آئینی مرکب از عقاید ادیان قدیم و تصوف اسلامی

پیروان فرقه «ایزدیه» چگونه می اندیشند؟ آیا ایزدیان موحدند و به معاد اعتقاد دارند؟

با حمله داعش به کردستان عراق و تصرف شهرهای موصل و سنجار، فرقه یزیدیه به عنوان یکی از قربانیان این تهاجم مطرح شده است. یزیدیان به عنوان یکی از جوامع کوچک بشری در طول تاریخ آن طور که باید مورد شناسایی قرار نگرفته اند. لذا شناخت این قوم و عقاید آنان حداقل در این زمان مورد توجه است.

گروه بین الملل جهان نیوز ـتاریخ انتشار : جمعه ۳۰ آبان روح الله مهدوی: تاریخچه و عقاید یزیدیه زمان پیداش این قوم را به قرن ششم هجری و دوران شیخ عدی بن مسافر نسبت می دهند و این در حالی است که بررسی های دقیق تر عمری طولانی تر با زمینه اعتقادی قدیمی تر را نشان می دهد. لذا ریشه هایی پیش زرتشتی را هم می توان در این آئین دید. مبانی اصلی عقیدتی این قوم از تعالیم زرتشت گرفته شده اما نمودهایی از یهودیت، مسیحیت، مانویت، صائبین و تصوف اسلامی را در باورهای دینی و مظاهر فرهنگی آنان می توان مشاهده کرد. آنچه در مورد وجه تسمیه این فرقه می توان گفت این است که یزیدیه از واژه ایزدیه به معنای پیروان پروردگار و ایزد اخذ شده است و الف ابتدای ان به مرور افتاده است.
میان کلمه ایزدیه و کلمه سومری«A- zi-da» که به خط میخی نوشته می شود ارتباط وجود دارد. لافار نابو، پژوهشگر کرد که کارشناس زبان های قدیمی و باستان شناس است، می گوید منظور از این کلمه سومری «روح نیکوکار و ناآلوده و رونده بر طریق درست» است. با مراجعه به معنای این کلمه در قاموس سومری دانشگاه پنسلوانیا (۱۹۹۴) معانی متعددی برای آن وجود دارد که به ماهیت ایزدیان نزدیک است. از آن جمله راه حق، مسیر ایمن و.... است که قابل مقایسه با چیزی است که ایزدیان کنونی هم درباره ی خود می گویند که ما «بر دین حق وراه درست هستیم، لباس های ما سپید و بهشت جایگاه ماست». به این ترتیب احتمال ارتباط اینان با تمدن سومری دور نبوده است. قسطنتین زریق که برکتاب اسماعیل چول بک «الیزیدیه قدیماً و حدوثاً»مقدمه نوشته چنین می گوید: «یزیدیه به دو واژه یزدان که در زبان فارسی به معنای خداست و ایزد که در آئین زرتشت مقامی بین خدا و بشر و ملائکه نزدیک است. پس با این وصف مفهوم معنای واژه یزیدیه پیروان خدا یا پیروان ملائکه خواهد بود.» زیارتگاه ایزدیان/ شیخ عدی بن مسافر که بود؟ ایزدیان برای فردی به نام شیخ عدی بن مسافر احترام خاصی قائلند و مزار او را زیارتگاه خود قرار داده اند. زادگاه شیخ عدی را روستای «بیت فار» از نواحی بعلبک یا «خربه قنافار» در همان بقاع لبنان ذکر کرده اند و وفاتش در سال ۵۵۵ و یا ۵۵۷ هجری قمری در منطقه ی هکاریه در کردستان عراق بوده است و در خانقاه همانجا مدفون گردید.» شیخ عدی بن مسافر از عرفا و اهل تصوف بوده است. او در بغداد با امام محمد غزالی ارتباط یافته و بعد ها هم با عبدالقادر گیلانی و ابوالنجیب سهروردی مرتبط شده است. امام محمد بنابر نقل مشهور رساله ای هم در جواب او نوشته است. شیخ عبدالقادر گیلانی موسس طریقه ی صوفیه ی قادریه در باره ی مجاهدت شیخ عدی می گوید: « اگر پیامبری با تلاش ومجاهدت بدست می آمد عدی ابن مسافر آن را بدست می آورد.» در هر صورت آنچه از منابع تاریخی بدست می آید این است که شیخ از دوران جوانی به زهد و ریاضت معروف بوده لذا از متصوفین دوره-ی خود تاثیر پذیرفته است. ابن خلکان در ارتباط با او می نویسد: «شیخ عدی بن مسافر هکاری کسی است که طایفه ی عدویه را به او نسبت می دهند. آموزه ی وی درزمان حیاتش در همه جا گسترده و مردم زیادی مریدش گردیدند و به او حسن اعتقاد فراوان داشتند. اینکه چرا شیخ عدی بن مسافر که از اهل تصوف اسلامی بوده به منطقه کردستان عراق سفر می کند مشخص نیست اما آنچه مشخص است تاثیر گذاری او بر جمعیت یزدیان بوده است. آنان شیخ عدی را به عنوان فردی آگاه به امور روحانی و دینی مورد توجه و عنایت خود قرار داده و به عنوان پیشوای خود بر می گزینند.



آرامگاه شیخ عدی بن مسافر در روستای لالش در ۳۶ كیلومتری موصل.

طریقه تصوف که به نوعی مکتب عشق و محبت است و به دلیل سازگاری با ادیان و ایجاد زبان مشترک با عقاید مختلف، توانست در دل مردم منطقه جا باز کند و به نوعی مورد پذیرش آنان قرار گیرد. در واقع یزیدیان فرهنگ و عقاید به ارث رسیده از پیشینیان را با تصوف اسلامی به کمک شیخ عدی در آمیختند. لذا عناصر دینی تلفیقی در میان آنان دیده می شود. ترکیب دین اسلام و فرهنگ باستانی را در عقاید آنان می توان دید. یزدیان و شیطان پرستی؟ برخی از مورخان یزیدیان را شیطان پرست خواندند. آنچه که آنان را به این نام سوق داده نوعی تقدیسی منبع شر و پلیدی است که در جهت عافیت طلبی و در امان بودن اتخاذ شده است. و با عبادت خداوند به شکل خضوع و تشکر وامتنان تفاوت دارد. خود یزدیان می گویند که ما به جز خدای عالمیان ملک طاووس را بدان جهت گرامی می داریم که او مصدر و منبع تمامی پلیدیها وبدیهاست. ما اگر توجه او را به خودجلب نکنیم از انتقام او خلاصی نمی یابیم و اگر او را راضی و خوشنود کنیم سعادت ابدی دنیا و آخرت را به دست آورده ایم. اما خدای عالمیان عین خیر و صلاح است و کمترین عیب و پلیدی در او دیده نمی شود بلکه او منبع کرم و رحمت و بخشش است. تا ابد بر کسی کینه نمی ورزد. عاقبت خداوند با ملک طاووس مصالحه و آشتی خواهد کرد و او را به علیین خواهد برد. به همین جهت کسانی که او را لعن و نفرین می کنند هلاک خواهند شد. این عاقبت خوب ملک طاووس مردم و مورخان را به وهم و گمان انداخت که یزدیان شیطان پرست هستند. احترام به منبع شر و پلیدی و کسب رضایت او ریشه در عقاید کهن این قوم دارد. آنچه از زبان شیخ عدی در رابطه با تقدس شیطان بیان می کنند نوعی هماهنگی بین عقاید قبلی این مردم و شیخ عدی دارد. شیخ عدی از صوفیانی بوده که به نوعی با ابوالفتوح احمد بن محمد غزالی ارتباط داشته است. شیخ احمد و گروهی از صوفیان در حق ابلیس متعصب بودند. او می گفت: ابلیس سرور یکتا پرستان بود. روزی بر بالای منبر گفت: اگر کسی توحید را از ابلیس یاد نگیرد زندیق است زیرا او مامور گشت که به غیر خدا سجده کند ولی نپذیرفت. اما در عقاید شیخ عدی چیزی که مخالف اصول معروف عقاید اهل سنت باشد دیده نشده است و هیچ سخنی از شیطان که یزیدیان بتوانند به آن تکیه کنند دیده نمی شود غیر از این که او هنگامی که دید آنان دشنام ونفرین فراوان به یکدیگر می دهند به آنان گفت: «از نفرین کردن مردم بپرهیزید که نفرین کردن زندگان ومردگان پسندیده نیست.» آنان این گفته را توسعه داده و عقاید کهن خود و نظریات و دیدگاه های جانشینان شیخ عدی را بدان افزودند بدین جهت لعنت بر ابلیس را تحریم کرده و نام بردن به خیر یا به شر از او را نیز حرام دانسته اند. با مقایسه شیطان در اندیشه اسلام و یزیدیان می توان دریافت که شیطان یزیدیان با شیطان مسلمانان شخصیتی جداگانه دارد. در اسلام عدم اطاعت ابلیس از خداوند و سجده نکردن او بر آدم موجب خشم خداوند نسبت به او و رانده شدنش از بهشت گردید ولی در عقیده یزیدیان خداوند به دلیل شجاعت و رشادت شیطان در این عمل شجاعانه او را به عنوان رئیس ملائکه و اهل بهشت برگزید و به نوعی آموزش توحید به دیگران از عمل او استفاده می شود. از اختلافات دیگر شیطان در اسلام و ملک طاووس در اندیشه یزیدیان این است که شیطان از آتش خلق شده ولی خداوند ملک طاووس را از نور وجودش آفرید. همچنین ملک طاووس نقش مثبتی در خدمت رسانی به خلق از جانب خداوند دارد. و به نوعی نقش انبیاء به ملک طاووس تنفیذ شده است اما ابلیس در اندیشه اسلام مسئول انحراف و گمراهی مردم است نه هدایت آنان. ملک طاووس جاویدان و همواره مورد توجه و الطاف خداوند است اما ابلیس منفور و طرد شده درگاه الهی و از اهل جهنم است. لذا تقدیس موجودی اینچنین که هم توان کار خیر دارد و هم باید از ترس غضب و خشمش او را احترام نمود چندان عجیب نیست. 
آنچه مسلم است این است که یزیدیان ملک طاووس را بزرگ می شمارند و معتقدند خداوند ملک طاووس را قبل از همه کائنات خلق کرد و اداره تمام شئون عالم رابه او سپرد و او را درتمام جهان حاضر قرارداد وخدام و یارانی برای او در جهت اداره جهان قرار داد . همانطور که در بحث خداوند در اندیشه یزیدیان متذکر شدیم یزیدیان معتقدند که خالق بزرگ خداوند متعال است که شریک ندارد و ملک طاووس در جهت اجرای اوامر الهی اقدام می نماید. اینکه ملک طاووس خود مخلوق خداونداست نشان از جایگاه متفاوت او با خداوند دارد از شواهدی که می توان ذکر نمود دعایی است که خود ملک طاووس برای خدای عالمیان می خواند. این دعا به شرح ذیل است: « پروردگارا، این مقام و شأن و منزلت ات، ستوده و برتر باد.
پروردگارا، تو کریم و بخشنده ای.
پروردگارا، خدای همیشگی ما تو هستی.
و تو شایسته ی مدح و ثنای همیشگی ما هستی.
پروردگارا، تو پادشاه کریمی.
مالک عرش عظیمی.
پروردگارا، تو آن قدیمی هستی که از ازل بوده ای.
کامل و بی نقص و عیبی.
پروردگارا، تو خدای همیشگی ما هستی.» همچنین خداوند ملائک هفتگانه را خلق کرد و ملک طاووس را رئیس آنان قرار داد و او نقش حلقه اتصال بین انسان و خداوند را ایفا می کند . دراین آیین نقش مهم هدایت و ابلاغ پیام الهی به ملک طاووس واگذار شده است.اوست که از جانب خداوند پیغام هدایت و سعادت بشر را آورده و افراد صالح می توانند با ملک طاووس ارتباط معنوی برقرار کنند. لذا به شهادت اکثر محققان یزیدیان موحد می باشند و به وجود خداوند یکتا اعتقاد دارند. یزیدیان خدا را نظم دهنده زمین و آسمان می دانند و اوست که جهان آفرینش را به حرکت در آورده و او آفریدگار انسان است. معاد در نظر یزیدیان در مورد اعتقاد یزیدیان به معاد می توان گفت آنچه از بررسی کتب و تحقیقات محققان بر می آید این است که یزیدیان در واکنش به مرگ و سرانجام آدمی به دو اندیشه باور دارند. آنان معتقدند انسان پس از مرگ یا وارد بهشت شده و به نوعی به قیامت و معاد اعتقاد دارند. آنان حسابرسی اعمال در حضور خدا، شیخ، پیر، مربی و برادر دینی اعتقاد دارند و شفاعت توسط شیخ نیز برای شخص گنهکار را ممکن می دانند. اما از طرف دیگر برای مرگ واژه تقمص را بکار می برند که به معنای پیراهن عوض کردن است و واژه نسخ نیز تقریبا همین معنا را می رساند آنان معتقدند دسته دیگری از ارواح از بدن میت جدا شده و متناسب با عملکرد خود در دنیا وارد اجسام حیوانات و یا انسان دیگری می شود. اگر آن شخص انسان بدکاری بوده روح او وارد حیوانات خبیث و موذی همچون سگ، الاغ وخوک می شود. اگر انسان نیک کردار باشد روح او در بدن شیخ و یا انسان نیکوکار حلول می کند. اعتقاد به نبوت پیامبران یزیدیان تمامی انبیا از آدم تا خاتم را قبول دارند. اما پیامبران و شخصیتهای مذهبی خود مانند شیخ عدی و جانشینانش را برتر می دانند. همچنین نوع ارادت خاصی به ابراهیم خلیل«ع» داشته و انتساب عقیدتی خود را به او می دانند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر