مروجان عرفان‌های کاذب نیازمند مراقبت‌ ویژه معنوی هستند! 

 

  دیده بان: رییس موسسه بهداشت معنوی گفت: مروجان عرفان‌های کاذب نیازمند مراقبت‌های ویژه معنوی هستند.
به گزارش موسسه راهبردی دیده بان،شنبه، 04 خرداد 1392 ساعت 14:15 به نقل از ایسنا، حجت الاسلام و المسلمین حمیدرضا مظاهری سیف در سخنانی با اشاره به پیش‌نویس قانون مقابله با عرفان‌های کاذب و تحت بررسی بودن از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیان کرد: از آن جا که کار کارشناسی بر روی این قانون انجام نشده است، با مشکلات زیادی همراه خواهد بود چرا که در نظر گرفتن مجازات شلاق و یا زندان برای اشاعه‌دهندگان عرفان‌ کاذب خود مشکلات دیگری را در جامعه به دنبال خواهد داشت.
او ادامه داد: بزرگ‌ترین مشکل در این خصوص این است که با رویکرد مجرمانه نمی‌شود با پدیده عرفان‌های نوظهور مواجه شد چرا که در جامعه بر سر مساله رشد معنوی افراد کار خاصی صورت نمی‌گیرد.
.jpg
این کارشناس مسائل دینی با اشاره به این که مشکل موجود در بعد تربیتی و معنوی جامعه موجب به وجود آمدن افرادی همانند سرکردگان "عرفان حلقه" می‌شود، گفت: از آن جا که جامعه به لحاظ تربیتی و معنوی با رشد خوبی مواجه نبوده است لذا سلامت معنوی افراد جامعه مورد تهدید قرار گرفته است و افرادی با ادعاهای مختلف پیروانی در بین مردم و مسوولان برای خود پیدا می‌کنند.
بنیان گذار و رییس موسسه بهداشت معنوی با تاکید بر این که جامعه باید سیاست جرم‌زدایی را در پیش بگیرد تا افرادی که دچار بیماری معنوی هستند، ظهور و بروز پیدا نکنند، بیان کرد: افرادی که به رواج عرفان‌های نوظهور می‌پردازند، بیماران معنوی به شمار می‌روند که جرایم‌شان به دلیل این بیماری است و برای پر کردن این خلاء نیازمند قوانین حمایتی هستیم و باید این افراد مورد حمایت معنوی قرار گیرند تا در سلامت معنوی قرار بگیرند.
مظاهری سیف با انتقاد از به زندان افکندن این دست از مجرمان گفت: باید برای این افراد مراکزی شبیه مراکز بازپروری در نظر گرفت تا آن‌ها را از عقایدشان بازگرداند نه این که با همان عقاید به زندان انداخت چرا که در زندان آن‌ها با زندانیان ضعیف و افرادی که به دلیل مشکلاتی در تنگنا قرار گرفته‌اند، ارتباط برقرار کرده و چون محکم و قاطع سخن می‌گویند در واقع مریدانی نیز در داخل زندان برای خود می‌یابند. از این رو کسانی که وارد این گونه خرافات می‌شوند، نیازمند مراقبت ویژه معنوی هستند نه زندان.
وی افزود: بیماری معنوی سه نوع است؛ نوع اول که شخص از روی سرگرمی به سراغ آن می‌رود و به دلیل جذابیت‌ها و نیازی که به شگفتی دارد، به سوی آن کشیده می‌شود و نوع دوم که شبه‌دار شدن است و شخص نسبت به آن چه که درخصوص این عرفان‌ها به او گفته می‌شود دچار شبه می‌شود که این دست از افراد نیازمند مشاوره معنوی هستند که این مساله تا حدود زیادی پاسخگو بوده است و بیماری نوع سوم تعصب است به گونه‌ای که فرد متعصب می‌شود همانند پایه‌گذاران یک عرفان که در پندارهای خود به یک یقین رسیدند که این دست از افراد نیازمند مراقبت ویژه معنوی هستند.
این کارشناس مسائل دینی گفت: ما به قوانینی نیاز داریم که به این افراد امکان بدهد تا در مراکز آموزش معنوی درمان شوند. باید قوانینی تصویب شود که هم قابلیت اجرا داشته باشد و هم سلامت معنوی جامعه را تضمین کند.
او در پایان از نهادهای حقوقی و امنیتی کشور خواست تا از حوزه‌های علمیه جدا نشوند و از نظرات دینی و کارشناسی حوزویان استفاده کنند تا نتایج مطلوبی در زمینه مبارزه با عرفان‌های کاذب حاصل شود.
به گزارش ایسنا، پیش‌نویس قانون مقابله با عرفان‌های کاذب چند سالی است که تهیه و تدوین شده است اما از دو سال آخر مجلس هشتم در مجلس هم‌چنان مسکوت مانده است

المثنوی و هو اصول اصول اصول الدین فی کشف اسرار الوصول و الیقین

آیت‌الله زنجانی نظر رهبر معظم انقلاب را درباره‌ مثنوی جویا شدند. ایشان هم به آن‌چه مولوی در دیباچه‌ مثنوی آورده، اشاره ‌کردند و ‌گفتند نظرشان همان است که خود مولوی می‌گوید؛ «هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین فی کشف اَسرار الوصول و الیقین».
 به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، به گفته‌ فرزند آیت‌الله زنجانی، در یکی از ملاقات‌های اخیر که در تهران برگزار شد، درباره‌ مولوی صحبت به میان آمد. آیت‌الله زنجانی نظر رهبر انقلاب را درباره‌ مثنوی جویا شدند. رهبری هم به آن‌چه مولوی در دیباچه‌ مثنوی آورده، اشاره ‌کردند و ‌گفتند نظرشان همان است که خود مولوی می‌گوید؛ «هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین فی کشف اَسرار الوصول و الیقین».
در جلسه‌ی دیگری درباره‌ی شعرای ممتاز معاصر صحبت شد و آیت‌الله خامنه‌ای از امیری فیروزکوهی و رهی معیری سخن گفتند و از این‌که پیش از انقلاب با آنها مراوده داشتند و در بعضی موارد به آنها مراجعه می‌کرده و اشعار آنها را درخواست می‌نموده‌اند. آیت‌الله زنجانی هم در چنین مواردی اگر اطلاعاتی درباره‌ی این شعرا داشتند، درباره‌ی آنها صحبت می‌کردند.
مطلب بالا بخشی از گزارشی درباره‌ زندگی آیت‌الله مرحوم حاج‌آقا سید عزالدین حسینی زنجانی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه و مراودات ایشان با حضرت امام خمینی رحمه‌الله و رهبر معظم انقلاب است که پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir منتشر کرده است که متن کامل آن در ذیل می‌آید:
آیت‌الله سید محمد عزالدین زنجانی در سال 1300 شمسی در خطه‌ی زنجان و در خاندانی معروف به معرفت و سیاست دیده به جهان گشود. پدرش «آیت‌الله سید محمود حسینی زنجانی» امام‌جمعه‌ی زنجان و از علمای برجسته‌ی این شهر بود. او که نماینده‌ی مردم زنجان در مجلس مؤسسان تغییر سلطنت قاجاریه به پهلوی هم بود، در اثر مخالفت‌هایش با سلطنت رضاخان پهلوی، مدتی را در حصر گذراند.
مهاجرت به قم
سید محمد عزالدین زنجانی در جوانی دروس مقدمات و سطح و کمی از درس خارج را در زنجان فراگرفت و سپس در 20 سالگی برای تکمیل تحصیلات حوزوی خود به قم مهاجرت کرد. در آن سال‌ها که انگلیسی‌ها حکومت را از رضاخان گرفته و به فرزندش محمدرضا سپردند، محدودیت‌ها علیه روحانیون کمی کمتر شده بود و حوزه‌ی علمیه اندک فرصتی برای بازسازی پیدا کرده بود. ایشان حدود 14 سالی را که در قم اقامت کرد، از تدریس اساتیدی همچون آیات عظام سید محمد حجت کوه‌کمری (به مدت 14 سال)، سید حسین طباطبایی بروجردی (10سال)، سید صدرالدین صدر، سید احمد خوانساری و میرزارضی زنوزی بهره برد. همچنین حکمت متعالیه را نزد حضرت امام خمینی رحمة‌الله‌علیه، علامه سید محمدحسین طباطبایی و شیخ مهدی مازندرانی فراگرفت. وی در درس اسفار هر سه استاد فوق شرکت می‌کرد.
رابطه‌ی او با علامه طباطبایی بسیار صمیمی و عمیق بود. وقتی برای ادامه‌ی تحصیل تصمیم به مهاجرت به نجف ‌گرفت، موضوع را با علامه طباطبایی در میان ‌گذاشت. علامه به او ‌گفته بود: «کجا می‌روید؟ در نجف خبری نیست. نجف برای شما تحصیلِ حاصل است.» حجت‌الاسلام‌ محمدباقر زنجانی -فرزند آیت‌الله زنجانی- در این باره می‌گوید: با این حال پدرم چند ماهی به نجف ‌رفت و در آن‌جا از درس آیات عظام سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم و سید عبدالهادی شیرازی استفاده ‌کرد.
ماجرای عیادت امام خمینی رحمه‌الله
رابطه‌ی آیت‌الله سید محمد زنجانی با امام خمینی رحمة‌الله‌علیه  نزدیک و صمیمی بود. حضرت امام خمینی توجه خاصی به این شاگرد خود داشتند. آیت‌الله زنجانی تعریف می‌کرد که یک بار سخت بیمار بوده و ظاهراً حصبه گرفته بوده. پزشکان اما اشتباه تشخیص داده بودند و داروی اشتباه تجویز ‌کرده بودند. بیماری آن‌قدر شدید ‌شده بود که وی نمی‌توانسته از حجره پا بیرون بگذارد. امام رحمه‌الله در درس اسفار، متوجه غیبت شاگرد خود شدند و از حاضران سراغش را گرفتند. دوستانش ‌گفته بودند که کسالت دارد. فردای آن روز حضرت امام برای عیادت از این شاگردشان به حجره‌ی او ‌رفتند.
آیت‌الله زنجانی خودش تعریف می‌کرد: «امام آمدند و نشستند، از من عیادت کردند و چون دیدند من حال مساعدی ندارم، به خادمی که همراهشان بود، فرمودند از ایشان باید بیشتر مراقبت و پرستاری شود. حتی دستور دادند رختخواب مرتبی را از منزلشان در خیابان یخچال قاضی قم به حجره‌ی من بیاورند.» علاوه بر آن، برای ایشان پزشکی را ‌آوردند و مقدمات انتقال به بیمارستان را هم فراهم ‌کردند.
آیت‌الله زنجانی می‌گفت: در آن شرایط گاهی حتی از درد بیحال می‌شدم. چشمانم را که باز می‌کردم، می‌دیدم حضرت امام رحمه‌الله بالای سر من نشسته‌اند و داروهای مرا به من یادآوری می‌کنند.
علی شاکری -از شاگردان نزدیک آیت‌الله سید عزالدین زنجانی- در این باره می‌گفت ایشان در حالی که اشک می‌ریخت، این ماجرا را تعریف می‌کرد.
ترویج مرجعیت امام خمینی و مبارزه با شاه
پس از رحلت آیت‌الله‌العظمی بروجردی در فروردین 1340، گزینه‌هایی برای مرجعیت شیعه مطرح ‌بودند. از میان فضلای حوزه، هر یک به سمت یکی از علمای برجسته می‌رفتند. در این میان، آیت‌الله سید عزالدین زنجانی به همراه برخی دیگر به ترویج مرجعیت حضرت امام خمینی رحمه‌الله همت ‌کردند. روحانیون زنجانی به‌خوبی در یاد دارند که ایشان با جدیت بحث مرجعیت امام رحمه‌الله را در این شهر ترویج می‌کردند و به خاطر نفوذی که در میان مردم داشتند، پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، جمعیت قابل توجهی از مردم زنجان، مقلّد حضرت امام خمینی شدند.
 
 
وقتی پدر آیت‌الله زنجانی در سال 1334 دار فانی را وداع گفت، آقای زنجانی پس از حدود 14 سال اقامت در قم، برای اقامه‌ی نماز جمعه و جماعت در مسجد سید زنجان -که از سال‌ها پیش تصدی آن در دست خانواده‌ی او بود- راهی زنجان شد. امامت جمعه در زنجان بر خلاف بسیاری دیگر از شهرها که منصبی حکومتی بود، از اوامر حکومتی مجزا مانده بود و دلیل این امر، وجود حوزه‌ی علمیه‌ی قوی این شهر و مردم متدین آن بود. آیت‌الله زنجانی با مراجعت به زنجان، تدریس درس خارج فقه را هم در این شهر آغاز ‌کردند.
همزمان با شروع مبارزات امام خمینی علیه نظام شاهنشاهی، شاگردان ایشان و از جمله آیت‌الله زنجانی به صورت جدی با این حرکت همراهی کردند. پس از ماجرای مدرسه‌ی فیضیه در سال 42 و به تبع آن دستگیری حضرت امام، آیت‌الله زنجانی در یک سخنرانی در شهر زنجان به‌شدت علیه شاه سخنرانی ‌کرد و در حین سخنرانی اشک ‌ریخت. آیت‌الله زنجانی از این منبر که پایین ‌آمد، دستگیرش کردند و 45 روز به زندان شهربانی تهران انتقالش دادند. ایشان در تهران با برخی دیگر از مبارزان هم‌سلّول ‌بودند؛ افرادی مانند آقایان مرتضی مطهری، محمدتقی فلسفی، سید حسین هاشمی‌نژاد و ناصر مکارم شیرازی.
5 سال تبعید به مشهد
فعالیت‌های سیاسی-اجتماعی آیت‌الله زنجانی سال‌ها در زنجان ادامه داشت تا این‌که در سال 1349 محمدرضا پهلوی به اجلاس اوپک رفت. پس از بازگشت از این اجلاس، آیت‌الله زنجانی پس از سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه و سخنان او در این اجلاس، دستگیر شد و حبس خانگی ایشان به دستور رئیس اداره‌ی اوقاف زنجان و با هماهنگی ساواک آغاز شد. آیت‌الله زنجانی پس از مدتی در سال 1351  به 5 سال تبعید در مشهد محکوم شد و زنجان را اجباراً ترک کرد.
ایشان در مشهد هم با وجود محدودیت‌ها، به فعالیت علمی و مبارزه ادامه داد و مشغول به تدریس دروس خارج فقه و اصول و تفسیر در حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد ‌شد. در سال 1354 اولین رساله‌ی عملیه‌ی آیت‌الله زنجانی انتشار یافت. رساله‌ای که بر خلاف بسیاری از مراجع که بیشتر، تعلیقات‌شان بر کتاب «عروة‌الوثقی» است، تعلیقات او بر کتاب «وسیلةالنجاة» سید ابوالحسن اصفهانی است. از این جهت به رساله‌ی عملیه‌ی حضرت امام رحمه‌الله که تعلیقات بر «تحریرالوسیله» است، شباهت دارد.
آیت‌الله زنجانی در تظاهرات و در جلساتی که برای رهبری قیام و ارتباط با امام خمینی و انتقال خواسته‌های ایشان به مردم تشکیل می‌شد، حضوری جدی و فعال داشت. ایشان در روشنگری حرکت انجمن حجتیه در مشهد نیز نقش فعالی ایفا کرد، زیرا معتقد بود آنها یک حرف صحیح را مستمسک اشتباهات خود قرار داده‌اند تا خودشان را مطرح کنند و به این افراد نباید اعتماد کرد.
آیت‌الله خامنه‌ای، شهید هاشمی‌نژاد و آیت‌الله واعظ طبسی از محورهای برجسته‌ی مبارزه‌ی سیاسی علیه دستگاه پهلوی در آن زمان در مشهد بودند. این چند نفر جلسات مستمری را با علمای برجسته‌ی مشهد مانند آیات عظام: شیرازی، قمی، میرزا جوادآقای تهرانی،مروارید و البته حسینی زنجانی برگزار می‌کردند و برای پیشبرد مبارزات انقلاب مشورت می‌گرفتند. در این جلسات برای اقداماتی از قبیل راهپیمایی‌ها، تظاهرات،صدور اعلامیه و آگاه‌کردن مردم مشهد نسبت به شرایط سیاسی برنامه‌ریزی می‌شد.
تحریم جشن‌های نیمه‌ی شعبان سال 1357، تهدید دولت ایران و عراق در پی محاصره‌ی منزل امام خمینی در نجف توسط دولت عراق و اعلام عزای عمومی در پی دو ماجرای شهادت حجت‌الاسلام والمسلمین سید مصطفی خمینی و شهادت جمعی از مردم در تجمع دی‌ماه مشهد، از جمله اقدامات گروهی از علمای آن زمان بود که آیت‌الله زنجانی در آن‌ها نقش داشت.
حکم امام برای بازگشت به زنجان
امام خمینی در 12 بهمن 57 به ایران باز‌گشتند، از اوضاع شهرهای مختلف سراغ گرفتند. ایشان گمان می‌کردند که آیت‌الله زنجانی در زنجان است، اما وقتی متوجه ‌شدند که  در مشهد است، ناراحت ‌شدند و گفتند: «چرا ایشان زنجان را رها کردند؟» درخواست‌هایی هم از طرف مردم زنجان به امام خمینی برای بازگشت آیت‌الله زنجانی به این شهر صورت گرفت. همزمان امام خمینی با آیت‌الله زنجانی تماس تلفنی ‌گرفتند و با ایشان در این‌ باره صحبت ‌کردند. امام فرموده بودند من به شما حکم می‌کنم که به زنجان برگردید. آیت‌الله زنجانی هم در پاسخ گفته بودند چون شما مجتهد و استاد من هستید و حکم می‌کنید، من می‌روم. شما هم برای من چیزی بنویسید که اگر دشمن در آن‌جا کاری کرد و ظلمی صورت گرفت، بتوانم اقدام کنم. امام خمینی متنی را خطاب به اهالی زنجان می‌نویسند و در آن ذکر می‌کنند که «با ایشان مذاکره شد و قرار است ان‌شاءالله تعالی به زنجان بازگردند. امید است به خواست خداوند، تحت رهبری معظم‌له به مبارزه‌ی خود علیه ظلم و استبداد ادامه دهید.» بعدها با پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر شرایط، ایشان به مشهد مقدس بازگشتند و به تعبیر خودشان به آستان امام هشتم علیه‌السلام پناهنده شوند و تا آخر عمر در این شهر بمانند.
فلسفه تقلیدی نیست
آیت‌الله زنجانی در مدت حضورش در مشهد به فعالیت‌های گوناگون علمی و فرهنگی مشغول بود. اقامه‌ی نماز در مسجد امام صادق علیه‌السّلام، توجه به قشر جوان و به‌ویژه دانشجویان و طلاب در برنامه‌های فرهنگی مسجد، ارتباط چهره‌به‌چهره با توده‌ی مردم و تلاش برای حل مشکلات آنان، انجام امور مرجعیت، پاسخگویی به استفتائات، تدریس درس خارج فقه و اصول، تبلیغ و سخنرانی و تدریس نهج‌البلاغة از اهم فعالیت‌های فرهنگی ایشان در مشهد بود. از آقای رستگار مقدم -از اساتید دانشگاه‌های مشهد- نقل شده که آیت‌الله خامنه‌ای از مسجد امام صادق علیه‌السّلام به عنوان یک کانون خیلی مهم برای جوانان مشهد نام برده‌اند.
آیت‌الله زنجانی به فقه سیاسی هم علاقه‌مند بود. ایشان کتاب‌الجهاد از جواهرالکلام را یک دوره قبل از انقلاب و دو دوره بعد از انقلاب تدریس ‌کرد که در حاشیه‌ی آن به مباحث فقه سیاسی نیز می‌پرداختند. مبانی فقهی او همان مبانی فقهی امام خمینی رحمه‌الله و در واقع تقریر سخنان امام بود.
جلسات درس خارج فقه آقای زنجانی ترکیبی از مباحث عقلی و نقلی و اصولی و فلسفی بود. ایشان به عرفان و ادبیات عرب و ادبیات فارسی تسلط خوبی داشت. همچنین درس تفسیر ایشان آغشته به درایةالحدیث، بحث رجال و نیز اخلاق و عرفان بود. ظاهراً آیت‌الله زنجانی در مجموع چهار دوره خارج فقه و چهار دوره خارج اصول در زنجان و مشهد تدریس کردند که متن مبنای آنها کتاب جواهرالکلام  بود و گاهی هم کتاب مکاسب.
آیت‌الله زنجانی با این‌که در بحث فلسفه متأثر از مرحوم علامه‌ی طباطبایی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه بود، اما نقدهایی را هم بر مباحث ایشان وارد می‌دانست. مثلاً نسبت به تفسیر سوره‌ی توحید در المیزان نقدهایی داشت. به طور کلی ایشان در مباحث فلسفی، حتی در مباحث مرحوم صدرا متوقف نبود و بحث‌هایی را درباره‌ی آنها مطرح می‌کرد. اساساً آیت‌الله زنجانی فلسفه را امری اندیشه‌ای می‌دانست که تقلید در آن روا نیست. بنابراین طرح مباحث فلسفی به شیوه‌ی تقلیدی را نقض غرض می‌پنداشت.
اما مرحوم علامه طباطبایی اعتماد بالایی به این شاگرد خود داشت. ایشان در یک گفت‌وگوی تلویزیونی که در اواخر عمرشان انجام ‌دادند، در پاسخ به این پرسش که شما در بین شاگردانتان چه کسانی را تأیید می‌کنید، پس از شهید مطهری، مرحوم آیت‌الله زنجانی را معرفی ‌کردند.
توصیه رهبری به آیت‌الله زنجانی
در کنار همه‌ی فعالیت‌های فوق‌الذکر، آیت‌الله زنجانی هیچ‌گاه از شرکت در مراسم‌های سیاسی و انقلابی غافل نبود. نزدیکان او روایت می‌کنند که ایشان مقید به حضور در راهپیمایی‌ها، تظاهرات و انتخابات بود و در سخنرانی‌های خود همیشه مردم را به حضور در این عرصه‌ها دعوت و بر حمایت از رهبری تأکید می‌کرد.
پس از رحلت مراجع بزرگ مشهد، رهبر انقلاب تأکید بسیاری داشتند که اِعلام مرجعیت آیت‌الله زنجانی علنی‌تر باشد و ایشان دفتری داشته باشد و حتی بعثه‌ای هم به مراسم حج بفرستد تا به این وسیله  مرکزیت علمی مشهد در بین حوزه‌های علمیه از بین نرود. به همین دلیل هم بود که آیت‌الله زنجانی در سال 84 رسماً دفتر خود را افتتاح نمود.
آشنایی دو خانواده‌ی زنجانی و خامنه‌ای به خیلی قبل برمی‌گردد. آیت‌‌الله سید محمود حسینی زنجانی -پدر آیت‌الله سید عزالدین زنجانی- هرگاه به مشهد می‌رفت، با آیت‌‌الله سید جواد خامنه‌ای -پدر رهبر انقلاب- دیدارهای منظمی داشتند. در طول سال‌های پس از انقلاب هم هرگاه رهبری به مشهد می‌رفتند، با آیت‌الله زنجانی دیدار می‌کردند. محتوای جلسات قبل از انقلاب اگرچه سیاسی بود، اما بعد از انقلاب اغلب ادبی، عرفانی، تاریخی یا علمی بود. مثلاً درباره‌ی علما، فقها و بزرگان اطلاعاتی رد و بدل می‌شد. آیت‌الله زنجانی نیز درباره‌ی وقایع تاریخی مانند دوره‌ی رضاخان مسائل جالبی را برای رهبری تعریف می‌کردند. حجت‌الاسلام محمدباقر زنجانی می‌گفت در یکی از این جلسات که او هم حضور داشت، در مورد «سیدعلی خان شیرازی» -عالم بزرگی که رهبری نسبت به او بسیار اظهار شگفتی می‌نموده- صحبت شد و رهبر انقلاب جویای اطلاعاتی درباره‌ی ایشان بوده‌ است.
محتوای برخی از این جلسات هم ادبی و عرفانی بود. به گفته‌ی فرزند آیت‌الله زنجانی، در یکی از ملاقات‌های اخیر که در تهران برگزار شد، درباره‌ی مولوی صحبت به میان آمد. آیت‌الله زنجانی نظر رهبر انقلاب را درباره‌ی مثنوی جویا شدند. رهبری هم به آن‌چه مولوی در دیباچه‌ی مثنوی آورده، اشاره ‌کردند و ‌گفتند نظرشان همان است که خود مولوی می‌گوید؛ «هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین فی کشف اَسرار الوصول و الیقین».
در جلسه‌ی دیگری درباره‌ی شعرای ممتاز معاصر صحبت شد و آیت‌الله خامنه‌ای از امیری فیروزکوهی و رهی معیری سخن گفتند و از این‌که پیش از انقلاب با آنها مراوده داشتند و در بعضی موارد به آنها مراجعه می‌کرده و اشعار آنها را درخواست می‌نموده‌اند. آیت‌الله زنجانی هم در چنین مواردی اگر اطلاعاتی درباره‌ی این شعرا داشتند، درباره‌ی آنها صحبت می‌کردند.
این عالم برجسته پس از سال‌ها تلاش علمی و انقلابی، در سن 92 سالگی دار فانی را وداع گفت. در پیام تسلیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت رحلت مرحوم آیت‌الله زنجانی آمده است: «این بزرگوار که از عالمان برجسته و ذی‌فنون به شمار می‌رفتند، از زنجان و نیز دوران اقامت طولانی در مشهد مقدس، کانون توجّه فرزانگان و اصحاب اندیشه و هنر نیز قرار داشتند و محفل گرم هدایت و افاده‌ی ایشان محل حضور طبقات گوناگون بود.»

تظاهرات همبستگی با زندانیان سیاسی - عقیدتی در بند؛ فرانسه


روز شنبه چهارم ماه می دوهزار و سیزده میلادی ، جمعی از حامیان و هواداران انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران بمنظور ابراز همبستگی با زندانیان سیاسی - عقیدتی در ایران، در فرانسه گرد هم آمدند و با نواختن دف خواستار آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان محبوس از سیاهچالهای ایران شدند.

در هفته ای که گذشت بنگاه های دروغ پراکنی اداره ادیان وزارت اطلاعات و موسسه فرق و ادیان محصولات جدیدی را به بازار عرض کردند

خودزنیِ راهبردیِ  "سایبری کاران" ناشیِ
 "ادارهء ادیان" وزارت اطلاعات

   شگردِ بچه شاگردهایِ

موسسه راهزنی دیده بان

البته جای تعجب نیست. همه میدانند که تمام هنر "اداره ادیان وزارت اطلاعات" و مراکز تحت مسئولیت آن ریختن به خانه های مردم و دستگیریهای شبانه و بازداشتهای غیرقانونی و توقیف گذرنامه ها و فشار برخانواده ها برای وادارکردن آنها به همکاری و خبررسانی و این قبیل اعمال کودکانه است. تحرکات مذبوحانه ای که فقط رسم و رسوم باجگیری و زورگویی و گردن کلفتی و لات بازی را در کوچه پس کوچه های محلات دورهء "بابا شمل"ها به خاطر می آورد و نشانه اقتدار اطلاعاتی و توانایی در  به اصطلاح" جنگ نرم" نیست. اصولا "وزارت اطلاعات" و دستگاه های وابسته به آن بخصوص بخش "اداره ادیان و فرق" و زیرمجموعه های آن مانند "موسسه فرق و ادیان در قم" ظرفیت جنگ نرم ندارند.  تنها میکوشند با براه انداختن جاروجنجالهای بیهوده، عوامفریبی و بزرگنمایی کاذب کنند. عملی بیفایده که بطور مطلق کاربرد عملیاتی خودرا ازدست داده و مثل توپ زنگ زده و باروت نم خورده شده است
حال به دونمونه از ضعف مفرط اطلاعاتی و ناتوانی جنگ نرم دستگاه های اطلاعاتی و زیرمجموعه های آن اشاره میکنیم
الف-  وبلاگ کذایی "خرقه" با درج مطلبی "کارشده" به خودزنی راهبردی اطلاعاتی  دست زده است. کسی چه میداند شاید عده ای "نفوذی" چوب لای طایرهای پنچر شده وبلاگها و وبسایتهای "اداره ادیان" و "موسسه فرق و ادیان" و ... میگذارند. دمشان گرم
ب- مطلب دوم نیز نوشته های پراکنده  و بیسر و تهی است که به صورت گفت و شنودی بدون مبتدا و خبر در سایت کذایی به اصطلاح موسوم به "موسسه راهزنی  دیده بان" انتشار پیدا کرده و فقدان روش تحقیق  وضعف استنتاج و عدم توانایی استنباط را در طرفین این گفت و شنود بیمایه آشکار میکند. جوانند و جویای نام آمدند. در این گفتگو، یکی دوتا عکس از مصاحبه شونده بطور نشسته و برخاسته گرفته و الصاق مقالهء کذایی "موسسه راهزنی دیده بان" شده!! یکی از این عکسها، تصویرِ تمام قدی است که "منیت" و جاه طلبی کودکانه از سر و ریش و عبا و عمامه آن میبارد. مثل بچه هایی که روز اول رفتن به کودکستان دم درخانه می ایستادند و اولیائشان از آنها عکسی میگرفتند و به فامیل و َآشنا در ده و روستا میفرستادند. به صاحب این عکس (جوانی به اسم محمدرضا لایقی بروجردی) باید گفت "پسرجان! پا از این راه بیرون بکش و با آبروی خودت در دنیا و آخرت بازی مکن و خودت را اسباب بازی یک عده دنیا دوست شیطان پرست قرار مده" تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال