کاترین اشتون در قضیه سرکوب بیرحمانه و سبعانه زندانیان بیدفاع سیاسی بند سیصدوپنجاه اوین ورود میکند



پای اتحادیه اروپا به ماجرای ننگین سرکوب زندانیان مظلوم سیاسی سیاهچال اوین گشوده شد. 

این هم ننگ بزرگتری است برای کسانی با وقاحت و گستاخی مثال زدنی نقض مستمر حقوق بشر در ایران را انکار میکنند و گزارشهای دکتراحمدشهید گزارشگرویژه حقوق بشر در امور ایران را مورد انکار و استهزاء قرار میدهند

«مایکل مان» سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز سه‌شنبه گفت «کاترین اشتون» گزارش‌های مربوط به زندان اوین را بررسی می‌کند. در عین حال میاکه سچاک نماینده پارلمان اروپا ازهلند در فیس بوک خود حمله به زندانیان سیاسی بندسی صدوپنجاه اوین را تقبیح کرده و خواهان فعال شدن اتحادیه اروپا و خانم کاترین اشتون در این موضوع شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، «مایکل مان» سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت «کاترین اشتون» گزارش‌های منتشر شده در مورد زندان اتفاقات زندان اوین را بررسی می‌کند تا «ماهیت واقعی» آن مشخص شود.
تابناک به نقل از فارس - وابسته به اطلاعات سپاه - بسیج در این باره ادعا میکند که "در یک هفته اخیر برخی شبکه‌های خارجی مدعی بروز درگیری در زندان اوین شده و موج تبلیغاتی‌ تازه‌ای را با محور حقوق بشر آغاز کرده‌اند."!!!!

از جانب دیگر به نوشته سایت فارسی بی بی سی 

تجمع خانواده‌های زندانیان بند ۳۵۰ اوین در مقابل ریاست جمهوری به پایان رسید. براساس گزارش‌های رسیده پنج نفر از نمایندگان خانواده‌های معترض به داخل نهاد ریاست جمهوری رفته و خواسته‌های خود را مطرح کرده اند.

خانواده‌هایی که امروز سه‌شنبه دوم اردیبهشت برای پی گیری ضرب و شتم بستگان زندانی خود تجمع کرده اند، گفته‌اند که از فردا تا زمان انجام پیگیری‌های لازم در مورد ضرب و شتم زندانیان این بند، "روزه سیاسی" می‌گیرند.

مطالب مرتبط : 


مژگان مرادپور، مادر داور حسینی از زندانیان بند ۳۵۰، بعد از ظهر امروز در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی گفت: "حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر از اعضای خانواده زندانیان در مقابل ریاست جمهوری هستیم و درخواستمان را نوشته و امضا کرده‌‌ایم و می‌خواهیم نماینده‌ها را به داخل بفرستیم."

خانم مرادپور با اشاره به اینکه هنوز هیچ مقامی به این خانواده‌ها پاسخ نداده است، گفت: "به ما گفتند باید نامه را بخوانند، کارهای اداری بشود، تا بتوانیم وقت ملاقات بگیریم. به ما گفتند ساکت بنشینید و شعار ندهید، ما پلاکاردها و عکسه‌ا در دستمان است."

در پی حمله نیروهای امنیتی به زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین، در روز پنج شنبه ۲۸ فروردین ماه تعدادی از زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که به گفته خانواده این زندانیان، در ملاقات روز دوشنبه اول اردیبهشت ماه آثار این حمله و ضرب و جرح مشهود بوده است.

مادر آقای حسینی با اشاره به اینکه مقامات "همچنان در حال تکذیب هستند" گفت: "من فکر می‌کنم، منتظرند شکستگی و کبودی آنها [زندانیان بند ۳۵۰] خوب شود، آن وقت دو نفر را بفرستند و بگویند همه چیز آرام است."

به گفته خانم حسینی زندانیان بند ۳۵۰ در اعتراض به این وضعیت در "اعتصابند و منتظر پاسخ قانع کننده هستند."

تقدیر دراویش زندانی از ایستادگی مهدی کروبی


سحام : محمد حسین کروبی فرزند مهدی کروبی ، روز گذشته با حضور در بیمارستان شهدای تجریش با آقایان حمید رضا مرادی، مصطفی دانشجو و افشین کرم پور از دراویش گنابادی و وکلای دربند که به علت بیماری از زندان به این بیمارستان اعزام شده اند ملاقات نمود.

طرح بحث "اقلیتهای دینی" و حقوق اساسی آنها بر اساس قانون اساسی

سایت امنیتی- مطبوعاتی موسوم به دیده بان - که همیشه متعرض حقوق دگرکیشان بود و آنها را متهم به توطئه برعلیه نظام مینمود-  به طرح موضوع اقلیتها/ از نگاه قانونی/ مبادرت ورزید ه است


دراین مبحث طرح نکاتی خاص موجب میشود که خواننده با مواضع  آقای علی یونسی دستیار ریاست جمهوری/ در امر اقلیتهای دینی-قومی  و تعبیر کلی سیاستهای  دولت حسن روحانی  آشنا شود.

حضرت کورش ذوالقرنین، مسیح و پیامبر یکتاپرست خداوند

به دنبال پخش سریالیِ "دروس تاریخ تحلیلی ایران" توسط دکتر مصطفی آزمایش  از کانال بیست و چهارساعته تلویزیون اینترنتی مشهور به "دُرّ تی- وی" و پخش برنامه ریزی شده این برنامه ها در روزهای شنبه و یکشنبه بعداز ظهر از کانال تلویزیونی "پارس تی وی" و تکیه بر شخصیت کبیر پیغمبر بزرگ پروردگار و الهام بخش قانونگذاران آزادیخواه جهان از دوهزار و پانصد سال پیش به این سوی، و همچنین تجدید خاطره و تذکار نسبت به جایگاه "مانی فرقلیطوس" در تاریخ یکتاپرستی، اکنون شاهد رویکرد کانالهای ماهواره ای دیگر مانند صدای آمریکا و بی بی سی به "کورش کبیر" و "مانی فرقلیطوس" هستیم.

اخیرا سایت بی بی سی فارسی نیز اقدام به انتشار مقاله ای به قلم  شخصی به نام پیام یزدانجو زیرعنوان "کورش به چه کار ما می آید" نموده است. این مقاله را درسطور زیر مرور میکنیم.

«علم الافاق و الانفس» جزو آثار ناشناخته حکیم شمس الدین سمرقندي ماوراء النهری است

کتاب علم الآفاق و الأنفس یک اثر علمی و فلسفی است که در آن برای نخستین بار در تاریخ اندیشه اسلامی به علمی به همین نام یعنی علم آفاق و انفس پرداخته شده است.

اين كتاب در بردارنده چند علم آفاقي (مربوط به عالم بيرون) وانفسي (مربوط به عالم درون) است: الهي، هيأت، طبيعي، انسان‌شناسي و مباحثي در عرفان و تصفيه نفس. بخشي از مطالبي را كه سمرقندي در مظهر نخست كتاب مطرح كرده، در ديگر آثارش نيز كم و بيش گفته است. مظهر دوم كتاب به نوبه خود مي‌تواند يك اثر مستقل در هيأت به شمار رود. نويسنده در اين مظهر يك دوره كامل و فشرده هيأت قديم را به قلمي روان و شيوا گفته است. مظهر سوم كه در طبيعيات و آثار علوي است، از بخشهاي مفصل كتاب به شمار مي‌رود. مباحث مظهر چهارم به ويژه قسم دوم آن در عرفان و تصفيه نفس است.
نویسنده در مقدمه کتاب این علم را علم به احوال موجودات برای کسب معرفت خداوند تعریف کرده و موضوع آن را موجود از آن حیث که بر خداوند و صفات او دلالت می‌کند دانسته است. در پیشگفتار مصحح کتاب آمده است که سید حیدر آملی، عارف شیعی سدۀ هشتم این علم را جزو علوم باطنی برشمرده و شریف ترین آنها دانسته است.

به گزارش خبرگزاری مهر،از ميان مكاتب عقلاني ايران سده‌هاي ميانه، مكتب ماوراءالنهر با انديشمنداني چون شرف‌الدين محمد مسعودي مروزي، عمر بن غيلان بلخي، برهان‌الدين نسفي و شمس‌الدين سمرقندي بسيار ناشناخته مانده است. در اين ميان شمس‌الدين سمرقندي را بايد به راستي تأثيرگذارترين فيلسوف و دانشمند ماوراءالنهر سده هفتم هجري برشمرد. وي صاحب رساله‌ها و كتابهاي مشهوري چون «آداب البحث و المناظره»، «قسطاس الافكار»، «الصحائف الالهيه» و «اشكال التأسيس في‌المندسه» است.

«علم الافاق و الانفس» جزو آثار ناشناخته سمرقندي است و در هيچ يك از منابع قديم از آن ياد نشده است. تاريخ تأليف اين اثر دانسته نيست؛ اما قرائن متني حكايت از آن دارد كه نويسنده آنرا در ميانه سالهاي پاياني سده هفتم تا سالهاي آغازين سده هشتم نوشته است، يعني در دوره پختگي علمي و فلسفي‌اش.
«علم الافاق» يكي از مهمترين آثار سمرقندي است؛ نه تنها از آن رو كه چكيده آراي فلسفي و علمي‌اش را در بر دارد و حاوي برخي نظريات خاص اوست كه در ديگر رسائل و كتب خود آنها را ذكر نكرده، بلكه از اين لحاظ كه نويسنده در اين اثر، نوعي جهان‌بيني علمي اسلامي را مطرح مي‌كند كه از نظر مطالعات مرتبط با فلسفه علم در تمدن اسلامي بسيار شايان توجه است.


کتاب علم ‌الآفاق و الاَنفس تأليف شمس‌الدين محمدبن اشرف حسيني سمرقندي با پیشگفتار و تصحیح غلامرضا دادخواه در 300 صفحه از سوی نشر مزدا در آمريكا منتشر شده است

چرا آخوند بیسواد مرتضی عَلَم الهدی خودش را پشت اسم مستعار "فرقه نیوز" پنهان میکنند

استتار آخوند بیسواد و تفرقه افکن و عربده کش در پشت سایت تکفیری موسوم به فرقه نیوز به مضحکه کشیده شده است.

آخوند علم الهدی با عَلَم کردن  سایت تکفیری موسوم به فرقه نیوز و پیش انداختن اشخاصی بیسوادتر از خودش مثل  امام جمعه کذایی گناباد !! و امثال ذلک -  میخواهد ثابت کند که بدون شک و شبهه  همه اعضای این باند تفرقه افکن و ضاله و انحرافی و تکفیری در استان خراسان،  دم و دنبالچه هایی آخوندک بیسواد موسوم به "مدنی گنابادی" هستند. این "مدنی گنابادی" خودش به خودش لقب قلنبهء "ناشر الاسلام "را گذاشته، اما "هادم الاسلام" اسم ذاتی او به شمار میرود!  نگاهی به صحبتها و ترشحات قلمی او جای تردید باقی نمیگذارد که  سالها پیش باید او  را از منبر خطابه ها پایین میکشیدند و در کنج جنونخانه ها به زنجیر ِتدبیر میبستند. عداوتهای او با اهل الله  پیش از این  با صدور فتوای فاشیستی و ضد بشری اش بر دایره ریخته بود. او در یکی از این فتواهایش مدعی شده بود که دراویش موشهای خانگی هستند و باید با سم مهلک آنها را از بین برد (فتوایی که با آب و تاب در سایتهای وابسته به جناحهای تکفیری و افراطی در جهان نیوز  انتشار پیدا کرده بود!!) حالا امثال این اباطیل از حلقوم بوق انکرالاصوات سایت تکفیری موسوم به "فرقه نیوز" بلند میشود. نیازی به پاسخگویی به این اراجیف نیست. گویندگان این مهملات از طریق این مهمل گوییها ی تفرقه افکنانه و تکفیری ارتزاق میکنند و به قدر ارزنی مغز در زیر جمجمه شان تعبیه نشده تا به طریق خرد قدم بگذارند. اتهام جاسوسی به دیگران زدن و در پی انحصار صنعت برچسب سازی و تهمت پراکنی و شایعه گستری بودن، ذلت و خفت و زبونی خودشان را بیش از پیش به اثبات میرساند. اکنون برای داوری، به این مطالب که در شماره اخیر سایت تکفیری فرقه نیوز منتشر شده و آبروی مصادر امور در خراسان را برده بیفکنید

خزان در بهاران

به یاد شادروان دکتر باستانی پاریزی


مقاله ای از  روزنامه اطلاعات/به قلم محمداسماعیل صلاحی
اتي النيروز مسرور الجناني
سقوا من نهره روض الاماني

اين بيت را مرحوم دكتر باستاني پاريزي دو سال پيش براي لوح مزار برادر همسرش جناب آقاي حاج شمس‌الدين حائري كرماني كه از فرهنگيان و دانشوران باسابقه كرمان بود، انتخاب نمود كه بر لوح مزار آن بزرگوار حك گرديد و شايد نمي‌دانست كه چند صباحي ديگر خود مصداق اين بيت واقع شده و رحلتش در اولين روزهاي نوروز 93 رخ مي‌دهد؛ البته شايد هم مي‌دانست و بر اين اساس از سالها پيش به گفته خودش در كتاب «ياد و يادبود» رسم خود را در ارسال تبريك نوروزي به دوستان ترك نموده و حتي از جواب تبريك ايشان نيز خودداري مي‌فرمود، بلكه با سرودن شعري زيبا به دوستان فهماند كه نوروز براي او معناي ديگري دارد:
در گوش من صحيفه تبريك عيد گفت
سالي دگر ز عمر تو اي بي‌خبر گذشت

نشكفته غنچه‌هاي بهار اميد و عشق
ديدي كه عمر همچو نسيم سحر گذشت

روح كهن نه تازه شود با حلول عيد
راح كهن بيار كه آبم ز سر گذشت

تبريك نيست، تسليت است اينكه دوست را
گويي خوشا ز عمر تو سالي دگر گذشت!

آري، امسال براي دوستان باستاني پاريزي با تسليت آغاز مي‌شود؛ اما نه تسليت براي مرگ او، چرا كه

هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما

تسليت براي اينكه جامعه ادبي ايران صاحب قلمي انديشمند را نشناخته از دست داد. باستاني را آن‌طور كه شايسته بود، جامعه ادبي ايران نشناخت. البته شخصيت علمي او در زمينه تاريخ بر شخصيت ادبي‌اش همواره غلبه داشت و همين يكي از دلايلي بود كه باعث شد تا از علو مقام علمي او در زمينه ادبيات اندكي غفلت شود؛ اما باستاني شخصيت ديگري نيز داشت و آن شخصيت عرفاني اوست كه سالها عملاً در اين قدم زده بود و انشاءالله تلاش او در زمينه سلوك الي ‌الله برايش اين ارمغان را در واپسين لحظات حيات عاريتي و انتقال به سراي جاوداني و شروع حيات طيبه ابدي به همراه داشته كه چنان مجذوب جلوه مجذوب گرديد كه از نوشيدن باده طهور مستغني و محو ديدار دوست شد؛

مي بهشت ننوشم ز دست ساقي رضوان
مرا به باده چه حاجت كه مست روي تو باشم

تربيت عرفاني مرحوم دكتر باستاني را چنان پرورانده بود كه بي هيچ ادعايي با همه به لطف و محبت برخورد مي‌نمود و ذره‌اي غرور علمي نداشت و با آنكه آوازة علمي‌اش به همه محافل علمي و ادبي دنيا رسيده بود و اعتبار جهاني داشت، چنان ساده و صميمي برخورد مي‌نمود كه اگر كسي او را نمي‌شناخت، باور نمي‌كرد كه داراي چنين وجهه‌اي است.

تتبع او در اكثر زمينه‌هاي تاريخي و ادبي و تسلطش بر مباني علمي بي‌بديل بود و شايد بزرگترين خدمتش به فرهنگ ايران‌زمين ترجمه كتاب كوروش يا ذوالقرنين (اثر مولانا ابوالكلام آزاد) باشد و اغراق نيست اگر بگوييم ترجمه او از اين كتاب كار فهم بطن نخست از بطون سبعة قسمتي از سوره مباركه كهف را تمام كرد و راه را براي تفسير مصداقي قسمتي از اين سوره مباركه هموار ساخت؛ به طوري كه صاحب كتاب قرآن مجيد و سه داستان اسرار امين عرفاني و نيز صاحب تفسيرالميزان و بعضي ديگر مفسران از ترجمه او بهره جسته‌اند؛ هرچند تفسير كلام الله به مضمون «العباره ‌للعوام و الاشاره للخواص و اللطائف للاولياء و الحقايق للانبياء» بدين جا ختم نمي‌شود، بلكه به قدر طاقت خود هر كسي كند ادراك.

به هر حال تربيت عرفاني از باستاني پاريزي شخصتي ساخته بود كه به تمناي هر جويندة علمي بي هيچ چشمداشتي جواب مثبت مي‌‌داد و اندوخته‌هاي علمي خود را در اختيار طالبان علم مي‌گذاشت و با فروتني تمام آنان را از چشمه‌سار زلال دانش سيراب مي‌ساخت و زكات علم خود را مي‌پرداخت. به تواتر نقل شده كه بزرگان عرفان حجاب علمي را بزرگترين حجاب در مسير سلوك به سوي حق مي‌شمارند كه «العلم هو الحجاب الاكبر».

رفع اين مانع بزرگ چندان سخت و دشوار است كه يكي از عرفاي والامقام آرزو مي‌كرد كه اي كاش از سواد ظاهري بهره‌اي نداشت:

كاش هرگز نبـودي سوادم كـس الفبـا نمـي‌داد يـادم
كز سواد است اين كبر و بادم لابه‌ها مي‌كنـم بـا مـرادم

تا سياهـي ز دل مي‌زدايـم

اما بايد بدون تعارف اذعان نمود كه مرحوم باستاني اين مانع دشوار را به مدد الطاف مراد خود رفع نمود و فرق اين حجاب فرمود.

پاك بنمود اين جمله يكسر لطف آن مرشد و رهنمايم

در خاتمه ضمن عرض تسليت فقدان اين انديشمند به جامعه علمي ايران و جهان و به فرزندان بزرگوارش اميدواريم منش او سرلوحه ما در مسير تلاش براي اعتلاي ايران عزيز قرار گيرد. نامش در زرين لوح تاريخ اين سرزمين همواره مي‌درخشد و يادش در سينه سالكان الي الله همواره باقي است.

بعد از وفات تربت ما در زمين مجو
در سينه‌هاي مردم عارف مزار ماست