سیستم عریض و طویل "ضد اطلاعاتی - امنیتی- مطبوعاتی_ رژیم در چه تنگنائی افتاده است؟

سایت های زنجیره ای تکفیری بیچاره از اباطیل پراکنی، به دروغگوی روی اورده اند! اما چرا؟
دروغ درشت و رسوایِ ادیان نیوز تکفیری بیچاره: "حتی به روایت شاهدین عینی، نورعلی تابنده «مجذوب علیشاه»،  قطب فعلی این فرقه، چند سال قبل در سفری به عراق سعی کرد خدمت آیت الله سیستانی برسد و تاییدیه بگیرد اما  حتی اجازه ملاقات هم به او داده نشد!"
راز و رمز دروغ بسیار بزرگ سایتهای زنجیره ای تکفیری فرقه نیوز در خراسان و ادیان نیوز در قم درباره سفر چناب آقای دکترنورعلی تابنده به عراق برای ملاقات با آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی چیست؟
چرا ایادی و مزدوران اطلاعاتی- امنیتی - مطبوعاتی چنین خبرمجعول بی پایه و ناهنجاری را جعل کرده اند؟ "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران" در تحلیل زیر پرده از این راز برمیدارد:
روزشنبه سایتهای زنجیره ای تکفیری بیچاره وابسته به دوایر موسوم به "فرق و ادیان" به ناگاه دست به اختراع و جعل یک دروغ بزرگ زدند و ادعا کردند که حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه کنابادی درسفری به عراق !! قصد ملاقات با آیت الله العظما سیستانی را داشته اند، اما این تقاضا با بی اعتنایی آن مرجع تقلید روبرو شده است. حقیقت پشت قضیه ان است که امروز عموم "مراجع نمایان حکومتی" در داخل به بحران مشروعیت دچار شده اند. مراجعی که از این همه دروغگویی به تنگ آمده و برعلیه ان موضع گرفته اند از امکانات رسانه ای محروم شده اند و اشخاصی امثال آیت الله اردبیلی به ندرت و به دلیل ممانعت دستگاه های اطلاعاتی مورد رجوع اصحاب رسانه قرار میگیرد. از جانب دیگر آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی نیز به علت مخالفت با فضاحتی که در ایران به نام دین اسلام به راه افتاده و بخصوص به دلیل حمایت ایشان از حجت الاسلام کروبی و سیدمیرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد بنا به تصمیم "جامعه مدرسان حوزه علمیه قم" به ریاست آخوند"محمدیزدی" خلع مرجعیت شد و رساله های ایشان از دست مقلدانشان جمع اوری شد و دفاتر ایشان در شهرهای دور و نزدیک تعطیل شد.
در سر قضیه ظهور داعش در عراق و نیاز به مقاومت شیعیان در عراق، زمانی که نوری مالکی و دم و دستگاه او مورد نفرت و انزجار مردم قرار داشتند و عراقیها به دلیل ظلم نوری المالکی حتی نسبت به سرنوشت کشورخود بیتفاوت شده بودند، آیت الله سیدعلی سیستانی فتوایی داد و دعوت کرد که عموم شیعیان به میدان مقاومت بروند و راه را بر تکفیریان سد نمایند. در پی این فتوا، ملاهای حکومتی درونمرزی نیز شروع به صدور دستورالعمل به ضرورت حمایت از آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی کرده و ایشان را به عنوان "فقیه افضل" به رسمیت شناختند. اینجاست که امروز، چون احساس میکنند که طشت مشروعیتشان در داخل ایران از بام فرو افتاده و دیگر کسی وقعی به گفته های آنها نمیگذارد، یعنی میخواهند خودرا زیر عبای آیت الله العظما سیدعلی سیستانی مخفی کنند. در نتیجه به دروغ مدعی میشوند که حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده قصد ملاقات با آقای سیستانی را داشته اند!!! این درحالی است که همه میدانند که جناب آقای دکترنورعلی تابنده سالهاست که در حال حصر در منزل خود در تهران هستند و  حتی تا منزل خودشان در بیدخت هم ممانعت از سفر ایشان میشود، چه برسد به عراق و نجف!!
کسی نیست به این یاوه گویان یادآوری کند که اگرچه گوبلز وزیر تبلیغات آلمان هیتلری گفته بود که "دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور کردنش راحتتر است" اما  یاوه گویی با دروغگویی تفاوت دارد!
سایت ادیان نیوز چنین اباطیلی را منتشر کرده است:


ادیان نیوز: مهمان برنامه ما آقای مصطفی آزمایش از پاریس با ما هستند؛ این جمله ای است که مجری بی بی سی در برنامه مخصوصی که به دراویش اختصاص یافته بیان می کند تا سخنگوی دراویش بتواند درباره  فعالیت فرقه و اتفاقات اخیر صحبت کند.
فرقه دروایش ملاسلطانی یا همان دروایش گنابادی، جنجالی ترین فرقه در ایران است که خود را در سلسله ای معنوی به حسن بصری و سپس امام علی علیه السلام متصل می دانند. فرقه ای که طبق  طبقه بندی فرق جزو تصوف در تشیع محسوب میشوند. خود را 12 امامی میدانند و اگرچه پیرو طریقت هستند اما  شریعت را پس نزده و بر ظاهر دین  متمایل اند.
اگر چه از دوره ملاسطلان بیش از یک قرن نمی گذرد و سابقه تشکیل این فرقه چندان زیاد نیست اما در دوره پهلوی رشد چشمگیری داشت و خواسته یا ناخواسته همراه درباریان شد و مورد استقبال روشنفکران لیبرال قرار گرفت. لیبرال هایی که گمان می بردند  تساهل جان لاک انگلیسی با تسامح ابن عربی اندلسی را می توان در یک جام نوشید بر شهرت بازار این فرقه افزودند. این فرقه رشد کرد و  قد کشید اما  در خانقاه های زیبا و تازه تاسیس این شهر و آن شهر بیش از آنکه  اصول کلینی و بحار مجلسی خوانده شود ، مثنوی مولانا ورق زدند و منطق الطیر عطار شنیدند. هر چه می گذشت فاصله آنها از بطن سنت بیشتر میشد و مدرن تر می شدند.

بحث جدال فقها و صوفیان، یکی از قدیمی ترین بحث های کلامی در دین اسلام است. در دوره های مختلف دیدگاه های گوناگونی درباره تصوف بوده و از تکفیر تا تقدس آنها پیش رفته اند اما هرچه بوده این  بحث ها به عنوان یک مسئله درون دینی استفاده میشد. اما قصه دراویش این سال ها کاملا متفاوت شده است.

هر وقت خبرهای مربوط به حاشیه های تصوف در کشور زیاد می شود و خبر از درگیری،  تحصن و یا اغتشاش این فرقه است حدس می زنیم که باید بیش از همه در قم یا نجف سرو صدا بلند شود ، محفلی برپا گردد، خطابه ای خوانده شود و علمای مختلف در رد این فرقه یا  تایید آنها فتوا صادر کنند. بالاخره این فرقه هنوز ادعا دارد ریشه خود را در معنویت دینی جستجو می کند و هنوز خود را سینه چاک سنت اسلامی می داند، اما انگار نه انگار، سکوت معنادار  متکلمین و علما، سوال بزرگ این ماجراست!
واقعیت این است که این فرقه ، دیدگاه ها ، منش و جایگاه علمی  قطب آن ، مشروعیتی در نگاه متکلمین ندارد.  ذات سیاسی این فرقه  بسیار ابهت بیشتری نسبت به جایگاه علمی و معنوی آن دارد. شواهد بسیاری وجود داردکه بزرگان فرقه بسیار تلاش کرده اند تا علما و حتی مراجع را وارد بازی خود کنند ، فتوایی به نفع خود بگیرند و کلاهی از این نمد بسازند. حتی به روایت شاهدین عینی، نورعلی تابنده «مجذوب علیشاه»،  قطب فعلی این فرقه، چند سال قبل در سفری به عراق سعی کرد خدمت آیت الله سیستانی برسد و تاییدیه بگیرد اما  حتی اجازه ملاقات هم به او داده نشد!
نکته جالب در این ماجرا آنجاست که مصطفی آزمایش در صفحه تلویزیون بی بی سی حاضر می شود و رو در رو با مجری که اصلا ادعای دینداری هم ندارد می گوید: ما پیرو  قرآن هستیم و هر کس به دنبال حقیقت اسلام  است به این فرقه علاقه دارد! بی بی سی رسانه  حامی عرفان اسلامی!  کم بود مجری  نعره ای بزند، کروات از تن بدرد و قالب تهی کند! حاشا که درویش در گلیم غصبی بخسبد!!
به راحتی می توان فهمید، فرقه دروایش گنابادی دیگر یک بحث درون دینی نیست. ابطال دیدگاه های آنها در سنت فکری فقهای کنونی اسلام واضح است. گمان نکنم کسی از فقرای فرقه هم قبول داشته باشد که دکتر تابنده  مجذوب علیشاه اکنون یک عالم برجسته اسلامی است و جانشین مناسبی حتی برای پدر و پدربزرگش باشد. کلام اسلامی و فقه اسلامی مشروعیت و حقانیتی برای این فرقه پر سرو صدا قائل نیست و از همین رو بحث فرقه دراویش از یک درگیری کلامی به موضوعی حقوق بشری تبدیل شده است و سطح بحث درباره حقوق آنها همانند بحث درباره حقوق بهاییان، شیطان پرستان، بوداییان و فرقه هایی است که ریشه های  اصیل دینی ندارند.
البته به نظر می رسد آنها هم دیگر امیدی به تمدن اسلامی ندارند تا درون آن مشروعیت پیدا کنند. دیگر چندان میلی ندارند مباحثه علمی کنند و سراغ علما و مراجع نمی روند و برای نشان دادن حقانیت خود حدیث بلند نمی خوانند. مرغ امید آنها به جای دیگری کوچ کرده از همین روست که امیدشان به گزارش احمد شهید از سازمان به اصطلاح عفو بین الملل استو همچنین دعا می کنند صادق صبا، مدیر بی بی سی فارسی در لندن به اتاق خبر زنگ بزند و بگوید خبر دراویش را به عنوان خبر اول اعلام کنید.
منبع: فرقه نیوز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر