خصومت محمدمحسن منزوی و ملامحمدکاظم خراسانی با صاحب تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده

آیت الله خمینی در مقدمه تفسیر سوره حمد چند تفسیر را نام برده که از آنها یکی "تفسیر بیان السعادة ملا سلطان علی" است.

ولی ملایی به اسم عبدالحسین خسروپناه ضمن رد صریح نظریه آیت الله روح الله خمینی درباره انتساب تفسیر "بیان السعاده" به مرحوم آ قای سلطانمحمد گنابادی ملقب به لقب فقری"سلطانعلیشاه" - قطب سلسله نعمت اللهی وجانشین مرحوم "محمدکاظم تنباکوفروش اصفهانی سعادتعلیشاه"- این تفسیر را بنا به نظر فردی موسوم به "آقا بزرگ تهرانی" صاحب کتاب"الذریعه" متعلق به فرد دیگری میداند. 
البته "آقا بزرگ تهرانی " در الذریعة مدعی شده است: "تفسیر بیان السعاده از ملا سلطان نیست بلکه این تفسیر از "شیخ مختوم علی بهائمی کوکنی" است (!) بعد آقا بزرگ تهرانی میفزاید: " سید غلامعلی آزاد "برخی از الفاظ آن را در کتاب "سبحة المرجان" آورده است (!) ازطرف دیگر فرد ی به نام "رفیعی قزوینی" ادعا میکند که : إعراب اول کتاب با خود کتاب فرق می کند.علاوه بر این دو نفر، فرد ثالثی نیز موسوم به "شیخ محمد باقر گازری" در کتاب موسوم به "کفاه المکائد و اصلاح المفاسد" مدعی است که این کتاب از "حاج ملا سلطانعلی" نیست!

باید دانست که این شبهه از طرف کسانی وارد شده که صرفنظر از خصومت شخصی و حسادت زیاد با مرحوم حاج آقا ملا سلطانعلیشاه، با اصل تصوف و عرفان اسلامی و طریقت درویشی مخالفت داشته اند و چنین بهتانهایی زده اند. اما پاسخ بر این شبهه چیست؟


آقا بزرگ تهرانی کیست ؟ 
نام اصلی او محمد محسن منزوي و مشهور به شيخ آقا بزرگ تهراني است. اهل درایت و اجتهاد نبود، تبحر در "روایت" داشت و از افراد متعددی در حوزه نجف اجازه نقل روایت گرفته بود! او در سال 1293 قمری در تهران متولد شد و در سال 1389 قمری فوت کرد و محل دفن او در نجف است. تحصیل "روایت" را نیز در نجف و نزد برخی از "اخباریون نجف "دنبال کرد که از زمره آنها میتوان به افرادی امثال محدث نوري ، شيخ الشريعه ي اصفهاني ، سيد مرتضي كشميري ، و آخوند ملا محمد كاظم خراساني اشاره کرد. از او کتابهای چندی بجا مانده مانند "الذریعه الی تصانیف الشیعه"، "طبقات اعلام الشیعه"... 

در مورد "آقا بزرگ تهرانی، محمدحسین منزوی" به دونکته اساسی باید اشاره کرد:

الف - او شاگرد "آخوند خراسانی" بود که از دشمنان قسم خورده تصوف و عرفان بود. این آخوند یک "عنصر تکفیری" بود، که با شخص مرحوم "آقای سلطانعلیشاه گنابادی" خصومت داشت و برعلیه ایشان به سبک " مفتیان حکومت اسلامی موسوم به داعش" فتوای تکفیر صادر کرد و عده ای را به راه انداخت تا بالاخره حضرت سلطانعلیشاه را ناجوانمردانه در وقت سحرگاه و در هنگام گرفتن وضو به شهادت رساندند و ننگ ابدی بر چهره سیاهشان نشست. دربارهء انتساب توطئه شهادت "حضرت حاج ملاسلطنعلی گنابادی" به "آخوندخراسانی" جای تردید نیست و "ملا محمد مدنی گنابادی" مکرراً به این قضیه اشاره کرده است.

طبیعتا هدف از به شهادت رساندن حضرت آقای سلطانعلیشاه برای از میان بردن تاثیر ایشان برحوزه های علمیه بواسطه آثار ایشان بخصوص کتاب تفسیر قرآن ایشان یعنی "بیان السعاده" بوده است. به همین دلیل ایجاد شبهه و دروغبافی "محمدمحسن منزوی ملقب به آقا بزرگ تهرانی" مکمل طرح به شهادت رساندن حضرت سلطانعلیشاه بوده است تا پس از به شهادت رساندن شخص ایشان، آثار قلمی ایشان نیز با انتساب دروغین به دیگران از فرهنگ شیعه زدوده شود و خاطره عظمت شخصیت ایشان از اذهان محو گردد.

ب - محمدمحسن منزوی مشهور به آقا بزرگ تهرانی پدر علینقی منزوی است. آقای علینقی منزوی آثار خصمانه و ضداسلامی فردی به اسم "گلدتسهیر" را از زبان آلمانی به زبان فارسی برگرداند و زیر عنوان "درسهایی درباره اسلام" به چاپ رساند. آثار گلدتسیهر اگرچه ظاهری محققانه داشت، اما در واقع با هدف زدن تیشه به ریشه اسلام نگاشته شده بود. ترجمه آثار گلدتسیهر به زبان فارسی، در ایمان بسیاری از مسلمانان اثر درهم شکننده عمیقی برجا گذاشت و اوائل انقلاب در زمان حیات آیت الله خمینی، علینقی منزوی را به دلیل انتشار برخی کتابها ... بازداشت و زندانی نمودند.

با توجه به نکات فوق بی اعتباری ادعاهای آقابزرگ تهرانی در انتساب" تفسیر بیان السعاده" به شخص دیگری بجز "جناب حاج ملاسلطانعلی گنابادی" محرز میگردد. علاوه بر این آیت الله خمینی در تفسیر سوره حمد از قرآن مجید در اثنای سال 1358 "تفسیر بیان السعاده"را بدون هیچ تردیدی متعلق به "حاج ملا سلطانعلی گنابادی" دانست و به این ترتیب ، در برابر دوربینهای صدا و سیما بر نظریه های تشکیکی ملاهای توطئه گری امثال" آخوندخراسانی" و "آقا بزرگ تهرانی "خط بطلان کشید، و یکباره بر بی اعتباری شبهات و ادعاهای" آقابزرگ تهرانی" و "آخوند خراسانی" صحه نهاد. آیت الله خمینی از سه مفسر به نام محیی الدین عربی، عبدالرزاق کاشانی و حاج ملاسلطانعلی یاد کرد که اهل معارف بوده اند و قرآن را براساس اصول عرفان تفسیر نموده و در کار خود موفق عمل کرده اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر