ادامه خیالپردازیهای توطئه گرانه 
سایتهای وابسته به محافل سیاه "امنیتی- مطبوعاتی" 
بر علیه درویشی و عرفان در ایران

کسانی که خود از چندپارگی و انشقاق وجنگ بر سر قدرت و منصب  رنج میکشند، تلاش برای فراکنی ناکامیهای خود در مورد دراویش دارند و درباره "اهل الله" خواب تفرقه و تفرق و چنددستگی میبینند و دروغها و اکاذیب سرهم بندی شده و بی بنیان را به تنور جنگ روانی میزنند و از خدا و از مردم فهیم ایران شرم نمیکنند 

سایت توطئه پرداز موسوم به "دیده بان" که خود را بخشی از عناصر عسکر سایبری در عرصه جنگ نرم وابسته به موسسه موسوم به "مرکز مبارزه با جبهه معارض انقلاب اسلامی" میداند با انتشار اباطیل جدیدی سنددیگری درمورد خوابهای پنبه دانه ای و اضغاث احلام شتر-گاو-پلنگی درباره دراویش ارائه داد. این اباطیل بقدری تکراری است که چنته خالی گویندگان آن را نشان میدهد و بس. عجب که این اباطیل نگاران برای انتشار این خیالات مالیخولیایی جیره و مواجب ماهیانه میگیرند و در خانه های سازمانی مسکن داده شده اند و از حاشیه امن کامل برخوردارند و قوه قضائیه و دستگاه های حامی نظم درجامعه قادر به مقابله باآنها نیستند. این عناصر جیره مواجب بگیر جنگ نرم مبلغان مکتب دروغین شیطان پرستی اند که خودرا به غدر و نیرنگ در کسوت اسلام  جا زده اند و به بهانه اسلامیت، مسلمانان راستین و پیروان تعالیم قرآنی و صوفیان صافی ضمیر را مورد اهانت و توهین مداوم قرار میدهند و به پادافراه همین غدر و خیانتی که در حق "اهل الله" روا میدارند هزینه بسیار سنگینی در سطح بین المللی به حیثیت و اعتبار نظام تحمیل مینمایند. به فضل خدای بزرگ دست این توطئه گران به دستیاری صالحان و نیک اندیشان از توّهم زائی کوتاه خواهد شد

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند - بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

 پنجهء دیو، به بازوی "ریاضت بشکن
کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست
ضرورت مهار تمایلات و امیال نفسانی و ممانعت از غلبه ء شیطنت"نفس اماره" همان اصلی است که  در مکتب "قرآن" و اسلام راستین محمدی" "جهاد اکبر" نام دارد که بر دوپایهء " امر نفس به معروف" و "نهی نفس از منکر" استوار است. "مجاهد فی سبیل الله" عوض سرکوب دیگران به بهانه های ظاهراً شرعی و دینی (!!) به محاسبه دائمی مشغول است تا مکاید نفس خودرا بازشناسد و شاخه های درخت تنومند نفس را یکی یکی هَرَس کند. بسیارند کسانی که "امر به معروف و نهی از منکر" را بهانه ای برای سرکوب آزادیهای اجتماعی و فردی شهروندان قرار میدهند، حال آن که صلاحیت این کاررا ندارند و جوازی نیز برای این تخطی به حیطه حریت دیگران ندارند. خداوند در قرآن مجید میفرماید" أ تَأمُرونَ النّاسَ بِالبرّ و تَنسَونَ أنفُسَکُم" و باز میفرماید "یَاایّهاالذّینَ آمَنوا لِمَ تَقُولُون مَالا تَفعَلون". به فرموده شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی:
طاعت آن نیست که برخاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
پشت پا زدن به زیاده خواهیهای نفس خسیس و عروج به معارج والای روحانی، بطور خود بخودی محقق نمیشود و جز از طریق  انجام ممارستها و ورزشهای ویژه ای که در مکتب انسانساز انسانی توسط انبیاء و اولیاء الهی بیان شده قابل حصول نیست
سایت اطلاعاتی موسوم به "فرقه نیوز" وابسته به محافل سایه نشین"امنیتی - مطبوعاتی" به حملات ناجوانمردانه خود برای تخطئه تعالیم تصوف و عرفان ادامه میدهد. آخرین مطلب مندرجه در این سایت به شرح زیر است.


کدام صحیح است؟ ریاضت فطرت یا ریاضت خواسته های نفسانی
به روز شده در:
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۲ شنبه ۸ تیر

قطب فعلی فرقه نعمت اللهی گنابادیه گفت: نبايد فطرت را آزاد بگزاريم و بايد با رياضت جلو آزادي فطرت را گرفت.
به گزارش فرقه نیوز؛ نورعلی تابنده قطب فرقه نعمت اللهی گنابادیه در این جلسه که چهارشنبه در جمع بانوان فرقه این فرقه برگزار شد با ضمن بيان خواص باد بزن در مناطق گرمسير  اظهار داشت:نبايد فطرت را آزاد بگزاريم و بايد با رياضت جلو آزادي فطرت را گرفت.
نگاه مریدان فرقه نعمت اللهی گنابادیه به قطب خود در جایگاه قطب عالم امکان و نائب امام زمان (عج) می باشد و این در صورتی است که وی با بیان این گونه اظهارات تفاوت هایی که بین فطرت و خواسته های نفسانی را نادیده گرفته است.
 
در اینجا لازم است توضیحاتی در رابطه با فطرت یکی از مهترین مفاهیم قرآنی در مورد انسان است بیان شود.
فطرت از ريشة «فَطَرَ» در لغت هم به معناي شكافتن است، [1] و هم به معناي خلق و ايجاد و ابداع است .[2] يعني اختراع و آفرينشي كه بدون سابقه و بدون الگوگيري از ديگري است.
 و از آن جا كه لغت فطرت در قرآن در مورد انسان و رابطة او با دين آمده است : « فاقم وجهك للدّين حنيفاً التي فطَر الناس عليها لا تبديلِ لخلق الله »[3] ؛ توجه خود را به سوي دين بدار، سرشت خدايي كه خدا همة انسانها را بر آن سرشته است و هيچ تغييري در اين آفرينش خدا نيست.
در بيان اين حقيقت است كه انسان به گونه‌اي خاص آفريده شده است و خلقتش ابداعي و اختراعي است و داراي ويژگي‌هاي خاص در اصل خلقت است. به عنوان مثال به نوعي از جيليّت و سرشت و طبيعت آفريده شده است كه براي پذيرش دين آمادگي دارد و اگر به حال خود و به حال طبيعي رها شود، همان راه را انتخاب مي‌كند، مگر آن كه عوامل خارجي و قسري او را از راهش منحرف كند .[4]
بنابراين فطرت به معناي سرشت خاص و‌ آفرينش ويژة انسان است و امور فطري، يعني آن چه كه نوع خلقت و آفرينش انسان اقتضاي آن را داشته و مشترك بين همة انسانها باشد .[5]
 
فطرت عبارت است از نوعي هدايت تكويني
حكماء و علماء و مفسرين معاني مختلفي براي فطرت گفته‌اند، امّا شايد بهترين و جامع‌ترين تعاريف اين باشد كه «فطرت عبارت است از نوعي هدايت تكويني انسان در دو حوزة‌شناخت و احساس ».[6]
توضيح اين كه خداوند متعال نوع خلقت و سرشت آدمي را به گونه‌اي آفريده كه نسبت به برخي امور ادراك و بينش و آگاهي خاصي كه غيراكتسابي است و سپس به آنها ميل و گرايش ويژه‌اي در خود احساس مي‌كند .
مثلاً طبق آية شريفة «فطرتَ الله التي فطَر الناس عليها...» و برخي روايات شريفه به صراحت از وجود نوعي فطرت الهي در انسان خبر مي‌دهد، يعني انسان با نوعي از جبلّت و سرشت و طبيعت آفريده شده كه براي پذيرش دين آمادگي داردو انبياء در دعوت انسانها به توحيد و پرستش خداوند با موجوداتي بي‌تفاوت رو به رو نبوده‌اند؛ بلكه در ذات و سرشت همة انسانها، يك نوع شناخت و بينش نسبت به خدا و پرستش آن و توحيد بوده كه يك تمايل و كشش خاص قلبي را به سوي خدا و توحيد و دين به همراه داشته است.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در توضيح اين جمله پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه فرمود : « كلُّ مولودٍ يولدُ علي الفطرة»؛ [7] هر نوزادي بر فطرت توحيد زاده مي‌شود. فرمود: مقصود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آن است كه هر نوزادي با اين فطرت و آگاهي كه خداوند خالق و آفريننده اوست متولد مي‌شود .
 
فطرت، طبيعت، غريزه
يكي از مطالب مهمي كه در مباحث مربوط به فطرت مطرح مي‌شود اين است كه فطرت كه سرشتي ويژه و آفرينشي خاص مي‌باشد اكثراً يا هميشه براي انسان استعمال مي‌شود و اين غير از «طبيعت» و يا «طبع» است كه در همة موجودهاي جامد يا نامي و يا بدون روح حيواني يافت مي‌شود .
به عنوان مثال گفته مي‌شود كه طبيعت آب و يا فلان ميوه چنين است و چنان البته طبيعت در غير بي‌جان يعني در جاندارها مثل گياهان و حيوانات و انسان هم به كار مي‌رود، ولي در آن جنبه‌هايي است كه با بي‌جانها مشتركند .
همچنين فطرت غير از غريزه است چون كه غريزه در حيوان است و در انسان در بعد حيوانيش موجود است، لذا واژة غريزه كمتر براي انسان به كار مي‌رود .[8] مثل غريزة گرسنگي يا غريزه جنسي .

 
ويژ‌گي‌هاي فطرت
فطرت داراي خصوصياتي است كه عبارتند از:
  1. معرفت و آگاهي و بينش فطري و نيز گرايش عملي انسان، تحميلي و تحصيلي و اكتسابي نيست، بلكه در نهاد او تعبيه شده و به علم حضوري و شهودي معلوم است .
    2. با فشار و تحميل نمي‌توان آن را زايل كرد، لذا تغييرپذير و تبديل پذير و زوال پذير نيست «لا تبديل لخلق الله» و به عبارت ديگر:‌ثابت و پايدار است گر چه ممكن است تضعيف و كمرنگ شوند يعني انسان از آغاز تولد با فطرت الهي زاده مي‌شود و با همان فطرت از دنيا مي‌رود .
    3. فراگير و عمومي و همگاني است، كافر، مسلمان و مؤمن و فاسق و جاهل و... همه داراي فطرت الهي‌اند. چون حقيقت هرانساني با اين واقعيت سرشته است .
    4. چون بينش و گرايش انسان متوجه هستي محض و كمال مطلق است، از ارزش حقيقي و عقلاني و نعي قداست برخوردار است و ملاك تعالي اوست و از اين رهگذر، تفاوت بين انسان و ساير جانداران باز شناخته مي‌شود .[9]

     
برخي از مصاديق فطرت
چنان كه قبلا اشاره شد فطرت الهي انسان داراي دو قلمرو است يكي در ناحية شناخت‌ها و بينش‌ها به يك سلسله امور توجه دارد و ديگري فطريات در ناحيه گرايش‌ها و كشش‌ها .
فطريات بينشي مانند: 1. فطرت خداجوئي و خداشناسي .
فطرت خداپرستي؛ البته به اعتبار ديگر اينها جزء فطريات گرايشي هم هستند، امّا از آن جا كه گرايش انسان به خدا و پرستش و خضوع و خشوع در برابر وجودي برتر و خالقي قادر و متعال، زماني حاصل مي‌شود كه انسان نوعي شناخت و ادراك نسبت به آن موجود داشته باشد مي‌توان آنها را جزء فطريات بينشي هم بشمار آورد .
فطريات گرايشي عبارتند از :
1.
فطرت حقيقت جويي؛
2. گرايش به خير فضايل انساني و كارهاي خير، مانند نيكي و احسان و خير رساندن به ديگران، راستگويي و... ؛
3. فطرت كمال طلبي و گرايش‌ كمال مطلق، يا ذات واحدي كه مبدأ همه موجودات و منبع همه كمالات است .
4.
گرايش به جمال و زيبايي، در هر شكل و به هر صورتي كه باشد مانند زيبائي گل و چمن و كوهسار و هنر و زيبايي‌هاي معنوي و اخلاقي .
5.
گرايش به خلاقيت و ابداع و نوآوري وابتكار .
اثبات خداجويي و خداشناسي فطري در انسان
متكلمين و حكماء‌ و كارشناسان علوم انساني (اعم از اسلامي و غير اسلامي )[10] براي اثبات وجود خدا يكي از براهين مهم و راه‌گشايي كه در اين زمينه ارائه داده‌اند همين برهان فطرت است. كه طريق تبيين آن مختلف است كه ما به دو طريق به طور اختصار اشاره مي‌كنيم :
طريق اول: بينش شهودي و گرايش حضوري نيست به هستي محض و كمال نامحدود، در وجود و سرشت همة انسانها تعبيه شده و تمامي افراد بشر يك نوع شناخت و گرايش و تمايلي به وجود و كمالي برتر دارند تا خود را به آن مقام نزديك كنند و تا هم منافع و نيازهاي دروني و بيروني خود را مرتفع كنند و هم از ضرر و زيانهاي مهم، خود را برهانند، لذا در برابر چنين كمالي نامحدود و مدبّري حكيم، كشش شاهدانه و پرستش خاضعانه دارند. پس وقتي چنين شناخت و گرايشي در وجود تمامي انسانها باشد حتماً مستلزم آن است كه اين كمال مطلق و نامحدود وجود داشته باشد كه او همان خداوند است و الا تمامي اين بينش‌ها و تمايلات لغو و عبث خواهد بود .
به طور خلاصه چنين مي‌توان گفت: 1. انسان فطرتاً كمال جو و كمال خواه است .
2.
شواهد مربوط به زندگي خود انسان و ديگران گوياي اين حقيقت است كه كمالهاي محدود انسانها را ارضاء نمي‌كند، پس فطرت انسان خواهان كمال لايتناهي است .
3.
وجود چنين احساس و شناخت و عشق و گرايشي در انسان به كمال برتر و نامحدود مسلتزم وجود كمال مطلق است پس كمال مطلق وجود دارد و او همان خداوند است .[11]
طريق دوم. اين روش كه برگرفته از طريق قرآن و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ است چنين تبيين مي‌شود براي افراد بشر پيش مي‌آيد كه در مواجهه با برخي بليّات و مصائب و سختي‌ها كه ديگر هيچ اميدي به اسباب وسائل مادي و انساني ندارند، براي نجات خود از مهلكه يك بارقة اميدي در دلشان روشن مي‌شود و ناخودآگاه به وجود قدرتي مافوق و برتر درخود كه آنها را دستگير مي‌كند پي مي‌برند، اين آگاهي و كشش حضوري و شهودي به چنين وجودي نجات دهند. بهترين دليل بر اثبات وجود خداوند متعال است .
در قرآن كريم در چندين آيه به اين مسئله اشاره شده است، ‌از جمله آيه شريفه: «فاذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين ...»[12] هنگامي كه در كشتي سوار مي‌شوند، خدا را با اخلاص مي‌خوانند، ولي آن گاه كه (خدا) آنها را به خشكي رساند و نجات داد به پروردگار خود شرك مي‌ورزند .
در حديث معروفي آمده است: «شخصي به حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ عرض كرد: مرا به خدا راهنمايي كن. فرمود: هيچ سوار كشتي شده‌اي؟ گفت: آري . فرمود: هيچ اتفاقي افتاده است كه كشتي تو بشكند و به حالت اضطراب افتاده باشي و چاره‌اي براي نجات نيابي؟ گفت: آري. فرمود: آيا دل تو تعلق گرفت به اين كه موجودي هست كه قادر به خلاصي تو باشد؟ گفت: آري. فرمود: آن موجود همان خداوند قادر متعال ...»[13]
سخن آخر اين كه: مظاهر حيات مادي و مشاهدة اسباب و مسببات در زندگي توأم با هوي و هوس‌هاي شيطاني، تار نسيان بر فطرت خداشناسي و خداجويي انسان تنيده و تبلور و جلاي آن را كمتر مي‌سازد و آن را دچار ضمول و ركود مي‌كند و لازمة فطري بودن امري، اين نيست كه در همة افراد به طور مداوم و بي‌وقفه ظهور و بروز كند. ولي آن گاه كه احساس كرد خطر نابودي او را تهديد مي‌كند و دست او از اسباب ظاهري و مادي كوتاه است از فطرت گردزدايي شده و زنگ الحاد زدوده مي‌شود، صفاي ضمير پديدار مي‌گردد و آشكارا خدا را به ديدة دل مي‌بيند .

 
منابعي جهت مطالعه بيشتر :
1. جوادي آملي، عبدالله، ده مقاله پيرامون مبدأ و معاد، تهران، الزهرا، 1363 .
2.
مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 5، مقاله فطرت، تهران: صدرا، 1371 .
3.
مصباح، محمد تقي، خودشناسي براي خودسازي، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378 .
4.
شيرواني، علي، سرشت انسان، پژوهشي در خداشناسي فطري، قم، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي .

[1] . زبيدي، محمد مرتضي، تاج العروس، ج 13، ص 325 .
[2] . مفردات راغب، ص 396 .
[3] . روم، 30 .
[4] . ر.ك: مطهري، مرتضي، فطرت، ص 19 ـ 21، انتشارات صدرا، چ چهاردهم، ارديبهشت 82 .
[5] . جوادي آملي، عبدالله، فطرت در قرآن، ص 24، نشر اسراء، چ دوم، زمستان 1379 .
[6] . مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن (خداشناسي، كيهان شناسي، انسان شناسي) ص 26، انتشارات موسسه امام خميني، چ سوم، 1380 .
[7] . كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 2، ص 13 .
[8] . ر.ك: جوادي آملي، فطرت در قرآن، ص 24، همچنين شهيد مطهري، فطرت، 29 ـ 33 .
[9] . جوادي آملي، عبدالله، فطرت در قرآن، ص 26 و 27، نشر اسراء .
[10] . ر.ك: شهيد مطهري در تعليقات كتاب «اصول فلسفه روش رئاليسم» ج 5، ص 52؛ ايشان به سخناني از دانشمندي چون ويليام جيمز، پاسكال، برگسون، انيشتين اشاره مي‌كند .
[11] . آيت الله شاه آبادي، رشحات البحار، كتاب الانسان و الفطرة .
[12] . عنكبوت، 65 .
[13] . الحويزي، عبدعلي بن جمعه، نور الثقلين، ج 1، ص 13، توحيد صدوق، ص 231، از انتشارات مكتبة الصدوق، تهران، 1387 ق

درحالی که همه مردم ایران خواهان آرامش و عقلانیت هستند، باندهای مافیایی شیطان پرست، به روند سیاه نمایی و شیطان سازی از هموطنان ما مشغولند

با کمال تاسف، توطئه های سیاه و سازمان یافتهء 
"شیطان پرستان" نفوذی در "ادارهء ادیان" وزارت اطلاعات 
 به منظورِ توهین و اهانت به پیروان طریقت "درویشی و تصوف و عرفان اسلامی" بلا وقفه ادامه دارد



سایت جدیدالظهور موسوم به "فرقه نیوز" وابسته به محافل "مطبوعاتی - امنیتی" تحت امر "اداره ادیان وزارت اطلاعات" با استناد به نی نامه سکوت درویش  مطلبی باهدف سیاه نمایی از  "مکتب درویشی و عرفان اسلامی" زیر عنوان "اعتیادهای فرقه گنابادیه اززبان یک عضو جدا شده"  منتشر کرده است. این به اصطلاح " یک عضو جداشده"- که در واقع "یک عنصر نفوذی" وابسته به "اداره ادیان وزارت اطلاعات بوده - از جمله چنین نوشته است

" می گویند معروف است که انسان همیشه نمازش را دریک نقطه از منزل نخواند بلکه هرچند وقت محل سجاده را جابجا کند که فردای روز قیامت زمین به نفعش شهادت دهد , اگر حداقل کاربرد پیام این معروف را بر آن بگیریم که هدف تنوع می باشد که موضوع عادت و اعتیاد پیش نیاید بلکه انسان متنوع و با رعایت اصول منتظر حالات و نگاه های جدید باشد یادآوری مورد زیرپیش خواهد آمد که:
     اگر هر عضو فرقه عادت به صورت فکریه خود را (صورت مرشد) که سالهاست بصورت اعتیاد در آورده و هیچگاه ازتنوع لازم برخوردار نمی باشد و دائماٌ با خود زنی های خود و درخیال خود برای صورت فکریه توانایی میتراشد, برای یک بارهم که شده کارش را ارزیابی نموده تا بفهمد بت صورت فکریه منجمدی است که اصلاٌ کارآیی ندارد حتی کارآیی های اولیه خود را نیز ازدست داده است. بطور مثال , چنانچه در ابتدای پذیرش صورت فکریه خود را برای جمع کردن و دوری از خواطر فراهم می نمود بعد از مدتی خود این بت از خواطر مهمی گشته است که علاج آن غیرممکن خواهد بود بدین معنی که چون در بیماری روانی مسری فرقه ای گرفتار شده است.
     بدور از هر نوع تنوع می باید در آسایشگاه معلول ذهن خود ارتقاء به بالا را به حرکت دورانی دور خود تبدیل نماید و چون این عضو جسمش همچون جسم معتاد نیست و دیگران از بیرون بندرت می توانند به بیماری او پی ببرند لذا این عضو غریب و بی کس می ماند,  چقدرخوبست که عضو فرقه هرچه می خواهد بکند ولی پنجره ای به بیرون باز نگهداشته تا درموقع لزوم از مساعدت اهل فن بی نصیب وبی بهره نماند."/    پایان مطلب

http://ferghenews.com/index.php?page=viewnews&id=1347

علاوه براین شاهدیم که باندهای مافیایی شیطان پرست نفوذی که سود خود را در ایران در ایجاد زیان برای سایر هموطنانمان میبینند باشدت هرچه بیشتر از طریق "سایتهای وابسته به اداره ادیان وزارت اطلاعات" توطئه های سیاه جدیدی را براساس استراتژی "شیطان سازی" طراحی مینمایند و اسم فعالیتهای خودرا برگزار کردن "نشستهای به اصطلاح تخصصی برعلیه عرفانهای کاذب"، "آسیب‌های عرفان‌های نوظهور و فرق انحرافی برای سبک زندگی اسلامی"  و امثال ذلک  میگذارند. 

هموطنان ما در گوشه و کنار کشور مشاهده مینمایند که همان دستهای توطئه گری که بارها و بارها "کارگاه های آموزشی" برای تربیت مُبلّغ تدارک میدید و برنامه های سیاهنمایانه درباره مکتب درویشی و تصوف زیر عنوان "آرماگدون" از شبکه چهار صدا-سیما پخش و تولید میکرد، اکنون با درست کردن سایتهای جدید به گسترش فعالیتهای مخرب خود شدت بخشیده است.

در این زمینه سایتهایی مانند "فرقه نیوز" که به تازگی به زنجیره کانونهای توطئه مانند "ادیان نت" و "ادیان نیوز" و "دیده بان" پیوسته - و با "پیروان اسلام راستین محمدی" و "مکتب تعلیم و تربیت قرآنی" سرستیزهء آشتی ناپذیر دارند- پیکان حمله ناجوانمرادانهء خودرا بیش از پیش به سمت دراویش گرفته اند
جای تعجب است که این همه مبلغان و خطیبان که برسر منابر یا از پشت تریبونها به دراویش و "اهل الله" بدگویی و اهانت میکنند وفضای جامعه را برمی آشوبند  علیرغم همه دود و دمها از شرکت در یک نشست آزاداندیشی و مناظرهء تلویزیونی  طفره میروند، حال آن که بارها  برای گفتگوی زنده و مستقیم تلویزیونی در برابر چشم هموطنانمان   در "تلویزیون اینترنتی دُرّ تی وی"دعوت شده اند، اما آنها طفره رفته و جا زده اند.بازهم تکرار میکنیم که  دعوت به این مناظره همچنان پا برجاست. اگر راست میگوئید و حرفی برای زدن دارید، درمناظره آزاد و درشرایط برابر از طریق اسکایپ و بطور زنده مطرح کنید و جواب بگیرید و قضاوت را به افکارعمومی مردم واگذار کنید، نه آن که یک طرفه به اهانت و توهین و تحریک افکار برعلیه دراویش و "اهل الله" و مسلمانان روی بیاورید و جامعه را دچارآشوب و تفرقه و تشویش نمائید

سر وصداها و جار و جنجالهای غیرمعمول سایتهای اداره ادیان وزارت اطلاعات برعلیه سلسله نعمت اللهی گنابادی

اکنون که دعوای باندهای "تکفیری"
 "اطلاعاتی ها" به اوج خود رسیده، 
سایتهای وابسته به"اداره ادیان" فرافکنی ناشیانه میکنند
در دومین گام از توطئه های سیاه و شیطانی برعلیه طریقت عرفانی و صوفیانه نعمت اللهی گنابادی، باندهای "تکفیری" مسلط بر "اداره ادیان وزارت اطلاعات"،  به طور کاملا وقیحانه به دخالت آشکار در امور طریقتی مداخله جویی میکنند و میکوشند تا با شیطنت شگفت انگیز، ازراه تظاهر به حمایت از برخی از  مشایخ  و مخالفت با برخی دیگر از مشایخ (!!!)  بذر تفرقه را در میان صفوف متحد و منسجم پیروان سلسله نعمت اللهیه گنابادی بپاشانند. غافل از آن که به فرموده خداوند در قرآن مجید "إنّ کیدَالشیطان کان ضعیفاً".
 http://ferghenews.com/index.php?page=viewnews&id=1357
فرقه نیوز در این باره نوشته است:
برکناری شریعت ؛اولین پس لرزه اختلافات گنابادیه
به روز شده در:
۱۰:۵۷ - ۱۳۹۲ چهارشنبه ۵ تیر
بازدید :11

در پی انتشار اخبار اختلافات درونی فرقه صوفیه نعمت اللهی گنابادیه، قطب این فرقه آقای شریعت، شیخ قبلی حسینیه قم و مسئول امور حسینه امیر سلیمانی را برکنار کرد و مسئولیت های او را به آقای جذبی سپرد.
به گزارش فرقه نیوز؛پس از اختلافات درون فرقه ای و تذكر شدید نورعلی تابنده به مشایخ و مریدانشان مبنی بر این كه شیوخ نباید به نحوی رفتار كنند كه فقرا فکر برتری یک شیخ را بردیگری کنند، آقای شریعت به آن اعتراض کرد.
این اعتراض در کنار حمایت او از شیخ یوسف مردانی با برکناری او علنی شد.
 این در حالیست كه روز گذشته پایگاه خبری فرقه نیوز پرده از اعتراض آقا شریعت برداشت و ساعتی پس از انتشار این خبر  نورعلی تابنده طی اعلامیه ای آقا شریعت را فعلا از انجام امور كارهای حسینیه تهران بركنار كرد و به جای او آقای جذبی را مسئول امور فقرا تهران كرد.

قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین

خوابهای شترپنبه دانه ای 
اداره ادیان وزارت اطلاعات 
بطور وقفه ناپذیر ادامه دارد
روز دوشنبه مصادف با نیمه شعبان و به مناسبت بزرگداشت تولد امام دوازدهم شیعیان از طرف جناب آقای دکترنورعلی تابنده قطب طریقه نعمت اللهی گنابادی سخنرانی کوتاهی ایراد شد که در عین حال راهنمایی مدبرانه و سفارش حکیمانه ای به دراویش طریقه نعمت اللهی گنابادی به حفظ وداد و اتحاد فیمابین اهل الله  به شمار میرفت. اما گردانندگان خبیث سایت موسوم به "فرقه نیوز" که مدتهاست بانهایت بی ادبی به مسلمانان حقیقی توهین میکنند و ناروا میگویند تلاش کرده اند تا بااستناد به این سخنرانی، راهی برای توطئه سیاه و ایجاد تفرقه میان درویشان پیداکنند. البته زهی خیال باطل
متن مندرج در سایت موسوم به فرقه نیوز به قرار زیر است:
تابنده : مشایخ حق برتری جویی ندارند
به روز شده در:
۱۲:۱۹ - ۱۳۹۲ سه شنبه ۴ تیر
بازدید :13
قطب کنونی فرقه صوفیه نعمت اللهی گنابادی در مجلس عمومی این فرقه بیان کرد: مشایخ حق ندارند برتری جویی کنند و مریدان نیز حق ندارند شیخی را بر شیخ دیگر برتر بدانند.
به گزارش فرقه نیوز؛  نورعلی تابنده   قطب فرقه صوفیه نعمت اللهی گنابادیه روز گذشته در مجلسی که به مناسبت سالروز میلاد امام زمان (عج) در محل حسینیه امیر سلیمانی برگزار شده بود سخنانی مبنی بر وجود اخلافات فراوان در درون فرقه بیان کرد.
تابنده در این سخنرانی چهار دقیقه ای  خطاب به مریدان  اعلام کرد: هیچكدام از مشایخ بر دیگری برتری ندارند.
این قطب 86 ساله بار دیگر تاکید می کند:هیچكدام از مشایخ از این پس حق ندارند به نحوی برخورد كنند كه فقرا فكر كنند از دیگر مشایخ برتر است و مشایخ حق ندارند جلوه برتری جویی نشان دهند.
این دستور درحالی صادر می شود که دو هفته گذشته آقای تابنده در جلسه ای تذکر داده بود و اظهار می داشت "از لفظ قطب برای شیوخ استفاده نکنید" که با واکنش برخی از سایت های زنجیره ای این فرقه مواجه شد.
گفتنی است؛ آقای شریعت شیخ قبلی شهر قم كه در حال حاضر تمامی كارهای حسینیه امیرسلیمانی تهران را انجام می دهد نسبت به این موضوع اعتراض كرده و از جناب یوسف مردانی حمایت كرده که باید  منتظر پس لرزه های اختلافات این فرقه باشیم.

سوزن کاری مارمولکهای نفوذی در اداره ادیان سیستم "مطبوعاتی-امنیتی" دستگاه های موازی"اطلاعاتی" برای رفوکاری "خرقه پوسیده"!!!

به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دُمم
اعلام موجودیت دوباره یک وبلاگ ورشکسته در پایگاه به اصطلاح جامع ادیان و فرق و مذاهب !!


خرقه زوار دررفته و بیریشه و پوسیده و پاره پاره را به "برادران به اصطلاح گمنام رفوگر" سپرده اند تا کسوت قامت کسانی امثال "صابر به اصطلاح قدسی ها !!!" شود که از این نمد برای خودشان و خانواده و ایل و تبارشان کرسی نمایندگی در "پارلمان"(!!) و شغل "مدرسی و کارشناسی فرق و ادیان" (!!) ساختند و در خوف از دست دادن این موقعیتها هستند.


مطلب سخیف سایت موسوم به "پایگاه جامع فرق و ادیان و مذاهب" به شرح زیر است:

دوباره خرقه پشمینه!

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ این وبلاگ از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۲ با افشای انحرافات و بدعتهای فرقه های مختلف بویژه فرقه ی صوفیه ی گنابادی لرزه به اندام سران آن انداخته بود. در خردادماه امسال این وبلاگ فعال در نقد فرقه صوفیه که سابقه ی طولانی در ارشاد و دستگیری از مستبصرین این فرقه داشته است، توسط هکرهای این فرقه از دسترس خارج و مطالب آن حذف شده بود.
شروع دوباره خرقه پشمینه
این وبلاگ از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۲ با افشای انحرافات و بدعتهای فرقه های مختلف بویژه فرقه ی صوفیه ی گنابادی لرزه به اندام سران آن انداخته بود. در خردادماه امسال این وبلاگ فعال در نقد فرقه صوفیه که سابقه ی طولانی در ارشاد و دستگیری از مستبصرین این فرقه داشته است، توسط هکرهای این فرقه از دسترس خارج و مطالب آن حذف شده بود.
اینک به لطف خدا، مجددا این وبلاگ از اواخر خرداد ۹۲ کار خود را آغاز کرده است. امیدواریم که نویسندگان این وبلاگ بتوانند در راستای تکلیف شرعی خویش در مبارزه با انحرافات این فرقه و راهنمایی و ارشاد گم شدگان راه ضلالت به نحو احسن انجام وظیفه نمایند

عجز ولابه "صابر به اصطلاح قدسی"(!!!) از فروپاشی "خرقه پوسیده"

خرقه پوسیده، پاره شد. 
موریانه به جانش افتاده بود 
و تاریخ مصرفش به پایان رسیده بود

البته باند پشت صحنه گرداننده این وبلاگ ضدفرهنگ،  از نمد این "خرقه پوسیده" در طول هشت سال لباسهای متعددی دوخت : کسب نان و و جاه و نام و مال و منال و مقام ... از قبیل   "کارشناس فرق و ادیان"، رئیس و معاون "موسسات و مراکز توطئه پردازی سیاه"، تا مشارکت در هیاتها و شوراها و کرسیهای نمایندگی در مجلس
حالا که کسادی کار موجب بستن دکان بیرونق و پرهزینه اش شده، خط و نشان میکشد که تازه اول نبرد است!!! قاه قاه قاه
ماه هاست که کرسی آزاد اندیشی تلویزیون اینترنتی "دُرّ تی وی" منتظر است که یک نفر از میان گردانندگان آن همه ادارات تودر تو برای یک مناظره و مشارکت در میزگرد پاپیش بگذارد!
در سردابه خزیدن و فحش پراکنی که کار هر شیادی است

هک وبلاگ خرقه

بالاخره وبلاگ خرقه هک شد و تمام مطالبشو پاک کردن.خوب وقتی عده ای منطق ندارن آخر کارشون همین خواهد بود.به هر حال 8 سال مطالب وبلاگ حذف شده ولی دوباره می نویسم و بیشتر از قبل مبارزه رو علیه فرقه های منحرف صوفیه ادامه میدم.
آقای مصطفی آزمایش و دوستانش فکر میکنن با این کارها میتونن منو از میدون به در کنن ولی اشتباه میکنن.
تازه نبرد آغاز شد
!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 3:9 | پنجشنبه سی ام خرداد 1392 • نظر بدهيد



بازتکرار اباطیل غیرمستند و پاسخ داده شده در سایتهای وابسته به دایره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات

آیا هنوز هم حیدر مصلحی  خبر ندارد که چه "دستار برسر" های خبیثی بیت المال را صرف تفرقه انگیزی در جامعه میکنند

این وزیر اطلاعات، اطلاعاتش ناقص است

مزدوران نفوذی که اوباش سابقه دار و شروران شناخته شده با جرائم کیفری در شعبه های مختلف دادگاه های ویژه "روحانیت" هستند آنچه را که سالها قبل سایتهای خبیث ضدصوفی نوشته بودند - و جواب درخور نیز گرفته بودند- ، باز با کمال وقاحت و پررویی در سایتهای جدیدالتاسیس بازنشر  میکنند. البته این تکرار مکررات، نشاندهنده خبث جبلی و ضعف عقلی و دست خالی این شبکهء نفوذی  مزدوران نقب زده در " دایره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات" است وبس. همان شکنجه گران سیاهچالهای تفتیش عقاید دربندهای قرنطینه زندانهای کوچک و بزرگ در گوشه و کنار کشور که مسئول جنایتهای بیشمار درحق "اهل الله" هستند. جماعتی شیطان پرست که قبله شان چاه های خالی و روایتهای جعلی و خوابهای سیاه و اضغاث احلام است. فاعتبروا یااولوا الابصار

مارمولکهای وبلاگ "خرقه پوسیده" در پوشش "فرقه" به تفرقه اندازی های خود ادامه میدهند






ای کاش "خرقه گردانان" و "فرقه سازان" 
بجای کوبیدن بر طبل تفرقه 
دو سه دوره درس اکابر میخواندند


هرکه نامخت از گذشت روزگار    پند ناگیرد زهیچ آموزگار
شکست فاحش جریان خودعمارپندار درس بزرگی برای سرکوبگران فرهنگ زدا است. اما از این تجربه تاریخی بزرگ هنوز سرکوبگران نمیخواهند عبرت و درس بگیرند و مشاهده میکنیم که هنوز هم برهمان طبل پاره شده تفرقه میکوبند 
حالا که وبلاگهای ورشکسته ای امثال "خرقه پوسیده" دچار وقفه زمستانی شده و آرشیو هشت سال فعالیتهای خبیثانه و ضد اسلامی و ضدتشیع و ضد توحیدی شان  یکجا زدوده گشته، کارمندانِ مزدور و مواجب بگیر بی ایمان و "مارمولکهای"چاه پرست به جنب و جوش افتاده و سایت جدیدی به اسم" فرقه نیوز" براه انداخته اند تا  اباطیل نخ نمایِ بیخواننده، اما شوم و تکان دهنده را بازنشخوار نمایند
به این دلیل است که شاهدیم که هرروز که سایت جدیدالظهور - مانند قارچهای بیریشه مردابهای متعفن- و پلشت موسوم به  "فرقه نیوز" توسط مشتی "مارمولک بی ایمانِ اسلام ستیز و ضد قرآن" به روز میشود، مشتی از خرافات از خورجین مزدوری بر دایره میریزد که نیش اساسی حمله ها و توطئه هایش رو در طریقت "نعمت اللهی گنابادی" دارد. به شرحی که مشاهده میشود
مردم در انتظارند تا "نسیم بهاری تغییر" این  "ریزگردهای مسموم " را از فضای فرهنگ غنی ایران بروبد و هوای قابل استنشاق و صافی را  جایگزین فضای تیره و تارِ سالهای پیشین بنماید.
ما بازهم به دستهای پشت پرده این سایتهای ورشکسته میگوئیم که اگر چیزی در چنته دارید چرا از مناظره تلویزیونی در "دُرّ تی وی" و در برابر چشم فارسی زبانان درونمرز و برونمرز طفره میروید و در کنج سردابه ها میخزید و با قلم بیسوادی   شبه مقاله های مبتذل سرهم بندی میکنید و در سایتهای بیهویت انتشار میدهید؟ !!

ضدحمله ناشیانه وزارت اطلاعات در خارج از کشور برای خنثی سازی نشست حقوق بشر در ژنو


بعد از خودسوزی دراویش اهل حق در غرب کشور، "اعضای انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران"  در نشست جانبی حقوق بشر سازمان ملل در ژنو - که به کوشش انجمن "سود ویند" برنامه ریزی و برگزار شده بود- شرکت جسته و موارد نقض مستمر حقوق   هموطنان ایرانی پیرو آئینها و خرده آئینهای متنوع را توسط "دایره ادیان وزارت اطلاعات و نهادهای وابسته" با ذکر نمونه های مشخص از دستگیریها و پرونده سازیها و به زندان افکندن ها و فشارهای غیرانسانی به زندانیان برای ترک عقاید و اعتقاداتشان و ... ابراز داشتند.

خودسوزی اعتراضی دراویش اهل حق در کرمانشاه و همدان


در عکس العمل به سرکوبهای گسترده وناجوانمردانه "اداره ادیان وزارت اطلاعات" و "دایره مذاهب بسیج-سپاه" نسبت به هموطنان ایرانی پیرو آئینها و خرده آئینهای گوناگون

دو تن از پیروان آئین "یارسان  اهل حق" اقدام به خودسوزی اعتراضی کردند

بیچاره ها دست بردار نیستند. اما چیزی هم در چنته ندارند

گنابادیه سلوک هزار رنگ

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ سخنگوی دراویش گنابادی در برنامه زنده بی بی سی فارسی اعلام کرد:یکی از افتخارات دراویش گنابادی این است که میتواند با هر مسلکی خو بگیرد!
گنابادیه سلوک هزار رنگبه گزارش صوفیه نت به نقل از فرقه نیوز؛  مصطفی آزمایش با بیان این مطلب که یکی از افتخارات دراویش گنابادی این است که می تواند با هر مسلکی خود بگیرد، این فرقه را یک فرقه هزار رنگ معرفی می کند.
این درحالی است که رضا علیشاه یکی از اقطاب فرقه گنابادی همانند نورعلی تابنده قطب فعلی این فرقه، قید مذهب را برداشته و در کتاب خورشید تابنده، در پاسخ به سوالی مبنی بر این که  "شرط ورود به این مسلک چیست؟" می گوید: باید به دست یکی از اقطاب یا مشایخ دستگیری شود{۱} و وی هیچ نامی از مذهب و دین در این پاسخ نیاورده است.

در اظهاراتی مشابه آقای مسعود همایونی نویسنده کتاب تاریخ سلسله نعمه اللهیه در ایران در معرفی مکتب عرفانی ایران در کتاب خود می نویسد: عرفانی که دراویش دارند کلیه شرایع و ادیان را مقدس می شمارد و توهین به یکی از آنها را توهین به همه ادیان می داند و مانند سمی تلقی میکند که به خون بشریت ریخته باشند.{۲}
هرچند مسعود همایونی با بازی با کلمات سعی دارد با  کلماتی کاملا تاثیر گذار، موحدان عالم را از مسیر توحید حقیقی منحرف سازد اما باید گفت این بازی با کلمات و بیان این گونه صحبت ها جز برای به انحراف کشاندن جوانان نمی باشد.
خداوند متعال در آیه ۱۵۳ سوره انعام در رابطه با پیروی از دین اسلام و ادیان مختلف این گونه می فرمایند که:و این است راه من که مستقیم است پس آن را پیروی کنید و راههای دیگر را متابعت نکنید.
 هر چند پیروان تصوف مسلک خود را مذهب رسمی و برتر اعلام می کنند و می گویند دین درست یا همان صراط مستقیم جمع بین ظاهر و باطن یا تشیع و تصوف است و هر راهی غیر از آن خطا است و هر عملی غیر از تشیع صوفیانه به معنی ظن و گمان است{۳} اما چرا  این گروه اینچنین حساسیت های که بدون پشتیوانه عقلی و نقلی است در مورد فرقه خود بیان می کنند!

منابع:
۱- خورشید تابنده صفحه ۷۲۴
۲-تاریخ سلسله نعمه اللهیه در ایران صفحه ۲۱
۳-عرفان ایران ۷/۶۷
 

فیلم"رسوایی" پیروزی بزرگی برای تصوف و مکتب اسلامی "صوفی" به شمار میرود

وقتی گَزَیده شدگان از "مارمولک" به اشتباه محاسبه خود  از ساخت فیلم" رسوایی" اعتراف  میکنند
فیلم رسوایی، فیلمی است که به قول گردانندگان سینمای ایران بیش از سه میلیاردتومان فروش داشته  و از پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای "وطنی" محسوب میشود. کارگردان "بسیجی" این فیلم "مسعود ده نمکی " و سایر طراحان و سناریوپردازان آن، برای "روحانیت" بخشیدن به این فیلم، و جبران افشاگریهای فیلم "مارمولک" ناچار شدند تا از فضای "صوفیانه" و عرفان "عطار- مولانا- شمس تبریزی- حافظ"- یعنی اکابر مکتب تصوف و فقر و درویشی جهان اسلام-  بهره گیرند، زیرا فضای قشر "متکلمین" و "اخباریون" حوزه های علمیه مذهبی، از جلوه های "روحانیت" جذاب مورد نظرشان خالی بود. امری که توسط دکتر مصطفی آزمایش در یکی از برنامه های تحلیلی تلویزیون اینترنتی "دُرّ نیوز" مورد بحث تفصیلی قرار گرفت، و حالا مشاهده میکنیم که چگونه حقایق مطروحه در برنامه "دُرّ تی وی" خشم فروخورده محافل "امنیتی- مطبوعاتی" را بر دایره ریخته است.

عارفان بر سر این نکته نجویند نزاع

تلاشهای موذیانه و مذبوحانه
برای ایجاد شقه و اختلاف در میان دراویش 
پیشاپیش محکوم به شکست محتوم است
گردانندگان سایتهای مزدور "امنیتی - مطبوعاتی" با ناتوانی میکوشند به فرافکنی بپردازند و حالا که خودشان دچار از هم گسیختگی و انشقاق مدیریت شده اند، این امر را به خارج از خود و به عالم درویشان تسری دهند غافل از این نکته که
جان گرگان و سگان از هم جداست          
متحد جانهای شیران خداست

قطب فرقه صوفیه نعمت اللهی گنابادیه در آخرین جلسات هفتگی خود در حسینیه امیر سلیمانی تهران به صورت علنی به دراویش تذکر داد:از لفظ قطب برای شیوخ استفاده نکنید.
 به گزارش فرقه نیوز؛نورعلی تابنده در پنج شنبه نهم اردیبهشت ماه در آخرین جلسله هفتگی مریدان فرقه صوفیه گنابادی به صورت علنی گفت:از لفظ قطب برای شیوخ استفاده نکنید.
این سخن  تابنده  که در حسینیه اصفهانی های کرج به صورت مستقیم پخش شده است نشان دهنده اخطار شدیدی از سوی وی به جناب یوسف مردانی و طرفداران و اعلام برائت ظاهری طرفدارانش از ایشان می باشد.
باید توجه داشت که با اینکه فرقه صوفیه در اقلیت هستند و بدهی است که باید متحد باشند اما  شاهد اختلافات بسیاری در بین آنها هستیم و آنقدر رشته ها و سلسله های مختلف با عقائد گوناکونی در بین آنها دیده می شود که به عنوان مثال فقط سلسله نعمت اللهی به بیش از 72 فرقه تبدیل شده است.
این تعدد فرق نیز در حالی است که هیچ کدام از فرقه های صوفیه دیگری را قبول ندارد و  پیروان دو فرقه یکدیگر را آشکارا لعن و نفرین می کنند و هر یک دیگری را ننگ عالم تصوف می داند.
فرقه هایی که از فرقه ای منشعب می شوند مکاشفات و رویاهای نامطلوبی هم برای یکدیگر می بینند ، هر دسته برای خود خانقاه و دستگاه مستقلی دارند و از حضور در مراکز دیگران خودداری می کنند؛ این وضع در میان جمعیتی اتفاق می افتند که از یک طرف خود را یگانه طرفدار تهذیب نفس و اخلاق می دانند و از طرف دیگر طرفدار صلح کل هستند.
سر چشمه اختلافات بیشتر از این ناشی می شود که با از بین رفتن یک قطب و مرشد در میان باقی ماندگان بر سر جانشینی او اختلافات بسیاری رخ می دهد و به مضمون " آنچه در پرده نهان است برون خواهد شد " گاهی کار به رسوایی و جار و جنجال می کشد و به این ترتیب یک سلسله انشعابات تازه پیدا شده و آن یک رشته به چند رشته تازه منشعب می گردد و سرّ انشعابات زیاد تصوف غالباً همین است.
لازم به ذکر است که بعد از مرگ هرکدام از اقطاب گنابادیه یا فرق مختلف تصوف بزرگان و مشایخ این فرقه ها به خاطر رسیدن به قدرت بایکدیگر درگیر میشوند و به هر قیمتی میخواهند به قطبیت برسند و قدرت را در دست گیرند؛ نورعلی تابنده نیز این مطلب را در حالی بیان کرده است که قبل از به قطبیت رسیدن چهل روزه وی ، یوسف مردانی با گذراندن مراحل هفتگانه تصوف مستحق قطبیت بوده است.
و السلام علی من اتبع الهدی

عرفان چيست؟ و سيرسلوك چگونه است؟

تلاش نافرجام برای مصادره

"گنج تصوف" از خزانه صوفیان


مقاله زیر برگرفته از سایت موسوم به "پرسمان دانشجویی" به آدرس akhlagh.porsemani.ir  است
بحث در این مقاله بر سر عرفان، همراه  با رجوع به آثار بزرگان تصوف و عرفان اسلامی بخصوص کتاب منازل السائرین " و رساله"صدمیدان" خواجه عبدالله انصاری صوفی هراتی ده قرن قبل است، که در واقع بازنویسی و جمع آوری مجموعه تعلیمات جناب شیخ حسن بصری است که اززبان حضرت مولا علی علیه السلام تعلیم گرفته و در دوران پنج امام همام  جهان اسلام به عموم رهروان راه حق آموزش میداده.
تلاش نافرجام دستگاه های سرکوبگر "امنیتی-مطبوعاتی" در طول سنوات هشت ساله گذشته برسرآن بوده است که تصوف را زیر ضرب برده و بامقاله هایی که درسایتهای زنجیره ای مانند ادیان نیوز، ادیان نت، دیده بان سنتر، برهان نیوز، خرقه، فرقه، و ده ها و صدها وبلاگ و سایت "آنتی صوفی" مینویسند مکتب سیروسلوک صوفیانه را از صوفیان حقیقی  "مصادره" کرده وبالا بکشند،  به تعبیر عوامانه" ملاخور" بکنند. یعنی زیرعنوان "عرفان" آن را درتصاحب خودشان دربیاورند (!!!)
مقاله زیر، مقاله ای نسبتا دقیق است که تنها عیبش قرارداشتن درفضای "ملاخوری" است. هرآنچه متعلق به صوفیان است را مینویسند و حتی ضرورت سلوک زیرنظارت استاد و مربی را تایید میکنند، اما همزمان از حمله به اکابر تصوف و سنت تصوف خودداری نمیکنند (!!!)
طراحان این تاکتیک مخدوش غافل از این نکته اند که این قضیه سبب کسب اعتبار برای تلاشگران مصادره میراث تصوف نمیشود. هشت سال کردند و نشد، سالهای آینده هم نخواهد شد. بهتر آن است که دست از شیوه فرسوده و نخ نمای "ملا خوری" و بالا کشیدن با "کلاه شرعی" خودداری ورزند و به قدردانی از مقام و جایگاه صوفیه و میراث تصوف بپردازند و دائما در ذهن خود این ابیات بلند حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی را تکرار کنند که میفرماید
روضه خلد برین خلوت درویشان است           مایه محتشمی خدمت    درویشان است
ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را         سر و زر در کنف همت  درویشان است
از کران تا به کران لشگر ظلم است ولی             از ازل تا به ابد فرصت   درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد                   فتح آن در نظر همت     درویشان است
گنج قارون که فرو میرود از قهر هنوز               خوانده باشی که هم ازغیرت  درویشان است
....