مه فشاند نور و سگ عو عو کند - هر کسی، بر طینت خود میتند

من از روئیدن خار سرِ دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد به این بالانشینیها
میگویند یک روز ناصر الدینشاه قاجار به صدراعظم خود میرزا آغاسی دستور حفر چاهی داد تا آب آن برای نوشیدن و کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.
میرزا آغاسی هم یک حفار آشنا به کار را مامور کندن چاه کرد. او و  گروه زیردستش مدتی سرگرم حفر و تخلیه چاه شدند. بعد از مدتی ناصرالدینشاه از صدراعظم خود گزارش کار خواست. میرزاآغاسی درجواب گفت :"قبله عالم به سلامت باشند. حسب الامر ملوکانه چاه کنده شد. ما به آب نرسیدیم، اما جماعت حفارها به نان رسیدند، یعنی مزدوری کردند و مزد گرفتند"
حالا حکایت "خرقه پوسیده" است.
نگاهی به تاریخ اتفاقات و رخدادهای هشت ساله گذشته این قضیه را ثابت میکند. این وبلاگ ورشکسته، در دی ماه هزاروسیصدوهشتاد و چهار - راه اندازی شد. دوره دولت نهم شروع شده بود.محمدحسین صفار هرندی - ازباند کیهانیان- مسند نشین وزارت ارشاد شده بود، مصطفی پورمحمدی - معاون علی فلاحیان- به وزارت کشور و محسنی اژه ای - معاون دیگر علی فلاحیان- به وزارت اطلاعات منصوب شده بودند و محمود هاشمی شاهرودی ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشتند!! بیست و چهارم بهمن هزاروسیصدوهشتاد و چهار عناصر بسیجی در یک توطئه ناجوانمردانه حسینیه دراویش گنابادی در شهر قم را که درروی زمین وقفی بنا شده بود مورد هجوم قرار داده و پس از چپاول و حرق آنجا را تخریب صددرصدی کردند
محمود احمدی نژاد موفق شد تاپیش از انقضای دولت نهم هرسه وزیر نامبرده را عزل کند، اما وبلاگ نویسهای خرقه که از دورافتاده ترین دهات بروجرد به شهر قم امده و باعَلَم کردن عکس یک نوجوان بسیجی میخواستند زمینه را برای نمایندگی از شهر بروجرد در مجلس برای هم عشیره ای های خویش مهیا سازند، به فرافکنی درون سیاه خود برعلیه دراویش نعمت اللهی گنابادی ادامه دادند تا این که در اواخر عمر دولت دهم و بحبوحه انتخابات، این خرقه پوسیده از صفحه روزگار محو شد و دود و دمش فرو نشست. آبی از این تنور خاموش گرم نمیشد، اما نانی برای گردانندگانش می آورد که مزدوران دوایر ظلم و جور بودند 
حالا هنوز هم میخواهند "دم از هستی" بزنند. به این دلیل، چون چیزی در چنته برای ابراز ندارند!!  ناچار به اباطیل بافی هستند، اما امروز دیگر یکه تاز نیستند، رقبای زیادی پیدا کرده اند. سایتها و وبلاگهای مشابه متعددی براه افتاده و بازار خرقه پوسیده را کساد کرده. دعوا سر پول است، سر بالاکشیدن و غارت کردن وجوه بیت المال است. مگر دولت احمدی نژاد افشا نکرد که مصطفی پورمحمدی درکسوت وزیر بی لیاقت کشور بجای آن که مانع هرج مرج گروه های فشار و قانون شکن در بروجرد و قم و اصفهان بشود، سرگرم اختلاسهای بیست و سه میلیارد تومانی از بودجه وزارت کشور بود!! (و اکنون پرونده چپاولگریهای بیحسابش  به دستگاه قضایی ارسال شده تا دردست بررسی قرار گیرد)
حالا خرقه پوسیده و غیرقابل رفو، نوشته های بیسروته هشت سال قبل خودش را باز نشخوار میکند و مثل شتر بادیه گرَد، خوابهای پنبه دانه ای میبیند. مَثل معروفی است: شتر درخواب بیند پنبه دانه! گَهَی لُف لُف خورد، گهَ دانه دانه
این مطلبی است که در خرقه پوسیده انتشار یافته!!
خرقه پشمینه
عرفان آری-تصوف خیر

فرقه صوفیه گنابادی در آستانه ی انقراض

این روزها فرقه ی صوفیه گنابادی اوضاع وخیمی دارد.چند دستگی درون فرقه و دعواهای قطب و شیوخ فرقه که در حال علنی شدن است،خسته شدن بسیاری از دراویش از وضع کنونی فرقه و ضعف تئوریک اوضاع فرقه را به بدترین وضع در طول تاریخ فرقه رسانده است.دلیل این ضعف چیست؟
1- شخصیت سیاسی نورعلی تابنده قطب فعلی(که از اعضای جریان سیاسی به اصطلاح نهضت ملی بود و سابقه ی مهمی در صوفی گری نداشت) فرقه را به سمت سیاسی شدن برد تا جاییکه فعالیتهای سیاسی فرقه از یک حزب سیاسی نیز فراتر رفت.
2-با سیاسی شدن فرقه عناصری که سوابق منفی داشتند در صدر فعالیتهای فرقه قرار گرفتند و کم کم شیوخی که برای اعضای فرقه تقدس داشتند به حاشیه رفتند.
3-پیوند برخی از اعضای فرقه مانند مصطفی آزمایش،سرشار،زارا نورانی و..با سرویسهای امنیتی کشورهای مخالف انقلاب اسلامی و همکاریهای تنگاتنگ با ضد انقلاب،منافقین و فرقه هایی مانند فرقه ی ضاله بهائیت باعث شد آن دسته از دراویشی که اعتقادات اسلامی قوی تری داشتند و به میهن خود علاقمند بودند به شدت دچار یاس و نا امیدی شوند و فرقه با ریزش مواجه شود.البته همین مساله نیز باعث شد که تحت فشار افکار عمومی فرقه ،نورعلی تابنده قطب گنابادیها علیرغم میل باطنی در نوروز امسال مصطفی آزمایش را از سخنگویی فرقه در اروپا عزل کند.
4- ضعف تئوریک مبانی و نقدهای جدی مخالفین به فرقه باعث شد بسیاری از دراویش به ماهیت اصلی فرقه پی ببرند که همین امر نیز باعث خروج آنها از فرقه یا عدم مشارکت در برنامه های عمومی فرقه شد.این مساله به قدری جدی بود که فرزند و همسر شهرام پازوکی از تئوریسین های اصلی فرقه رسما از فرقه جدا شدند و مدتی به عنوان سمپات های یک فرقه ی انحرافی(عرفان حلقه)فعالیت می کردند.
5- ایجاد تنش و درگیری با نظام توسط برخی اعضای فرقه و درگیری در چند شهر کشور با مردم باعث حساس شدن مردم به این فرقه و سنگین تر شدن جو روانی برای دراویش شد تا جاییکه برخی دراویش عملا ظاهر درویشی خود را تغییر داده و حتی سبیل های خود را که نماد این فرقه است کوتاه کردند.
به هر حال اوضاع وخیم فرقه و سن بالا و بیماری نورعلی تابنده باعث درگیری شدید بین بزرگان فرقه برای جانشینی وی شده است و قطعا با مرگ تابنده این فرقه دچار انشقاق و نهایتا فروپاشی خواهد شد.


!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 12:52 | چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 • نظر بدهيد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر