ادامه اهانتهای سایت وابسته به مرکز موسوم به "ادیان و فرق در قم"

  باز هم باند مستقر در رأس پایگاه إفساد موسوم به "مرکز بررسی ادیان و فرق!!" در قم ماهیت شیطانی و ضدانسانی - اسلامی خود را بیرون ریخت و با بی ادبی به تاخت و تاز علیه مکتب تصوف و عرفان اسلامی پرداخت. بهانه این کار هم خرده گیری بر "فعالیتهای کمیته بین المللی دفاع از حقوق درویش ودانشجو" میباشد. به این مراکز اطلاعاتی باید یادآور شد که اطلاعاتشان سوخته و تاریخ مصرف به سررسیده میباشد. چون فعالیت چنین انجمنی بیش از دوسال است کاملا متوقف شده وبهتر بود این دروغگویان هتاک، برای بهانه جویی موارد جدیدتر و صحیحتری را مبنای شیطنتهای قرار میدادند

آنچه مسلم است ان که این شیاطین دروغپرداز هیچ اعتقادی به شرع منور محمدی ندارند و پرده از چهره کریهشان در چهارگوشه عالم فرو افتاده و بی نیاز از اثبات مجدد است. اکنون افترانامه هتاکانه آنها را که در سایت دیده بان درج و توسط اسیت ادیان نیوز نقل شده از نظر میگذرانیم

مخالفت گسترده با ضدفرهنگ امامزاده قلابی پرستی و مداحی



تیتربندیهای خنده دار
 توسط سایتهای پوششی امنیتی وابسته به محافل اطلاعاتی
بعد از برچسبهایی مانند جریان انحراف، جریان نفاق، جریان نفاق جدید، فرقه ضاله و ... حالا یک تیترجدید به عنوان برچسب نوینی به لغتنامه سایتهای ضدفرهنگی محافل انحصارگرا و سرکوبگر مطرح شد. تیتر "نئو انحرافی"!!
سایت اطلاعاتی بولتن نیوز در مقاله ای به تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۹۱ -    مدعی شد که جریانی موسوم به "جریان نئو انحرافی" در داخل حکومت با جریان ضدفرهنگی "مداحی گری" مخالفت میورزد.
در ادامه، مقاله خنده آور سایت مسبوق الذکر به نظر خوانندگان میرسد:

دشمنی آشکار جریان "نئو انحرافی" با مکتب حسینی!!
توهین به هیئات؛ آخر و عاقبت منحرفین به کجا می رسد؟
واقعیت این است که، بعد از زخم خوردن جریان انحرافی از بصیرتِ عمّارهای انقلاب؛ مانند حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان، حاج محمود کریمی، حاج حسین سازور و دیگر مدّاحان ولایتمدار، این جریان قصد دارد با تخریب قشرهای هیأتی و مدّاحان، از اثر گذاری آنها در جامعه بکاهد
اللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

پايگاه ارزشي عماريون مهدي فاطمي:كهنوز داغ اهانت به ساحت مقدس پیامبر مکرم اسلام (ص) توسط دشنان قسم خورده اسلام یعنی آمریکای جنایت کار و اسرائیل خونخوار مرهم نیافته که جریان نئوانحرافی داخلی ، کمتر از یک ماه مانده تا ایّام عزاداری سرور و سالار شهیدان با دستمایه قرار دادن یک طرح عمرانی خدمات شهری ، سعی در تخریب و تخطئه هئیت های عزای اباعبدالله (ع) کرد .
یک روزنامه زنجیره ای که ارتباطش با جریان معلوم الحال اصلاحات از یک سو و انحرافیون بی ریشه از دیگر سو اظهر من الشمس است )که البته عموم مردم حزب الله پرسش های بسیاری درباره منابع هزینه ای این روزنامه و همچنین دلایل بازداشت مدیرش دارند) امروز در گزارش اصلی خود با زیر سؤال بردن اهالی مذهبی و ارزشی خیابان 17 شهریور و هیأتهای قدیمی و پررونق این محلّه ، کمر به تخریب نیروهای ارزشی و هیئات پرسابقه خیابان هفده شهریور بست.
درصفحه شماره 5 روزنامه مغرب ، چاپ چهارشنبه 26 مهرماه 1391آمده است : پیاده راهی که در حدّ فاصل میدان امام حسین(ع) تا میدان شهدا، (خ 17 شهریور) است و قراراست علاوه برمسیر روزانه مردم ، محلی برای تجمّع دسته های عزاداری ومراسم های مذهبی وآیینی باشد، لقبی دارد تحت عنوان آئینی - مذهبی، لقبی که چندان با پیشینه این خیابان همخوانی ندارد وقدیمی های تهران آن را بیشتر با کارخانه مسکرات به یاد می آورند .
اما آیا واقعیّت همین است؟ این خیابان را به نام شهدای 17 شهریورکه یاد آورایستادگی ساکنین معتقد ومذهبی این خیابان در دوران رژیم ستمشاهی، و خلق حماسه ی جمعه سیاه و حماسه های دیگرِ براندازی طاغوت هستند، می شناسند نه چیزدیگر. درهمین خیابان بود که مردم با دسته های عزاداری و با شعارهائی که به سبک نوحه های مجالس عزاداری ساخته می شد تظاهرات می کردند و فریاد ظلم ستیزی سرمی دادند یاد آن نوحه ی معروف مرحوم شاه حسین بهاری علیه رژیم ستمشاهی بخیر ... "حسین سرباز ره دین بود عاقبت حق طلبی این بود" ..
اصلاً فرض بگیریم وجود کارخانه مسکرات در سالهای قبل از انقلاب در این منطقه وجود داشته و از یک کلاغ تا چهل کلاغ این گزارش را به پای بافته های القاء شده به قلم خبرنگار بی خبرازهمه جای خبرگزاری مهر می گذاریم. امّا یادمان نرود که درتاریخ تشیّع، حنجره هایی بوده اند که "نهاد" شده اند و"نهاد" آفریده اند، ومرحوم حاج شیخ احمد کافی یکی از این حنجره ها بود که به گواه کسبه قدیمی امیریه و گمرک ایشان مشروب فروشی ها ومراکز فساد ولهو ولعب را با کمک بانیان خیر می خریدند و آن را یا ملحق به مهدیه تهران می کردند ویا با تغییرنوع کاربری آن، به مشاغل مشروع، زمینه را برای محو فساد و بی بند و باری مهیا می نمودند.



حال باید از کسانی که سابق بر این متولی امر بودند و در زمان تصدی مسئولیتشان کهولت کرده اند، سؤال کرد، برای احیای این خیابان تاریخی، مذهبی و ارزشی تا به حال چه کار مثبتی انجام داده اند. آیا واقعاً میدان امام حسین(ع) و میدان شهداء در شأن نام ارباب ما و شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی بوده، یا محلی برای جولان مشاغل مزاحم و کپن فروش و پاسور فروش و سی دی غیرمجاز فروش بوده و این دوستان عزیزهم فقط دست روی دست گذاشته و کارهائی از جنس مرمت کارونسرای شاه عباسی را اولویت کار فرهنگی دانستند.

آیا در خیابان طرقی و جنب پارک ابوحسین، خ ثارالله، خ خیام، خ صفای شرقی و غربی طبق آمار سازمان تبلیغات جنوبشرق بیش از530 هیأت هفتگی و مناسبتی وجود ندارد آیا خ زرین نعل و خ خورشید، خ ایران شمالی مهد هیأتهای مذهبی نیستند و آیا حسینیه بزرگ شهید همّت و بیت الرضاء(ع) که مدّاحانی مثل آقای سیب سرخی و مهدی کمانی دارد، وجود ندارد آیا در خیابان مجاهدین اسلام هیأتهائی مثل بنی فاطمه که قدمتی بیش از نیم قرن دارند وجود ندارد و مدّاحانی مثل مرحوم علّامه و دلجو نداشته. آیا در نظرِ تنگِ این روزنامه، مسجد امام حسین(ع) که یکی از مراکز بزرگ برگزاری مراسمهای هیأت رزمندگان اسلام و قدمگاه علما، عرفا و اسوه آزادگان هشت سال دفاع مقدس، مثل مرحوم حجت الأسلام والمسلمین ابوترابی است، و مدّاحانی مثل آقای بکائی و منبری هائی مثل آقای پناهیان به طور ثابت در آنجا به تعظیم شعائر مشغولند، جایگاهی ندارد. آیا با این ترافیک و مسیر دور همه ی هیأتها می توانند برای عزاداری تا بازار تهران بروند و دسته راه بیاندازند.
امّا واقعیت این است که، بعد از زخم خوردن جریان انحرافی از بصیرتِ عمّارهای انقلاب؛ مانند حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان، حاج محمود کریمی، حاج حسین سازور و دیگر مدّاحان ولایتمدار، این جریان قصد دارد با تخریب قشرهای هیأتی و مدّاحان، از اثر گذاری آنها در جامعه بکاهد.



بی خبر ازآنکه؛
چراغی را که ایزد بر فروزد      هر آنکس پُف کند ریشش بسوزد
در واقع این طیف مرموز، از حامیان رسانه ای آقای خاصّ دولت، در اقدامی نابخردانه به دلیل ناخرسندی از روشنگری ها و اظهار نظر مدّاحان کشور درباره ی گستره ی فعالیتها و پارادوکس زائی این آقای خاصّ در مبانی نظری دینی، اعتقادی و ملّی، تصمیم گرفته اند تا با ۱- قداست زدائی و خدشه دار کردن حرمت مذهبیون با هر روش نامتعارف و غیر اخلاقی ۲- با توجه به مقبولیت ذاکران اهلبیت(ع) بین خاص وعام و تأثیر گزاری بسیار زیاد آنها در جهت دهی فکری - سیاسی اقشار مردم، برای این منبع ایجاد سیل خروشان فکری و معرفتیِ توده مردم، هر طور شده یک نوع "سدّ بند" ساخته و در اقدامی پیشگیرانه آنها را از راه تخریب و تضعیف، به گوشه انزوا کشانده و منفعل کنند. اما بی خبر از آنکه:
نام من سرباز کوی عتـرت است دوره آمـوزشـی ام هیـأت است
پـادگانـم چــادری شـد وصلــه دار سردرش عکس علی با ذوالفقار
ارتــش حــیــدر محـل خـــدمـتــم بهـر جانـبـازی پی هر فـرصتم
نقـش سردوشی من یا فاطمه است قـمـقـمه ام پر ز آب عـلقمه است
رنگ پیراهن نه رنگ خاکی است از قدیم این پیرهنها مشکی است
آری ما مدّاحان و هیأتی ها، سرباز ولایت و دانش آموختگان مکتب حسینی(ع) هستیم. مشق ما درس عاشوراست که به مصداق کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کرب و بلا ، هر روز از روی این مشق می نویسیم و تمرین می کنیم. آری ما ذاتاً شجاع و حرّ آفریده شدیم و زیر بلیط هیچ مقامی جز ولایت نمی رویم.
ما به دنبال شهادت می گردیم و از کشته شدن در راه اهداف والایمان نه اینکه ترس نداریم بلکه مشتاقانه به دنبال آن می گردیم. جناب آقای خاص، و جیره خواران انحراف، ما به شما هشدار می دهیم اگر تا به حال چیزی نگفتیم لب فرو بسته و به شما امان دادیم، صدقه سر بیان رهبری فرزانه و معظم انقلاب بوده که مسائلی مانند شما را فرعی دانسته اند. به یاد داشته باشید که همین مدّاحان و هیأتهایشان بودند که در رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد نقش مؤثر ایفا کردند در حالی که کسی اصلاً آقای احمدی نژاد رو نمی شناخت.
و امّا با این همه ما با کسی جز ولایت عقد اخوت نبسته ایم، وام از کلام پرنور امام راحل می گیریم که فرمودند، "ملاک حال افراد است". وضع فرق کرده است، و اکنون ما در این مقطع، طلحه و زبیر می بینیم، شریح قاضی می بینیم، انحراف می بینیم. مقام عظمای ولایت(حفظه الله) درمیان جمع کثیری از بسیجیان استان خراسان شمالی فرمودند؛ "برخی رقیب انتخاباتی خود را شیطان اکبر به حساب می آورند در حالیکه شیطان اکبر، آمریکا و صهیونیزم است نه رقیب جناحی و انتخاباتی. درحالیکه عناصر انتخاباتی، ادعای اسلام می کنند و در خدمت اسلام و انقلابند، برخی طرفداران آنها چرا و به چه مناسبت، طرف مقابل را شیطان می دانند؟ "
جریانی که علی رقمِ شیطان بزرگ خواندن آمریکا، توسط مقام معظم رهبری، با مطرح کردن امکان دوستی ایران و آمریکا و اینکه ملّت ایران با ملّت اسرائیل مشکلی ندارد، یا با چفیه دور گردن منشور کوروش انداختن، قداست طاغوت ستیزی این نماد ایثار و مقاومت را زیر سؤال می برد و یا با دیدگاه های اومانیستی، ایرانی بودن را بیشتر از اسلامی بودن مایه ی فخر ملّت ما می داند، به چه حقی برای عزاداران امام حسین(ع) باید تعیین تکلیف کند، که کجا سینه بزنید و کجای برای مظلومیت سید الشهداء(ع) گریه کنید.
شاید نویسنده این مطلب و مدیران روزنامه در دفاع از مطالب عنوان شده بگویند که ما فقط منتقل کننده نظرآن پیرمرد یا آقای چمران و آقای مسجد جامعی بوده ایم. ولی کسانی که با ابتدائی ترین مبانی خبرنگاری آشنا هستند به خوبی می دانند که یک جریان فکری، چگونه می تواند دلگویه ها و تفکرات خود را از زبان دیگران بیان کند. جالب اینجاست که از آن همه حرفهای زده شده باید این تیتر یک روزنامه باشد؛
"کسی در این راسته سینه نمی زند" و یا "پیاده راه آئینی از کارخانه ی مسکرات می گذرد."
حال اگر این انحراف و غرض ورزی نیست نامش را چه باید گفت، این بی حرمتی به دستگاه سید الشهداست(ع) به هر حال به یاد داشته باشید که شاه ملعون هم، در حرکتی انقلابی به رهبری امام راحل(ره) ، با پیش برنده ای به نام دستگاه امام حسین(ع) یعنی همین هیأتهای مذهبی که با بیان وعاظ ولائی- مدّاحی مدّاحان پرشور وانقلابی - شعرائی فهیم وارزشی تغذیه روحی و فکری می شد از مملکت بیرون رانده شد. پس به قول پابرهنه ها و بچه جنوب شهری ها شما که دیگرعددی نیستید. گرچه سرنوشت امثال شما در چهره مهاجرانی ها و عبدالله نوری ها متبلور و مشخص است.
امام حسین(ع) و مجالس روضه آب کرّی است که هر نجاستی به آن بخورد، آن نجاست پاک می شود.در روایت آمده که حضرت امام صادق(ع) در کوچه ای با اصحاب در حال عبور بودند، به فرد رسیدند که مشروب خورده و مست بود. آن شخص تا حضرت را دید از خجالت رو به سمت دیوار کرد و سعی داشت او را نبینند و نشناسند که حضرت به او گفت در هیچ حالی از ما روی بر نگردانید

طراحی برنامه های پاکسازی جامعه از دگر باوری به بهانه مبارزه با عرفانهای کاذب



گنابادیها در صدا و سیما رفت و آمد دارند و باید آقای ضرغامی جلویشان را بگیرد!
انتقاد شدید و تند آخوندی به اسم جوادمحرابی
 از عملکرد صدا و سیما
پیش از این مردم ایران و جهان بارها شاهد حملات عنان گسیخته عناصر "طلبه- بسیجی" به محافل دراویش در شهرهای مختلف ایران بودند. امری که هربار به فاجعه های عظیمی منتهی شد. در قم و بروجرد و اصفهان و سایر شهرها. اکنون آخوندی به اسم جوادمحرابی در مقام رئیس موسسه ادیان و فرق در قم در طی یک مصاحبه مبسوط و مفصل با سایت مشرق نیوز صراحتاً تشریح میکند که این حملات خودجوش نبوده و در انجام آن ناجا و وزارت اطلاعات و دستگاه امنیتی و وزارت کشور - همگی زیرنظارت موسسه ادیان و فرق- دست داشته اند. نظر به اهمیت این مصاحبه اقدام به بازنشر کامل آن میکنیم

مجسمه ای تبتی در اشتوتگارت آلمان با آلیاژی از بقایای سنگ آسمانی


مجسمه ای آهنین در آلمان با جنسی از آلیاژ فضائی


رادیوفردا-  ۱۳۹۱/۰۷/۰۸   - براساس پژوهش‌های جدید یک مجسمه بی‌نظیر و بسیار گران‌بها که در سال‌های دهه ۱۹۳۰ توسط  عوامل آلمان نازی از تبت به سرقت رفته بود از یک سنگ آسمانی که حدود پانزده هزار سال پیش به زمین اصابت کرده، تراشیده شده‌است.

به روی قسمت شکم این مجسمه هزارساله نقشی شبیه صلیب شکسته حک شده‌است که برای بودائیان کهن نماد خوشبختی قلمداد می‌شده‌است. این نشان

پرونده سازیهای جدید و شداد وغلاظ باند حاکم بر ایران بر علیه جرس -

 هرچه به انتخابات نمایشی- فرمایشی به اصطلاح "ریاست جمهوری"!! نزدیکتر میشویم، هراس و وحشت باند حاکم بر ایران بیشتر نمودار میشود. اخیرا سایت پوششی اطلاعاتی - ضدامنیتی "دیده بان" و سایتهای زنجیره ای وابسته به آن به انتشار سلسله مطالبی برعلیه اپوزیسیون موسوم به اصلاح طلب مبادرت کرده که شماره اول آن را در این سایت برای خوانندگان عزیز درج کرده ایم

پشت پرده رسانه‌های فتنه‌گر

انتشار اسناد مخفی از ارتباط انجمن حجتیه با ساواک شاه توسط ساتهای پوششی اطلاعات بسیج - سپاه


انجمن ساواکیه + سند

  • دوشنبه, 10 مهر 1391 
    ادیان نیوز؛ احتمالاً بسیاری از افراد بر این باورند که انجمن حجتیه تنها یک هدف داشته و آن هم همان مبارزه با فرقه‌ای به نام بهائیت بوده و دیگر هیچ. و در عین حال که به شدت مخالف مبارزه علیه رژیم ستم شاهی بوده اما هیچ گونه رابطه‌ای هم با این رژیم نداشته است. اما شواهد و اسناد تاریخی برعکس این مطلب را نشان می دهند و رابطه انجمن منحرفه حجتیه با ساواک را تائید می کنند.
از رصد دقیق ساواک بر تمامی عملکردهای انجمن حجتیه در ایران تا هماهنگی هرگونه اقدام سران انجمن در داخل کشور و همچنین دیگر موارد مربوط به آن‌ها، همه و همه می‌توان پی برد، انجمن حجتیه همکاری بسیار نزدیکی با ساواک و رژیم منحوس پهلوی داشته است و به قول معروف یک چهره کاملاً درباری از این انجمن به ما نشان می‌دهد .
ما در این مطلب سعی داریم به چند سند از ساواک که نشانگر رابطه نزدیک انجمن حجتیه با این دستگاه مخوف است بپردازیم اگر چه از این دست اسناد در سازمان اسناد انقلاب اسلامی بسیار هستند و تعداد زیادی از آنها نیز در اوایل انقلاب توسط نفوذی‌های انجمن حجتیه به سرقت رفته‌اند، ولی فعلاً به همین مقدار اکتفا می‌نماییم.
اولین سند که مورخ 54/4/26 می‌باشد، به وضوح انتخاب اعضای بلند پایه انجمن حجتیه با تائیدیه ساواک را نشان می‌دهد:
اما متن سند:
به: ریاست شهربانی بجنورد
از: ساواک بجنورد
درباره: انجمن خیریه مهدویه
این ساواک با انتخاب قربانعلی محمدی مقدم برای انجمن خیریه مهدویه موافقت دارد. خواهشمند است دستور فرمایند چنانچه تغییراتی در اساسنامه آن حاصل گردد، این ساواک را آگاه سازند
رئیس ساواک بجنورد، مهرآموز
------------------------------------------
دومین سند مورخ 1350/08/13 می‌باشد که بیانگر ناراحتی شیخ محمود حلبی به دلیل اشتباه در دستگیری عده‌ای از اعضای انجمن در رفسنجان می‌باشد در حالی که آنها کاملاً با ساواک همکاری نزدیکی دارند:
اما متن سند: 
اخیراً حاجی آقا حلبی رهبر انجمنهای 140 گانه سراسر کشور به منظور توسعه و تعمیم انجمن مزبور در این استان به بندر عباس آمده و عده ای از اعضای انجمنهای کرمان، سیرجان و رفسنجان برای دیدن ایشان به بندر عباس وارد شده اند. حاجی محمد زمانیان سرپرست انجمن کرمان ضمن بحث کلی به آقای حلبی گفتند در رفسنجان حدود 65 نفر دستگیر شده اند که عده ای از آنها وابسته به انجمن بوده اند اصولا گفته شده در رفسنجان بیشتر، از رویه آیت الله خمینی پیروی می شود و این دستگیری بدنبال آتش زدن سینما و اتومبیل رئیس پلیس صورت گرفته و رهبر انجمن رفسنجان به اطلاعات شهربانی فراخوانده شده و ایشان گفته اند آنها مدتها قبل با ما ایاب و ذهاب نداشتند و طبق تعهدی که داده اند مسؤول کارهای انجام شده خودشان هستند.
آقای حلبی از این روش به شدت ناراحت شده و افزوده: ما را ساواک می شناسد و هدف ما را می داند و به طور کلی ما باید از جنجال های سیاسی دور باشیم و از رویه آیت الله خمینی و طرفداران کوتاه فکرش هم ابراز تاسف کرد.
نظریه شنبه آقای حلبی با هر گونه وابستگی سیاسی و فعالیت سوء انجمن مخالف است.
---------------------------------
سومین سند که مورخ 52/4/25 می‌باشد بیانگر دیدارهای مکرر شیخ محمود حلبی (ریاست انجمن) با پرنیان فر (ریاست ساواک تهران ) می‌باشد:
اما متن سند :
در ملاقاتی که طی چند جلسه با شیخ محمود حلبی سرپرست انجمن مبارزه با بهائیت به عمل آمد، مشارالیه اظهار داشته که از هجده سال قبل تا کنون انجمن مزبور تشکیل شده و هر روز در اکثر شهرستانها دارای تشکیلاتی گردیده و در تهران نیز در نقاط مختلف دارای جلسات و کنفرانس می باشد و تاکنون برای این جلسات صرفاً ارشاد جوانان در مسائل دینی بوده و کوچک ترین مساله سیاسی در جلسات مطرح نشده است. حتی به علت این که به روحیه جنجالی روحانیان و وعاظ آشنایی دارد، اجازه ورود یک نفر از روحانیان را به جلسات و دخالت آنان را در این زمینه نداده است. مشار الیه اضافه نمود که انجمن تا کنون خدمات زیادی به دستگاه نموده حتی قبل از برگزاری جشن های 2500 ساله که بهائیان ثصد کسب امتیاز جهت آشنایی خود را داشته اند، اقدامات موثری به عمل آورده که به طور حتم به شرف عرض رسیده است زیرا تیمسار ارتشبد اویسی فرمانده کل ژاندارمری وقت در جریان بوده اند و ادامه داد چنانچه دستگاه مصلحت نداند که این انجمن با کار خود ادامه دهد به فعالیتش خاتمه داده، ولی مراتب را به شرف عرض همایونی خواهد رسانید. ضمن این که مذاکرات لازم در مورد مراقبت از جلسات به منظور جلوگیری از نفوذ احتمالی افراد خرابکار و برانداز انجام شده اقدامات مراقبتی نیز به عمل آمده و به منابع مربوطه آموزش لازم در این زمینه داده شده است. بدیهی است هرگونه خبر واصله به موقع به عرض خواهد رسید.
رئیس ساواک تهران، پرنیان فر
این اسناد و دیگر اسناد به جای مانده از دوران رژیم منحوس پهلوی به خوبی نمایان می سازد که انجمن منحرفه حجتیه در آن زمان (رژیم ستم شاهی) چه مراوده صمیمانه ای با حکومت داشته و دست در دست آن ها به پیشبرد اهداف ضد اسلامی آن ها کمک می کردند.