هنوز باد پروپاگاندا در بوقهای آنتی صوفی عرفان ستیز دمیده میشود، اما از سرگشاد بوق!!

آقای عبدالحسین خسروپناه کماکان بعد از هفته های مداوم کنار نشسته و حاضر به قبول مناظره اسکایپی نیست! هر چندروز یکبار هم یکی از سایتهای اطلاعاتی- امنیتی- مطبوعاتی مطلبی برای لاپوشانی عقب نشینی و صمت و سکوت عبدالحسین خسروپناه مینویسند که به مزاح و مطایبه شباهت دارد


"مجذوبان نور "(بَدَلی) !! به نقل از "صوفیه نت": حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه در این باره می گوید:امام خمینی در تفسیر سوره حمدشان وقتی می خواهند نام چند تفسیر را ذکر کنند نام تفسیر بیان السعاده را در کنار مجمع البیان و ... می آورند اما بعد از آن می فرمایند: هیچ کدام از این تفاسیر حق مطلب را ادا نکرده است.
وی با بیان این که امام خمینی(ره)  می فرمایند این تفاسیر، تفسیر نیستند، ترجمه اند مفسر قرآن پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع)اند؛ ادامه می دهد: امام هیچ گونه تعریفی از فرقه گنابادیه نکرده است و فقط نام چند تفسیر خوب را ذکر کرده اند.
شیخ آقا بزرگ تهرانی :بیان السعاده متعلق به کسی دیگر است
خسرو پناه می افزاید: اگر امام خمینی (ره) نام ملا سلطان را  آورده اند چون منسوب به ملا سلطان گنابادی است اما واقعا این که این تفسیر از ملا سلطان است یا خیر باید به الذریعة مراجعه کرد.در آنجا آقا بزرگ تهرانی می فرماید:تفسیر بیان السعاده توسه یکی از عرفا نوشته شده بود اما چون انتشارات حقیقت وابسته به فرقه گنابادیه است، این تفسیر را به نام خودشان چاپ می کرده اند.  
دراویش در گناباد جایگاهی ندارند
حجت الاسلام محمد مدنی گنابادی می گوید: اوایل انقلاب دو شرکت نفت در شهرستان گناباد وجود داشت، یکی در شهر گناباد یکی در بیدخت. کسی که به بیدخت می رفت و عکس امام در ماشینش بود، شیشه ماشین او را می شکستند.
حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه نیز می گوید: در شهر گناباد فرقه نعمت اللهی گنابادی هیچ محبوبیتی ندارد و اصلا خانقاه هم نتوانسته اند در آنجا بسازند و مرکزیت آنان در بیدخت است که یکی از بخش های گناباد است.
وی افزود: مردم گناباد می گفتند ما زمان انقلاب علیه شاه راهپیمایی می کردیم اما طرفداران سلسله نعمت اللهی می آمدند و مخالفت می کردند و شعار در طرف داری از شاه و علیه امام سر می دادند و این فرقه این مخالفان انقلاب و امام اند.
گرایش امام(ره) به فرقه نعمت اللهیه!
خسرو پناه می گوید: بعد از پیروزی انقلاب، قطب وقت فرقه نعمت اللهی فراری شده است که بعدها به واسطه نورعلی تابنده که عضو نهضت آزادی بود و با مهندس بازرگان ارتباط داشت عفو خورد. حال اگر امام عضو سلسله گنابادی یا مریدشان بوده است چرا قطب وقت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فرار کرده است.
تلاش برای دیدار با امام
حجت الاسلام خسرو پناه ادامه می دهد: از دیگر مواری که می توان به عنوان مخالفت امام با این فرقه اعلام کرد این است که بعد از پیروزی انقلاب این فرقه و بسیاری از فرقه های دیگر درخواست دیدار با امام را دادند اما امام هیچکدام از آنها را نپذیرفت.
امام خمینی (ره)در خصوص اقطاب صوفیه می فرمایند:
آن که خود را مرشد خلایق می داند و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته، اصطلاحات این دو دسته را به سرقت برده، سر و صورتی به متابع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بیچاره صاف و بی آلایش را به علما و سایر مردم بد بین نموده و برای رواج بازار خود، فهمیده یا نفهمیده  پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خود و عوام بیچاره داده و گمان کرده به لفظ مجذوب علیشاه یا محبوب علیشاه به حال جذبه و حب دست می دهد.
همچنین امام خمینی (ره) خطاب به قطب دراویش گنابادی می فرمایند:
ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم، این کار تو همین قدر کبر و افتخار ندارد؛ بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کله، گاهی خودش هم بازی خورده و خود را دارای مقامی دانسته، حب و نفس دنیا به مفاهیم مسروقه و اضافات و اعتبارات پیوند شده، یک ولیده نا هنجاری پیدا شده و از انضمام این ها یک معجونی عجیبی و اخلوته غریبه فراهم شده  و خورد را با این همه عیب، مرشد خلایق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت دانسته که گاهی واقحت را از حد گذرانده، دارای مقام ولایت کلیه دانسته این نیز از کمی استعداد  و قابلیت و تنگی سینه و زیق قلب است.
در این مستند تصاویری از داخل مزار سلطانی و هدیه کتاب بیان السعاده به پازوکی مسئول انتشارات حقیقت توسط سلطان حسین تابنده نیز وجود دارد.
تماشای مستقیم مستند طریقت گمراهی در این صفحه:

توهین و فحاشی نماینده دراویش پس از دعوت به مناظره
  • ۱۳۹۳/۸/۳۰ - ۲:۲۷
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ حجت‌الاسلام عبدالرحیم بیرانوند، کارشناس و پژوهشگر در حوزه فرق، در گفتگو با خبرنگار فرقه نیوز در قم با اشاره به برگزاری مناظره با نماینده دراویش گفت: «پیش‌بینی بنده این بود که مثل همیشه دراویش به‌جای پاسخ به دعوت مناظره، فرافکنی کرده و با فحاشی و هتاکی از برگزاری این مناظره خودداری کنند». وی ادامه داد: «تاریخ نشان داده است که هرگاه این گروه دعوت به مناظره شده‌اند از آن فرار نموده و هنگامی که حاشیه امنی برای خود پیدا کرده‌اند، شروع به فحاشی و هتاکی می‌کنند. البته وقتی در آموزه‌های صوفیه علم گریزی و علم‌ستیزی موج می زند، انتظار بیشتری هم از آنان نمی‌رود.» 
حجت‌الاسلام بیرانوند با اشاره به فحاشی‌های صورت گرفته توسط نماینده این فرقه گفت: «مصطفی آزمایش در وب سایت کمیته به‌اصطلاح دفاع از حقوق دراویش (!) اینگونه می‌نویسد: «محمود علوی وزیر تحمیلی اطلاعات در نشستی با محمدحسین نقدی رئیس سازمان بسیج و حسین طائب رئیس اطلاعات بسیج و سپاه و مهدی طائب -رئیس به‌اصطلاح قرارگاه عماریون- و سرکردگان مرکز موسوم به "موسسه دکترینال بدون مرز به ریاست حسن عباسی برای خالی نگذاشتن میدان، یک ملای بسیجی بیسواد و هوچی، باسابقه کیفریِ شرارت در دادگاه ویژه روحانیت بروجرد موسوم به  ملا عبدالرحیم بیرانوند را پیش انداخته‌اند تا لبیک گوی دعوت به مناظره، بجای عبدالحسین خسرو پناه باشد»!
حجت الاسلام بیرانوند در ادامه گفت: «اخیرا استاد ارجمند جناب حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر خسرو پناه و بنده مطلبی را درباره نویسنده کتاب بیان السعاده مطرح کرده بودیم. به نظر می‌رسد این موضوع باعث برافروختگی و عصبانیت این گروه منحرف‌شده است. اما چه کنیم که به تعبیر حضرت امام خميني(ره) این "دراویش دکان دار"!! از امام علی (علیه السلام) نیاموختند که حضرت فرموده‌اند:«اُنظُر إلی ما قالَ و لاتَنظُر إلی مَن قالَ» به گفته بنگر نه به گوینده آن.» 
وی ادامه داد که در جای دیگری حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «انّ الحق لا یعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله» همانا حق به شخصیت‌ها شناخته نمی‌شود، خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی.»
این پژوهشگر ادامه داد: «خدای متعال را شاکر هستم که همیشه بر اساس رسالت طلبگی‌ام و با یاری خدای توانا روشنگری را سرلوحه کار خویش قرار داده و می‌دهم. این بار نیز با این‌که غرب نشینان مدعی درویشی، به جای پاسخ به دعوت مناظره متوسل به فحش و ناسزا  شدند، تمام تلاش بنده برای این است که شاید برادر درویشی از سر انصاف و باحوصله و تدبر یادداشت‌هایم را بخواند و یک بار دیگر سوالی را که بیش از یک سال است از دراویش پرسیده‌ام را دوباره می‌پرسم تا سیه رو شود هرکه در آن غش باشد. 
آیا تفسیر «بیان السعادة» تألیف ملا سلطان بیدختی است؟ 
نقد و نظر: عده‌ای بر این عقیده‌اند که «تفسیر بیان السعاده» منسوب به ملاسلطان (مؤسس فرقه داراویش گنابادی) است و این تفسیر را دیگران برای او نوشته‌اند، حتی برخی بر این باورند که ملاسلطان اقدام به سرقت ادبی کرده است. اما آن‌چه مسلم است این است که اصل استناد کتاب «بیان السعاده» به ملاسلطان بیدختی مورد تردید است. برای مثال برخی از علمای بزرگ مانند «حاج شیخ آقابزرگ تهرانی» صاحب کتاب معروف «الذریعة الی تصانیف الشیعة» استناد این کتاب به ملا سلطان را نپذیرفته‌اند. امری که طبق استناد به کتاب «خورشید تابنده» در ملاقات سلطان حسین تابنده با حاج شیخ آقابزرگ تهرانی مورد اعتراف تابنده واقع‌ شده است.[۱] یکی دیگر از شواهدی که استناد این کتاب به وی را مخدوش می‌نماید، عربی بودن آن است. در گذشته و حتی در بین معاصرین متداول بوده و هست که کتاب‌ها و رسائل علمی خود را به زبان فنی و عربی می‌نوشته‌اند، در حالی که تمام تألیفات فنی و علمی ملا سلطان (به جز تفسیر بیان السعادة) به فارسی نوشته شده‌اند، لذا استناد آن به وی مورد تردید است. 
و اما از جمله کسانی که استناد تألیف این کتاب را به ملا سلطان نپذیرفته است، جناب مرحوم حاج شیخ محمدباقر گازاری، از علما و محدثین به نام بیرجند است که در کتابش تحت عنوان «اکفاء المکائد و اصلاح المفاسد» که در ردّ صوفیه، شیخیه و بابیه است، درباره ملا سلطان و کتاب تفسیرش می‌نویسد: «پس ببین چقدر از کتاب و سنت بی خبر است و از اینجا می‌توان تصدیق کرد آنچه را بعض ثقات ذکر کرده‌اند که تفسیر از خود این صوفی نیست، بلکه آن را به خط قدیمی دیده و آن را صوفی دیگر مبدعی نوشته و این درویش دست از معارف و علوم تُهی به اسمش رواج داده و مضامین آن را نفهمیده است».[۲] 
و البته این گفتار شیخ محمدباقر توسط «سلطان حسین تابنده» در کتاب «نابغه علم و عرفان» با تلخی ذکر شده است.[۳] هم‌چنین «حاج شیخ عباس‌علی کیوان قزوینی» معروف به «منصور علیشاه» شیخ تائب فرقه صوفیه نعمت اللهی بیدختی که در ایام ملا سلطان شیخ فرقه بوده و از مشایخ نورعلیشاهی و صالح علیشاهی نیز به شمار می‌آمده است، در کتاب رازگشا نسبت به استناد این کتاب به ملا سلطان اعتراض نموده و اعلام می‌نماید که این کتاب حاصل تتبع جمعی از نویسندگان از جمله خود وی بوده است. آنجا که می‌گوید: «همه می‌دانند که یکی از خدمات شایان من به او (ملا سلطان) چاپ کردن تفسیر او بود... من دو سال تمام ساعات عمرم را یکسره صرف تصحیح و حاشیه نویسی نمودم که عین خط خودم در حاشیه تفسیر چاپ شده...»[۴] 
البته «سلطان حسین تابنده» در کتاب «نابغه علم و عرفان» در کمال ناشی‌گری در مقام دفاع از کتاب «بیان السعادة» جدش و نیز رد ادعای کیوان قزوینی می‌نویسد: «تصحیح نسخه چاپ، توسط مرحوم شیخ رضا تهرانی ملقب به شیخ الحکماء و حاج شیخ عباس‌علی کیوان قزوینی بوده است.» وی در ادامه می‌نویسد: «و حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی چند حاشیه مختصر نیز بر این کتاب نوشته که بعداً مورد اعتراض دانشمندان واقع شد».[۵] از مجموع این مستندات می‌توان در این‌که این کتاب نوشته ملاسلطان بیدختی باشد، تشکیک کرد و حتی آن را رد نمود. 
منابع:
[۱]. خورشید تابنده، سلطان حسین تابنده، ص ۳۰۷
[۲]. اکفاء المکائد و اصلاح المفاسد، ص ۵۹
[۳]. نابغه علم و عرفان، ص ۲۳۲
[۴]. عباس‌علی کیوان قزوینی، رازگشا، به اهتمام محمود عباسی، ۱۳۷۶،صص ۱۸۶و ۱۸۷و ۱۸۸
[۵]. نابغه علم و عرفان، ص

۱ نظر:

  1. چرا این خبر رو نذاشتین و بررسی نکردید؟؟؟؟
    فقط هر جا میشه سر مردم رو کلاه گذاشت و سوء استفاده کرد حاضرید؟؟؟؟؟

    مصادرۀ امام خمینی (ره) به نفع مقاصد تشکیلاتی :
    http://www.ferghenews.com/index.php?page=viewnews&id=3825

    پاسخحذف