دو نکته

حیف از پولهای بیت المال که توسط

 اداره ادیان وزارت اطلاعات ریخت و پاش میشود

بالاخره تبهکاران جمع شده در "مجمع قلم بمزدان پایگاه اینترنتی تازه تاسیس موسوم به فرقه نیوز" موفق شدند- پس از اثبات مهارت خود در توطئه گری وپرونده سازی- رقم بالایی از بودجه بیت المال مردم محروم را "مال خود" کنند و به سبک و سیاق "ملاخوری" با سوء استفاده از "حرمت لباس روحانیت" دوران موقتی "سایت فرقه نیوز" را به پایان رسانده و با "دیزاین جدید" بخشهای تازه ای از به اصطلاح جنگ سایبری خودرا برعلیه اسلام و مسلمانی و تشیع و درویشی و بویژه طریقت حقه علویه رضویه نعمت اللهیه گنابادی آغاز نمایند. این جنگ سایبری نیز چیزی نیست جز روشن کردن " تنور چاخان" و اشاعه شایعه های مجعول و قلابی به منظور شیطان سازی و متهم ساختن دراویش به براندازی!

آقای حیدرمصلحی باید عمامه اش را بالاتر بگذارد و بفهمد که براندازهای واقعی همین عناصر مزدور و مواجب بگیری هستند که در "اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات" در شهرها و شهرستانها سرگرم اذیت و آزار دراویشند ولی به فرموده قرآن تیشیه بر ریشه بقای بنای خود میزنند که یُخَرِّبونَ بُیوُتَهم بِایدِیهِم


سایت فرقه نیوز در آخرین شیطنت خود در وبسایت تازه دیزاین شده اش اباطیل زیر را نشرداده است:

واکنش و نگرانی دراویش گنابادی از وضعیت به وجود آمده
به روز شده در:
۱۳:۲۸ - ۱۳۹۲ یکشنبه ۱۶ تیر
بازدید :
7
این روزها بسیاری از دراویش گنابادی از وضعیت وخیم درون فرقه ابراز نگرانی می کنند که با واکنش های رسانه های این فرقه مواجه شده است.
به گزارش فرقه نیوز؛ سایت مجذوبان نور، سایت رسمی دراویش گنابادی در بیانیه ای دوباره پای سیاست و متصوفه را پیش کشیده است و می گوید: بارها متذکر شده ایم که درویشان مانند همه‌ی شهروندان می‌توانند متمایل به تفکر و اندیشه‌های سیاسی مختلف باشند اما مکتب درویشی ارتباطی به سیاست ندارد.
این سایت که ادعا دارد ارتباطی با سران سلسله نعمت اللهی گنابادیه ندارد و مستقل است می گوید که بدون جانبداری یک طرفه، اخبار ایران و جهان را منتشر می کند و حمایت از جناح خاصی در مسایل سیاسی را رد می کند و می گوید محتوای سیاسی که دراویش نیاز دارند را ما تولید می کنیم.
مطالبه های فقرا و وضعیت درون فرقه باعث شده است که این گونه صحبت هایی از طرفداران دراویش منتشر شود که خود را بی طرف نشان دهند و مظلوم نمایی کنند.
برای تایید و رد این ادعا ها کاربران می توانند به قسمت اخبار این سایت مراجعه کنند و مشاهده نمایند که آیا این سایت واقعا بی طرف به اخبار ایران و جهان می پردازد یعنی تمام اخبار چه موفقیت های کسب شده چه مشکلات موجود را منتشر می کند یا اخباری که جانبدارانه و فقط مشکلات را منتشر می کند.
حال دراویش اگر با این اخبار و تحلیل های منفی رشد کنند چه می شود؟ پیامد های آن را که هدف گردانندگان آن است را  تنها در ضدیت با مسئولین کشور نمی توان جستجو کرد بلکه باید فراتر از آن را نگاه کرد.
چرا این سایت هیچ گونه خبری از موفقیت های دانشمندان ایرانی منتشر نمی کند؟ چرا بسیاری از اخبار مسئولین طراز اول کشور را منتشر نمی کند و فقط صحبت های افرادی که جانبدارند و فقط مخالفت و منتقد دولت اسلامی است را منتشر می کنند؟و چرا اخبار درون فرقه را گزینشی منتشر می کند؟ و همیشه از زندانیانی که با دلایل قانونی زندانی شده اند سوء استفاده می کند و اهداف خود را اجرا می کند؟
سایت های مشابه دیگری نیز که وابسته به تلوزیون اینترنتی حامی این سلسله است اخبار منتشر شده از طرف فرقه نیوز را فقط با توهین پاسخ می دهد و اظهار می کنند که در مسایل خانوادگی سلسله دخالت نکنید و به شما ربطی ندارد. این پاسخ چه جوابی دارد. یعنی اخباری که شما مهم نمی دانید را نباید منتشر کرد؟آیا این حق دراویش نیست که اخبار را بدون سانسور بدانند و از اختلافات و واقعیات باخبر باشند؟ آیا پاسخ گزینشی و تعصبی صحیح است؟ چرا این روزها دراویش در صفحه های خود دعوت به همدلی می کنند.
فقط باید گفت که این سایت ها با تهمت های نا حق و امنیتی خواندن سایتی که به نقد این سلسله مشغول است سعی دارند علاوه بر سیاسی کردن این موضوعات نگاه دراویش را به این سایت عوض کرده تا هیچ گاه حتی اخبار را نخوانند یا اگر بخوانند فقط با قصد دورغ بودن آن را پیگیری کنند.
امید است تمامی کاربران با چشم باز منابع به دور از تعصب و جانب داری چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی را با دقت مطالعه کنند و اسلام پیامبر(ص) و ائمه اطهار را  با سبک زندگی و تشکیلات موروثی اقطابی که معصوم نیستند، مقایسه کنند تا عمرشان، این گوهری که خداوند به انسان داده است را در راهی انحرافی به نام مسلمان حقیقی تلف نکنند
درویشان آنلاین: مطالب درج شده درسطور فوق، دررابطه با مقاله زیر از سایت مجذوبان نور میباشد

 

پاسخ به چند شبهه در باب عملکرد سایت مجذوبان نور در ارتباط با مسائل سیاسی

پاسخ به چند شبهه در باب عملکرد سایت مجذوبان نور در ارتباط با مسائل سیاسیتاکنون بارها و بارها مساله ی ارتباط بین سیاست، مکتب درویشی و دراویش تبین شده و در مورد آن به طور شفاف توضیحاتی داده شده است. اما باز هم سوالات و بعضا انتقاداتی در مورد عملکرد سایت مجذوبان نور در امور سیاسی با اشاره به مساله انتخابات و واکنش های قبل و بعد از آن رسیده بود و سوالاتی در مورد انعکاس یا عدم انعکاس بعضی مطالب نیز مطرح شده بود، بنابراین حالا که این دوران پر شور و حاشیه را پشت سر گذاشتیم، توضیحاتی هر چند مکرر در مورد ابهامات پیش آمده در این باب خدمت شما دوستان و مخاطبان عرض نماییم :
۱) بارها متذکر شده ایم که درویشان مانند همه‌ی شهروندان می‌توانند متمایل به تفکر و اندیشه‌های سیاسی مختلف باشند اما مکتب درویشی ارتباطی به سیاست ندارد. چون اساسا سیاست و تصوف دو مقوله متفاوت است که با یک معیار و یک واحد سنجش قابل بحث و بررسی نیست. سیاست در مقوله علوم دنیوی قرار می گیرد و عرفان در مقوله علوم الهی است. این برای کسب قدرت تلاش می کند و آن برای وصول و قرب به حضرت باری اراده می کند.
۲) از آنجا که هر درویش به عنوان یک فرد از اجتماع همچنان که حق داشتن عقیده و نظر در امور سیاسی نظیر انتخابات را دارد، حق ابراز و اظهار آن را از جانب شخص خود نیز داراست، بنابراین دراویش همچنان که در تصمیم گیری در امور سیاسی آزادند در اظهار نظرات خود چه موافق و چه مخالف با سایر برادران نیز آزادند. اما باید توجه شود که نظر هر یک از دراویش قابل تعمیم به کل جامعه درویشی نیست.
۳) سایت مجذوبان نور به عنوان پایگاه خبری دراویش گنابادی گرچه به صورت مستقل و غیروابسته به بزرگان سلسله طریقتی نعمت اللهی گنابادی عمل می کند اما چون متعلق به تمامی دراویش و با نظرات مختلف است، مشی و عمل کرد آن چه در طول زمان انتخابات چه سایر زمان ها طوری است که پشتیبانی خاصی از هیچ جناح، طیف و کاندیدای مشخص نمی کند و در اختلافات و مرزبندی های سیاسی تفرقه انگیز ورود نمی کند، اما طبیعی است که رسالت خبری خود مبنی بر اطلاع رسانی را حفظ کرده و دراویش و سایر مخاطبان خود را تا حدی از وقایع و اتفاقات جاری کشور به ویژه در حوزه حقوق بشر و آزادی ها و محدودیتهای اجتماعی مطلع می سازد.
۴) در مورد مساله انتشار اخبار دراویش در سایر سایت ها و رسانه های خارجی نیز باید توضیح داد که باتوجه به مساله بایکوت غیرقانونی دراویش و حذف خبری آنها به عنوان بخشی از افراد درجه اول جامعه، این اقدام تدافعی برای افزایش برد خبری موارد نقض حقوق دراویش و آگاه سازی افکار عمومی نه تنها ضروری بوده بلکه قانونی نیز می باشد، با توجه به قوانین و اصل قانونی بودن جرم و مجازات (اصل ۳۶ قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی ) مصاحبه با مراکز خبری کشورهای مختلف جرم محسوب نمی شود و به تبع مجازاتی نیز ندارد. اصل آزادی بیان که در اعلامیه حقوق بشر و در اصل ۲۴ قانونی اساسی آمده است مبین آزادی مصاحبه و انتشار اخبار توسط افراد جامعه می باشد. بنابراین هیچ محکمه ای در ایران نمی تواند شخصی را به صرف انجام مصاحبه با مراکز خبری خارج از کشور مورد تعقیب و بازجویی و مجازات قرار دهد.
دوران کنونی ، عصر ارتباطات است و جهان تبدیل به دهکده ای کوچک شده است و خبرها را نمی توان به صورت گزینشی و به میل عده ای خاص!! انتشار داد. از طرفی باید دید دلیل این مصاحبه ها چیست؟ و اساسا مسائل مطرح شده چه می باشد؟ اگر دراویش می توانستند از حقوق مشروع و قانونی خود دفاع نمایند و از مواهب و حقوق شهروندی و آزادی عقیده و بیان برخوردار باشند و از سوی مخالفین تصوف گرفتار بایکوت خبری نمی شدند و می توانستند در مراکز خبری داخل کشور حرف خود را به گوش مردم و مسئولین برسانند، نیازی نبود که اخبار توسط مراکز خبری خارج از کشور منتشر شود . آنچه از سوی دراویش در مصاحبه ها و گفتگوها با این مراکز مطرح و منتشر می شود متاسفانه شرح مصیبتها ، مشکلات و محدودیتهایی که معاندین تصوف و دستهای نفوذی آنها در قوای قضایی و اجرایی برای دراویش ایجاد نموده اند و اظهار و تذکر تخطی از قانون و عدم اجرای آن از سوی بعضی دولتمردان و مسئولین می باشند .این چه منطقی است که عده ای از شیعیان صبور و صلح طلب و قانونمدار را، که شهروندان کشور محسوب می شوند از سوی جماعتی قشری و متحجر مورد ستم قرار گیرند و مجریان قانون در برابر این ستمگری یا سکوت کنند و یا شریک ستمگر شوند و از مظلوم خواسته شود که دم بر نیاور!! و کلامی مگو!! که آبروی مجریان می رود!! و اگر گفت او را به تیغ تهمت براندازی به ظلمی مضاعف گرفتار نمایند و حق اظهار درد هم از مردم گرفته شود!!!
بنابراین باید گفت اگر انتشار اخبار در رسانه های بیگانه عواقبی دارد ، مسئولیت آن با قانون شکنان و ناقضان حقوق دراویش است چرا که بدیهی است که تامین کننده اصلی خوراک این رسانه ها دراویش نیستند بلکه کسانی هستند که مسبب ناملایمات برای دراویش می شوند.
۵) همیشه مغرضین و مخالفین محلی را برای تراشیدن اشکال پیدا می کنند، به طوری که به عنوان مثال اگر در برابر ظلمی که به یک درویش می رفت، سایرین رویه سکوت پیش می گرفتد، دراویش به جمود و قبول ظلم و خفت و بی توجهی به جامعه پیرامون خود متهم شده و گمراه خوانده می شدند، و برعکس اگر در مقابل حاکمان و صاحبان قدرتی که خود قانون را نقض و حقوقش را پایمال می کنند ، سکوت نکرده و چرا بگویند و حق را مطالبه کنند، می گویند: چرا در سیاست دخالت می کنید!! درویشی و عرفان چه کاری با سیاست دارد!! و نهایتاً متهم به براندازی، خیانت و وابستگی به اجانب می شویم، به همین دلیل پاسخی جز سکوت به این قبیل اشکالات مغرضانه وجود ندارد، چرا که تلاش برای بیدار کردن کسی که خودش را به خواب زده بی فایده است.

ضمیمه: این مقاله پرسش و پاسخ به نقل از صفحات فیس بوک منتشر میشود
بايد اركان اجرايي حاكميت را به پشت مرزهاي قانون عقب راند
بايد اركان اجرايي حاكميت را به پشت مرزهاي قانون عقب راند

مصاحبه با دکتر بیدآباد: راه حل سياسي کشور
فروردین 1388

سوال: آقای دکتر بیژن بیدآباد ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشته اید. لطفاً بفرمایید سوابق و تجربیات شما چیست؟
جواب: تحصیلات رسمی‌ام لیسانس علوم سیاسی و فوق لیسانس اقتصاد و دکترای تخصصی در رشته اقتصاد است. مشاغل متعددی در سطوح مختلف کارشناسی تا مشاوره در حوزه‌هاي اقتصادي نهادهای مختلف کشور نظیر سازمان برنامه و بودجه، وزارت امور اقتصادی و دارایی، مجلس شورای اسلامی، بانک مرکزی ایران، وزارت خانه های صنایع، معادن، بازرگانی و... داشته‌ام.

سوال: همکاری شما با این نهادها چگونه بوده است؟
جواب: همکاری من با این نهادها در حد تحقیقات و مشاوره اقتصادی و بیش از هر چیز در زمینه تحقیقات اقتصادی بوده است. در این مدت در بیش از سیصد عنوان کتاب و مقالات تحقیقاتی نوشته‌ام که زمینه‌های مختلف اقتصاد ایران را بررسی می‌کند. قدری از عمر هم در فعالیت علمی دانشگاه‌ها و هدایت پایان نامه‌های دانشحویان و تعلیم و تدریس گذشت.

سوال: پس با توجه به سابقه طولانی شما باید تحصیلاتتان قبل از انقلاب باشد؟
جواب: قبل از وقوع انقلاب در سال 1357، نوزده سال داشتم ولی قبل از انقلاب دوره لیسانس علوم سیاسی را تمام کرده بودم.

سوال: چگونه در 19 سالگی لیسانس داشتید؟!
جواب: وقتی کلاس چهارم دبستان بودم 3 سال تحصیلی را در یک سال خواندم و به کلاس هفتم نظام قدیم رفتم و دوره لیسانس را سه ساله و دوره فوق لیسانس را در دو ترم تحصیلی به پایان رساندم و اولین فارغ التحصیل دوره دکترا در دانشگاه آزاد بودم.

سوال: پس شما کاملاً وقایع انقلاب را به خاطر دارید؟
جواب: بله به علت اینکه در سه سال آخر دوران پهلوی که منتهی به سال 1357 شد رشته تحصیلی‌ام علوم سیاسی بود تحولات اجتماعی و سیاسی آن زمان را دنبال می‌کردم هر چند علاقه زیادی به شرکت در هیجانات منجر به انقلاب نداشتم.

سوال: چرا علاقه‌ای به فعالیتهای سیاسی منجر به انقلاب نداشتید؟
جواب: پاسخ به این سوال مفصل و زمان بر است ولی خلاصه بگویم وقوع انقلاب در سال 1357 از آگاهی اجتماعی و سیاسی مردم ایران آن زمان نبود بلکه ناشی از هیجانات اجتماعی و احساسات مذهبی ناشي از علاقه مردم به آموزه‌های دینی بود. البته تحریکاتی نیز از سمت گروه های متعصب دینی- سیاسی صورت گرفت که هیجانات مردم را به قلیان آورد. به نظر من در آن زمان شعور سیاسی کافی برای این تحول بزرگ در جامعه ایرانی به وجود نیامده بود و انقلاب بسیار زودتر از زماني كه بايد اتفاق مي‌افتاد واقع شد. یعنی عده‌ای این طفل را زودتر از موقع به دنیا آوردند. البته این نظر شخصی است شاید دیگران نظر متفاوتی داشته باشند ولی یکی به دلیل فوق و دیگر اینكه اطلاعاتم كامل نشده بود و وثوق كافي نيافته بودم كه آلت دست ديگران قرار نگرفته باشم مستقيماً وارد در مسائل انقلاب نشدم. هرچند خيلي مورد اعتماد دانشجويان بودم و در انتخابات دانشجويي دانشكده علوم سياسي بعنوان نمایند با بالاترین تعداد رأی انتخاب شدم و در سال 1357 مدتي دبير انجمن دانشجويي دانشكده كه متشكل از همه گروههاي فكري- سياسي نيز بود بودم. از سوي ديگر با عرفان و تصوف آشنا شده بودم كه دريچة جديد تفكري را براي من باز كرده بود.

سوال: مگر گرایشات عرفان و تصوف و درویشی با فعالیتهای سیاسی مغایر است؟
جواب: اصولاً در تصوف فعالیتهای سیاسی ممنوع نیست و درویش آزاد است که مانند سایر شهروندان به مسائل سیاسی جامعه خود بپردازد. هرچند درویشی با سیاست کاری ندارد ولی درويش در انتخاب فعالیت سیاسی خود آزاد است. در طول تاریخ درویشان بسیاری در مصادر بالای حکومتها شاغل بوده‌اند و تعداد آنها بسیار زیاد بوده است و نقشهای بسیار افتخارآفرینی برای جوامع خود به ارمغان آورده‌اند که موضوع مصاحبه‌های دیگر است.

سوال: آیا مکتب درویشی با نظام فعلی جمهوری اسلامی موافق است؟
جواب: من مسئول مکتب درویشی نیستم و در هر زمان مسئولیت این مکتب بر عهدة فردی است که قطب سلسله دراویش ناميده می‌شود و در این زمان حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده این مسئولیت را به عهده دارند و من شاگرد کوچکی در این مکتب هستم. مسلماً نظریات ایشان فقط و فقط نظر مکتب درویشی به مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی تلقی می‌گردد و باقی نظرات افراد مثل بنده نظر شخصی و فردي است.

سوال: آیا آقای دکتر تابنده نظام سیاسی جمهوری اسلامي را تایید می‌کنند؟
جواب: بهتر است از حضور خود ایشان وقتی بگیرید و این سوال را از خودشان بپرسید. همانطور که عرض کردم من شاگرد کوچکی در این مکتب هستم. ولی اگر به سوابق اجتماعی و سیاسی ایشان رجوع کنید خواهید دید که فعالیتهای سیاسی زیادی در قبل و بعد از انقلاب داشته‌اند و در بعد از انقلاب در دولت موقت مهندس بازرگان نیز مدتی عهده‌دار سمت وزارت بودند. ایشان زحمات زیادی برای این کشور کشیده‌اند و رنجها و مرارتهای بسیاری در راه اعتلای اسلام و ایران برده‌اند. بیش از یکصد مکتوبه ایشان در زمانهای قبل و بعد از انقلاب که غالباً در مجلات و نشریات و کتب مختلف چاپ گردیده گواه این موضوع است.

سوال: پس به عنوان یک شهروند ایرانی نظر شخصي شما نسبت به نظام جمهوري اسلامي چيست؟
جواب: نظام جمهوري اسلامي از لحاظ ابعاد نظري دو ويژگي بارز دارد كه اين دو ويژگي در دو مبحث ولايت فقيه و قصد اجراي احكام اسلامي خلاصه مي‌شود. به نظر من از لحاظ كلي نظريه ولايت فقيه از حسن عقلي برخوردار است. كتاب شئون و اختيارات ولايت فقيه كه توسط مرحوم آقاي خميني نگارش شده به وضوح مطرح مي‌كند كه ولايت فقيه به مثابه جعل (يعني قرار دادن) حاكم عادلي است كه به احكام شرع آگاه باشد. مسلّم است هر فرد عاقلي يك حاكم عادل و واقف به احكام شرع را به يك حاكم ظالم و ناآگاه به شريعت اسلام ترجيع مي‌دهد. ويژگي دوم قصد اجراي احكام اسلامی است كه هر چند موفقيت جمهوري اسلامي در اين ارتباط بسيار كم و حتي در موارد بسياري معكوس بوده ولي معذالك اين نيت و قصد در قوانين ايران مشاهده مي‌شود و سازه قوانين موضوعه در ايران بر احكام شريعت اسلام نهاده شده و خود اين به تنهايي از لحاظ نظري تأکید کنم فقط از لحاظ نظری به عنوان مزيت نظام جمهوري اسلامي تلقي ميشود.

سوال: آيا قصد اجراي احكام اسلام به نظر شما كافيست؟
جواب: براي رسيدن به جامعه‌اي كه احكام اسلام در آن مجري باشد بايد از اين مراحل گذشت. يعني اول قصد و نيت است كه شاكله را مي‌سازد و از بُعد اجتماعي به شكل قوانين و مقررات و نهاد‌هاي حقوقي متبلور مي‌شود. بايد اين مراحل طي شود تا به مقصد رسيد و حصول كمالات اجتماعي همانطور كه عرض كردم دفعتاً حاصل نمي‌گردد بايد فعل و انفعالات اجتماعي و سياسي لازم صورت گيرد تا جامعه به سمت تعالي پيش رود.

سوال:آيا به نظر شما احكام اسلامي مي‌تواند مسائل امروز جامعه ايراني و يا جوامع ديگر اين قرن را حل نمايد؟
جواب: به نظر بسياري از افراد اسلام متعلق به 14 قرن پيش است و مشخصه‌هاي جامعه 14 قرن پيش با جوامع امروزي متفاوت است و بايد قوانين جديدي براي اين زمان ابداع كرد كه از هر لحاظ متفاوت از قوانين اسلامي مي‌باشد. اين نظريه را صد در صد نمي‌پسندم؛ زيرا اولاً اگر در نظام حقوقي اسلام دقت كنيم مي‌بينيم كه واضع آن بسيار دانا و دانشمند بوده است. دقت در كنه احكام حقوقي اسلام اين موضوع را روشن مي‌سازد كه شارع مقدس اسلام از نبوغ خاصی برخوردار بوده كه ظرافت‌هاي حقوقي، تربيتي و اجتماعي موجود در احكام تقنيني اسلام اين موضوع را براي محققين اجتماعي روشن ساخته است. حقوق اسلام بر اساس فقه اسلامي قرار دارد و ماهيت فقه اماميه ماهيتي پويا است. يعني زمينه‌هاي لازم براي پوياي احكام اسلامي در زمينه‌هاي جديد و مستحدثه از مسائل روز را فراهم كرده است. اگر فقها و حقوقدانان اسلامي در برخي زمينه‌ها بالاخص مسائل نوظهور كم‌كاري داشته‌اند نبايد تقصير را به گردن اسلام انداخت، هرچند توسعه فقهي– حقوقي احکام اسلامی در حقوق مدني بسيار زياد بوده است و علت اين موضوع كثرت منازعات در اين قبيل مسائل بوده است قرآن تعلیم فرموده که امور جامعه با شور و مشورت تنظیم شود یعنی عقلای جامعه در مورد مسائل جامعه خودشان بررسی کنند و تصمیم بگیرند که چگونه آن را اصلاح کنند. حاصل این شور و مشورت قانونی خواهد بود که احکام زندگی در جامعه می‌باشد.
برای مثال در زمينه حقوق بين‌الملل بالاخص حقوق بين‌الملل عمومي كه تنظيم روابط بين دول مختلف را بايد بررسي و منظم كند فقه اسلام توسعه‌اي نداشته است. این عدم توسعه نه ناشی از این است که روح احکام اسلامی قابل تعمیم به این مسائل نیست. بلکه ناشی از عدم توجه حقوقدانان اسلامی به موضوع است. در اين زمينه به كتاب: «مباني عرفاني روابط بين‌الملل در اسلام» مراجعه کنید كه وزارت ارشاد اجازه انتشار آن را نداد. البته اين كتاب در سايت www.bidabad.com برای مطالعه موجود است. در اين كتاب به 96 اصل اشاره شده است كه هركدام از آنها به خوبي برتري و كاملتر بودن ديدگاه اسلام را نسبت به مترقي‌ترين دكترين‌هاي مطرح در جامعه بين‌الملل فعلي در زمینه تنظیم روابط بین‌الملل نشان مي‌دهد.

سوال: در عنوان كتاب به عبارت مباني عرفاني اشاره كرديد. آيا اصولاً نگاه عرفاني در اسلام با نگاه فقها متفاوت است؟
جواب: بسياري عرفان و تصوف اسلامي را به اشتباه متفاوت از شريعت اسلام مي‌دانند اين اشتباه معمولاً از طرف افراد كم اطلاع يا مغرض صورت مي‌گيرد. شريعت اسلام دستورات عمومي جامعه است و به مثابه تعليمات آموزش ابتدايي مي‌باشد و عرفان و طريقت به مثابه دوره‌هاي تخصصي و متعالي تعليمات اسلامي است. هيچگاه وجود دبيرستان و دانشگاه معارض دبستان نيست بلكه در امتداد آن است و هركس به دانشگاه راه يابد الزاماً بايد مراعي آموزش‌هاي دبستاني فراگرفته خود نيز باشد. يعني اول بايد قواعد شريعت را رعايت نمود و وقتي آموخت كه همواره رعايت دستورات شريعت را بنمايد آنگاه بايد قدم‌هاي بعدي را در تزكيه نفس و اخلاق و حصول كمالات روحي بردارد. لذا هيچگاه عرفان و تصوف تعارضي با نظرات اصيل فقهي تأکید کنم فقهی و نه فقها، ندارد. استفاده از اين نام در كتاب فوق جهت تاكيد بر ابعاد حِكَمي موضوع دارد. يعني مسئله از ديدگاه حكمت بررسي شده است. در اصول فقه به اصلي به نام اصل حكمت اشاره مي‌شود كه نگاهش به علت شرايع است. يعني تحقيق مي‌كند كه دليل تشريع احكام چه بوده و اين شيوه نگاه به احكام شارع مقدس اسلام براي درك بيشتر مراد شارع است.

سوال: اگر چنين است چرا همواره تعارضات زيادي بين اهل شريعت و طريقت وجود دارد يا به عبارت بهتر اهل شريعت تضييقاتي براي دراويش ايجاد مي‌كنند؟
جواب: بايد به صراحت بگوييم كساني كه اين تضييقات را اعمال مي‌كنند به احكام شرع آگاه نيستند و اگر خود را متشرع یا حتی مسلمان مي‌نامند فقط نامي بر خود گذاشته‌اند و اين اسم بي محتواست. در اسلام جان و مال و عرض و ناموس گوينده لا اله الا الله مصون است و اگر كسي به اين صيانت بي‌توجه باشد دلالت بر بي‌توجهي وي به اسلام دارد نه اينكه در دين اسلام جوازي براي اين اعمال داده شده باشد.

سوال: پس اختلاف موجود در گروه‌هاي به قول شما متشرع و صوفيه چيست؟
جواب: اصولاً بسياري از افرادي كه بدون اذن و اجازه از معصوم عليه السلام به علوم ديني مي‌پردازند و حتي سال‌هاي سال عمر خود را در كسب آن صرف كرده‌اند حاضر نيستند جايگاه اجتماعي خود را ضعيف ببينند لذا با ديگر اقوام و نحل ديني و اهل طريقت كه مقيد به اجازات معنعن از معصوم عليه السلام هستند موافقتي ندارند. چون اهل طريقت همانند فقهاي عظام كه داراي اجازه روايت از معصوم هستند تصدي امور ديني را در فتوا، ارشاد و تربيت منوط به اجازه مي‌دانند و اصولاً اختلافي بين فقهايي كه اذن روايت دارند و عرفا نيست و دانايان طرفين، شريعت و طريقت را در اصل شعب يك اداره مي‌دانند.

سوال: علي ايحال نگاه شما از اين جهت كه از علاقمندان تصوف هستيد به متوليان فقه چيست؟ آيا از لحاظ سياسي نظر شخصي شما منطبق با هماهنگي شريعت و طريقت است؟
جواب: از لحاظ اجتماعي عرفا به گسترش اجراي احكام شريعت علاقمندند زيرا زماني طريقت زمينه رشد بيشتري ميابد كه شريعت اسلام زمينه لازم و بستر مناسب را فراهم كرده باشد. يعني شريعت اسلام افراد را مقيد به رعايت حقوق فردي و اجتماعي نموده باشد. به عبارت بهتر مردم دچار معاصي ناشي از تعرض به حقوق خود و ديگران نباشند. یعنی ظلم به خود و ظلم به دیگران تقلیل یابد. این موضوع به این معنی است که در جامعه شريعت اسلام رشد كرده است. در این حالت تازه استعداد رشد طريقت به وجود مي‌آيد. مثال ساده آن اين است كه هرچه دانش‌آموزان دوره‌هاي مقدماتي و دبستان و دبيرستان بيشتر و بهتر باشند دانشجويان بيشتر و بهتري به دانشگاه وارد خواهند شد. يعني فقها وظيفه تربيت و آماده‌سازي افراد را براي ورود به مراحل تربيتي بالاتر در دانشگاه عرفان و تصوف اسلامي به عهده دارند. يعني وجود فقهاي عظام كثرالله امثالهم از ضروريات گسترش عرفان و تصوف اسلاميست لذا از لحاظ اجتماعي بايد فقيهان صحيح‌العمل باز تاكيد مي‌كنم صحيح العمل در جامعه محترم شمرده شوند.

سوال: پس به نظر شما حكومت جمهوري اسلامي حكومت مطلوبي است؟
جواب: از لحاظ نظري حكومت جمهوري اسلامي ايران بر مبناي مفاد قانون اساسي پايه‌گذاري شد. بررسي و تعمق در اصول قانون اساسي به وضوح مترقي بودن اين قانون را نشان مي‌دهد. بخش حقوق ملت در قانون اساسي ايران منطبق با آزادي‌خواهانه‌ترين مباني حقوق بشر در جهان امروزي است. هرچند اصولي از قانون اساسي دچار ابهاماتي در تشكيلات اداري يا رويه‌هاي اجرايي و نظارتي دارد و افراط و تفريط در آن به چشم مي‌خورد ولي در مجموع اكثر اصول آن با روح قرآن مطابقت دارد و اين موضوع يعني نظريه حكومت اسلامي از لحاظ توسعه سياسي دين اسلام يك قدم بزرگ محسوب مي‌شود.

سوال: گفتيد از لحاظ نظري، آيا در عمل هم حكومت جمهوري اسلامي مطلوب شماست؟
جواب: هرچند پايه‌هاي نظري جمهوري اسلامي مترقي مي‌باشد ولي در عمل اشكالات اساسي در اجراي آن وجود دارد و تعداد اين اشكالات به اندازه كافي زياد هست كه نتيجه بگيريم مفاد قانون اساسي در اجرا از معضلات زيادي رنج مي‌برد. براي مثال: گروه‌هاي زيادي در ايران وجود دارند كه اعمال سياسي خود را به نظام بسته و با پرنگ كردن احساسات سياسي- انقلابي خود را وارث و مدعي نظام مي‌دانند و مرتكب اعمال غيرقانوني و يا به ظاهر قانوني مي‌شوند و رأس حاكميت نيز در مقابل آنان سكوت اختيار مي‌كند.

سوال: آيا به نظر شما اشكال از رهبريت و رأس هرم حكومتي است؟
جواب: هيچ حكومتي مايل به عدم ثبات و بي‌نظمي نيست و هيچگاه نمي‌خواهد كه قانون زير پا گذاشته شود زيرا عدم اجراي قانون منفعت جديدي برايش ايجاد نمي‌نمايد و بلكه هرگونه بي‌ثباتي خطري براي حاكميت تلقي مي‌شود. كساني اقدام به انتشار بي‌نظمي مي‌كنند كه منافعي از اغتشاش بدست مي‌آورند. مثلاً تسويه حساب شخصي مي‌كنند يا صندلي حاكميت را مي‌لرزانند تا بلكه بتوانند جاي خود را بر آن باز كنند؛ يعني مي‌خواهند به طريقي بخشي يا تمامي قدرت حاكميت را به خود اختصاص دهند. اين گروه‌ها هرچند برچسب‌هاي دوستي هم برخود بزنند دنبال منافع شخصي يا گروهي خود هستند و توجهي به منافع ملي يا جامعه ندارد. قصد اين گروه‌ها از اقدامات سياسي خود اصلاح نظام نيست و هدف آنها بهبود كيفيت رفاه مردم نيز نمي‌باشد. غالباً اعتقادات مذهبي آنان نيز روپوشي براي فريفتن عامّه است. اين نوع گروه‌ها نمي‌توانند و يا شايد بهتر بگوييم نمي‌خواهند جامعه را اصلاح كنند.

سوال: آيا نظر آنها كه معتقدند بايد حكومت را با مداخله نيروي خارجي اصلاح كرد را تاييد مي‌كنيد؟
جواب: پرواضح است كه جواب منفي است. بيگانه منافع خود را دنبال مي‌كند و هيچ اشتراكي در منافع ملي يك كشور نمي‌تواند داشته باشد. اين موضوع لااقل در طول تاريخ به صورت يك قاعده عمومي به اثبات رسيده است، هرچند استثنائاتي در صدر اسلام مشاهده شده ولي در زمان حاضر و قرون متمادي گذشته مشاهده نشد كه دولتي خارجي براي منافع ملي ديگر كشور‌ها اقدام به لشگركشي كند. ورود سرباز بيگانه به هر كشوري همراه با جبر، زور، تخريب، تحقير و تاراج بوده است. آنان كه دل به ياري بيگانگان در اصلاح كشور خود مي‌بندند يا دشمنان دانا يا دوستان نادان ملتند كه مايلند هستي ملت‌ها را به باد فنا دهند تا در خرابه‌هاي جا‌مانده از زير سم ستوران بيگانه كينه خود را تسكين دهند يا مالي به يغما برند.

سوال:پس شما براي اصلاح وضعيت فعلي انقلاب مجددي را لازم مي‌دانيد؟
جواب: انقلابات همواره برهم زننده سازوكار‌هاي رفتاري و سازماني و ايدئولوژيك مي‌باشند. هرچند تحولات ايدئولوژيك يا تكامل و توسعه رفتار‌ ملت‌ها و حكومت‌ها امري پسنديده است ولي حصول آن با انقلاب بسيار پرهزينه بوده و رسيدن به هدف و آرمان مد نظر مردم را به تعويق مي‌اندازد. خسارت‌هايي كه از اين بابت در سه دهه پيش بر جامعه ايراني وارد شد را يك بار به رأي العين ديديم و آلان كه سه دهه از آن تاريخ مي‌گذرد هنوز آثار صدمات آن قابل رويت است. لذا راه حل انقلاب براي اصلاح يك نظام پيشنهاد نمي‌شود.

سوال: پس راه حل چيست؟
جواب: بايد آگاهيهاي جامعه را زياد كرد تا مردم مدافع حقوق خود باشند. در ادبيات حقوقي اصطلاحي است كه «حق گرفتني است و نه دادني!» در حال حاضر كه اركان اجرايي حاكميت دچار بي‌انضباطي و عدم استفاده صحيح از منابع و اختيارات خود شده‌اند و در اين اقدامات جامعه را دچار ناكارايي و بيعدالتي كرده‌اند بايد آنها را به پشت مرزهاي قانون عقب راند. بايد عامّه مردم اين حق‌خواهي را دنبال كنند. در اين صورت است كه حاكميت در موضع صحيح خود كه در قانون اساسي مشخص شده قرار خواهد گرفت. سرنوشت جامعه را بايد مردم جامعه بنابر آگاهي‌هاي خود رقم بزنند.

سوال: پس شما دكترين جديد مبارزات حقوقي را پيشنهاد مي‌كنيد؟
جواب: اسمش را دكترين جديد مي‌گذاريد. ولي اين شيوه در كشورهاي توسعه يافته و در قرون 14 به بعد در اروپا با نظرات انديشمندان زيادي نضج گرفت. نظرات افرادي نظير لاك، ولتر، رسو، منتسكيو و ديگران نيز همين موضوع را مطرح كردند كه بايد ضابطه‌اي براي دولتمردان مشخص نمود و آنكه به حكومت رسيد داراي حقوق نامحدود نيست. ولي از لحاظ شكلي اين نوع برخورد برخلاف اشكال متداول مبارزات سياسي كه هدف آن تخريب حاكميت است متفاوت است. زيرا اين رويه هدفش اصلاح حاكميت است. يعني با ابزار قانون كه توسط خود حاكميت وضع شده حكومت را امر به معروف و نهي از منكر مي‌نمايد. در اين مسير هرچه مردم به حقوق خود آگاه‌تر باشند بهتر ميتوان جامعه را اصلاح كرد.

سوال: از شما يك سؤال شخصي بپرسم. شما در انتخابات به چه شخصي رأي مي‌دهيد؟
جواب: البته همانطور كه گفتيد اين موضوع شخصي است ولي براي اينكه سوال شما بي پاسخ نماند عرض مي‌كنم كه من شخصاً انتخابات در ايران را جدي نمي‌دانم. اين نظر شخصي است و براي آن نگفتم كه ديگران هم نظر مرا دنبال كنند. ولي بر فرض اگر بپذيريم كه جدي است مسلماً به فردي رأي مي‌دادم كه در زماني كه به پست رياست جمهوري نرسيده حامي حقوق افرادي بوده كه حمايت از آنها سودي برايش مهيّا نمي‌ساخته. در ايران در چهار سال گذشته به حقوق دراويش تعرّض زيادي شد. يعني به گروهي تعرّض شد كه من خود را متعلق به آن مي‌دانم. در اين ميان همه برخلاف وظيفه شرعي خود سكوت كردند و مانند اصحاب اخدود نشستند و تماشا كردند. مسلماً كسي كه مكرر شجاعت به خرج داد و دست به قلم برد و حكومت را متذكر شد كه دچار انحرافيد و از اين بابت او را در مضايقه نيز قرار دادند مسلماً از اين بُعد شجاعتر و ارزشمندتر از ساير نامزدها مي‌باشد.

از وقتي كه به ما داديد تشكر مي‌كنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر