انصراف از صدور ویزا، و لغو سفر هیآت پارلمان اروپا

درپی انصراف ناگهانی مسئولان جمهوری اسلامی  از صدور ویزا برای هیأت پارلمان اروپا که قرار بود دو روز دیگر به ایران سفر کند ، برنامه این سفر لغو شد. این سفر  قرار بود 31 اکتبر جاری انجام شود
در خلال این سفر قرار بود هیات پارلمان اروپا با مقام های ایرانی در خصوص "حقوق بشر" و  مسائل مختلف از جمله انرژی اتمی  گفت و گو کند

نمایندگان پارلمان اروپا در سفری برنامه ریزی شده با مقامات جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفت‌وگو خواهند کرد

چهارشنبه ، 4 آبان 1390 ،

jalali بازکردن دوباره درهای ایران برروی نمایندگان جامعه جهانی
کاظم جلالی نماینده مجلس شورا  گفت که در  سفر نمایندگان پارلمان اروپا به ایران ، مسئولان نظام حاکم بر ایران مباحث دو طرفه را مطرح خواهد کرد.

مکارم شیرازی : حوزه باید جلوی برخی مکتب‌های عرفانی کاذب را بگیرد

ناصر مکارم شیرازی در دیدار مدیر و معاونان حوزه علمیه استان قم با بیان آنکه امروز بسیاری از طلاب نسبت به پوشیدن لباس روحانیت بی توجهند اظهار داشت : بسیاری از طلاب امروزه در جهت دوری از تلبس گام برمی دارند و آرام آرام مشاهده می‌کنیم، افرادی که وارد درس خارج می‌شوند، معمم نیستند؛ البته برخی معذوریت دارند، ولی همه این‌گونه نیستند و متأسفانه بعضی از کسانی که معذوریت ندارند نیز به این سمت حرکت می‌کنند، باید طلاب را به تلبس تشویق کرد و کسانی که ملبس می‌شوند دارای امتیاز ویژه ای در حوزه باشند.

بازداشت دو نفر از دراویش گنابادی در استان فارس

یحیی دهقان و مهرداد کشاورز دو نفر از دراویش گنابادی امروز در شهرستان کوار استان فارس توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

ضرورت رفراندوم برای کنارگذاشتن انتخابات

نظامی که دیگر جمهوریتی از آن بجا نمانده

مقصود هاشمی رفسنجانی از تغییر در قانون اساسی با سازوکارهای پیش بینی شده در درون قانون اساسی یعنی "رفراندوم و همه پرسی" میباشد. در اینجا هاشمی رفسنجانی بی پرده، گفتهء دوسال قبل "شیخ مهدی کروبی" را یاد آوری میکند که گفت از این نظام نه اسلامیتی بجامانده و نه جمهوریتی. جمهوریت ازمیان رفته. اما هاشمی رفسنجانی میگوید برای قانونی کردن نفی جمهوریت نظام باید براساس قانون اساسی اقدام کرد و همه پرسی انجام داد

جریان شناسی ابتذال فرهنگی در کشور بررسی می‌شود

نشست جریان شناسی ابتذال فرهنگی در کشور با سخنرانی رییس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در قم برگزار می‌شود.
به گزارش خبرگزاری رسا، نشست علمی جریان شناسی ابتذال فرهنگی در کشور از سلسله نشست‌های گفتمان عقاید و اندیشه‌ها با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، رییس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سه شنبه، سوم آبان‌ماه پس از نماز مغرب و عشا در سالن اجتماعات مدرسه فیضیه برگزار می‌شود.

گزارشی از آخرین وضیعت دراویش زندانی

از اواخر تابستان امسال تا کنون فشار بر دراویش گنابادی افزایش یافته است به نحوی که نزدیک به ۱۰۰ تن از دراویش توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. از این بین ۱۲ نفر در وضعیتی وخیم در سلول انفرادی و بندهای غیر استاندارد زندان ها در بدترین شرایط بسر می برند.

پرواز به اوج قله ها


نگاهی به مقاله "احمدشهید نگران کدام حقوق بشراست؟" درسایت امنیتی «بولتن‌نیوز»

"دراویش وصوفیه کسانی اند که اقدامات خلاف امنیت ملی آنها برای حکومت ثابت گشته است!! اما بطورکلی عموم فرقه های ضاله تا دست به اقدام علنی نزنند، حکومت با آنها کاری ندارد!! برادران اهل تسنن نیز براحتی زندگی میکنند !! و به تبلیغ اموزه های خود میپردازند!!  اعدام‌ها نیز به خواست مردم به اجرا گذاشته می‌شود!!!!!!"

بعد از موج اول اعدام های کوره سنی ها، نگرانی خانواده زندانیان دیگر از اعدام قریب الوقوع خویشاوندان زندانی شان شدت یافته است

اعدام سه نفر از پیروان اهل تسنن 
در آذربایجان غربی به اتهام واهی قاچاق
منبع : رادیو فردا- ۱۳۹۰/۰۷/۲۹

دولت جمهوری اسلامی ایران ۱۸ مهرماه امسال، پنج آذربایجانی که سه تن آنها از اقلیت های سنی مذهب «کوره سنی» ساکن آذربایجان غربی هستند را اعدام کرد و هم اکنون حداقل سه «کوره سنی» دیگر در انتظار اعدام هستند.

جمال شیخ زاده، فرهاد اسلام دوست ومحمد جنگلی که اعدام شدند از ساکنان روستای «ایستی سو» سلماس و اقلیت ترک سنی آذربایجان حدود سه سال پیش به جرم قاچاق مواد مخدر دستگیرشده بودند. اهالی روستای «ایستی سو» سلماس از ترکهای سنی مذهب هستند که مردم منطقه آنها را «کوره سنی» می خوانند.

انگیزه های اصلی تغییر مدل نظام سیاسی ایران

انگیزه های اصلی تغییر مدل نظام سیاسی ایران

گفتگوی رادیو زمانه با رضا علیجانی

شنبه, 07/30/1390 - اشکان پارسا
منبع : رادیو زمانه

رهبر جمهوری اسلامی در جریان سفر اخیر خود به کرمانشاه اظهاراتی را در رابطه با احتمال تغییر مدل نظام سیاسی جمهوری اسلامی از ریاستی به پارلمانی بیان داشت. او تاکید کرد که منعی برای این تغییر در آینده دور وجود نخواهد داشت.

طی روزهای گذشته تفسیرهای متفاوتی از این اظهارات شده است.
برخی معتقدند که سخنان آیت الله "علی خامنه ای" را باید ناشی از  گسترش شکاف میان وی و دولت "محمود احمدی نژاد" دانست. شکافی که نگرانی هوادران رهبر ایران را نسبت به نفوذ سیاسی اطرافیان احمدی نژاد در دور آینده ریاست جمهوری برانگیخته است. برخی دیگر از تحلیلگران هدف از تغییر احتمالی در مدل حکومتی جمهوری اسلامی را ناشی از تصلب در ساخت قدرت ارزیابی می کنند و آن را نمادی از میل به خودکامگی روزافزون در جمهوری اسلامی می بینند. 
"رضا علیجانی" روزنامه نگار و فعال سیاسی ملی-مذهبی از جمله تحلیلگرانی است که اظهارات آقای خامنه ای درباره تغییر مدل حکومتی به پارلمانی را نگران کننده می‌داند. او در گفتگو با "رادیو زمانه"  تاکید می‌کند که طرح مدنظر رهبر جمهوری اسلامی برآمده از  هراس حکومت نسبت به  جامعه متحول شده ایران است و در نهایت خواسته های طیف نظامی- امنیتی را تامین خواهد کرد.

موسوی خوئینی ها : صحنه گردانهای امروز همان کسانی هستند که مخالف شرکت زنان در انتخابات بودند

موسوی خوئینی ها :  
 صحنه گردانهای امروز همان کسانی هستند که مخالف شرکت زنان در انتخابات بودند

در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب عدّه ای به آیت الله خمینی  نامه نوشتند و درخواست کردند که زنان را از ورود به انتخابات ممنوع کنند زیرا که آنان بر اساس درک خود از اسلامیت نظام حضور زنان در عرصه های سیاسی را حرام می دانستند. اما آیت الله خمینی  به نویسندگان آن نامه مجالی برای رسیدن به خواسته خود نداد، با این همه  این نگاه و اندیشه و این نوع برداشت از دین و از "جمهوری اسلامی" حضور خود را در زیر پوست سیاسی جامعه حفظ کرد و امروز پر قدرت تر از همیشه در صحنه حضور دارد و از زبان کسانی شنیده می شود که می گویند که در ابتدای انقلاب ، آیت الله خمینی  برای بستن دهان مردم دنیا سخن از رأی به میان آورده است و این در حالی بوده که خود او در تأسیس جمهوری اسلامی به رأی مردم اعتقادی نداشته است.
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۰, 
الهه هیکس: حساسیت جهانی به نقض حقوق بشر در ایران بیشتر می شود
 منبع: جرس
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران چهارشنبه هفته گذشته نخستین فاز از ماموریت خود را با ارائه گزارشی به شورای حقوق بشر سازمان ملل به پایان رساند. "احمد شهید" در این گزارش مواردی را پیرامون رفتار با فعالان جامعه مدنی،آزادی اجتماعات،حقوق زنان،اقلیت های قومی و مذهبی،مجازات اعدام و حبس به خاطر ارتباط با نهادهای خارجی به عنوان مصادیق نقض حقوق بشر مورد اشاره قرار داده است.
او از مقام های ایران خواسته که با وی همکاری کنند و امکان سفر و دیدارش با نمایندگان جامعه مدنی در ایران را مهیا سازند. درباره این گزارش و تاثیرات آن بر وضعیت حقوق بشر ایران با "الهه هیکس" مدیر گروه حقوق بشر و برنامه ریزی در نیویورک گفتگو کردیم. او معتقد است که گزارش احمد شهید باعث بالارفتن حساسیت های جهانی نسبت به وضعیت ایران شده است و این می تواند دلگرمی بزرگی برای قربانیان نقض حقوق بشر و خانواده های آنان باشد که احساس می کنند مرجعی معتبر صدای آنان را می شنود و نسبت به حق از دست رفته شان اعتراض می کند.

افشاگریهای رضاعلیجانی نویسنده، روزنامه نگار، زندانی سیاسی

اعدامهای ۶۷ بایستی به یک هولوکاست ایرانی تبدیل بشود
alijani_reza_110711

منبع: گویا نیوز  /  ۲۹,۰۷,۱۳۹۰

اعدامهای ۶۷ بایستی به یک هولوکاست ایرانی تبدیل بشود. به یک وجدان جمعی تبدیل بشود برای اینکه نه ما انتقام بگیریم. نه برای اینکه طعنه بزنیم. نه برای اینکه کسانی که آن موقع در دستگاه سرکوب بودند و الان اصلاح طلب شده اند را در واقع نیش بزنیم. بلکه برای اینکه تبدیل به یک وجدان اجتماعی بشود برای حفظ کرامت انسان که دیگر در تاریخ ما تکرار نشود. من اعدامهای شصت و هفت را یک هولوکاست ایرانی می دانم.
بخش کامل و اختصاصی خاطرات شفاهی رضا علیجانی و مستندات اش در باره برنامه ریزی اعدام های ۶۷

این حکایت قصه پر غصه ای است. داستان اعدامهای شصت و هفت و در موردش بیشتر زندانیها صحبت کرده اند تا زندان بانها و کسانی که در مسند اطلاعاتی امنیتی و قضایی بوده اند. خاطرات بسیار زیادی گفته شده و هرکسی حامل تجربه خودش است. من هم حامل تجربه خودم هستم. در سالنی که ما بودیم من وقتی وقایع اتفاق می افتاد، البته آن موقع متوجه نبودم ولی وقتی از این فاجعه عبور کردیم نقطه چین حوادث را که کنار هم می گذارم می بینم که مقدمه چینی و دورخیز بسیار هوشمندانه و به عبارتی شیطانی صورت گرفته که زندانیها در واقع به این نقطه برسند که حکومت در نقطه ضعف قرار دارد و موضع شون رادیکال تر بشود و آنها بتوانند تعداد بیشتری را بکشند.
تجربه اوین البته متفاوت بود از تجربه زندانیان گوهردشت که حالا به هر دلیلی که من نمی دانم پشت صحنه رو و فقط می دانم که به نوعی به زندانیها رسانده بودند که ماجرا اعدامه و مواضع یک مقدار تعدیل بشود و تعداد کمتری اعدام بشوند. ولی در اوین اینطوری نبود و مرکز ثقل این حوادث بود.
ما دقیقا در شب ۲۲ بهمن سال ۶۶ یعنی سال قبل از اعدامها سالن ما (سالن ۶ آموزشگاه) را که یک سالن دربازی بود مثل بقیه سالنها ؛ در بسته کردند. یعنی زندانی ها در اتاق خودشان زندانی شدند مثل انفرادی های جمعی که به آنها سالنهای در بسته می گفتند که افراد در اتاق بودند و روزی به مدت محدودی هواخوری می رفتند یا روزی چند بار برای دستشویی و سرویس و شستن ظرف و ظروف می رفتند.
مواقعی که زندان دربسته می شود یعنی فضا بسته شده یک نوع قدرت نمایی و اعمال اجبار و خشونت از بالا هست برای ارعاب زندانی. یعنی این حس را به زندانی منتقل کردند که ما در موضع اقتدار هستیم و هرکار دلمون بخواد می کنیم .
اما پس از مدتی در یکی از روزهای اردیبهشت که الان روزش دقیقا یادم نیست سالن را در باز کردند و ناگهان فضا چرخید. برخوردها بسیار متفاوت شد توسط نگهبانها ومسئولین بند. ما که مدتها تلاش می کردیم و کشمکش داشتیم و اعتصاب داشتیم که د مسئول بند و مسئول بهداشت بند و مسئول غذای بند و مسئول اتاقها انتخابی باشند و از طرف بیرون یعنی زندان و زندان بانان انتخاب نشوند همه خواسته های ما رو پذیرفتند. چنان در باغ سبزی نشان دادند که در واقع این حس به دیگران منتقل بشود که گویی اتفاقی افتاده و زندان بان در موضع ضعف قرار گرفته و حتی آمدند و لیست تهیه کردند که شما چه کتابهایی و چه نشریاتی را می خواهید که ما برای شما از بیرون تهیه بکنیم. یعنی واقعا در باغ سبز نشان دادند. و این ادامه داشت تا اواخر تیر ماه و روزهایی که ایران قطعنامه رو پذیرفت . آن موقع همه ارتباط های ما با بیرون قطع شد. از ساختمان آموزشگاه به ۳۲۵ منتقل شدیم. و حتی خبرهای رادیو برای ما پخش نمی شد. بازهم این حس منتقل می شد که اتفاقات عجیبی دارد می افتد . می خواهند ما زندانیها متوجه این اتفاقات نشویم.
تا قبل از این هواداران مجاهدین حتما باید اتهاماتشون رو وقتی سوال می کردند و یا فرم لیست می دادند که زندانیها اسامیشون رو بنویسند و در ستون بعدی نوع اتهام و ستون بعد مدت محکومیت را می خواستند، نوع اتهام را حتما باید می نوشتند «منافقین » ، در غیر این صورت برخورد با ایشان صورت می گرفت و افراد خیلی سرموضع تر فقط «سازمان » می گفتند. مجاهدین هم نمی گفتند. فقط می گفتند اتهام هواداری از سازمان. این به نوعی یکی از چپ ترین موضع ها بود. ولی وقتی که از پنج مرداد تا پنج شهریور آمدند تا زندانی های مجاهدین را به دادگاه ببرند خود پاسدارها و نگهبانها خیلی محترمانه میگفتند هواداران سازمان بیایند ! و خودشان خبرهایی رو شایع کردند در بند که ایران قطع نامه را پذیرفته و هیئت عفوی آمده و می خواهد به زندانی ها عفو بدهد.
ببینید این نقطه چین را که کنار هم می گذارید نوعی طراحی و نقشه را از بهمن ماه ۶۶ تا مرداد ۶۷ یعنی حدودا ۶ تا ۷ ماه میبینید. دقیقا و قطعا این نقشه و این برنامه ریزی باید چند ماه قبل از آن هم طراحی می شد. حالا از این به بعد خاطرات دیگر زندانی هاهم هست. بویژه خانواده ها که خاطراتی گفته اند از جمله خانم رضوانی مقدم که همسرشون اعدام شدند. ایشون خیلی دقیق آورده اند که به اصطلاح خط و نشان هایی که برای زندانیان می کشیدند که بیانگر یک تصمیمی برای آینده بود . و یا در مواردی نصیحت ها و توصیه هایی که برخی اقوام زندانیان که در دستگاههای امنیتی یا اطلاعاتی یا سپاه بودند که پیغام می فرستادند که به زندانی بگید موضعش رو پائین بیاورد و سکوت کند و یک کم راه بیاد و برنامه های خطرناکی در پیش است. یعنی همه اینها نشان می دهد که از مدتها پیش این نقشه و این برنامه طراحی شده بود.
حالا من این پرانتز یعنی خاطراتی که دیگران گفتند رو می بندم و همچنان حامل خاطرات خودم هستم. وقتی که می خواست از پنج مرداد به بعد اعدامها شروع بشود، خود نگهبانها و خود مسئولین بند حتی پاسدارها و نگهبانهای جزء به شکل کاملا آموزش دیده ای می آمدند و برخوردهاشان خیلی نرم و مودب شده بود و اتاق به اتاق سوال می کردند و لیست تهیه می کردند از افراد و خود آنهایی که تا روز گذشته و تا هفته گذشته چیزی رو به جز منافقین بر زبان نمی آوردند می گفتند ((هوادارهای سازمان)) اسامیشون رو بدهند. یعنی دقیقا این حس رو به زندانی منتقل بکنند که جمهوری اسلامی در نقطه ضعف هست و قطعنامه را پذیرفته و وضعش خراب است تا زندانی هارا خام بکنند و موضع زندانیها رو بالا ببرند. به شکل کاملا مزورانه ای این فیلم بازی می شد.
نکته بعدی این هست که اگر این عکس العمل عملیات مجاهدین بود باید در زندان اینها بسیار عصبی می بودند. بایستی با خشونت رفتار می کردند. بایستی در واقع مثل دفعات دیگری که ناگهان هجوم می آوردند توی بند برای گشتن بند و حالت عصبی بودند ؛ نشان می دادند یک اتفاقی بیرون افتاده و یا یک کاغذی ازطرف یک زندانی به بیرون فرستاده شده یا مصاحبه هایی خانواده ها کرده اند ؛ و عصبانیتشون رونشون می دادند . اصلا عصبانیت عکس العملی در رفتار اینها نبود. کاملا طراحی شده و آموزش دیده شده جلو می آمدند.
نکته دیگرم این هست که در سوالاتی که از بچه های مجاهدین می پرسیدند (البته من اتهامم نه مارکسیستی بود یعنی گروههای چپ و نه هوادار مجاهدین بودم من در رابطه با یکی از گروههای منتسب و مرتبط با افکار دکتر شریعتی دستگیر شده بودم. )در رابطه با مجاهدین که به دادگاه می بردند در آن هیئت هیچ سوالی راجع به همکاری و اطلاع از عملیات مجاهدین نمی کردند. یعنی اگر این دادگاهها برای تشخیص کسانی که همکار مجاهدین بودند یا هوادارهای مجاهدین که می خواهند در حمله مجاهدین به داخل کشور با آنها همراهی و همکاری بکنند.؛ باید حداقل یکی از سوال ها این بود. هیچ سوالی از هیچ زندانی ای در رابطه با عملیات مجاهدین نکردند. چون اساسا سوالات از قبل طراحی شده بود. کل پروژه از قبل طراحی شده بود و اینکه این رو مرتبط و متصل بکنند با عملیات مجاهدین صرفا یک تبلیغات رسانه ای بود. یعنی عملیات مجاهدین در آن موقع یک محمل و بهانه رسانه ای در بیرون زندان برای افکار عمومی داخلی یا برای افکار عمومی بین المللی فقط فراهم ساخت که اینها کل این پروژه رو روی اون خراب بکنند. در حالی که طراحی های این عملیات که به نظر من خیلی ریز و دقیق طراحی شده بود و چون از قبل تهیه شده بود هیچ آیتمی به این عنوان تعبیه نشده بود. هیچ سوالی در این رابطه از هیچ زندانی مجاهدین خلق نپرسیدند.
استدلال بعدی ام این است که خوب اگر مجاهدین این کار رو می خواستند بکنند باید فقط هواداران مجاهدین به دادگاه می رفتند. ولی از پنج مرداد تا پنج شهریور دقیقا یک ماه کاملا طراحی شده چپ هارا به دادگاه بردند و مز.رانه پرسیند میخواهیم بند هارا تفکیک کنیم برای شما راحت تر است بند نماز خوان ها بفرستیم یا نماز نخوان ها.آنهایی که نماز نمی خوانند خب سختشان است که در بند نماز خوانها باشند را می خواهیم جدا بکنیم. حالا شما رو تو بند نماز خوانها بیاندازیم یا تو بند نماز نخوانها؟ یعنی باز هم این فریب و تزویر را ما در طراحی این سوال در رابطه با بچه های چپ مارکسیستی و بچه های غیر مذهبی می دیدیم که باز هم تا حد امکان اینها رو با تعداد بیشتر قتل عام بکنند.
من مجموعه این حوادث را که کنار هم می گذارم و دور خیز و تهدید ها و ریشخند هایی که نگهبانها در آن دوران داشتند؛ مجموعه اینها الان همه چراغهایش در ذهنم به صورت نقطه چینی از حوادث روشن می شود و نشان می دهد که این قتل عام قتل عامی طراحی شده بود. خبر داشتند که آیت الله خمینی بیمار است و ممکن است عمرش به پایان برسد. و خبر داشتند که می خواهند قطع نامه را بپذیرند و بعد از پذیرش قطع نامه ممکنه تحولات سیاسی زیادی اتفاق بیافتد. آنها می خواستند از هیاهو و سروصدای سیاسی پذیرش قطعنامه در فضای سیاسی داخل و جهان و نیز از روزهای آخر عمر آیت الله خمینی و از کاریزمای رهبر جمهوری اسلامی برای حل چند تا مشکل اساسی کشور استفاده بکنند. برای پایان جنگ، برای پاک کردن صورت مسئله زندانیان سیاسی به گمان خودشان، برای حل مشکل نائب رهبری و قائم مقام رهبری آقای منتظری و برخی چیزهای دیگر که در واقع در آن چند ماهه آخر عمر آیت الله خمینی تصمیم گیری شد .
پکیج و مجموعه ای بودن این تصمیم ها دلیل دیگرم برای طرح یزی اعدام ها از مدت ها قبل است .
همانگونه که در پایان عمر آقای خمینی تصمیم گیری برای پایان جنگ و پذیرش قطعنامه بود. بعد از مرگ ایشان شاید هیچ مسئول جمهوری اسلامی در آن فضای احساسی و مذهبی شهادت طلبانه که ساخته بودند جرات نمی کرد قطعنامه رو بپذیرد.
همچنین در رابطه با برکناری آقای منتظری و پاک کردن صورت مسئله زندانی ها. وقتی این پکیج در کنار هم اتفاق می افتد، باز هم دلیل دیگری بر این است که از قبل دورخیز شده برای تحقق این فاجعه.
من فکر می کنم که این فاجعه رو باید مرتب بهش پرداخت. تا تبدیل به یک وجدان جمعی بشود برای جلوگیری از تکرار این فاجعه .
در پایان می خواهم افرادی که در آن موقع در سیستم قضایی و یا امنیتی و اطلاعاتی بودند و یا کارمند وزارت اطلاعات بودند؛ در مقامات وزارت اطلاعات بودند، دادستان کل کشور بودند، معاون دادستان بودند؛ اینها خاطرات خود را بگویند. اینها اطلاعات گرانقدری است برای جامعه ایران. ما در رابطه با این افراد ولو الان اصلاح طلب شده باشند. نیاز نداریم اینها برای ما تحلیل سیاسی بگویند و خط مشی سیاسی برای ما تعیین بکنند. از دانششون ما استفاده هم می کنیم. مشکلی هم نیست اما ما بیشتر به حافظه تاریخی اینها احتیاج داریم. و متاسفم که به جز حافظه تاریخی زندانیان باز مانده و حافظه تاریخی خانواده هاشون حتی یک خط ما از آن طرف اطلاعاتی نداریم. حتی از سوی رئیس زندان اوین. من این رو در یک مصاحبه با VOA گفتم. رئیس زندان اوین در مقطع اعدامهای ۶۷ یکبار ناگهانی به مجله ایران فردا آمد و در دقایقی که حرف می زدیم او پذیرفت که یک فاجعه اتفاق افتاده و جنایتی اتفاق افتاده ولی هم خودش رو و هم آقای خمینی رو تبرئه کرد. گفت امام جنایتکار نبود. جنایتکارها محاصره اش کرده بودند. اما هرچقدر سعی کردم که بدانم چی بود پشت صحنه او یا نمی دانست و یا نمیخواست بگوید و متاسفم که ما حتی یک خط اطلاعات بیشتر از آنچه زندانیها گفته اند نداریم.
در حالی که به گمان من اعدامهای ۶۷ بایستی به یک هولوکاست ایرانی تبدیل بشود. به یک وجدان جمعی تبدیل بشود برای اینکه نه ما انتقام بگیریم. نه برای اینکه طعنه بزنیم. نه برای اینکه کسانی که آن موقع در دستگاه سرکوب بودند و الان اصلاح طلب شده اند را در واقع نیش بزنیم. بلکه برای اینکه تبدیل به یک وجدان اجتماعی بشود برای حفظ کرامت انسان که دیگر در تاریخ ما تکرار نشود. من اعدامهای شصت و هفت را یک هولوکاست ایرانی می دانم.

تصمیم اعدام های ۶۷ که من مدعی هستم حتی نگهبان های بند در باره اجرای آن آموزش دیده بودند ؛ مثل هر تصمیمی مانند اجرای یارانه ها در یک مرکزی تصمیم گیری می شود و آروم آروم طراحی می شود و جلو می رود. بعد آروم آروم می آید تا یک کارمند بانکی که باید یارانه ها را به مردم بدهد هم آموزش می بیند چگونه آن را اجرا کند.
حالا رئیس زندان پشت صحنه را نمی داند. ولی بقیه مسئله رو که می دانست. یعنی خودش از یکی از کسانی بود که دست زندانی را می گرفت و می برد داخل آن دادگاه. ولی پشت صحنه اینکه چه کسانی تصمیم گرفتند. به نظر من این آش را وزارت اطلاعات برای این مملکت پخت. دادستان کل کشور. معاون دادستان کل کشور. معاون سیاسی وزارت کشور در آن موقع. اینها قطعا خبر دارند. حالا به مراتب . اینها ممکن است تصمیم گیر نبودند. ولی نمی توانند بگویند ما چیزی نمی دانیم . چون نهادی بوده است که این تصمیم در آن نهاد گرفته شده و پیش نویس را اینها برده اند و آقای خمینی هم یک امضا کرده است. آقای خمینی آمادگی ذهنی، روانی، فکری و همه چی داشته است که زندانیان را بکشد. ولی خودش که این مسئله رو طراحی نکرده. این در وزارت اطلاعات طراحی شده. خب حالا در این طراحی مثلا ممکنه در آن دو هفته آخر به نگهبان بند آموزش داده شده که شما باید بری با زندانی بسیار مودب برخورد بکنی. زندانی نترسه.
من این نکته رو فراموش کردم بگم. در این دو ماه زندان اوین به صورت قلعه در آمد. یعنی هیچ زندان بانی – ما که یکسره آنجا بودیم – حق نداشت از زندان خارج بشود. اینها شیفتی بودند. سه تا شیفت هشت ساعته. اینها دو ماه در حالت آماده باش بودند. یعنی هیچ پاسدار و نگهبانی از قلعه اوین خارج نشد.یعنی خانه اش نرفت. پیش زن و بچه اش نرفت و نیامد. بعدها می گفتند برای این بود که اگر اینها می رفتند بیرون خبر بصورت پچ پچ پخش می شد و به آقای منتظری می رسید و منتظری ممکن بود بیاد وسط های داستان یک خورده شل کند این تیغ اعدامها را. فقط وقتی شما از قبل طراحی می کنید میتوانید به دقت دوماه زندان اوین یعنی کارمند ها تمام وقت مثل اینها که طراح سوال در کنکور هستند، آن هفته آخر که طراحی می کنند اینها را می برند در قرنطینه که اینها نباید از آنجا بیایند بیرون. نکنه سوال ها را به دیگران بدهند. دقت می کنید؟ دو ماه نگهبانهای اوین در قرنطینه بودند. خب قطعا دیگر آنها می دانستند. نه تنها اینها می دانستند. زندانیان عادی که ازشون برای نعش کشی استفاده کردند.
من هی خاطراتم دارد زنده می شود. یکی از دوستان ما را به نام باقر برزویی رهبر یکی از گروهها به اسم آرمان مستضعفین یکبار بردند بهداری اوین. کسی مریض می شد می بردند بهداری. بهداری یکی از جاهایی بود که زندانی ها با هم تماس می گرفتند. ما اصلا اینجوری اول فهمیدیم که این اعدامها رخ داده است. ما که روحمون بی خبر بود. ما ذهنمان اینطرف و آنطرف می رفت و فکر می کردیم زندانی ها را بردند و یکجایی پنهان کردند تامجامع جهانی و حقوق بشری علیه ایران جو سازی بکنند که اینها گم شده اند و کشته اند و فلان.یک دفعه اینها را بیاوردند در تلویزیون نشان بدهند که ببینید همه علیه ما دروغ می گویند. ببینید ذهن ما کجا سیر می کرد. اصلا تنها چیزی که به ذهنمون نمی اومد که اینها این همه آدم را کشته باشند. وقتی باقر رفت توی بهداری اوین یک زندانی عادی کنارش نشسته بوده که تو نونوایی اوین کار می کرده ؛ اون به باقر میگه د ما کلی از زندانی های سیاسی که کشته شده بودند جنازه هاشون رو گرفتیم انداختیم تو کانتینر. بار کردیم که اینها از زندان ببرند بیرون. باقر برزویی چون فکر کرده بود این جاسوس حکومته و عمدی آورده اند کنار او بنشانند که این خبر دروغ به داخل بند بیاد.در نتیجه او گفته بود فلان فلان شده تو اومدی این دروغ ها رو به من بگی من این خبر دروغ رو ببرم تو بند . باهاش دعوا کرده بود. و عین این رو آمد توبند گفت. ما فکر می کردیم تحلیل باقر درسته. یعنی اینها دارند دروغ می گویند که مثلا ما رو بترسونن و بگویند که همه را کشتیم. ولی یواش یواش دیدیم نه نگهبانهای بند می گویند خوب دروتون کردیم. خوب دروتون کردیم. بعد هم ملاقاتها برقرار شد. ملاقاتها قطع بود. اولین ملاقات ما فهمیدیم. بعد از دهان موسوی اردبیلی در نماز جمعه یک چیزی پرید. هاشمی رفسنجانی در یک مصاحبه ای پرید. بعد هم مجامع جهانی آمدند وسط و ما کم کم فهمیدیم نه واقعا درومون کردند.
حالا اینکه دو ماه زندان رو قرنطینه کنی. نگهبانها آموزش ببینند.همه اش پیش بینی شده بود. واقعا آموزش دیده بودند.نگهبانی که فقط با مشت و لگد حرف می زد و نگهبانی که تا منافقین نمی گفتند طرف را ول نمی کرد حالا خودش می آید و خیلی مودبانه می گوید که طرفدارهای سازمان اسامیشون رو بدهند. خب این فیلمی که طرف بازی می کند قطعا آموزش دیده است.
حالا من وقتی این حوادث را کنار هم می گذارم می بینم که خیلی روشن است. یعنی پازل خیلی روشن است. من دلایلی که برای شما آوردم که اینها از قبل طراحی کرده بودند و اصلا حالت عکس العملی . عصبانیت و ناراحتی ازاینکه مجاهدین حمله کردند نداشتند. یعنی عملیات مجاهدین یک نعمت الهی بود برای اینها در آن دوران که قشنگ کل ماجرا را بیاندازند گردن مجاهدین. شما حمله کردید و ما هم زندانی هاتون رو کشتیم. فرض هم که این باشد. خب مارکسیستها را برای چه کشتید؟ این همه شما مارکسیست کشتید. آنهارا برای چی کشتید؟ آنها که دیگه مجاهد نبودند اکثرا اصلا مشی مسلحانه را قبول نداشتند. اصلا جریانشون مسلح نبود.

دکتر احمد شهید: بعد از دریافت گزارشهای دقیق و استماع شهادت شهود، میتوانم بگویم که وضع نقض مستمر حقوق بشر در ایران بسیار بدتر از آنچیزی است که در ابتدای ماموریتم فکرمیکردم




منبع : بی بی سی
مصاحبه دکتراحمد شهید 
با آقای بهمن کلباسی خبرنگا ر  بی بی سی / نیویورک


آقای شهید! سپاسگزارم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. در عرض ۲۴ ساعت گذشته رییس قوه قضاییه ایران گفته است که گزارش شما غیر مستند و ناصحیح است، همچنین بعضی از رسانه های دولتی هم در هفته های گذشته استدلال کرده اند که شما که در ایران نبودید چگونه در مورد وضعیت حقوق بشر در آن کشور گزارش تهیه کردید... پاسختان به این استدلال ها چیست و آیا به منابعی که در این گزارش از آنها نقل قول کرده اید، اطمینان دارید؟
من با دقت بسیار تمامی اطلاعاتی که به دستم رسیده را بررسی کردم، تا شک و تردیدی در محتوای گزارش ایجاد نشود. در عین حال با استفاده از منابع مختلف نسبت به صحت آنچه منتشر شده اطمینان دارم. به همین دلیل هم برخی از مطالبی که به درستی آن اطمینان نداشتم در گزارش نهایی منتشر نکرده‌ام. این گزارش نخستین قدم برای گفت و گو با مقامات ایرانی در خصوص پرونده‌های مطرح شده است. اما از صحبت‌های مقامات ایرانی تعجب کردم. این اظهار نظرها با تاخیر و زمانی عنوان می‌شود که گزارش عمومی منتشر شده است. این در حالی است که من شش هفته پیش یک نسخه از این گزارش را برای مقامات ایرانی فرستادم تا اگر انتقاد یا نظری دارند پیش از انتشار عمومی در مورد آن صحبت شود. اما هیچ حرفی زده نشد. من حتی با نمایندگان چندین نهاد غیر دولتی که مورد تائید دولت ایران هستند و از تهران فرستاده شده بودند نیز دیدار کردم و آنها هم گزارش را دیدند، اما آنها نیز هیچ گونه ایرادی به واقعی بودن اطلاعات این گزارش وارد ندانستند. تنها انتقادشان آنها این بود که در امور داخلی ایران دخالت می‌کنم و قوانین شریعت اسلامی را نادیده می‌گیرم.
در نتیجه هیچ شکی در صحت این گزارش و واقعیت این مسئله وجود ندارد که حقوق زندانیان نقض می‌شود و زا حداقل حمایت‌های قانونی در دستگاه قضایی محرومند. همچنین آزادی بیان و اجتماعات در ایران به کلی نقض می‌شود. اگر دولت ایران مدعی این مسئله است که هیچ یک از این گزارش‌ها درست نیست، پس بدون کمترین تعللی باید من را به ایران دعوت کند تا نادرست بودن این ادعاها به من ثابت شود.
غیر از این واکنشهای رسمی، آیا پس از انتشار گزارشتان در طول هفته گذشته مقامات دولتی ایران با شما تماسی گرفته اند؟ هیچ گفتگویی برقرار شده است؟
"پس از انتشار گزارش برای نخستین بار با سفیر ایران در سازمان ملل ملاقات داشتم؛ نماینده ایران نگران بود که ماموریت من سیاسی است درحالیکه من آن را یک فرصت ویژه برای ایران و وضعیت حقوق بشر آن عنوان کردم"
احمد شهید
پس از انتشار این گزارش برای نخستین بار در روز سه شنبه با سفیر ایران در سازمان ملل ملاقات داشتم و این تنها ملاقات من پیش و پس از انتشار این گزارش بود. در این دیدار بسیار رسمی در مورد دیدگاه متفاوتی که در مورد مامویت من داشتیم صحبت کردیم. نماینده ایران نگران بود که ماموریت من سیاسی است درحالیکه من آن را یک فرصت ویژه برای ایران و وضعیت حقوق بشر آن عنوان کردم. البته هر دو طرف همفکر بودیم که این گزارش باید بی طرفانه باشد. اما در مورد محتوای گزارش صحبتی نشد. با این وجود من از این دیدار به عنوان نشانه‌ای از تمایل به گفت و گو در میان مقامات جمهوری اسلامی استقبال کردم.
شما می گویید با سفیر ایران در سازمان ملل در مورد محتوای این گزارش صحبت نکردید. آیا در مورد اینکه احتمال دارد مقامات جمهوری اسلامی اجازه ورود شما را به ایران بدهند و شما بتوانید سفر بکنید، صحبتی شد؟ آیا امیدوارید که بتوانید در نهایت به ایران بروید؟
در مجموع که به مواضع دولت ایران از زمان انتخاب من به عنوان نماینده حقوق بشر نگاه کنید به نظر می‌آید انعطاف پذیری آنها مقداری بیشتر شده است. من هنوز از اینکه به ایران سفر کنم ناامید نشده‌ام، ممکن است در پائیز امسال رخ ندهد، اما شاید در تاریخی نه چندان دور عملی شود.
همانطور که در جلسه ارائه گزارشتان به سازمان ملل دیدیم، معاون سفیر ایران استدلال می کرد که اساسا انتخاب شما به عنوان گزارشگر ویژه یک حرکت سیاسی است. قبلا هم در صحبت های مقامات ایران دیده ایم که انتقاد می کنند که مثلا چرا مثلا اسراییل یا بحرین، با توجه وقایع اخیر در آن کشور، گزارشگر ویژه ندارند. پاسخ شما به این انتقادات چیست؟
این حرف نادرست است. گزارشگر ویژه برای مناطق تحت اشغال فلسطین انتخاب شده تا در مورد نحوه رفتار اسرائیل با فلسطینیان گزارش تهیه کند، در مورد وقایع بحرین نیز که به تازگی روی داده مدتی زمان لازم است تا گزارشگر ویژه برای بررسی آن وارد عمل شود. اما پرونده ایران سالها است که در جریان است. اگر ایران به واقع معتقد است که انتخاب من به عنوان گزارشگر ویژه یک انتخاب سیاسی است، به راحتی می‌تواند با همکاری با سازمان ملل و نشان دادن تعهدش به رعایت حقوق بشر همه نگرانی‌ها را رفع کند. به طور مثال با بازکردن در زندانهایش برای بازرسان ثابت کند که شکنجه‌ای در زندانهایش انجام نمی‌شود.
شما در گزارشتان از شکنجه زندانیان صحبت کردید. برای مثال از آقای عبدالله مومنی نام بردید؛ همچنین از محکومیت های طولانی مدت برای خانم ستوده و آقای پناهی و چند نفر دیگر اسم بردید. آیا این برخوردها محدود به افرادی می شود که در گزارشتان منتشر شده یا اینها نمادی هستند برای خشونت های گسترده تری که علیه مخالفان و فعالان سیاسی در ایران در جریان است؟‌
"من نسبت به وضعیت سلامت آیت الله کاظمینی بروجردی هشدار دادم و نگران بی‌خبری از رهبران جنبش سبز، یعنی آقای موسوی و آقای کروبی هستم. همچنین جوانان و کسانی که در آستانه اعدام هستند، معلوم نیست آیا حقوقشون رعایت شده یا خیر، این مسئله موجب نگرانی شدید من است"
احمد شهید
بله این فقط یک نماد و سمبل است که نشان دهنده استفاده گسترده از روشهای خشونت آمیز و آزار و اذیت در زندان ها است، البته ایران تنها کشوری نیست که در آن شکنجه اتفاق می افتد، ولی آمارها و نبود هیچ گونه نظارت بر زندان ها بسیار نگران کننده است. من شخصا با بسیاری از این قربانیان دیدار کرده ام و شکی در مورد آنچه بر آنها گذشته ندارم. تعدادی از این افراد اخیرا در زندان بودند و پس از آزادی از ایران خارج شدند. در نتیجه شکنجه و عدم رعایت حقوق زندانیان و عدم رسیدگی به نیازهای درمانی زندانیان که حتی به مرگ زندانیان منجر شده و کلا شرایط زندان ها از اصلی ترین نگرانی های من است.
شما در گزارشتان از ۵۸ مورد به عنوان نمونه های نقض حقوق بشر در ایران اسم برده اید. کدام یک از این موارد اولویت بیشتر و نیاز به توجه فوری دارد؟
من نسبت به وضعیت سلامت آیت الله کاظمینی بروجردی هشدار دادم و همچنین نگران بی خبری از رهبران جنبش سبز آقای موسوی و آقای کروبی هستم. البته باز هم می گویم این ها نمادهایی از شرایطی هستند که بسیاری دیگر هم به آن دچار اند. همچنین جوانان و کسانی که در آستانه اعدام هستند، معلوم نیست آیا حقوقشون رعایت شده یا خیر، این مسئله موجب نگرانی شدید من است. به نظر من توقف اعدام ها یکی از راه هایی است که می تواند وضعیت را قدری بهبود ببخشد.
بسیاری از کسانی که در سالهای گذشته در ایران زندانی بوده اند یا خانواده کسانی که جانشان را از دست داده اند، خیلی خوشبین نیستند که دولت ایران با شما همکاری کند. اگر پیش بینی آنها درست از آب در بیاید و مقامات جمهوری اسلامی شما را به ایران راه ندهند و با شما همکاری نکنند، این وضعیت چه پیامدهایی می تواند برای جمهوری اسلامی در سازمان ملل داشته باشد؟
من نمی خواهم از همین الان و به سرعت به سراغ بدترین حالت ممکن بروم. واقعیت این است که دولت ایران نسبت به وجهه خود در جهان حساس است. ایران حتی سعی می کند در مجامع بین المللی نقش بازی کند، برای مثال سال گذشته ایران داوطلب عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. پس ایران با کره شمالی فرق می کند و در نتیجه من امیدوارم که همین پیشینه و توجه آنها به بهبود تصویرشان در جهان کمک کند که ما یک گفتگوی سازنده داشته باشیم.
شما در گزارشتان در مورد محدودیت دسترسی به رسانه ها در ایران صحبت چندانی نکردید. برای مثال وب سایت بی بی سی فارسی سالهاست که در ایران فیلتر شده و برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی هم به خاطر پارازیت هایی که فرستاده می شود دچار اختلال می شود. تا چه حد پرداختن به این مسله را بخشی از شرح وظایفتان می دانید؟
"من اطلاع دارم که تلاش ها مقامات برای بستن تمامی مجاری خبری مستقل از دولت در ایران شدت گرفته است، در گزارش بعدی حتما به این موضوع خواهم پرداخت"
احمد شهید
قطعا این بخشی از وظایف من است و نگران این شرایط هستم. ما می دانیم که هنوز هم اطلاعات و اخبار مستقل در ایران تا حدودی منتشر می شود و بسیاری از آنچه در داخل می گذرد هم به خارج از کشور درز می کند. ولی من اطلاع دارم که تلاش ها مقامات برای بستن تمامی مجاری خبری مستقل از دولت در ایران شدت گرفته است... و من حتما در گزارش بعدی به این موضوع خواهم پرداخت 

.
تعداد زیادی نامه از درون ایران به شما نوشته شده که چند نمونه اش حتی از پشت دیوارهای زندان بوده است. آقای شهید! این افراد به عنوان آخرین پناه به شما نگاه می کنند. آیا امیدی برای اینکه وضعیت آنها روزی بهبود پیدا کند هست؟
بله هست. ما نباید ناامید بشویم. البته تحول سریعی اتفاق نخواهد افتاد؛ ولی به اعتقاد من از همین الان هم شاهد نوعی کنش و واکنش از سوی مقامات ایران هستیم که می تواند آغاز یک روند باشد و به گفتگوی موثر تر منجر شود. از ایران پیام‌های متناقضی دریافت می‌کنیم اما من به دلیل اینکه اجازه ورود به ایران ندارم و یا به گزارشم پاسخ شایسته‌ای داده نشده، جا نخواهم زد و به کار خود ادامه می‌دهم. با وجود تمام محدودیت‌ها، معتقدم که می‌توان قدم‌های مثبتی برداشت. من کاملا متوجه هستم که نا امیدی و فشار افزایش یافته ولی تا زمانی که شورای حقوق بشر و جامعه بین المللی به وضعیت ایران توجه نشان بدهد، امید به بهبود شرایط وجود خواهد داشت.
بی شک شما پیش از اینکه این مسئولیت را بپذیرید تصویری از وضعیت حقوق بشر در ایران داشتید. تا چه حد تجربه چند ماه گذشته این تصویر را متحول کرده است؟ آیا وضع حقوق بشر ایران بهتر از انتظارتان بود یا بدتر؟
من باید با دید کاملا حرفه ای به مسئولیتم عمل کنم. ولی با این وجود وقتی با شاهدان و قربانیان شکنجه صحبت می کنم، بسیار بهت آور و ناراحت کننده است. در نتیجه این پاسخ را به پرسش شما می‌دهم که وضع از آنچه انتظار داشتم بسیار بدتر است

وحشت شکنجه گران از گزارش مقطعی دکتر احمد شهید

حرفی است از هزاران، کاندر عبارت آمد
                                           واکنش هراس آلود صادق لاریجانی به گزارش مقدماتی 
                                 دکتر احمدشهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران

 با اینکه  گزارش مقطعی آقای دکتر احمدشهید فقط بیانگر و نمودار لایه بسیار سطحی از فشار بر عموم مردم ایران است،( و گزارشهای دقیتر با جزئیات بیشتر ایشان هنوز در راه وصول است،) صادق لاریجانی و سایر شکنجه گران و کهریزک گردانندگان هم اکنون  دچار هراس و ترس زیاد از بیداری افکار عمومی مردم جهان در سطح بین المللی شده اند. گویا تاکنون به عواقب جنایتهای مستمر خود نسبت به هموطنان بیگناه و بیدفاع ما باور نداشته اند
آنچه در این گزارش بخش قابل توجهی را تشکیل میدهد سرکوبهای افسارگسیخته پیروان تنوعهای دینی در سرزمین کهنسال و پهناور ایران است.
البته آنچه در گزارش دکتر احمدشهید نوشته شده و به مجمع عمومی ملل متحد ارجاع میشود تنها " حرفی است از هزاران، کاندر عبارت آمد"
شکنجه گران حاکم بر مصادر قضایی – امنیتی در وطن ما از این خشمگینند که چرا دنیا میرود تا بیعملی و بیتفاوتی خود را نسبت نقض مستمر حقوق بشر و حقوق زنان و حقوق شهروندان و حقوق تنوعهای قومی و اعتقادی کنار بگذارد و واکنش مناسب نشان دهد.
شکنجه گران میخواهند دست باز در شکنجه و "کهریزکی کردن" مظلومان داشته باشند. گویی ایران ، مِلک طِلق آنان است تا هرگونه جنایتی را در آن معمول دارند
نمونه ای از این ستمگریهای قانون شکنانه زندانی کردن غیرقانونی دراویش و وکلای دراویش گنابادی در سیاهچال مشهور به "بند دویست و نه اوین" است. چنانچه امروز
 ۴۷ روز از بازداشت اقایان افشین کرمپور و امیر اسلامی
۴۵ روز اقای حمید رضا مرادی
۴۳ روز اقای امید بهروزی
و ۳۸ روز از بازداشت اقای فرشید یداللهی
می گذرد، و دل آزادیخواهان همچنان برای آزادی آنان میتپد
هم اکنون گزارشهای تکمیلی بسیاری درباره آسیبهای مستمر وارده بر پیروان سایر تنوعهای آئینی از جمله اهل تسنن،اهل حق، مسیحیان، بهائیان، نوکیشان زرتشتی، پیروان عرفان حلقه، جمعیت الیاسین نیز در اختیار آقای دکتر احمدشهید قرار گرفته که مکمل گزارشهای جامع ناظر بر سرکوب پیروان رشته درویشی گنابادی است و نشان دهنده این که نظام حاکم بر ایران با استفاده از اهرمهای اهریمنی زندان و شکنجه و سرکوب در صدد یکدست سازی جامعه و ازمیان بردن رنگارنگی تنوعهای عقیدتی و خرده آئینهای قومی، محلی و یا سراسری  است

انتقال یکی از وکلای دربند به بهداری اوین

ادامه فشار و سرکوبهای غیرقانونی به دراویش گنابادی



 چهارشنبه, 27 مهر 1390
 آقای  امیر اسلامی از وکلای دادگستری که به دلیل تعلق به طریقت درویشی گنابادی بیش از چهل روز است به طور کاملا غیرقانونی در سیاهچالهای مخوف اوین دوران حبس را سپری میکند به بهداری زندان اوین منتقل شد

منبع خبر : پایگاه خبری مجذوبان نور




آقای امیر اسلامی از وکلای دراویش گنابادی که در تاریخ ۱۳ شهریور ماه به دعوت فرمانداری شهرستان کوار به همراه آقایان افشین کرم پور و غلامرضا شیرزادی به محل فرمانداری کوار مراجعه کرده  و بلافاصله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود در هفته ی گذشته پس از تحمل ۴۰ روز حبس در سلول انفرادی به دلیل وخامت وضعیت جسمانی اش به بهداری زندان اوین منتقل شد .

امیر اسلامی به همراه دیگر وکلای دراویش و اعضای سایت مجذوبان نور آقایان فرشید یداللهی ٬ امید بهروزی ٬ افشین کرم پور ٬ حمید رضا مرادی و رضا انتصاری در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد و تا کنون با گذشت بیش از ۴۰ روز از بازداشت این دراویش هیچ ملاقات و دیداری با خانواده و وکلای خویش نداشته و خانواده های این زندانی ها از وضعیت جسمی و روحی ایشان ابراز نگرانی کرده اند . 

لازم به ذکر است در بین دراویش زندانی در اوین علاوه بر امیر اسلامی ٬ حمید رضا مرادی نیز مبتلا به بیماری شدید قلبی می باشد که با توجه به عدم رعایت حقوق زندانیان و رسیدگی های پزشکی در بند امنیتی زندان اوین سلامتی ایشان در خطر است

چرخ

و آن که دیدندش، همیشه بیخودند
بیخودانه بر سبو سنگی زدند
ای زغیرت بر سبو سنگی زده
وآن سبو ز اشکست  کاملتر شده
خم شکسته آب از آن ناریخته
صد درستی زین شکست انگیخته
جزء جزء خم  به رقص است و به حال
عقل جزئی را نموده این محال
نه سبو پیدا در این حالت، نه آب
فهم کن والله اعلم بالصواب
دیوان مولانا جلال الدین رومی/ دفتر اول





نسرین ستوده به خاطر خودداری از چادر اجباری برای سه هفته از دیدن کودکانش محروم شد


نه به حجاب اجباری
نسرین ستوده به خاطر خودداری از چادر اجباری برای سه هفته از دیدن کودکانش محروم شد
منبع : خودنویس
به گزارشِِ زنان ایران , نسرین ستوده وکیل دادگستری محبوس در بند زنان زندان اوین برای سه هفته ممنوع الملاقات شد. رضا خندان همسر این زندانی سیاسی با تایید این خبر به خبرنگار کلمه می‌گوید: «یکشنبه این هفته مطابق معمول به سالن ملاقات زندان اوین که به شدت امنیتی شده و حتی کودکان را به سختی بازرسی بدنی می‌کنند مراجعه کردیم اعلام کردند که همسرم به دلیل تنشی که بر سر استفاده از چادر اجباری زندان ایجاد شده سه هفته ممنوع الملاقات شده است.»
به گفتهٔ شاهدان این در حالی است که نسرین ستوده در تمام ۱۴ ماه گذشته با حجاب کامل ولی بدون چادر در محل ملاقات و همچنین دادگاه‌ها حاضر شده بود.
بر اساس این گزارش نسرین ستوده که وکیل پایه یک دادگستری ست، معتقد است که مسئولین زندان در مورد بانوان زندانی به طور غیر قانونی علاوه بر پوشش و حجاب متعارف، چادر را هم اجباری کرده‌اند و این اجبار غیر قانونی است و در هیچ کجای قوانین چنین چیزی پیش بینی نشده است و حتی زندانیان سیاسی مطابق قانون از داشتن فرم زندان نیز معاف هستند.
به گفتهٔ خانواده‌های زندانیان سیاسی و زندانیان آزاد شده این قانون تا حد زیادی در بارهٔ زندانیان سیاسی مرد اعمال می‌شود و آن‌ها هم اکنون در بند‌های عمومی هیچ لباس و فرم خاصی ندارند.
چندی پیش رئیس قوهٔ قضائیه در رسانه‌های رسمی موضوع استفادهٔ اجباری بانوان زندانی از چادر را منتفی دانسته‌ بود و در واقع این نظر رئیس قوهٔ قضاییه تایید نظر نسرین ستوده است که در مدت ۱۴ ماه زندان بر آن پافشاری کرده و نتیجهٔ آن هم ممنوع‌الملاقات کردن ایشان بوده است.
به گفتهٔ رضا خندان «نوع محرومیت تعیین شده دامن خانواده و کودکان خردسال را هم در بر می‌گیرد و به این ترتیب کودکان و خانواده‌ای که بیش از ۱۰۰ روز است ملاقات حضوری نداشته‌اند تا سه هفتهٔ دیگر از ملاقات کابینی هم محروم خواهند بود.»
محرومیت زندانی از ملاقات، محرومیتی دوجانبه است که کودکان و خانواده نیز مجازات می‌شوند این در حالی است که اگر قرار بود بناحق یک زندانی را مجازات کنند راه‌های دیگری هم وجود داشت و نیازی به محروم کردن کودکان فرد از ملاقات نبود.
رضا خندان هفتهٔ پیش در گفتگو با کلمه اعتراض کرده بود: «متاسفانه کودکان ما به اهرمی برای فشار به مادر زندانیشان تبدیل شده‌اند، ‌ در طول ۸ ماه اول بازداشت نسرین ستوده بچه‌هایش در مجموع یک ساعت با او ملاقات حضوری داشتند و در تمام روزهای عید نوروز و حتی ۲ هفته پس از تعطیلات آن حتی اجازه ملاقات کابینی هم به بچه‌ها داده نشد.»
وی تاکید کرده بود: «بیش از ۳ ماه است که مسولان قضایی و زندان اوین از ملاقات حضوری نسرین ستوده با فرزندانش خودداری می‌کنند. برای گرفتن ملاقات حضوری فرزندانم با مادرشان به هردری زده‌ام اما مسوولان زندان و دادسرای اوین و دادستان چنین اجازه‌ای نمی‌دهند.»
نسرین ستوده فعال حقوق بشر و وکیل بسیاری از زندانیان سیاسی در چند سال اخیر، بیش از یک سال پیش بازداشت و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت پیرعباسی به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد.

انتقاد شدید از ایران در جریان جلسه کمیته حقوق بشر سازمان ملل


گزارش ها حاکی است روز دوشنبه و در جریان بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در کمیته حقوق بشر سازمان ملل، فهرستی از نقض حقوق بشر و نابرابری ها و سرکوب ها تهیه شده و از تهران خواسته شده با همکاری با گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، به این پرسش ها پاسخ دهد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، شماری از کارشناسان حقوق بشر در این جلسه به بخش های از گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران پرداخته و موارد فهرست نقض حقوق بشر در ایران را بررسی کردند.

به نام شريعت، خر مراد مى ‏رانند


آیت الله العظمی دستغیب: فقه و اصول خواندن دال بر عدالت نیست


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم



إنَّ الَّذينَ لا يُؤمِنُونَ بِاْلآخِرَةِ زَيَّنّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ(4) اُوْلئِكَ الَّذينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِي اْلآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ(5):كسانى كه به آخرت ايمان ندارند،اعمال بدشان را در نظرشان زينت مى‏دهيم. پس آنان سرگشته و گمراهند.آنانند كه عذاب بدى براى آنهاست و در آخرت زيان‏كارترين مردمند.

یکشنبه , ۲۴ مهر گزیده ای از گزارش مقطعی آقای دکتر احمدشهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد نقض حقوق بشر در ایران اقلیت های قومی و مذهبی

یکشنبه , ۲۴ مهر
گزیده ای از گزارش مقطعی آقای دکتر احمدشهید
گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد نقض حقوق بشر در ایران
اقلیت های قومی و مذهبی
۵۹- گزارشگر ویژه همچنین نگران گزارشاتی از خشونت های هدفمند و تبعیض علیه گروه های اقلیتی می باشد. اعضای اقلیت های قومی و مذهبی رسمی و غیررسمی از جمله شهروندان عرب، آذری، بلوچ، کرد، دروایش نعمت اللهی، سنی ها، بهاییان و جوامع مسیحی که بنا به گزارشات با نقض وسیع حقوق بشر و حقوق مدنی خود روبرو هستند. از جمله نقض حقوق آزادی اجتماعات، انجمن ها، بیان و حرکت انان.
۶۰- گزارشگر ویژه نگران گزارشات مبنی بر تعدی به اعضای جامعه بهاییان که با وجود انکه بزرگترین اقلیت مذهبی غیرمسلمان می باشند اما از شناسایی رسمی دولت برخوردار نیستند. اعضای آنان در یک روند تاریخی از تبعیضات گوناگونی رنج برده اند از جمله محرومیت از مشاغل، حقوق بازنشستگی و فرصت های تحصیلاتی و همچنین مصادره و تخریب اموال. بنابرگزارشاتی که گزارشگر ویژه دریافت کرده است حداقل ۱۰۰ عضو جامعه بهایی من جمله ۷ تن از افرادصاحب نام آنان هم اکنون در زندان های ایران به سر می برند. ادعا می شود که اکثریت این بازداشت شدگان با جرائم امنیتی روبرو بوده و در جریان روندهای دادرسی غیرعادلانه محکوم شده اند.
۶۱- به علاوه اقلیت های مذهبی رسمی هم با محدودیت های جدی در بهره مندی از حقوق خود روبرو هستند و محدودیت های فراوانی برای آزادی مذهب و عقاید مواجه هستند. گزارشگر ویژه خاطر نشان می کند که تغییرکیش از اسلام همچنان قابل مجازات است. ماده ۱۳ و ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی مسیحیت را به رسمیت می شناسد و به مسیحیان حق عبادت و ایجاد انجمن های مذهبی می دهد. ماده ۱۶ قانون اساسی دولت ایران را موظف به حمایت از برابری و حقوق مسیحیان می کند. ولیکن بنابرگزارشات مسیحیان در جمهوری اسلامی ایران، با موانعی برای آزادی مذهب روبرو بوده و هدف ابعاد مختلفی از تبعیض مذهبی قرار دارند. گفته می شود که این شرایط به خصوص در مورد مسیحیان پروتستان که به تازگی تغییر مذهب داده اند اعمال می شود. وزارت اطلاعات اجتماعات پروتستان ها را از نزدیک تحت نظرقرار می دهد و به طور مداوم اعضای آنها را احضار، بازجویی و بازداشت می کند. در طی این بازجویی ها از افراد در مورد اعتقاداتشان فعالیت هایی کلیسایی، دیگر اعضای کلیسا پرسش می شوند و اغلب ترغیب به بازگشت به اسلام می شوند. در این مورد برخی از اعضای پروتستان گزارش داده اند که توسط ماموران اطلاعاتی تهدید شده اند که اگر به اسلام برنگردند بازداشت و به جرم ارتداد محاکمه خواهند شد. این روند آزار واذیت منجر به فعالیت های زیرزمینی اغلب کلیساهای پروتستان شده که مراسم کلیسایی و انجیل خوانی در خانه های شخصی اجرا می شود.
۶۲- گزارشگر ویژه به ویژه نگران از حکم اخیر دیوان عالی جمهوری اسلامی است که حکم اعدام آقای یوسف ندرخانی کشیش پروتستان که در خانواده ای مسلمان به دنیا آمده ولی در سن ۱۹ سالگی به مسیحیت روی آورده است. بنابراین حکم صادره اگر این شخص مسیحیت را نفی نکند وی به دار آویخته خواهد شد. این پرونده نشانه ای از بی مدارایی مذهبی و نقض حقوق آزادی مذهبی و اعتقادی با تایید حکومتی است. آزادی مذهب و اعتقادی یک آزادی تضمین شده در قوانین بین المللی است. کشیش بهروز صادق خانجانی، از کلیسای ایران در شهر شیراز، همچنین در ژوئن ۲۰۱۰ بازداشت شد و به مدت دو ماه بدون ارتباط با دنیای خارج در سلول انفرادی به سر برد. مقامات قضایی اول او را به ارتداد متهم کردند ولیکن بعدا جرم وی را به توهین به مقدسات تغییر دادند. وی هم اکنون در انتظار محاکمه برای این جرم است.
۶۳- دراویش صوفی مسلمان در جمهوری اسلامی ایران همچنین با موانع برای آزادی مذهب و تبعیض مذهبی به اشکال مختلف روبرو هستند. این به خصوص در مورد اعضای دروایش نعمت اللهی گنابادی اعمال می شود. غلامعباس زارع حقیقی یکی از رهبران دروایش گنابادی، به خاطر اینکه اجازه دفن در گورستان صوفی ها را داده بود در اکتبر ۲۰۰۹ به چهار سال زندان محکوم شد. در ۱۳ آوریل ۲۰۱۱ مقامات ۸ درویش گنابادی را به اسامی عبدالرضا کاشانی، شکرالله حسینی، علیرضاعباسی، علی کاشانی فر، محمد مروی، نظرعلی مروی، رامین سلطان خواه و ظفرعلی مقیمی بازداشت کردند. تمام آنان از اعضای گروهی از دروایش بودند که قبلا به پنج ماه زندان، پنجاه ضربه شلاق و یک سال زندگی درتبعید به جرم اخلال در نظم عمومی به دنبال تجمع در مقابل دادگستری گناباد و زندان آن شهر برای اعتراض به بازداشت یکی از رهبران خود شده بودند، محکوم شده بودند.
۶۴- آیت الله یوسف صانعی از مراجع تقلیدبرجسته شیعه در قم است که سابقه صدور فتوا با تفاسیر اصلاح طلبانه دارد. وی از حامیان نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات ژوین ۲۰۰۹ بود. وی همچنین از منتقدان صریح سرکوب پس از انتخابات می باشد. در طی ماه های جولای و اگوست ۲۰۰۹ ایت الله صانعی به صورت علنی در قبال بازداشت ها، شکنجه، اعترافات اجباری و اعمال خشونت علیه معترضین انتقاد کرد. در ۳ ژانویه ۲۰۱۰ نیروهای لباس شخصی بسیجی بنابرگزارشات به دفتر آیت الله صانعی در شهر گرگان پس از سخنرانی انتقاد آمیز وی در مورد تحولات پس از انتخابات دران شهر حمله کردند. ماموران لباس شخصی همچنان بنابرگزارشات در مقابل بیت صانعی در قم تجمع کرده و در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۰ به آن حمله و اموال آن را تخریب کردند.
۶۵- مولوی حبیب الله مرجانی مدرس و مدیر امور طلاب درحوزه دارالعلوم در اول ماه می ۲۰۱۱ دستگیر شد. در ۲۴ می ۲۰۱۱ بولتن نیوز وب سایت ایرانی ادعا کرد که مرجانی به اتهام ‪”تلاش برای تشکیل اجتماعات غیرقانونی‪بازداشت شده است. هیچ اطلاعاتی در مورد شرایط کنونی وی و وضعیت وی در دست نیست.
۶۶- حجت الاسلام احمدقابل پژوهشگر شناخته شده دینی و از نزدیکان وشاگردان آیت الله منتظری روحانی معترض است. در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰ قابل به دادگاه انقلاب مشهد احضار شد. پس از حضور وی بازداشت و به زندان وکیل اباد مشهد منتقل شد. در ۳۱ جولای ۲۰۱۱ قابل به زندان وکیل آباد فرخوانده و حکم بیست ماهه زندان خود را به دلیل صحبت درمورد شرایط زندان واعدام ها آغاز کرد.
۶۷-حجت الاسلام مجتبی لطفی روحانی جوانی است که مقالاتی در روزنامه های اصلاح طلب و وب سایت ها چاپ کرده است. وی به حکم دادگاه ویژه روحانیت شهر قم در ۸ اکتبر ۲۰۰۸ به اتهام ‪”انتشاراکاذیب و تولید وپخش مقالات و جزوه بدون مجوز‪بازداشت شد. در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۸ دادگاه ویژه روحانیت شهر قم لطفی را به چهار سال زندان و پنج سال تبعید محکوم کرد و به زندان لنگرود قم منتقل شد. در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ مقامات اعلام کردند که آقای لطفی اجازه دارد که از غروب تا صبح هر روز را در خانه اش به سر برد. ولیکن او موظف بود که هر روز در زندان حضور داشته باشد. به دنبا حضور در مراسم تشجیع جنازه آیت الله منتظری لطفی دوباره دستگیر و این بار به اتهام ‪”شرکت در تشجیع جنازه آیت الله منتظری در طی مرخصی از زندان‪توسط دادگاه ویژه روحانیت مورد محاکمه قرار گرفت. دادگاه وی را به ده سال تبعید در شهر آشتیان محکوم کرد.
۶۸-گزارشگر ویژه همچنین گزارشات متعددی در مورد تبعیض علیه مسلمانان سنی در ایران دریافت کرده است. برای مثال جامعه سنی بنابرگزارشات اجازه ساخت مساجد ومحل عبادت ندارند و همچنین از اجرای مراسم نماز جمعی مانند نماز جمعه و عید محروم هستند. در ۲۹ اگوست ۲۰۱۱ یکی از رهبران مذهبی سنی شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید، از رهبر ایران خواست که موانعی که برای اجرای مراسم عید فطر و نماز جمعه برای سنی ها در شهرهای بزرگ وجود دارد را رفع کند. وی همچنین نگرانی خود در مورد گزارشات در مورد اعمال تبعیض آمیز مقامات از طریق گرفتن سوگند کتبی از محققان مذهبی سنی در تهران برای اینکه مراسم عیدنماز عید فطر را برگزار نکنند. به علاوه در ۶ فوریه ۲۰۱۱ گزارش شده است که مقامات امنیتی به محل عبادت سنی ها در خانه ای در تهران هجوم برده آن را مهر و موم کرده و پیشنماز آنها را به نام مولوی موسی زاده دستگیر کردند. وی در ۱۳ مارس ۲۰۱۱ با تودیع وثیقه آزاد شد.