ابراز خشم پیروان فرقه ضاله بیچاره تکفیری از انتشار مجدد یک کتاب تاریخی

اخیرا انتشارات "امیرکبیر" دست به چاپ "رساله فی السیرو سلوک" اثر جناب "بحر العلوم" علامه آیه العظمی سید محمد مهدی طباطبائی بروجردی زده و مجدداً این کتاب را با  تیراژ 3000 جلد و بهای 1500 تومان برای چهارمین بار روانه بازار نشر و کتاب ایران نموده است. اهمیت این کتاب درآن است که علامه سید بحرالعلوم از مراجع حقیقی و از مسلمان بزرگوار زمان خود، شرح ملاقات و نشست و برخاست خودرا با یکی از دراویش بیخویش و صوفیان صافی ضمیر طریقت نعمت اللهیه به رشته تحریر درآورده است.
پیش از این مرحوم نایب الصدر شیرازی معصومعلیشاه صاحب کتاب مشهور "طرائق الحقایق" در صفحه 14 از مقدمه  مجلد ثالث ص 178 کتابش در ضمن شرح احوال پدرش - قطب العارفین حضرت حاج زین العابدین رحمتعلیشاه متوفی در 1278 هجری قمری در هفتادسالگی می نویسد : "... و رساله ای از سیدبحرالعلوم اعلی الله مقامه در عرفان به خط ایشان دیدم که جزوی هم شرح اربعینات خود را ضمیمه فرموده بود برای حاج عبدالعظیم هراتی که اظهار ارادت خدمت آن حضرت می نمود."

"رساله فی السیر و السلوک" متعلق به "جناب  سید بحرالعلوم " نشان میدهد که ایشان وارد در طریقت بوده و مقامات سلوک باطنی را با به سرآوردن اربعینات برقانون تصوف و طریقت  طی کرده بوده است. این رساله، با شرح و توضیح و مقدمه آقای حسن مصطفوی همراه می باشد. ایشان در صفحه 13 از مقدمه خود ردیف توضیحات بند 5 از نسخه جناب آقای عبدالقائم شوشتری خراسانی  که آنهم از روی نسخه آیت الله خویی و علامه طباطبائی گرفته است یاد نموده که آقای شوشتری خود دستگیری شده به دست مرحوم ابوالحسن زاده به لقب طریقتی درویش ناصرعلی در سلسله نعمت الهی گنابادی می باشد. 
از آنجا که سیدبحرالعلوم از مراجع بزرگوار زمان خود بوده و با نظر صددرصد مثبت به تصوف و طریقت صوفیانه مینگریسته وبا شیخ المشایخ صوفیان نعمت اللهی یعنی جناب نورعلیشاه طبسی دیدار و خلوت داشته،  و شرح ارادت تردید ناپذیر خودش نسبت به جناب نورعلیشاه نعمت اللهی  را با دست و قلم خودش در "رساله فی السیر و السلوک" به شرح کشیده بوده، حال مشاهده میکنیم که انتشار این کتاب در میان دشمنان طریقت تصوف و درویشی بخصوص مخالفان سلسله نعمت اللهیه ایجاد هراس و وحشت نموده است. چون ثابت میکندکه برخلاف ادعای نامربوط  و دروغ آنها، همه مجتهدان و مراجع حقیقی نسبت به تصوف و درویشی و سلسله نعمت اللهی حسن نظر میورزیده، و با نحلهء نوظهورِ تکفیری بیچاره ضالهء منحرف  عمامه به سر و عبا به دوش حاکم بر نهادهای اطلاعاتی امروزی - که به بهانه دین دست چپاول در بیت المال مسلمانان درازکرده و برجهای بلند برخرابه های خانه های مردم بیخانمان برپاکرده اند - تفاوت داشته اند.
این جماعت تکفیری بیچاره ضاله مضله در خشم از انتشار این کتاب در این باره مطالبی بیسروته به شرح زیر  در سایت تکفیری موسوم به صوفیه نت نوشته اند:
نورعلیشاه اصفهانی قطب نعمت الهی ( پس از مراجعت سلسه از هندوستان به ایران) موقعی که در کربلا سکونت داشت اهالی آنجا از ایشان شکایت به بحرالعلوم بردند و استفتاء خواستند , آقای بحرالعلوم فرمودند من کسی را که ندیده ام و افکار او را  اشنا نیستم چگونه مردود بدانم...
دو تحلیل از موضو ع فوق الذکرآقای حسن مصطفوی کتاب نمی دانم صوفی است و یا نیست و نمیدانم به آسیب های داخل فرقه نعمت الهی گنابادی اشراف دارد یاخیر ولی میدانم در انتساب کتاب به سید بحرالعلوم هنوز هم یقین ندارد و به دنبال مدارک و دلایل انتساب می باشد چگونه حاصل زحمات خود را دانسته یا ندانسته در معرض استفاده تبلیغی فرقه قرار میدهد.چرا که در عرف بدنه سلسله و اهل کتاب آنجا معروف است که :  نورعلیشاه اصفهانی قطب نعمت الهی ( پس از مراجعت سلسه از هندوستان به ایران) موقعی که در کربلا سکونت داشت اهالی آنجا از ایشان شکایت به بحرالعلوم بردند و استفتاء خواستند , آقای بحرالعلوم فرمودند من کسی را که ندیده ام و افکار اورا اشنا نیستم چگونه مردود بدانم لذا عبدالصمدهمدانی ( که از مشایخ نعمت الهی می باشد) رابط بین بحرالعلوم و نورعلیشاه می شود و نور علیشاه را درخلوتی در نجف به ملاقات بحرالعلوم می برد و پس از ملاقات چندی بعد دوباره بحرالعلوم از عبدالصمد همدانی ملاقات نورعلیشاه می طلبد که نورعلیشاه در جواب می گوید بار اول من وظیفه هدایت داشتم خدمت رسیدم بار دوم اگر طالبی باید تو به نزد ما بیایی که بحرالعلوم به ملاقات نورعلیشاه اصفهانی می رود حال نهایتاٌ دستگیری می شود و یا نه که ادله و مستنداتش در جایی مشاهده نشده است.سلسله نعمت الهی بهره برداری لازمه را می کند و گویا این مطلب در طرائق الحقایق نیز نقل شده باشد حال با توجه به این مسئله باید با دقت به موارد ذیل توجه نماییم:
1-    اگر آقای بحرالعلوم در سلسه نعمت الهی وارد شده است با آن شخصیت علمی و با آن تقوای بالا چرا خودشان اشاره به این مهم نکرده اند و رساله مورد نظر فاقد اعتراف خود بحرالعلوم به سلسه تصوف می باشد اگر اینگونه باشد آقای بحرالعلوم به اهل علم و طالبان عرفان ظلم نموده که حاصل دریافت ها ی علمی و عرفانی خود را همراه باراه و صول به آن (که تصوف و سلسه نعمت الهی باشد) اعلام نفرموده است.
2-    و اگر چنانچه استناد از معارف آقای بحرالعلوم برآن میدارد که ایشان وارد سلسه تصوف شده است این استناد قوی نمی باشد چرا که شخصیت های بالایی همچون بحرالعلوم برآنند که جامعیت علمی داشته باشند و ایشان هم دراین رسالهدرحد جامعیت و کامل مطالب را بیان داشته است که این موضوع بر آن میدارد که اعضاء فرقه نعمت الهی همه به سطوح بالا آگاهی ندارند ولی به معنای مخالفت کسی که آگاهیش در حد اقطاب سلسله حتی بالاتر از انها می باشد حتماٌ جایگاهش نیز می باید در حد مشایخ و اقطاب سلسله باشد که نهایتاٌ نمی شود کسی با این جامعیت در سلسله ظهور نماید و در جایگاه مقامات سلسله لقب شیخ و یا قطب نداشته باشد وچنین مدرکی موجود نیست.
3-    علمای شریعت اسلام در نجف و کربلا همگی کسری شریعت در سلسه نعمت الهی را شاهد بوده و هستند که آقای بحرالعلوم نیز از این قاعده مستثنی نیستند, همانطوریکه خود علامه در رساله قید خود را به شریعت نشان داده و بدون شریعت حصول به نتایج را مؤثرنمیداند چگونه در نهایت می تواند تمام دارائی خود را به پای سلسله ای که شریعتش غائب و شریعت شکنی اش آشکار می باشد بریزد.
ازآقای حسن مصطفوی تقاضا براین است که جواب این 3 مورد سئوال را بدهد و یا حداقل آقای عبدالقائم شوشتری که مالک نسخه خطی رساله می باشد و یکی از امامان جماعت نیز می باشند جواب این 3 مورد را با توجه به اقرار و اعترافی که ایشان درمورد این فرقه خواهند داشت بدهند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر