تلاشهای مذبوحانه برای ایجاد تفرقه در جامعه ایران توسط لشگر تکفیریان دجال

سایت تکفیری بیچاره شیطان پرست موسوم به "فرقه ها" که توسط محفلی از تبهکاران وابسته به لشگر دجال گردانده میشود، برای یافتن بهانه ای جهت مزدوری و مواجب بگیری از بیت المال مسلمانان گاهگاهی طعنه ای به اسلام و قرآن و معارف عرفان اسلامی و تصوف و طریقت درویشی و سلوک میزند. اما چون خودش ظرفیت اختراع مجعولات را ندارد، بازخورده های سایتهای بیچاره تکفیری دیگر از قبیل فرقه نیوز را نشخوار میکند. نمونه ای از این نمودها و نمادهای اهریمن پرستی لشگریان دجال را در مقاله زیر مشاهده میکنیم:
در مورد آغاز پیدایش تصوف نظرات مختلفی وجود دارد ولی آنچه که در بین صوفیه مورد اجماع است پیدایش آن قبل از اسلام است. اقطاب صوفیه بر این باورند که تصوف از زمان حضرت آدم به وجود آمده و به نوعی خدا را هم درویش می‌دانند!
برای اثبات ادعای فوق کافی است به شجرنامه جعلی فرقه سیاسی تابنده رجوع کرد تا به راحتی متوجه شد اقطاب این فرقه چگونه خود را متصل به حضرت آدم و خداوند می‌کنند!یکی از اقطاب این فرقه به نام صالحعلیشاه در پند صالح حدیث جعلی قرار داده است و بیان کرده پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به درویشی خود افتخار می‌کرده است!ابوالفرج عبد الرحمن ابن جوزی در کتاب تلبیس ابلیس در مورد پیدایش تصوف آورده است: «نام صوفی اندکی پیش از سال دویست هجری پیدا شد»
در همین رابطه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی طی مصاحبه کوتاه با خبرنگار فرقه نیوز در قم پیدایش تصوف را بعد از مکتوب شدن قرآن دانست و گفت: صوفیه و دراویش بعد از نازل شدن قرآن به وجود آمدند.
با توجه به نظر فوق می‌توان یکی از علل پیدایش تصوف را سعی خلفای غاصب اموی و عباسی در جلوگیری از نشر حقایق و معارف اسلامی از طریق خاندان وحی علیهم السلام دانست.زیرا خاندان عصمت و طهارت بودند که همواره، حقیقتاً خلیفهٔ خدا بودند و ولی امر مسلمین بودن را اظهار داشتند و دلیل خود را نیز، حامل علوم قرآن بودن ذکر می‌کردند
نباید از نظر یک نکته را دور داشت. این حرکت ستیزه  گرانه با اسلام راستین و معارف عرفان اسلام جوشیده از سرچشمه تعالیم قرآن مجید ، که توسط لشگر دجال هماهنگ میشود، فقط سبب تثبیت هرچه بیشتر اسلام و قرآن و بی آبرویی دجالیان و اهریمن پرستان میگردد. این امر، نتیجه ضروری حماقت دشمنان توحید  و اسلام است. این امرِ قطعی و تردیدناپذیر از چشم تحلیلگران امنیتی - اطلاعاتی رژیم حاکم بر ایران نیز مخفی نمانده و خودشان بیش از پیش متذکر این نکته هستند. برای آشنایی بیشتر با این نقطه نظر به مقاله زیر برگرفته از سایت خبری "فارس" نزدیک به سپاه پاسداران و نقل شده توسط  سایت تکفیری بیچاره موسوم به "فرقه نیوز" مراجعه میکنیم:
۱۳۹۳ پنجشنبه ۲۲ آبان / به گزارش فرقه نیوز، به نقل از خبرگزاری "فارس" امشب به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی نشست تخصصی بررسی علل و عوامل ظهور عرفان‌های کاذب در ارومیه برگزار شد. محمد اسمعیل‌زاده "مدرس حوزه دین و اندیشه دانشگاه‌های آذربایجان غربی و مدرس دانشگاه‌های ارومیه "در این نشست اظهار داشت:
نباید به این چنین موضوعاتی بیشتر پرداخته شود چون مطرح کردن عرفان‌های کاذب و شیطان پرستی و سایر فرق کاذب در واقع نوعی تبلیغ محسوب می‌شود. مباحث شیطان پرستی و فرق کاذب در کشور ما یک مساله خفته است و نمی‌تواند نمود و بروز داشته باشد چون جامعه ما یک جامعه دینی است. بیشتر از عرفان‌های کاذب، بحث سلفی‌ها و تکفیری‌ها و افراطی‌گری‌های مذهبی و دینی در جامعه و کشورها نیاز به بحث و آسیب شناسی دارد. متاسفانه جامعه امروز در حال حاضر کمتر با موضوعات معنایی درگیر است و بیشتر با معضلات حسی و نفسانی درگیر است، بحثی که می‌توان به عنوان یک گرایش مورد نقد و بحث و بررسی قرار داد.هر شیء و هر پدیده‌ای که ما با آن مواجه هستیم دو صورت ممکن دارد، یک صورت عینی پدیده‌ها است و یک صورت ذهنی پدیده‌ها؛ پس پدیده‌ها به دو شکل قابل نمود و قابل درک هستند.هر پدیده مادی که ما مشاهده می‌کنیم در درون خودش دارای یک جنبه غیر مادی است، یعنی اشیاء و پدیده‌های مادی صرفا جلوه و نمود مادی ندارند، با این دریافتی که ما نسبت به  حقیقت اشیا می‌توانیم داشته باشیم تعبیر ملا این خواهد بود که نظام هستی و نظام ماده مشتمل بر حیات چهارگانه جماد، نبات، حیوان و انسان خواهد بود.این حیات‌های چهارگانه به واقع  هوشمند و روح‌مند هستند یا به تعبیر بهتر نظام هستی فاقد هوش و فاقد منطق درونی نیست.برای تعریف عارف واقعی باید  گفت اگر ما توانستیم از مقدار داده‌های جسمی خودمان بکاهیم  و اگر توانستیم بر انباشته‌های روحی خودمان بیافزاییم و تقویت کنیم روح خودمان را مثل آن ورزشکاری که بر اثر تمرین اندامی قوی پیدا می‌کند، روح نیز اینطور است.حکمت در صورتی به وجود می‌آید که انسان دریچه‌ها و چشمه‌های روحی خودش را باز کند.عروج انبیاء بدین معنی است که روحشان آنقدر صعود پیدا می‌کند که در آن عالمی که ملکوت عالم در قالب کلمه ثبت شده است در آنجا کلمة الله بر روح پیامبر می‌ریزد.وقتی انسان‌ها به عروج روحی می‌رسند قدرت، برکت و خوانش پیدا می‌کنند لذا در حالت برخی بزرگان آمده است که اینها هیچ گاه مستقیم به چشمان افراد نگاه نمی‌کردند چون قدرت خوانش داشتند و می‌توانستند ببینند که در درون انسان چه می‌گذرد.همانطور که برای سلامت جسم ما باید یکسری اصول را رعایت کنیم و هر چیزی را نخوریم روح هم اینگونه است و پرورش روح هم اصول و قاعده‌ای دارد. از این ناشناخته‌ها، کج راهه‌های فراوانی همچون عرفان سرخپوستی، شرقی، بودیسم، هندی و ... منشعب شده است که البته نام عرفان را نیز نمی‌توان بر آنها گذاشت زیرا عرفان از ریشه شناخت است. / فارس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر