سیگنال وارونهء شیطان پرستها برای استتار خُبث جبلّیِ طینت و طبیعت دوزخیشان!

عناصر بی آبرو و آنارشیست که بارها مانند مارمولکهای موذی از در و دیوار سفارتخانه ها بالا رفته بی آبرویی برای اسلام و ایران در سطح بین المللی به بار آورده، و در همانحال  خانه ها و عبادتخانه های مسلمانان را نیز به آتش کشیده و زیر تیغ بولدوزرها افکنده و با این وحشیگریهایِ جنایتکارانه خود، روی "یزید"ها و "خولی"ها و"ابن سعد"ها را سفید کرده اند، پیرو مذهب "شیطان پرستی" هستند.

به گزارش خبرگزاری در داخل ایران (insideofiran) ، محافلِ زیرزمینیّ  آنان برای تبادل نظر پیرامون طراحی های شیطانی، در  سردابهای سرد و سیاهِ آکنده از تارهای عنکبوت برگزار میشود. در این سرسراهای ظلمانی  طنین شیاطین رجیم  در دل و جانشان میپیچد، و اینجاست که این جانوران پلشت تبه روزگار  از این نداهایِ شومِ درونیشان الهام میگیرند. قوله تعالی: "إنَّ الَّشیاطِین لَیُوحُونَ الی اولیائهم". به همین دلیل هم با "اهل الله" و موحدان و پیروان "اسلام ناب محمدی" خصومتِ دیرینهء آشتی ناپذیر میورزند. البته برای همین عَمَلگی و مزدوری، جیره و مواجب و پست و منصب مقت و بادآورد نیزدریافت میکنند. سیاهی و تباهی و نکبت خدمت به شیطان چنان عجین با طینت معیوبشان شده که "وَسواءٌ عَلَیهِم أ أانذَرتَهُم اَم لَم تُنذِرهُم. لایؤمِنون. إنّا جَعَلنا فِی اَعنَاقِهِم اَغلاًلاً فَهِیَ الی الاَذقَانِ فَهُم مُقمَحون وَ جَعَلنَا مِن بیَنِ اَیدِیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفِهِم سَدّاً فَاَغشَینَاهُم فَهُم لا یبصرون"
سایتهای تبهکار ظاهرا افراطی و  حقیقتاً- به گفته رئیس محمع تشخیص مصلحت نظام- در خدمت بیگانگان  /که به سببِ افراطکاریهای خود در خدمت منافع صهیونیستها هستند/ به اباطیلِ خبیثانهء این جانوران موذی پوشش میدهند، و عَلَمداری فارغ التحصیلانِ  مکتب شیطان پرستی را برعهده دارند، و معرکه گردانان "فرقه  سفاک تکفیری" هستند. این جاعلان عناوین پرطمطراق!!  میان خودشان تیتر و عنوان های آنچنانی    تکه پاره و رد و بدل میکنند. در کمال بیسوادی و در قعر ورطهء بیخردی  برخودشان القاب   مضحکی مانند به اصطلاح "مدرس و کارشناس ارشد فرق و ادیان حوزه ­های علمیه" !! میدهند. اخیرا نیز طرحهای تباه خودرا در قالب کتاب و جزوه - از طریق اسراف و تبذیر در بیت المال و چوب حراج زدن به خمس و زکات مسلمانان - روانه بازار میکنند تا ترشحات معده شان را در مغزهای امثال خودشان تزریق نمایند!
یکی از این سایتهای بی آبرو موسوم به "رسانیوز " با یکی از "عناصر شیطان پرست" که کوس افراطیگریش تردیدی در نوکری او  برای بیگانگان و دشمنان ایران و اسلام باقی نگذاشته گفتگویی دست و پا کرده که ذیلا برای عبرت تاریخ به نظر خوانندگان رسانده میشود.

تصوف فرقه ای از مصادیق عنکبوت‌های دنیادارِ دُکّان دار هستندخبرگزاری رسا ـ حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند با بیان اینکه از مصادیق بارز عنکبوت‌های دنیادار دُکّان دار، دراویش و صوفیان هستند گفت: صوفیان با ادعاهای واهی، پوچ و بی اساس، برای رونق بازار خودشان دامی را پهن کردند تا مردم عوام را به دام خود بیندازند؛ ولی این دام عنکبوتی، سست و بی پایه است و خود تصوف هم در دام استعمار هستند.

حجت‌الاسلام عبدالرحیم بیرانوند عضو گروه علمی نقد و بررسی فرق و ادیان حوزه‌های علمیه و نویسنده کتاب عنکبوت‌های دنیادار در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا به عملکرد، تاریخ و بدعت‌های صوفیه و ردّ نظرات ایشان و همچنین به معرفی این کتاب پرداخت.
لطفاً سوابق علمی و عنوان کتاب‌ها و مقالات خود را بیان کنید
به دلیل فعالیت‌های خزندۀ فرقه های ضالّه صوفیه؛ برای بنده انگیزه ایجاد شد که در مورد این فرقه‌ها تحقیقات گسترده‌ای انجام بدهم؛ بنابراین در کنار درس‌های حوزه، به بررسی محتوایی برخی از فرقه های ضالّه پرداختم؛ بیش از چهارده سال بر روی فرقه‌های ضاله و انحرافی به خصوص تصوف فرقه ای کار پژوهشی و کتابخانه‌ای و همچنین کارهای میدانی انجام داده‌ام.
در این مدّت به یاری خدای متعال سخنرانی‌ها، مناظرات و همایش‌هایی متعددی در حوزه و دانشگاه و سایر ارگان‌های فرهنگی کشور برگزار کرده‌ام و به بررسی و نقد این فرقه های ضاله پرداختم؛ همچنین در بسیاری از مقالات خود به نقد تصوف فرقه ای پرداختم، در آخر هم یک کتاب در نقد این فرقه‌ها تحت عنوان «عنکبوت‌های دنیادار» نوشتم.
در مورد عنوان کتاب عنکبوت‌های دنیا دار توضیح  دهید
این کتاب تحت عنوان «عنکبوت‌های دنیادار؛ دلایلی بر ادعا و بافته‌های تصوف فرقه‌ای» است؛ عنوان این کتاب از سخنرانی مقام معظم رهبری در سال86 گرفته شده است؛ مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان بسیجی فرمودند: «مواظب باشید توی دام عنکبوت‌های دنیادار دکان‌دار وارد نشوید. الآن این روزها این چیزها زیاد است و دکان‌دارهایی که به اسم معنویت ادعا می‌کنند؛ امام دیدیم، فلان دیدیم، هیچ واقعیت ندارد. حواستان باشد که اسیر آن‌ها نشوید.»
یکی از مصادیق بارز عنکبوت‌های دنیادار دکان‌دار، دراویش و صوفیان فرقه ای هستند؛ آن‌ها که با ادعاهای پوچ و بی‌اساس، دامی برای مردم پهن کرده‌اند تا مردم عوام را به دام خود بیندازند. ولی این دام عنکبوتی، سست و بی‌پایه است و خودشان هم در دام هستند؛ خود صوفی‌ها در دام استعمار هستند؛ صوفی‌ها مردم عوام را به کنج بیراهه‌های خانقاه کشیده آنان را فریب می‌دهند.
متصوفه برای دنیای خود ادعاهای بسیاری درست کرده است؛ خودشان را دارای مقام کلیه الهیه می‌دانند؛ اقطاب خودشان را امام زمان می‌دانند؛ مشایخ خود را مصادیق امام‌ها و اهل بیت معرفی می‌کنند، حتی این ادعا را مطرح می‌کنند که: «اگر کسی تمام شب را تا صبح شب زنده داری کند و صبح را روزه بگیرد و حج و صدقه و زکات و خمس بدهد؛ ولی ولایت قطب دراویش را قبول نداشته باشد تمام عبادت‌هایش باطل است.» بنابراین برای رد نظریات و بدعت‌های صوفیان؛ نتایج تحقیقات و پژوهش‌های خود را به شکل یک کتاب در اختیار مردم قرار دادم.
درباره کارهای میدانی و کتابخانه‌ای که در این کتاب انجام داده‌اید توضیح بفرمایید.
کتاب عنکبوت‌های دنیادار از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول آن نتایج کار میدانی است و بخش دوم نتیجه کار تحقیقاتی و کتابخانه‌ای است.
در بخش کار میدانی برای نوشتن این کتاب به خانقاه‌های صوفیان در شهرهای مختلف کشور سفر کرده‌ام و با بزرگان و مشایخ آن‌ها چهره به چهره مناظره داشته‌ام؛ و نتایج این مناظره‌ها را در این کتاب آوردم.
در بخش تحقیقات کتابخانه‌ای با توفیق الهی، بیش از صد جلد کتاب را در زمینه تصوف مطالعه کردم، کتاب‌هایی در موضوع اثبات تصوف در قدیم و اثبات تصوف در عصر معاصر را مورد مطالعه و بررسی قرار داده‌ام، کتاب‌هایی در رد تصوفِ قدیم مانند کتاب شیخ مفید که در رد حلاج و حدیقه الشیعه اردبیلی و اثنی عشریه حر عاملی و کسر اصنام الجاهلیه ملا صدرای شیرازی و امثال آن را  که در ردّ صوفیه نوشته شده است؛ و کتاب‌های جدیدی که در رد و نقد تصوف نوشته شده است را مطالعه و بررسی کرده، در پایان پس از یک  نتیجه گیری و جمع بندی؛ نوشتن کتاب را آغاز کردم.
در مورد ساختار کلی کتاب عنکبوت‌ها دنیادار توضیح بفرمایید
کتاب عنکبوت‌ها دنیادار بر اساس بدعت و انحراف فرقه‌های صوفیه تنظیم شده است؛ که باید گفت: تمام فرقه‌های انحرافی مقابل اسلام، دارای سه انحراف؛ اعتقادی، فقهی و اخلاقی هستند؛ در کتاب عنکبوت‌های دنیادار این سه انحراف به طور جداگانه بررسی و نقد شده است و در پایان هر بخش سؤالاتی از سران تصوف تشکیلاتی کرده‌ام که باید سران این فرقه‌ها پاسخ گوی این سؤالات باشند.
این کتاب شامل پنج بخش و یک مقدمه است؛ در مقدمه هدف از نوشتن این کتاب و چرا اسم کتاب را عنکبوت‌های دنیادار گذاشته‌ام، آمده است.
بخش اول: «کلیات»
بخش اول با عنوان «کلیات» شامل دو فصل می‌شود؛ «آشنایی اجمالی با ساختار تشکیلاتی فرقه‌های ضالّه» عنوان فصل اول این بخش است؛ در این فصل فرض کرده‌ایم که مخاطب این کتاب هیچ گونه آشنایی با ساختار تشکیلاتی فرقه‌های ضاله ندارد؛ توضیح دربارۀ فرقه‌های ضاله و فرق آن‌ها با گروه و حزب و اینکه چه کسانی در رأس فرقه‌ها هستند یا چگونه این فرقه‌ها مردم را جذب می‌کنند و نیز نحوه عضوگیری فرقه های ضاله در این فصل بررسی شده است.
عنوان فصل دوم «تصوف چیست و چه می‌گوید؟» است، در این فصل مفهوم تصوف را به لحاظ لغوی، معنایی و اصطلاحی توضیح داده‌ و در ادامه به تاریخچه مختصری از تصوف و منشأ پیدایش و سرچشمه های تصوف پرداخته‌ام.
بخش دوم: «بدعت‌ها و انحرافات اعتقادی»
عنوان بخش دوم «بدعت‌ها و انحرافات اعتقادی» است؛ در این بخش به حول قوۀ الهی به نقد جدّی تصوف فرقه ای پرداخته‌ام ولی باید عرض کنم که تمام بدعت‌ها و انحرافات آن‌ها در این کتاب نیامده است؛ بلکه بر اساس اهمیت، بخش مهمی از بدعت‌ها و انحرافات این فرقه در این بخش آمده است.
در سه فصل این بخش به «واکاوی جایگاه و نقش قطب در تصوف فرقه‌ای» پرداخته شده است؛ «تصوف از دیدگاه ائمه علیهم السلام» عنوان فصل چهارم است که آیات و روایت در ذمّ تصوف جمع آوری و نکته برداری و توضیح داده شده است.
بخش سوم: «بدعت‌ها و انحرافات فقهی»
«بدعت‌ها و انحرافات فقهی» عنوان بخش سوم است که در چهار فصل تدوین شده است؛ در فصل اول با عنوان «شریعت، طریقت و حقیقت» پرداخته شده است. صوفی‌ها معتقد به استغنای انسان از شریعت هستند و می‌گویند «لو ظهر الحقایق، بطلت الشرایع» یعنی اگر کسی به حقایقی رسید دیگر نباید پایبند شریعت و احکام آن باشد؛ این حکم در اسلام هیچ جایگاهی ندارد؛ در پایان این فصل به نقد و ردّ این عقیده باطل پرداخته شده است.
«خانقاه در مقابل مسجد» عنوان فصل دوم از بخش سوم است که به نحوه شکل‌گیری خانقاه و تاریخچه آن پرداخته‌ شده و در این فصل آمده است که صوفیان خانقاه را برای مقابله با مسجد ساخته‌اند؛ این در حالی است که در 26 آیه قرآن لفظ مسجد،مساجد و مسجداً به کار رفته شده است و همچنین صدها روایت در مورد ساختن بنای مسجد، احترام مسجد، آداب رفتن به مسجد و حقوق مسجد بر همسایگان، نگهداری از مسجد و ... داریم؛ لذا اگر متصوفه می‌گویند ما مسلمانیم در حالی که حتی برخی از آنان ادعای شیعه بودن هم می‌کنند؛ پس چرا با نص صریح قرآن و سنت و احادیث اهل بیت علیهم السلام مخالفت کرده‌اند؟ مگر پرستش گاه مسلمانان و شیعیان مسجد نیست؟ پس خانقاه دیگر چیست؟ در کجای اسلام اسم خانقاه آمده است؟ چرا صوفیان در مقابل مسجد خانقاه درست کردند؟ بنابراین خانقاه بدعتِ بزرگ صوفیه در مقابل اسلام است.
عنوان فصل سوم این بخش «عشریه در مقابل خمس و زکات» است، صوفی‌ها معتقد هستند که یک دهم مال خود را بدهید و این عشر کفایت از خمس و زکات می‌کند؛ در این فصل از آن‌ها این سؤال را کرده‌ام که شما از کجا و بر چه اساس قانون عشریه را درست کردید و مقابل خمس و زکات قرار دادید؟ مگر 32 آیه در قرآن راجع زکات نیست که حتی 26 آیه قرآن همراه با صلاة آمده است و یا سوره انفال آیه 41 مگر درباره پرداخت خمس نیست؟ یا مگر ده‌ها روایت در مورد خمس و زکات نداریم؟ چرا صوفیه همه این آیات و روایات را نادیده گرفته‌اند و با فتوایی که هیچ اساسی ندارد و برگرفته از هوای نفس است این چنین در برابر آیات قرآن و روایات می‌ایستند؟
«تشرف» عنوان فصل چهارم است که به آداب تشرف صوفیه پرداخته شده است؛ صوفیه می‌گوید هرکس می‌خواهد صوفی بشود باید پنج غسل کند و پنج شیء را به قطب خود اعطاء کند و این یک بدعت بزرگ در اسلام است و هیچ جایگاهی در اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ندارد و حتی کافر فقط با گفتن شهادتین مسلمان می‌شود و نیازی به غسل ندارد چه رسد به یک مسلمانی که حالا می‌خواهد از سر گمراهی صوفیه شود؛ صوفیان این غسل را از غسل تمهید مسیحیت گرفته‌اند و در اسلام چیزی به نام غسل اسلام و آداب تشرف نداریم.
بخش چهارم: «دیدگاه حضرت امام خمینی قدس سره الشریف درباره صوفی گری»
در بخش چهارم این کتاب به دیدگاه «حضرت امام خمینی قدس سره الشریف درباره صوفی گری» پرداخته شده است؛ علت این که بخش چهارم به نظرات امام خمینی درباره صوفی‌ها اختصاص یافته این است که بسیاری از صوفی‌ها بعد از انقلاب فرار کردند مانند گنجویان قطب فراماسون ذهبیه به انگلستان فرار کرد؛ نور بخش از رهبران صوفیه به آمریکا فرار کرد؛ خانم زارا نورایی و مصطفی آزمایش که از فرقه نعمت اللهی گنابادیه به فرانسه فرار کردند؛ و آن صوفی‌هایی که در ایران بعد از انقلاب ماندند و می‌خواستند فعالیت تشکیلاتی در ایران داشته باشند، برای ماندگاری خود در ایران حربه‌هایی را بکار گرفتند؛ اولین کار صوفی‌ها این بود که اسم خانقاه را تبدیل به حسینیه کردند؛ دوم اینکه به فکر این افتادند تا خودشان را به یک ریسمان محکم در نظام وصل کردند و چون امام منش عرفانی داشت صوفی‌ها گفتند امام صوفی است و کارهای ما را تأیید می‌کند و مُدام این شبهه را در کتاب‌های خود تکرار کردند.
بنابراین در بخش چهارم این ادعای واهی صوفیان را نقد و رد کرده‌ام؛ در فصل اول «ادعای دراویش بر تأیید آنان توسط امام خمینی»؛ در دو فصل بعد «رد دراویش و متصوفه توسط امام خمینی قدس سره الشریف» در آثار و گفتار امام است.
امام خمینی قدس سره الشریف در یکی از اشعارش می‌گوید:
«از صوفیان صفا ندیدم هرگز / زین طایفه من وفا ندیدم هرگز / زین مدعیان که فاش انا الحق گویند/ با خودبینی فنا ندیدم هرگز »
امام در کتاب چهل حدیث و نامه‌هایی که به آقا مصطفی خمینی دارد صوفیان را صریحاً رد کرده‌اند و صوفیان را دراویش دُکّان‌دار معرفی می‌کند و تأکید دارند که به سمت و سوی آن‌ها نروید.
در فصل چهارم بخش چهارم به عرفان امام خمینی قدس سره الشریف پرداخته‌ایم. همان طور که همه می‌دانند امام (ره) یک عارف بزرگ اسلامی بود و عرفانش را از طریق صوفی گری بدست نیاورده است، عرفان امام شاخص‌هایی دارد؛ عرفان او حماسی و ولایی بود، مطابق با شریعت محمدی صلی الله علیه و آله بود، عرفان امام پیراسته از بدعت‌ها بود، عرفان در خدمت مردم و همراه با سیاست بود و عرفان امام، عرفانی جامع و با شاخصه‌های اصیل اسلامی بوده است.
بخش پنجم: «دراویش و سیاست»
در بخش آخر «دراویش و سیاست» به پارادوکس صوفیه درباره سیاست پرداخته شده است؛ زیرا از یک طرف دراویش می‌گویند ما کبریت بی خطر هستیم و کاری به سیاست نداریم؛ درویشی ربطی به سیاست ندارد؛ در کتاب‌هایشان آمده است ما کاری به سیاست نداریم و در سیاست دخالت نمی‌کنیم، در این بخش در قسمت اول «اسلام و سیاست» به نظریه سیاسی صوفی‌ها با مقایسه با نظریه اسلام پرداختم؛ آیا دین و شریعت اسلام از سیاست جدا است؟ آیا اینکه سیاست عین دیانت است؟ در این قسمت آمده است امامان و پیامبران علیهم السلام هم رهبران الهی و رهبران سیاسی جامعه خود بودند و در زیارت جامعه می‌خوانیم: «وساسة العباد» یعنی امامان سیاست‌مدارانی مُتِعَبدی بودند؛ پیامبران با طاغوت‌های زمان مبارزه می‌کردند حضرت موسی علیه السلام با فرعون و حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود مبارزه می‌کردند؛ پس این نظریه صوفیان از نظر اسلام مردود است.
«تناقض آشکار» عنوان قسمت دوم این بخش است که به اعمال و رفتارهای مخالف با این نظریه صوفیان پرداخته‌ شده است؛ صوفیان می‌گویند کاری به سیاست نداریم؛ پس چرا قطب شما عضو ملی مذهبی‌ها بوده و کار حزبی و سیاسی می‌کرده؟ چرا در فتنه 88 بیانیه صادر می‌کنند که مردم به خیابان‌ها بریزند و در اغتشاشات شرکت کنند؟ چرا در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نامه به رئیس تشخیص مصلحت نظام می‌نویسید و می‌گویید به کی رأی بدهیم؟ چرا روابط گسترده با  سرویس‌های جاسوسی کشورهای غربی از جمله فرانسه دارند؟ مصطفی آزمایش در فرانسه مدام بیانیه علیه جمهوری اسلامی ایران می‌دهد و در شبکه های فارسی زبان علیه ایران اسلامی سخنرانی و پرونده سازی می‌کند و بسیاری از این تحریم‌های جهانی علیه ایران و پرونده سازی‌ها از طریق همین دراویش تحت عنوان انجمن پاسداشت حقوق بشر با همکاری آنان برنامه‌ریزی می شوند. هر چند خود دراویشِ ایران می‌گویند مصطفی آزمایش سخنگوی صوفیان در فرانسه نیست و ایشان به دروغ مدعی این عنوان است؛ اما به هر حال این نوع فعالیت‌های سیاسی با سایر ادعاهای آنان؛ یک تناقض آشکار بین حرف و عمل صوفیان است.
چه قدر زمان صرف نوشتن این کتاب کردید؟
تحقیقات اینجانب از نظر حجمی بسیار زیاد بود ولی به این نتیجه رسیدم که کتاب هر چه مختصرتر باشد مفیدتر است؛ تحقیقات و نوشتن این کتاب بیش از چهار سال وقت برده است.
مخاطبان کتاب عنکبوت‌های دنیادار چه کسانی هستند؟
مخاطب این کتاب هم عموم مردم است و هم خواص از جمله اساتید دانشگاه‌ها و حوزه‌ها، طلاب و دانشجویان علاقمند می‌توانند از این کتاب استفاده کنند.
چه توصیه‌ای برای کسانی که می‌خواهند در فرقه های انحرافی تحقیق کنند، دارید؟
تحقیق و پژوهش باید انسان را به حقیقت برساند و باید در پژوهش‌های خود تعصب را کنار بگذاریم؛ در تحقیق هدف: رسیدن به حق است و برای رسیدن به حق باید حرف‌های مخالفین را هم بشنویم، بنابراین باید در تحقیقات و کتاب‌های خود عین حرف‌های مخالفین آورده شود و در پایان نظرات آن‌ها را نقد کنیم.
در پاپان اگر سخنی دارید بفرمایید.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دو چیز گران‌بها یعنی؛ کتاب خدا و اهل بیت خود را در میان مردم بجای گذاشت؛ ما باید هر جریانی و هر فرقه را با حق بسنجیم و حق چیزی جز کتاب خدا و اهل بیت علیهم السلام نیست؛ حق با شخصیت‌ها شناخته نمی‌شود؛ اول باید حق را بشناسیم تا شخصیت و افراد آن شناخته شوند؛ بنابراین نباید اول به دنبال افراد برویم و پیروی از اشخاص، گروه‌ها و فرقه‌ها کنیم؛ بلکه باید اول حق را بشناسیم و بعد فرقه‌ها و نحله‌ها  با حق بسنجیم؛ اگر قرآن و اهل بیت علیهم السلام این فرقه و گروه‌ها تأیید کردند ما هم آن‌ها را تأیید، می‌کنیم؛ اگر قرآن و اهل بیت علیهم السلام رد کردند ماهم آن‌ها رد می‌کنیم. پس معیار سنجش همه چیز از جمله فرقه‌ها قرآن و عترت است نه چیز دیگر.
گفتنی است کتاب «عنکبوت‌های دنیادار» به قلم حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند با شمارگان 3000 نسخه، در256 صفحه  در قم از سوی نشر ذکری روانه بازار کتاب شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر