بخواهیم تمدن نوین اسلامی را بنیان گذاری کنیم باید این اندیشه را در جامعه اسلامی به اعتدال رسانده و اجازه دهیم عقلانیت عرضی در کنار عقلانیت طولی رشد کند.ایران در عرصه تمدن نوین اسلامی پیشگام است و آنچه طبق رهنمودهای رهبر معظم انقلاب رشد همزمان عقلانیت طولی و عرضی را محقق می کند تضارب آرا و عقاید علما و دانشمندان است که با حلم با یکدیگر مناظره و گفت و گو کرده و هم را نقد کنند که به این ترتیب بسترهای تعالی تمدن اسلامی فراهم می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر