نامه سرگشاده 'انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران'به دبیر مجمع روحانیون مبارز

«انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران» با انتشار نامه ای سرگشاده به اظهارات اخیر سیدمحمد موسوی خوئینی ها دبیر مجمع روحانیون مبارزدر سایت شخصی اش در پاسخ به یکی از پرسش کنندگان در باره رفراندوم ، واکنش نشان داد.

متن نامه سرگشاده انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران به شرح زیر است :


نامه سرگشاده به دبیر مجمع روحانیون مبارز

آقای سیدمحمد موسوی خوئینی ها دبیر مجمع روحانیون مبارز

با سلام


اخیراً در متنی که از مصاحبه اخیر شما با خوانندگان و مراجعان سایت شما انتشار یافته جمله ای از سرکار نقل شده که قابل تأمل و تعمق است به شرحی که ذیلاً به عرض میرسد. شما گفته اید:

"همین که مردم در سال 88 آمدند پای صندوق های رأی یعنی جمهوری اسلامی را قبول دارند، پس دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست".

باید به عرض شما رساند که حتی اگر حضور مردم را در سال هشتاد و هشت حمل بر قبولی آنها نسبت به "نظام جمهوری اسلامی" کنیم از آنجا که این نظام کنونی حاکم بر کشور ایران نشانی از جمهوریت و اسلامیت ندارد پس دیگر گریزی جز برگزاری رفراندوم نیست. اما چرا؟

آقای سیدمحمد موسوی خوئینی ها

نظام حاکم بر مملکت دیری است که نه از جمهوریت نشانی دارد و نه از اسلامیت. این جمله ای است که حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی هم بیان کرد و درست گفت آن هم به دلایلی که شما میدانید اما بازهم عرض کردنش خالی از ضرورت نیست.

آقای محمود احمدی نژاد در خلال جلسات مناظره تلویزیونی پیش از ریاست جمهوری به آقای مهندس میرحسین موسوی گفت آیت الله خمینی در دوازده فروردین سال هزاروسیصدوپنجاه و هشت شمسی نظام "جمهوری اسلامی" را به عنوان جایگزین نظام شاهنشاهی سلسله پهلوی به رفراندوم گذاشت، غالب هموطنان ما هم به پای صندوقهای رأی رفتند و اکثرا به آن رای دادند. در ادامه آقای محمود احمدی نژاد اضافه کرد " اما از همان ابتدای تشکیل نظام " جمهوری اسلامی" یک جریان تجمل گرای اشرافی نظام را به جانب انحراف برد و از مسیر اصلی (اسلام) منحرف کرد". در برابر این اظهارات، آقای موسوی از یک سو و آقای کروبی از سوی دیگر چنین عنوان کردند که "دغدغه آنها برای حضور در انتخابات کسب کرسی مدیریت قوه مجریه نیست، بلکه نگرانی از غلبه خرافات برسراسر کشوراست که آنها را به صرافت انداخته که قدم در میدان نهند و آستینی بالا بزنند و کاری بکنند. خرافاتی که میرود بطور تمام و کمال جای فرهنگ و اسلام و دین و اعتقادات را بگیرد."

پس طرفین این مناظرات که همگی از پایواران سی و دوساله این "نظام و عموما از یاران امام"اند در آن مناظرات در حضور مردم شهادت دادند که نظام حاکم بر ایران اگرچه اسمش نظام "جمهوری اسلامی" است، اما مسمایش "جمهوری اسلامی" نیست، زیرا نهادِ اشرافی و تجملگرایِ حاکم برآن باعث شده که این "نظام" که در ابتدا مدعی بود که میخواهد پرچم حمایت از مستضعفان رابرافراشته سازد، ظالمانه ترین استثمارها را در حق قشر مستضعف به اجرا درمیآورد و به عوض بسط فرهنگ دین ، راه را بر خرافات هموار مینماید.

آقای موسوی خوئینی ها

رفرنداوم اجتناب ناپذیر است. چرا؟

به این دلیل که در دوسالی که از آن انتخابات مهندسی شده و تقلب آمیز کذایی میگذرد اصحابِ طرف غالبِ مجادله خود به شقه های متعددی دچار شده و طشت های افشاگرانه متعددی از پشت بام معرفت خلق از بام به زیر افتاده. هموطنان ما میبینند که آن کسانی که در صدد افشای جریان تجمل گرا و اشرافی در مملکت بودند خودشان دست در اختلاسهای نجومی سه  میلیارددلاری دارند. این چه کاربه کار اسلام و چه کار به کار جمهوری دارد؟ آیا قضیه "کهریزکی" کردن مردم بیگناه بیدفاع را از یاد برده اید یا تصور میکنید مردم آن را ازیاد خواهند برد؟ آِیا قضایای دهشتناک "کوی دانشگاه" را فراموش کرده اید؟ آِیا تجاوز های جنسی در زندانها به زندانیان مرد و زن را که شاهدان عینی در داخل و خارج از وطن پس از خلاصی از سیاهچالهای مخوف بدان شهادت دادند از یاد برده اید یا فکر میکنید مردم به بیماری آلزایمر مبتلا شده اند؟! آیا نمیبینید که هموطنان ما میبینند که سرکردگان سپاه پاسداران ایران به علت شرکت در سرکوب و کشتار مردم سوریه توسط مجامع بین المللی تحریم میشوند و این درحالی است که مهمترین مناصب مدیریت کشور مانند ریاست قوای مقننه و قضائیه در دست عراقیان معاود است!! این معماری و مهندسی "وطن ستیزانه" چه کاری به کار "مردمسالاری" ، "اسلامگرایی" و جمهوریت دارد. اینها همه نشانه های تردید ناپذیر بیوطنی است!

امروز هموطنان ما دریافته اند که دعوای میان جریان موسوم به "انحراف" و جریان موسوم به "فتنه" و جریان موسوم به "نفاق جدید" و "جبهه به اصطلاح پایداری" و امثال ذلک برای سبقت جستن ارباب دنیاپرست بر یکدیگر برای سوار شدن در آسانسور قدرت و تکیه زدن بر پشت بام چرخان برج میلاد و صرف بستنیهای روکش طلایی چهارصدهزار تومانی و اختلاسهای سه میلیارد دلاری است. این قضایا چه نشانه ای از "جمهوریت" و "مردمسالاری" در خود نهفته دارد؟ هموطنان ما این نظام را پس از افشاگریهای روزمره، " نظام رمالها" میشناسد که نه از جمهوریت نشان دارد نه از اسلام!

آقای موسوی خوئینیها

فراموش نکنید که هنوز چندماهی بیش نیست که جریان مورد حمایت بیت رهبری پرده از حضور رمالها در بالاترین سطوح نظام برداشته است. این قضیه را آقای محمود احمدی نژاد در نطق خود در برابر هیات دولت و پس از قریب دوهفته قهر و خانه نشینی به صراحت عنوان کرد. دیگر جای کتمان نیست

آقای موسوی خوئینیها

نباید از یاد برد که جریان انحصارگر اقتدارگرای وابسته به بیت رهبری اعلام کرد که آقایان "ع- غ" و ع- ی" از زمره رمالها و جنگیرهای حکومتی هستند که در هشت سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و هشت سال ریاست جمهوری محمدخاتمی و شش سال حضور محمود احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری اندرزدهندگان مدیران نظام اجرایی و مصلحت اندیشان چرخه های مملکت بوده اند.

آقای موسوی خوئینیها

آقایان رمال حکومتی مزبور توسط باند غالب متهم شده اند که برای شیطانی کردن روح و روان خویش در طول سالیان طولانی مکرراً به دختران باکره تجاوز میکردند و روزی سه وعده از مدفوع خشک شده خود ارتزاق مینمودند و هر صباح و مسا به کتب ادعیه امثال "مفاتیح الجنان" و حتی به "تنزیل شریف" اهانتهای شنیع میکرده اند. این کارها چه ربطی به "اسلام گرایی" و "جمهوریت خواهی" دارد.

مردم نام این نظام را "مردمسالاری دینی" نمیگذارند. آن را "نظام رمالها" میخوانند. "نظام رمالها " در دست عده ای تجمل گرای اشرافی است که دست اختلاس در بیت المال مردم دارند و میکوشند تا ریزه ای از این خوان را به عنوان صدقه و یارانه به توده های محروم بدهند و دهان اعتراض آنها را ببندند. اما تردیدی نیست که همه توده های مستضعف و اقشار آسیب پذیر و یارانه گیر با گوشت و پوست خود میدانند که این نظام بهره ای از "اسلامیت" و "جمهوریت" ندارد.

آقای موسوی خوئینیها

کمیّت زمانی مهم نیست. اگرچه فقط دوسال از انتخابات کذایی هشتادوهشت گذشته، اما بلحاظ کیفی پرده از سی و دوسال فریب و تزویر به کنار زده و سخنان شیخ شجاع حجت الاسلام مهدی کروبی را راستی آزمایی نموده و صحت آن را ثابت کرده که این نظام موسوم به "جمهوری اسلامی" نه از "جمهوریت" نشانی دارد و نه از "اسلامیت" بهره ای!

آقای موسوی خوئینی ها

امروزه مدیران این نظام که از مدیریت مملکت عاجز شده و اوقات لیل و نهار را به اختلاف یا دعوت به حل اختلاف فیمابین خویش میگذرانند، برای خالی نبودن عریضه گهگاه نیز چنین عنوان میکنند که " این بیداری کشورهای خاورمیانه چه دشمنان اعتراف کنند و چه نکنند اسلامی است". باید به آنها یادآوری کرد که چه این نهضت های جاری در ممالک خاورمیانه "بیداری اسلامی" باشد چه نباشد، ارتباطی به آنها ندارد. چون در چشم عموم مردم خاورمیانه بلکه اکثر نقاط جهان، "نظام کنونی حاکم بر ایران" در برگیرنده جامع نمونه های ضدیت با اسلام و با جمهوریت به شمار میرود. این واقعیتی ناگزیر است که علیرغم غرّش بوقهای تبلیغات پوچ "صدا و سیما" و رسانه های جیره خوار حکومتی قابل انکار نیست.

بحث در نام یک نظام نیست. بحث در ماهیت نظام است. مردم چه میخواهند؟ این پرسش اساسی است که هیچ نیرویی جز خود مردم قادر به پاسخ دادن به معضل آن نیست و اینجاست که ضرورت برگزاری یک رفراندم یا همه پرسی آزاد برای رجوع به آراء مردم زیرنظارت غلیظ و دقیق ناظران بیطرف بین المللی حتمیت می یابد.

آقای موسوی خوئینیها

امروز باید به مردم رجوع کرد و از آنان پرسید آیا خواهان جایگزینیِ مسالمت آمیز و بدون خشونت "نظام رمالها" با "جمهوری اسلامی" اند، یا اکثراً " جمهوری ایرانی" را ترجیح میدهند، یا آن که یک نظام "جمهوری " بدون پیشوند و پسوند میخواهند که برخوردار از نهادی "سکولار و مردمسالارانه" باشد. به هرروی شما یا هیچ احد دیگری نمیتواند تعیین کند که مردم چه میخواهند یا چه باید بخواهند. این فرصت باید بطور عادلانه در اختیار مردم قرار گیرد تا زمام سرنوشت خود را خودشان به دست گرفته و اراده خود را آشکار کنند.

آقای موسوی خوئینیها

شما سالهاست که گوشه ای نشسته و سکوت اختیار کرده اید. هنوز هم مطمئن باشید که اگر قرار به گفتن سخنی باشد که سفسطه گران از آن مجال سوء استفاده مییابند، خاموشی از آن سخن گفتن هزاربار ارزشمند تر است.

دو چیز طیره عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن، وَ گفتن به وقت خاموشی


جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۹۰


لینکهای مرتبط : 

آیا لازم نمی بینید ادامه حیات جمهوری اسلامی نیاز به یک رفراندوم آزاد داشته باشد؟!



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر