بوسه برپیشانیِ درویش (محمد نوری زاد)



بعدازظهرامروز راه افتادم طرف قم. ازمدتها پیش اراده کرده بودم به دراویش قم سربزنم و ازآنان بابت رنج ها وتوهین ها وآسیب هایی که دراین سالها از”برادران” و: “برادران طلبه” برسرشان باریده پوزشخواهی کنم. پرسان پرسان خانه ی “دکترشریعت” را پیدا کردم. دکترمرا با آغوش بازپذیرفت.

دکترشریعت وبستگان او ازدراویش ریشه دارنعمت اللهی گنابادی اند. بسیاری ازآیت الله ها وحجت الاسلامهای قم وخانواده هایشان بیماراو بوده اند واکنون نیزهستند. پیشانی اش را می بوسم وازاو وازهمسرمهربانش وازهمه دراویش خوب کشورمان پوزشخواهی می کنم. دکترشریعت می خندد وبا خنده های مدامش تلاش می کند شرمساری را ازچهره وکلام من پس بزند.

چند سال پیش برادران طلبه وکفن پوش با هماهنگی ونقشه ی ازپیش طراحی شده ی برادران، وفتاوای غمزه گونِ آیت الله صافی وآیت الله مکارم شیرازی درروفتن بساط دراویش قم وسایرشهرهای کشور، وبا شعارها وناسزاها وسنگها ومشعل های آتش، به خانه ومطب دکترشریعت وحسینه ی دراویش قم – که همه درمجاورهم بوده اند – یورش می برند وبعد ازبارش ناسزاها وشعارها وفحش های رکیک و سنگباران وآتشباران، مابقیِ عملیات درویش روبی را به لودرهای برادران می سپارند تا خانه ومطب وحسینیه را با خاک یکسان کنند ونشانی از این اماکن جهنمی! بجای نگذارند.

دراویش ایران با هرتفاوتی که با هم دارند، ازسالم ترین وبی آزارترین اقشارکشورند. ازسالها پیش به این طرف، زندانهای ما پذیرای جمعی ازدراویش بی گناه ما بوده وهستند. ازدکترشریعت می پرسم “برادران” این روزها با شما کاری ندارند؟ می گوید: نه. چرا که ما اینجا مطلقاً تجمعی ونمازی ونشست وبرخاستی نداریم که برای آنان مزاحمتی بحساب آید.

درپایان می خواستم پیشنهاد کنم چند تا مدال طلایی بدهیم بسازند برای آویختن ازگردن آیت الله های قم که دربیوت مبارکشان نشستند وجلوی چشمشان دراویش بی آزارما را درقم ودرهرکجای کشورزدند وزندانی کردند وبساطشان را روفتند. عجبا که امشب چهره ی دکترشریعت را سرشارازتبسم یافتم. بی آنکه به من بگوید: سالها پیش پسرشانزده ساله اش را به جرم فروش روزنامه دردم وبدون دادگاه اعدام کرده اند.

اکنون که این نوشته را به پایان می برم، ساعت پنج صبح روزسه شنبه است. ساعت دو رسیدم تهران. ساعت هشت باید به سمت دادگاه روانه شوم. اگراز”دادگاه” برگشتم که هیچ، اما اگربرنگشتم، راجع به پیشنهادم فکرکنید. همان مدالهای طلایی!

اول مردادماه سال نود ودو – تهران

۲ نظر:

  1. اگر نوری زاد از گذشته خود برائت جوید واعمال و رفتار وی سیاست بازی و برنامه ریزی شده از سوی رژیم نباشد ستودنی است

    پاسخحذف
  2. بعد از سالها جور وستم و به زنجیر کشیدن دراویش گنابادی یکی پیدا شد واز زجری که این شیعان بحق علی ( ع ) کشیده اند مطلبی نوشت من از آقای نوری زاد تشکر وقدر دانی میکنم سپاس.

    پاسخحذف