وقاحت مثال زدنی ملا محمود علوی در وبلاگ منفور موسوم به "رهپویان ضلالت"

محمود علوی تکفیری  عنصر بی لیاقتِ  کاشته شده بر صندلی وزارت اطلاعات!!  این روزها خیلی فعال شده و هر روز بطور کیلویی چند مقاله - با امضائهای مستعار و قلابی!!- از او در مندرس ترین وبلاگ های فتنه برانگیز  و ورشکسته ترین سایتهای تکفیری منتشر میشود
از جمله مقاله وقاحت آمیز و جاهلانه تکفیری جدیدی از او است که با امضای قلابی " جمعی از نویسندگان"!!!  که برعلیه بزرگان سلسله نعمت اللهیه گنابادی در وبلاگ متعفنی انتشار یافته و در عین حال دشمنی او را نه فقط با "مکتب تصوف"، بلکه حتی با "مذهبِ تسنن" آشکار ساخته است.
مقاله این عنصر تکفیری شیطان پرست به نقل از وبلاگ کذایی "رهپویان هدایت" (بخوانید رهپویان ضلالت) به شرح زیر است. محتوای کثیف آن که جوشیده از مغز علیل نویسنده بیسواد و ناشی است مرغ پخته را به خنده میندازد:

ملا سلطان و ملا علی گنابادی که در شجره نامه ساختگی فرقه سیاسی تابنده قرار گرفته اند، با وقاحت تمام ،ادعای تشیع دارند؛ در حالی که گفتار و رفتار آنها نشان می دهد، ملاسلطان تمایلات بابی گری و ملاعلی نیز عملکردی وهابی گونه داشته است.
به گزارش انجمن رهپویان هدایت: ملاسلطان در کتاب ولایت نامه و بشارت المومنین خود، کاملا ادعای تشیع دارد. وی در یک تقسیم بندی ساختگی، شیعه را تعریف کرده و محبان و پیروان حضرت علی (ع)، را شیعه پیرو محب می داند.ادعاهای واهی وی در این کتاب ها این نتیجه را حاصل می کند که کسی که با ملا سلطان و روسای بعد از او بیعت نکرده اند، شیعه نیستند؛ بلکه پیرو و محب هستند که راه به ملکوت ندارند و تحت حمایت شیطان هستند. در کتاب بشارت المومنین در تفسیر آیه مبارکه (( ان الانسان لفی خسر)) زیانکاران را کسانی می داند که دست به دست امام یا شیخ مجاز نداده اند.ملاسلطان، بیعت با خود و امثال خود را بیعت با ولایت می داند. او پا را از این نیز فراتر گذاشته و می گوید اگر پیوند بیعت با خودش بخشکد، صاحبش مرتد فطری شود که امید فلاح درباره او نباشد.و اگر این مرتد فطری را تمام مشایخ عالم جمع شوند بخواهند او را اصلاح کنند، نتوانند.ملا علی گنابادی، که فرزند و رئیس بعد از ملا سلطان است نسبت به تشیع تزلزل عقیده داشته است. همان طور که به پدرش نسبت بابی گری داده اند، او را نیز به لحاظ افکاری مانند وهابیت، به وهابی گری متهم کرده اند.وی به لحاظ انحرافات اخلاقی که داشته است، پدرش از نوشتن فرمان برای جانشینی وی، ابا می ورزد. حتی وقتی به ریاست فرقه می رسد و جای پدرش را می گیرد، هیچ یک از مریدان پدر با او یکدل و همراه نبودند و کمال نفرت را از او داشتند.در نظر ملا علی گنابادی، عالم واقعی رئیس صوفیه است. و بر خلاف عقیده شیعه، جنید بغدادی سنی را شخصی معرفی می کند که مانند نواب اربعه با حضرت حجت(عج)، در زمان غیبت کبری ارتباط داشته است، یعنی در نبود جنید، جانشینان سلسله طولیه او دارای این مقام هستند.!!!وی در اقدامی عوام فریبانه، به حدیث شریف ((من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه)) استناد می کند و رئیس صوفی را در آن مقام که مخصوص معصوم است قرار می دهد و در ادامه بی قطبی، یعنی عضو فرقه ای نبودن و رئیس صوفی نداشتن را جاهلیت و فترت بی صاحبی  می داند.!!!به ادعای این فرد، رئیس فرقه صوفی نایب خاص است که برای امور خود همیشه خدمت قائم غایب می رسد. این همان ادعای شیخ احمد کسائی و کاظم رشتی است که زیربنای فتنه بابیت و بهائیت گردید که با مبانی اعتقادی تشیع، در مکتب ناب مهدویت مغایر است.گفتنی است، سران فرقه باطل و سیاسی تابنده، با نقاب تشیع در حال فعالیت هستند؛ در حالی که نگاهی گذرا به گفتار و رفتار سران این فرقه، بی اعتباری ادعای شیعه بودن آنها را به وضوح اثبات می کند؛ به نحوی که نورعلی تابنده، چندی پیش به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا(س)، اهانت شرم آوری را کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر