طرح قانونی کردن حمله و هجمه به پیروان مکاتب عرفانی در ایران

بدون شرح!

اظهارات عبدالحسین خسروپناه، رئیس انجمن پژوهشی حکمت و فلسفه! درباره"جریان شناسی فرهنگی"

خسروپناه:کسانی کوشش می کنند که کوروش را نام ببرند تا پیشوایان اسلام را کنار بگذارند. خب اگر قبول دارید که کوروش شخصیت موحدی بود پس بپذیرید که لازمه پذیرش توحید، پذیرش رهبران توحیدی و پذیرش اسلام است.

به گزارش خبرآنلاین، روز جمعه 19 اردیبهشت 1393 عبدالحسین خسروپناه، به عنوان یکی از سخنرانان پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران، به سخنرانی با موضوع «جریان‌شناسی فرهنگی» پرداخت و گفت: یکی از مهم‌ترین نظام‌های اجتماعی، نظام فرهنگی است و در کنار نظام‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و سایر نظام‌های اجتماعی، نظام فرهنگی از اولویت بیشتری برخوردار است.

خسروپناه با بیان این‌که فرهنگ مانند روحی در کالبد جامعه است، عنوان کرد: به تعبیر مقام معظم رهبری فرهنگ مانند هواست که همه انسان‌ها از آن تنفس می‌کنند و اگر هوا نباشد انسان نمی‌تواند تنفس کند. فرهنگ سالم هم اگر در جامعه نباشد انسان نمی‌تواند حیات اجتماعی داشته باشد.
وی فرهنگ را مجموعه باورها، اندیشه‌ها، دانش‌ها، ارزش‌ها، قوانین و مقرارت، آداب و رسوم و همه رفتارهای فرد و جامعه توصیف کرد و گفت: بر اساس این تعریف باید گفت که تقریباً عناصر و مؤلفه‌های فرهنگ بسیار متنوع است و فرهنگ گستره وسیعی دارد؛ چون از اعتقادات و باورها گرفته تا رفتارها و آدابی را که انسان‌ها از خود ظاهر می‌کنند، جزء فرهنگ می‌شمارند.

فرهنگ؛ زمینه شکوفایی و انحطاط جامعه

خسروپناه هویت یک جامعه را هم متشکل از مجموعه همین عناصر دانست و بیان کرد: شکوفایی و انحطاط یک جامعه و ملت هم به فرهنگ او برمی‌گردد و جامعه‌ای که از فرهنگ استقلال برخودار باشد، از فرهنگ دانش‌افزایی برخودار باشد، از فرهنگ قانون‌مداری برخوردار باشد، از فرهنگ پیشرفت برخوردار باشد این جامعه جامعه شکوفایی است. اگر جامعه‌ای دغدغه استقلال و دغدغه دانش داشته باشد، یعنی مرتب سیر صعودی و سیر بالندگی علمی داشته باشد و همیشه بخواهد که بر پای خودش بایستد و خود را گرفتار مستعمرات دیگر نکند و استعمارپذیر نباشد.
وی ادامه داد: اگر جامعه‌ای این گونه باشد جامعه پیشرفته‌ای است، اما اگر عکس این باشد و جامعه‌ای فرهنگ‌اش فرهنگ تنبلی، فرهنگ بیکاری، فرهنگ رکود، فرهنگ وابستگی باشد، این فرهنگ فرهنگ انحطاط است و جامعه را به انحطاط می‌کشاند.
این سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه در مورد فرهنگ مبارزه با انحطاط نیز بیان کرد: منظور از فرهنگ مبارزه با انحطاط این است که هم فرهنگ عمومی باید با انحطاط مبارزه داشته باشد، هم فرهنگ سیاسیون، هم فرهنگ عالمان، هم فرهنگ تاجران و هم بقیه اقشار جامعه باید این دغدغه را داشته باشند که فرهنگ رشد و پیشرفت و مبارزه با انحطاط را داشته باشند.
وی با بیان این‌که فرهنگ جامعه نیز مانند هر پدیده اجتماعی دیگری هم سلامتی دارد هم بیماری و هم خواب دارد هم بیداری، هم غیرتمندی دارد و هم بی‌غیرتی و هم تقلیدکورکورانه دارد و هم درک عالمانه، این‌ها را اقسام فرهنگ خواند و بیان کرد: ما قطعاً وقتی از فرهنگ اصیل اسلامی سخن می‌گوئیم از فرهنگی سخن می‌گوئیم که خواب است، اما خواب در برابر امور منفی؛ به این معنا که حاضر نیست آن‌ها را بپذیرد. اما همین فرهنگ در برابر دشمن و استکبار بیدار است و حاضر نیست که ذره‌ای ذلت و انحطاط را در خود بپذیرد.

فرهنگ اسلامی غیرتمند و واجد درک عالمانه است
خسروپناه ادامه داد: فرهنگ اسلامی فرهنگی است که غیرتمند است فرهنگی است که درک عالمانه دارد. تقلید دارد اما نه تقلید کورکورانه. با تقلید کورکورانه مخالف است اما اگر امر مثبتی باشد ممکن است جامعه تقلید کند؛ تقلید همیشه بد نیست. تقلید از عالم اشکالی ندارد. چرا ما از مراجع تقلید تقلید می‌کنیم؟ چون خود ما مجتهد نیستیم و باید از عالم تقلید کنیم. تقلید بد نیست، تقلید کورکورانه بد است.
وی در ادامه با بیان این که با توجه به آن چه بیان شد ما باید به دنبال یک جریان فرهنگی اصیل باشیم، این جریان را جریان فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) خواند و به تبیین ویژگی‌های این جریان فرهنگی و معرفی جریان‌های فرهنگ انحرافی پرداخت.
خسروپناه به عنوان اولین نکته بیان کرد: فرهنگ اسلام ناب هم از عقلانیت استفاده می‌کند و هم از وحیانیت. یعنی عقل و سنت از منابع فرهنگ اسلام ناب است. بنابراین اگر کسی از فرهنگ اسلامی سخن می گوید اما مخالف عقل است این فرهنگ اسلامی نیست. اگر از فرهنگ اسلامی سخن می‌گوید اما مخالف وحی است، این اسلام ناب نیست، اگر از فرهنگ اسلامی سخن می‌گوید اما مخالف استفاده از فرمایشات اهل بیت(ع) است و می‌گوید با این‌ها نمی‌شود فرهنگ امروز را ساخت، اگر کسی این را گفت این فرهنگ فرهنگ اسلام ناب نیست. فرهنگ اسلام ناب عقل و قرآن و سنت اهل بیت(ع) را منبع معرفتی خودش می‌داند.

ملت‌های مسلمان و امت واحده اسلام

وی با بیان این که فرهنگ اسلام ناب تمام ملت‌های مسلمان و اقوام گوناگون را ذیل امت واحده تعریف می‌کند، اظهار کرد: این فرهنگ بر وحدت مسلمانان تأکید دارد و البته برای ادیان دیگر هم احترام قائل است. اسلام بر گفت‌وگوی ادیان تأکید دارد مخصوصاً اسلامی که با تفکر اهل بیت(ع) ساخته شده است اهل گفت‌وگوی ادیان است. فرهنگ اسلام ناب با تحجر مخالف است، با تقلید کورکورانه مخالف است
رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با تأکید بر این مطلب که این فرهنگ اسلام ناب مانند یک روح باید کل سیاست، اقتصاد، دانش و امنیت را پوشش دهد، اظهار کرد: یعنی سیاست ما هم باید در دل این فرهنگ ناب قرار بگیرد، اقتصاد ما هم باید در دل این فرهنگ اسلام ناب قرار بگیرد، امنیت و دانش هم همین‌طور. همه این‌ها در دل فرهنگ اسلامی معنا پیدا می‌کند.
خسروپناه در مورد شکل‌گیری دانش اعم از علوم طبیعی و علوم انسانی، ذیل فرهنگ اسلامی، گفت: این یعنی این که مبانی و اهداف این علوم اسلامی است و این خیل فرق دارد با کسانی که با مبانی و اهدافی به دنبال فیزیک کوانتوم می‌روند که بعد با آن بمب اتمی بسازند که بشریت را نابود کنند. این خیلی فرق دارد با فیزیک کوانتومی که ذیل فرهنگ اسلامی شکل پیدا می‌کند.

جریان‌های انحرافی مقابل فرهنگ ناب اسلامی
وی با اشاره به وجود جریان‌های فرهنگی انحرافی در قبال این جریان فرهنگی اسلام ناب، و با اشاره به آیه چهارم سوره قصص و توصیفی که قرآن از فرعون کرده است، گفت: امروزه هم فرعون زمان که آمریکای اسکتبارگر و رژیم صهیونیستی است تلاش می‌کنند که جریان‌های انحرافی را در جامعه ما گسترش بدهند.
خسروپناه در ادامه به برشمردن و توصیف این جریان‌ها پرداخت و به عنوان اولین مورد به جریان فرهنگ ناسیونالیستی اشاره کرد و گفت: عده‌ای تلاش می‌کنند که فرهنگ ایرانی بدون دین و بدون اسلام را معرفی کنند. البته جامعه ایرانی همیشه جامعه‌ای مذهبی و موحد بوده است و قبل از اسلام هم ایرانی‌ها موحد بودند و بعد از اسلام هم که اسلام را خودشان با شناخت پذیرفته‌اند و به سرعت صبغه تشیع را هم پیدا کرده‌اند.

وی با بیان این‌که همیشه اسلام کنار ایران به بالندگی جامعه ایران پرداخته است، گفت: شما ایران قبل از اسلام را ببینید و ایران بعد از اسلام را. رشد و توسعه‌ای که دانشمندان مسلمان داشتند تمدنی ساخت که تمام تمدن‌های بعد مخصوصاً تمدن مدرن غرب بر این تمدن اسلامی سوار شد. از قرن 11 میلادی تا قرن 14 میلادی همین تمدن اسلامی به زبان لاتین ترجمه شد. کسانی کوشش می کنند که کوروش را نام ببرند تا پیشوایان اسلام را کنار بگذارند. خب اگر قبول دارید که کوروش شخصیت موحدی بود پس بپذیرید که لازمه پذیرش توحید، پذیرش رهبران توحیدی و پذیرش اسلام است.
این استاد حوزه و دانشگاه، دومین جریان انحرافی را جریان فرهنگ غرب‌زدگی معرفی کرد و با اشاره به ریشه گرفتن آن از دوران قاجار، گفت: وقتی که عده‌ای با مدرنیته و غرب جدید آشنا شدند و دیدند که غربی‌ها به لحاظ علمی و صنعتی رشد داشته‌اند، گفتند حالا که غرب در علم و صنعت رشد کرده، ما مسلمانان، اعم از ایرانی و شبه‌قاره و عرب و ... باید آداب و رسوم و فرهنگ غرب را هم بگیریم و با ترویج تساهل و تسامح خواستند فرهنگ غرب را بپذیرند و دین اسلام و فرهنگ علوی و اهل بیت(ع) را کنار بگذارند.

اقوام ایرانی همواره اعضای یک پیکر بوده‌اند
وی جریان فرهنگ قومیت‌گرایی را سومین جریان انحرافی در فرهنگ خواند و بیان کرد: عده‌ای تلاش می‌کنند که اقوام مختلف مسلمان در ایران را از امت اسلامی واحده جدا کنند. شما می‌دانید که همیشه همه اقوام ایرانی اعضای یک پیکر بوده‌اند. همه شما شاهد حضور تمام اقوام ایرانی در پیروزی انقلاب اسلامی بودید. همه دنیا شاهد حضور همه اقوام ایرانی در دوران دفاع مقدس بودند. اما راهبرد دشمن این است که یک جریان فرهنگی قومیت‌گرایی ایجاد کند، تفرقه و نزاع میان اقوام مختلقف ایجاد کند و شما می‌دانید که بدترین اخلاق یک جامعه این است که بخواهند با زبان یا رفتار علیه یکدیگر سخن بگویند و وحدت و یکپارچگی خودشان را از بین ببرند. من تأکید دارم که به این مسئله بیشتر توجه داشته باشیم.
خسروپناه از جریان ابتذال‌گرایی به عنوان چهارمین جریان انحرافی یاد کرد و با بیان این که هویت انسان‌ها به ارزش‌های اخلاقی آن‌هاست، اظهار کرد: عده‌ای تلاش می‌کنند از طریق رمان، موسیقی، فیلم، فضای مجازی انسان‌ها را به ابتذال اخلاقی بکشند. امروزه ده‌ها شبکه فارسی‌زبان در دنیا شکل گرفته است و عمده پیام آن این است که غیرت اخلاقی را از خانواده‌ها بگیرند و برخی رفتارهای ابتذال‌گونه و روابط نامشروع را ترویج کنند و عادی جلوه بدهند. این جریان جریانی است که در جهان اسلام رو به گسترش است.

هیچ کس نمی‌تواند با آزادی مخالفت کند
وی با تأکید بر این مطلب که مسئولان فرهنگی کشور باید مراقب باشند که به بهانه آزادی فساد و سم در جامعه پخش نشود، عنوان کرد: آزادی یک اصل ارزشمندی است، یک اصل فطری است و هیچ کس نمی‌تواند با آزادی مخالفت نکند. اما آزادی‌ای که فطرت را از بین نبرد خودش یک اصل فطری است و آزادی ابتذال دشمن آزادی فطری است.
خسروپناه جریان معنویت‌گرایی غیردینی را نیز به عنوان یک جریان انحرافی معرفی کرد و گفت: جهان غرب با وجود رشد علمی صنعتی فهمید که دچار فقدان معنویت است. جهان غرب به بهانه این که کلیسا در قرون وسطی صدها نفر را به قتل رسانده است رنسانس را تشکیل داد و سکولاریسم را به وجود آورد، اما بعد از این که به اقتدار رسید و کلیسا را کنار زد، شاهد جنگ‌های فراوانی شد و اگر کلیسا صدها نفر را کشت و شکجنه داد، در جنگ‌هایی که دستاورد غرب مدرن بود میلیون‌ها نفر کشته و نابود شدند.
وی ادامه داد: آنها فهمیدند که مدرنیته نیازمند معنویت است و باید معنویت به آن تزریق کنند، اما به سراغ معنویت غیردینی رفتند. الان گروه‌هایی در کشور ما هستند که همین معنویت غیردینی و نوپدید را ترویج می‌کنند که مردم از معنویت‌های دینی بهره نبرند.
خسروپناه به عنوان آخرین جریان انحرافی فرهنگی امروز در مقابل فرهنگ اسلام ناب از جریان فرهنگ سلفی‌گری یاد کرد و گفت: این جریان که از خطرناک‌ترین جریان‌های انحرافی است که هم عقل را کنار می‌زند و هم اسلام ناب را و با تحجر و جنایت نام اسلام را خراب کرده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر