دست و پازدنهای بیحاصل فرقه های بیچاره تکفیری برای انکارحقانیت سلسله نعمت اللهی گنابادی

سارقان سایبری که باوقاحت مثال زدنی از سایتهای یکدیگر اباطیل میدزدند و مثل دزدهای ناشی به کاهدان میزنند حالا مدعی به اصطلاح "انقطاع بین نسلی در شجره نامه ساختگی فرقه سیاسی گنابادی" شده اند. اباطیل این اراجیف نویسان از مغزهای ناتوان مشتی انسان نمای تکفیری بیچاره بیرون میزند. همان کسانی که پیشگامان جریانهای تکفیری بین المللی از قبیل داعش هستند. همان داعشی هایی که حسینیه ها و اماکن و مراقد صوفیه و قبور اولیاء و انبیاء را تخریب میکنند.

پاسخ به این باطیل و بیهوده گویی ها بارها در مقالات پیشین ارائه شده و نیاز به تکرار نیست. اما انتشار خزعبلات این فرومایگان دیوسیرت ددمنش برای ثبت در صفحات کارزار میان تاریکیو روشنایی ضرورت دارد.


مصطفی آزمایش که بعنوان نماینده فرقه منحرف تابنده دررسانه غربی حضور پیدامیکند گفته است:" قطب زمان فقط میتواند جانشین خودرا تعیین کند، زیرا صاحب اختیار او است، اما تعیین جانشینان بعدی از عهده اش خارج است".

انقطاع بین نسلی در شجره نامه ساختگی فرقه سیاسی گنابادی(بخش اول)


به گزارش سایت تکفیری بیچاره موسوم به " ادیان نیوز" به نقل از وبلاگ تکفیری بیچاره موسوم به رهپویان هدایت!!! ( بخوانید رهپویان ضلالت و بدبختی) ، در شجره سازی فرقه منحرف گنابادی، دونکته بسیار مهم جلب توجه می کند، یکی اینکه معصوم علیشاه و نور علیشاه با آنکه عنوان قطبیت فرقه را ندارند، در شجره واقع شده اند.و دیگر آنکه این دو نفر، در حالی ادعای قطبیت برای حسینعلی شاه اصفهانی کرده اند که در حیات شاه علی رضا دکنی مرده اند!!اصولا چرا با حضور شاه علی رضا دکنی رئیس وقت فرقه نعمت اللهی، نورعلیشاه اصفهانی در مقام شیخ المشایخی، حسینعلی شاه را با عنوان خلیفه جانشین خود قرار می دهد، آن هم بدون تائید شاه علی رضا دکنی؟ملا سلطان گنابادی برای اثبات پیوستگی در شجره این فرقه دچار تناقض گویی شده است. از یک طرف حسین علی شاه را خلیفه و جانشین نور علیشاه معرفی می کند و اسمی از تائید شاه علی رضا دکنی نمی برد.ولی در اجازه ای که برای فرزندش ملا علی نوشته است، حسینعلی شاه را خلیفه نور علیشاه و او را خلیفه یعنی جانشین معصوم علیشاه در واقع قطب فرقه نعمت اللهی می داند.در پی به رسمیت شناختن قطبیت معصوم علیشاه و نور علیشاه وی اضافه می کند، قطبیت پس از رضا علیشاه( شاه علی رضا دکنی) به حسینعلی شاه رسید؛ با این گفتار های متضاد وی قطبیت معصوم علیشاه و نورعلیشاه را زیر سوال می برد.

جواد نوربخش که مدعی ریاست شعبه نعمت اللهی منور علیشاهی بود، اشاره ای به تائید شاه علی رضا دکنی ندارد و این مساله مشروعیت فرقه ای صوفیانه نعمت اللهیه از زمان معصوم علیشاه دکنی را زیر سوال می برد. هر چند اساس فرقه داری صوفیه در اسلام اعتباری ندارد.بعد از حسینعلی شاه اصفهانی، مجذوب علیشاه کبودرآهنگی، مدعی ریاست این فرقه شده است. رد و قبول ها و ضد و نقیض ها بعد از مرگ وی به اوج خود می رسد.این اختلافات تا جایی است که این فرقه به سلسله های مختلفی تقسیم می شوند و کار را به جائی می رسانند که فقرای هر سلسله، سلسله و پیشوای خود را ناجی و دیگران را گمراه و خاطی تصور می کردند.نور علیشاه در زمان خود ملا محمد رضا همدانی معروف به کوثر علیشاه را با تعبیر(( عالی جناب آقای رضا مشارالیه باطنا مشغول دلالت و راهبری عالیجناب مجذوب علیشاه مزبور ظاهرا در کار هدایت و راهنمائی هر یک از ارباب استحقاق...)) خطاب می کند.کوثر علیشاه نیز به استناد همین تعبیر، مدعی ریاست فرقه گردیده است.از طرف دیگر میرزا زین العابدین شیروانی هم مدعی جانشینی مجذوب علیشاه شده بود. مشاهیر فرقه معتقد بودند که شیروانی باید اجازه ای ارئه دهد، که نداد.متقابلا مخالفان کوثر علیشاه، ایراداتی را بر او می گرفتند و سلطان حسین تابنده در مقدمه ای که بر حدائق السیاحه شیروانی می نویسد، به استناد یادداشت های فرزند شیروانی که داستانی از توبه مخالفین می شود، کوثر علیشاه را رد می کند.صاحب طرائق الحقایق نیز، دلایلی مبنی بر ریاست شیروانی آورده است. ولی گویا وی فراموش کرده است که معتقد بوده است که مجذوب علیشاه قبل از مرگش غیر از دستور تغسیل و تدفین وصیت دیگری نکرد.

مصطفی آزمایش، ایرادی که بر ادعای کوثر علیشاه گرفته، این است که وی ملقب به لقب طریقتی نشده است. در صورتی که سلطان حسین تابنده که لقب دیگری بر شخص نمی پذیرفته است، حاجی رضا همدانی را کوثر علیشاه نام برده است.گفتنی است، وزارت مستعمرات انگلیس، بنا به دستوری که به مستر همفر فرستاده خویش می دهد، گسترش حلقه های صوفیه را در دستور کار او قرار می دهد. و از این رو این کشور نقش اصلی را در تجدید فرقه نعمت اللهی در ایران داشته است.

ادامه دارد...

منبع: انجمن رهپویان هدایت


در شجره نامه ادعایی فرقه سیاسی تابنده، ایرادات و تناقضات فراوانی وجود دارد. سلطان محمد بیچاره در حالی ادعای جانشینی محمد کاظم تنباکو فروش را دارد که اجازه نامه ادعایی این فرد نیز دارای نواقص آشکار و غیر قابل انکاری است.


به گزارش ادیان نیوز، در به پادشاهی رسیدن محمد شاه قاجار، حاجی شیروانی و رحمت علیشاه شیرازی، به اتفاق سفرای روس و انگلیس و چند تن از افسران انگلیس که ریاست ایشان با روالینس بود و توپخانه و سپاه مفصلی که فرماندهی آنها با لنذری از سران لشکر انگلیس بود به اتفاق وزرای مختار انگلیس و روسیه، شاه را در حالی که مخارج سفر را هم وزیر مختار انگلیس، سرجان مکنیل پرداخت، به پایتخت آوردند.ارتباط امثال مانکجی هاتریا نیروی اطلاعاتی انگلیس و صندوق دار قشون استعماری انگلیس در سند که با لباس روحانی نزد محمد شاه قاجار می رفت. کسی که به درخواست آخوندوف کتاب تند ضد اسلامی کمال الدوله را در بمبئی چاپ کرد؛ بافرقه نعمت اللهی خصوصا دوستی او با رحمت علیشاه جانشین حاجی شیروانی و رئیس فرقه و دریافت لقب درویش فانی مهمتر از اینکه مانکجی خود را به این لقب معرفی می کرد، بهترین دلیل برای ریاست حاجی شیروانی و رحمت علیشاه شیرازی است.


مصطفی آزمایش که به عنوان نماینده فرقه منحرف تابنده، در رسانه های غربی حضور پیدا می کند، در مورد کوثر علیشاه گفته است قطب زمان فقط می تواند جانشین خود را تعیین کند؛ زیرا صاحب اختیار اوست. ولی تعیین جانشینان بعدی از عهده اش خارج است. پس بنا به این گفته، مجذوب علیشاه به اعتراف حاجی شیروانی، رحمت علیشاه را برای بعد از خود تعیین کرده است نه برای بعد از حاجی شیروانی.فرد بعدی در سلسله ادعایی فرقه گنابادیه، رحمت علیشاه شیرازی است. در حالی که نص صحیح فرقه ای که اصلا اصالت دینی هم ندارد برای ریاست حاجی شیروانی وجود ندارد، ریاست زین العابدین شیرازی معروف به رحمت علیشاه باطل شده است.

مسعود همایونی بعد از تحقیق و جستجوی زیاد متذکر شده است: اما در باب اجازه ارشاد رحمت علیشاه نه در طرائق الحقایق و نه جای دیگر، نگارنده مطلبی مشاهده نکرده است. معلوم نیست مرحوم رحمت علیشاه اجازه دستگیری را از چه کسی دریافت کرده است!بعد از رحمت علیشاه اصفهانی، نوبت به محمد کاظم تنباکو فروش اصفهانی که از جمله ندیمان ظل السلطان دوم بود، معروف به سعادت علیشاه اصفهانی می رسد.در متن اجازه نامه ادعایی وی نواقص غیر قابل انکاری است که ادعای وی را زیر سوال می برد و تاکنون پاسخ قانع کننده ای به آن داده نشده است.در متن اجازه نامه تنباکو فروش اصفهانی، آمده است(( عالی جناب، معارف اکتساب، عوارف انتساب، محامد و مکارم و مشایخ القاب، آقا محمد کاظم، معروف به شیخ زین الدین- طاب ثراه- که به حلیه اوصاف حمیده آراسته…. ایشان را در طریقت هوهر علی شاه ملقب ساختم))در این اجازه نامه ادعایی دو ایراد بزرگ و بسیار مهم به چشم می خورد که بسیار واضح و روشن است و مهر تائیدی بر بی اعتباری ادعاهای فرقه سیاسی تابنده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر