آیا حضرت عیسی یک ایرانی بوده است؟

یک تیم از دانشمندان پژوهشگر به رهبری باستان شناس فرانسوی «فرانک گودیو»موفق شده اند نخستین مورد کاربرد نام «مسیح» را کشف کنند.
آنها کاسه ای دربندرگاه باستانی شهر «اسکندریه» مصر یافته اند که بر روی آن نوشته شده:«DIA CHRISTOU O GOISTAIS» . این عبارت یونانی از دیدگاه «آندره برنارد»دانشمند رمزشناس فرانسوی به معنای «بوسیله ی مسیح مغ» می باشد. قدمت اینکاسه ی سفالین به فاصله ی زمانی میان سده ی ۲ پیش از میلاد تا سده ی یکم میلادی می رسد و از این روی نخستین مورد کاربرد نام مسیح در تاریخ به حسابمی آید.
براساس گفته های گودیو، در دوران باستان از این گونه کاسه های سفالین به منظور پیشگویی استفاده می شده، بدین ترتیب که نخست مقداری روغن یا نفت درون آنها می ریخته اند و سپس بر اساس نقش و نگارهایی که در درون کاسه شکلمی بسته است، به تفسیر و پیشگویی آینده می پرداخته اند.
مغان که بودند؟
مغان (Magians) یکی از تیره های «ماد» بودند که درگذر زمان به کاربدستان رسمی کیش های ایرانی مهرپرستی و سپس زرتشتی گری تبدیل شدند. «هردوت» می نویسد که مغان خواب ها و رویاها را تفسیر می کرده و در همه ی مراسم و آیین های دینی ایرانیان نقش اصلی را ایفا می کرده اند.یونانیان واژه ی مغ را به صورت «ماگوس» (Magus) ضبط کردند که پس از تعریببه صورت «مجوس» از سوی تازیان برای نامیدن روحانیان زرتشتی و سپس توده ی زرتشتی ایران زمین به کار رفت.
ازدیگر سوی می دانیم که نخستین مردمان غیریهودی که رسالت مسیح بر ایشان آشکار شد نیز همین مغان بودند. بر اساس روایت های انجیل متی، ۳ مغ با راهنمایی ستاره ها عازم سرزمین اسرائیل شدند تا مسیح نوزاد را ببینند واحترام گذارند. آنها پس از مدتها جستجو و کاوش، در ۶ ژانویه موفق به یافتن مسیح شده و ضمن احترام کردن وی، هدایایی نیز تقدیم داشتند. همین روز ۶ژانویه است که در سنت مسیحی به عنوان «اپیفانی» (Epiphany) یا «تجلی» مسیح جشن گرفته می شود و روزی است که در آن نخستین غیریهودیان به رسالت وپیغمبری مسیح آگاهی یافتند.
باز از دیگر سوی می دانیم که تاثیر آیین ایرانی مهر/میترا بر کیش مسیحیت بی اندازه نیرومند و بنیادین بوده است و بسیاری از مراسم و مناسک و آموزه ها و انگاره های مسیحی ریشه در این آیین کهن ایرانی دارند. وقتی همه ی این نکته ها را کنار هم می گذاریم، به این نتیجه می رسیم که رابطه و پیوندمیان مغان و مسیحیت، فراتر از یک رابطه ی معمولی بوده و ای بسا - با توجه به یافته ی بسیار مهم اخیر - خود مسیح یک مغ ایرانی بوده که به دلایلی ازایران کوچیده و در اسرائیل کیشی نوین بنیاد نهاده. همچنین از این نکته نبایستی غافل شد که مغان در دوران باستان در نظر همه ی اقوام به عنوان«دانشمند» و «فرزانه» شناخته شده بودند و داستان های بسیاری هست درباره ی دریای بی کران «دانش مغان».
به هر روی، اگر ثابت شود که مسیح یک ایرانی بوده،براستی انقلابی در زمینه های مختلف سیاسی و فرهنگی در سطح جهانی روی خواهد داد که پیآمدهای آن می تواند بسیار شگرف باشد. امید این است که اصحاب وارباب کلیسا ها با اعمال فشار و تبلیغات مسموم، راه این پژوهش ها را مسدود نکنند و بگذارند تا دانشمندان و باستان شناسان کار وپژوهش خویش را پیش برند تا بلکه حقیقت بر همگان آشکار شود.

استمداد از مراجع برای برپایی"همه پرسی و رجوع به آراء عمومی برای تعیین نوع نظام"

"انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران " با نگارش نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله العظما علیمحمد دستغیب شیرازی ضمن استمداد از ایشان و سایر آقایان مراجع عظام تقلید و علما "برای استخلاص ایران و اسلام از چنگ رمالان و جادوگران و خناسان و جنگیران حاکم بر اهرمهای قدرت حکومتی" خواستار "همه پرسی و رجوع به آراء عمومی برای تعیین نوع نظام" شد و با اشاره به آنکه "برای تمهید مقدمات این مهم سرنوشت ساز درنگ مذموم و سکوت حرام است" نوشت : « فی التاخیر آفات.»

متن نامه سرگشاده انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران با مضمون " ستمداد از مراجع برای برپایی رفراندم " بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله الحکیم فی کتابه المبین :"أعظکم بواحدة! أن تقوموا لله مثنی أو فرادی"

حضرت آیت الله العظمی دستغیب شیرازی
با سلام
حوادث مولمه ای که بر روح و روان و جسم و جان هموطنان شریف وارد میشود دل هر آدمیزادی را به درد می آورد و بیگمان یادآور جور ضحاک و شداد و نمرود است، خاصه آن که آن ظالمان خدانشناس مسلمان نبودند و این جائران غاصب این همه نامردمی و کجمداری را به نام دین مبین اسلام انجام میدهند و جن بازی و رمالی و نجاست خواری را عین لوازم نظام بی انسجام موسوم به "حکومت اسلامی" جا میزنند و فتوا به اباحهء دروغ میدهند و به نام تبری، هتک حرمت محترمان، توهین و اشاعه اکاذیب و افترا را عین تعالیم شرع مبین میشمارند و مساجد را محل تجاوز جنسی  به قربانیان مظلوم و بیدفاع نموده، و فتوای حلیّت این عمل قبیح  از بعضی از ملاهای وابسته به جامعه مدرسان قم گرفته اند، و چنان کرده اند که امروزه از جان کم بهاتر و از مرگ رایجتر چیزی در ایران عزیز یافت نمیشود.
حضرت عالی مجتهد صاحب رساله و مرجع تقلید شیعیان هستید که مسجد خود شما را نیز به آتش کشیده و متعلمان مکتبتان را به حبس و آزار محکوم کرده اند و به عنوان عضو مجلس خبرگان شانزده ایراد فقهی براساس کار این نظام بی انسجام گرفته اید که مورد تایید پنج مرجع عالیقدر دیگر نیز قرار گرفته است و نشانگر آن که ناخدایان بیخدای این کشتی لنگر گسیختهء درهم شکستهء طوفانزده در این دریای متلاطم به خبط دماغ دچار و از موازین عقل و فقاهت صدمرتبه عقب افتاده و به ورطه جهل و سفاهت ساقط شده اند.

حضرت آیت الله
امروز در سراسر دنیا کار به آنجا رسیده که رسم تاراج و کشتار و ترور و بددینی عین اصول اعتقادی ایرانیان شمرده میشود. روزگاری ایرانیان را عجم و روزگاری شیعیان را رافضی میخوانند و امروز نظام بی انسجام به اصطلاح  اسلامی حاکم بر ایران را دیوانخانهء دیوان و مغاره مخوف دیوپرستان و دخمه تاریک اهریمندوستان بحساب می آورند.
در چنین شرایطی بر عالم متعبدی چون حضرتعالی فریضه است که علم خودرا آشکار فرماید و درنگ بیش از این را جایز نشمارد و سکوت را سهل انگاری و سهل انگاری را در این شرایط وخیم معادل إماتهء شرع مبین بداند و بر حسب شریفه لولادفع الله الناس بعضهم ببعض با بیان نظر و انشاد فتوای خود مانع از فساد ارض و انهدام صوامع و انقراض اسلام و اندراس یکتاپرستی شود که جزایِ متحتّمِ شرط است چنان که فرمود لفسدت الارض و لهدمت الصوامع.
اکنون که رسمی از اسلام باقی نمانده تا به نام اسلام لگدمال مشتی بیخرد مغزشویی شده قرار نگرفته باشد، راه کاری جز یک همه پرسی سراسری از تمام آحاد مردم ایران باقی نمیماند تا نظر خود را بر ادامه ابقای نام اسلام بر این شیوه ننگین و فضاحت بار  ضدجمهوری یا خلع عنوان اسلام از این حاکمیت  شیطان پرستانه و اهریمن گرایانه بیان دارند و اعلام کنند .

حضرت آیت الله
تنها در یک همه پرسی عام است که  آراء اکثریت هموطنان مبنای مشروعیت بخشی میتواند  قرار گیرد و تنها در یک رفرندام مردمی است که مشخص میشود آیا اکثریت هموطنانمان هنوز خواهان مدیریت سرنوشت ایران به دست یک نظام به اصطلاح "دینسالار" هستند یا مصلحت امر را در جدایی کامل میان دین و حکومتگری؛ و گزینش نظامی مدنی و سکولار میشمارند.

حضرت آیت الله
در شرایط خطیر کنونی برای استخلاص ایران و اسلام از چنگ رمالان و جادوگران و خناسان و جنگیران حاکم بر اهرمهای قدرت حکومتی راهی جز همه پرسی و رجوع به آراء عمومی برای تعیین نوع نظام باقی نمانده است و برای تمهید مقدمات این مهم سرنوشت ساز درنگ مذموم و سکوت حرام است و فی التاخیر آفات.
آقای حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی کروبی به عنوان یک مجتهد مسلمان مردانه پرچم مبارزه با خرافات را برافراشت و پادرمیدان گذاشت و همه مصائب آن را نیز به جان خرید و به دوش کشید از معرکه نترسید. از حضرتعالی به عنوان مرجع تقلید مسلمانان و سایر مراجع عظام تقلید انتظاری کم از این نمیرود، خاصه آن که در زمرهء خصائل مرجعیت، شجاعت و ثبات قدم نیز لحاظ میباشد.

چهارشنبه ۸ تیر ماه ۱۳۹۰ 
انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران
برلین- واشنگتن- تورنتو

گفتگوی تلفنی با دکترسیدمصطفی آزمایش در برنامه صفحه ای دیگر 'تلویزیون تیشک'

روز یکشنبه ۲۶ ژوئن - ۶ تیرماه یکهزار و سیصد و نود خورشیدی - شبکه تلویزیونی تیشک در برنامه "صفحه ای دیگر" گفتگویی داشته با آقایان دکتر سیدمصطفی آزمایش سخنگوی دراویش گنابادی در خارج کشور اسلام شناس و محقق دینی و دکتر کاویان میلانی فعال حقوق بش بهائیان ، دکتر حسین خلیقی فعال سیاسی.

در ادامه توجه علاقه مندان را به این برنامه جلب می نماییم :


انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران؛ مصاحبه با سه تن از فعالان حقوق بشر در حاشیه نشست اخیر در ژنو

طی هفته های اخیر ، اجلاس بین المللی حقوق بشر سازمان ملل متحد در شهر ژنو با حضور جمع کثیری از فعالان حقوق بشر برگزار شد.روز پنجشنبه ۱۹ خرداد ۹۰ خورشیدی در حاشیه نشست اجلاسیه بین المللی حقوق بشر که به موضوع حقوق دگراندیشان فکری - عقیدتی - مذهبی اختصاص داشت خبرنگار "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران" با تنی چند از فعالان حقوق بشر گفتگویی داشته است.
از جمله برنامه ریزان این نشست می توان به دکتر حسن نائب هاشم اشاره نمود.
گفتگو با سه تن از فعالان حقوق بشر خانمها دیان علایی نماینده جامعه بهائیان ایران و فرحناز رنجبر فعال حقوق زنان و کودکان و دکترحسن نائب هاشم پزشک مدافع حقوق بشر :

اجرای حکم ۲۵ ضربه شلاق ۱۴ درویش گنابادی در گفتگو با دکتر سیدمصطفی آزمایش

در ادامه عملیات خشونت آمیز و سرکوبیِ پیروان طریقت گنابادی چهارده تن از درویشان این طریقت که به اتهام اخلال در نظم عمومی به بیست و پنج ضربه شلاق محکوم شده بودند این حکم علیه آنها روز پنجشنبه در شهرستان بیدخت گناباد در مورد آنها به اجرا در آمد.
دکتر سیدمصطفی آزمایش سخنگوی سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی در خارج کشور در مورد محکومیت این چهار ده تن چنین می گوید : جرم این چهارده تن درویش پیرو سلسله نعمت اللهی گنابادی که روز پنجشنبه قرار مجرمیتی که برایشان صادر شده بود و شامل بیست و پنج ضربه شلاق بود در شهرستان بیدخت در موردشان به اجرا در آمد.

جرمشان اعتراض به روش غیرقانونی دادستان گناباد با درویشان گنابادی بود که وادارشان کرده بود در مقابل دادگستری شهرستان گناباد اعتراض کنند.

دادستانی بجای رسیدگی خواسته های معترضان به جرم اخلال در نظم عمومی ، تشویش اذهان مردم و ایستادگی در برابر مبانی نظام اینها را محکوم به سه ماه و یکروز حبس تعلیقی و بیست و پنج ضربه شلاق تعزیری کرده بود که در نهایت روز پنجشنبه این حکم اجرا شد.

شهرام میریان ، رادیو فردا : پس از اجرای بیست و پنج ضربه شلاق در مورد این دراویش تکلیف محکومیت این دراویش به سه ماه و یک روز حبس تعلیقی چه میشود ؟

دکتر سیدمصطفی آزمایش : فعلا زندانی کردنشان مشخص نیست آنچه مسلم است اینها را برای حکم شلاق احضار کرده بودند و اینها نرفتند و در نهایت اینها را دستگیر کردند و با دستبند بردند و این حکم را اجرا کردند . اما در مورد اجرای حبس تعلیقی شان هنوز مشخص نیست.

شهرام میریان ، رادیو فردا : علاوه بر این همزمان با اجرای حکم شلاق درویشان بیدخت گناباد باخبر شدیم که پنجشنبه گروهی از درویشان گنابادی که در خانه ای در شهرستان دشتی در نزدیکی اصفهان برای اجرای مراسم عبادی جمع شده بودند به آنها هم حمله شده و آنها هم دستگیر شده اند ؟

دکتر سیدمصطفی آزمایش : دراویش در هرجایی که هستند معمولا پنجشنبه شبها و یکشنبه شبها دور هم جمع میشوند و اشعاری می خوانند و نماز می خوانند و بعد به سر خانه و زندگیشان میروند به همین طریق پنجشنبه دراویش در منزل یکی از پیروان طریقت گنابادی جمع شده بودند که یک دفعه بدون مقدمه بدون هیچ حکم قانونی و قضایی ، پانزده لباس شخصی با چند نیروی انتظامی وارد منزل اینها شده اند و شروع کرده از همه فیلمبرداری و عکسبرداری کردند و پنج نفر از اشخاص حاضر را به کلانتری برده و هویت اینها را یادداشت کردند و گفتند شما باید ساعت هشت صبح شنبه چهار تیرماه در اداره اماکن عمومی بیایید برایتان تعیین تکلیف شود. اینها گفته اند شما به چه حقی به خانه ریخته اید و این کار کردید ؟ آنها در پاسخ گفته اند شما حق نداشتید در اینجا جمع شوید و دور هم بنشینید و این کار غیرقانونی است . اینها نشان می دهد که فشارها بر درویشان طریقت گنابادی و پیروان سایر طرایق تصوف زیر فشار بسیار زیاد و سرکوب مداوم قرار دارند.

نامه محمداسماعیل صلاحی به حجت الاسلام طبری امام جمعه ساری

 محمداسماعیل صلاحی یکی از دراویش گنابادی که دارای تحصیلات حوزوی نیز می باشد در نامه ای به امام جمعه ساری خواستار رسیدگی به وضعیت مصطفی دانشجو حقوقدان و وکیل دادگستری و از دراویش گنابادی زندانی در زندان ساری شده است.
به گزارش خبرنگار« انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران» ، محمد اسماعیل صلاحی با ارسال نامه ای به حجت الاسلام طبری خواستار توجه این روحانی به نقض حقوق شهروندی آقای دانشجو که توسط مسئولین زندان ساری به کمپ ترک اعتیاد این شهرستان منتقل شده است شد. در این نامه با اشاره به آئین نامه سازمان زندانها، انتقال مصطفی دانشجو به کمپ معتادن با توجه به وضع جسمی و حقوق شهروندی وی خلاف آئین نامه محسوب شده و از این رو از حجت الاسلام طبری به عنوان امام جماعت شهرستان ساری درخواست رسیدگی به اقدام مسئولان زندان ساری شده است. 
در این نامه همچنین نکاتی در بارۀ مکتب فقه و عرفان شیعی و همچنین ریشه اختلاف مخالفان با این مکتب درج شده است.
به همراه این نامه، تصاویری از اجازات روایی و اجتهادی بسیاری از علماء بزرگ شیعی همچون مرحوم علامه مطهری و مرحوم آیت الله منتظری ضمیمه شده است که همگی بر مراتب تقوا و فضل بزرگان سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی شهادت داده اند. 
به گزارش « انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران» متن کامل این نامه بدین شرح میباشد:

چهره ای برای حقوق بشر و آزادی در ایران ؛ هامبورگ ۳۰ خرداد


روز دوشنبه سی خرداد ماه بهمناسبت دومین سالگرد شهادت جمعی از آزادیخواهان ایران ، جمعی از فعالان حقوق بشر ، ایرانیان و ایراندوستان با برگزاری گردهمایی اعتراضی یاد و خاطره شهیدان راه آزادی را گرامی داشتند. 
این برنامه از سوی انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران ، حامیان مادران عزادار پارک لاله - هامبورگ ، انجمن حقوق بشر و دموکراسی ایران - هامبورگ برگزار شد. 
معترضان با حضور در این گردهمایی خواستار آزادی زندانیان سیاسی ، فعالان حقوق بشر ، روزنامه نگاران و فعالان کارگری شده و با اهدا چهره خود در آکسیون "چهره ای برای حقوق بشر و آزادی در ایران" که در سالهای اخیر توسط حامیان و هواداران "کمیته بین المللی حمایت از حقوق دانشجویان و درویشان در ایران" و "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران" برگزار میشود ، شرکت جسته و به نشانه همدردی با هموطنان داخل کشور برای استقرار دموکراسی و آزادی در ایران بجای امضا پتیشن چهره خود را به معنای نماد حمایت انسانی از حقوق بشر هدیه کردند.

دکتر سیدمصطفی آزمایش در نشست ژنو عموم ایرانیان را به اتحاد عمل در برابر نظام فاشیستی ایران فراخواند


دکتر آزمایش در اجلاس بین المللی حقوق بشر سازمان ملل متحد در شهر ژنو ، عموم ایرانیان به اتحاد عمل در برابر نظام حاکم بر ایران فراخواند. 
نشست جانبی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با عنوان "حقوق دگراندیشان فکری – عقیدتی در ایران" روز پنجشنبه ۱۹ خرداد ۹۰ خورشیدی در شهر ژنو مقرّ سازمان ملل متحد برگزار شد.
در این نشست نمایندگانی از دگراندیشان فکری عقیدتی حضور داشتند.


نتایج از حاصل این نشست ها در تعیین گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد برای ایران بسیار مؤثر بود.

در این نشست نمایندگان دگر اندیشان فکری - عقیدتی با فراخوانی جمیع ایرانیان و ایراندوستان را به وحدت و یکپارچگی در مقابل حکومت خشن و سرکوبگر حاکم بر ایران فراخواندند.

از جمله شرکت کنندگان در نشست جانبی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در حوزه حقوق دگراندیشان فکری – عقیدتی می توان به خانم ها دیان علایی نماینده جامعه بهائیان ایران و نازنین انصاری از فعالان حقوق بشر و بازتاب دهنده رنجهای زندان بر آیت الله بروجردی و حامیان ایشان و بطور کلی انعکاس شرایط نامساعد اجتماعی در ایران برای مسلمانان سکولار و آقایان گل مراد مرادی نماینده پیروان یارسان اهل حق، دکتر سیدمصطفی آزمایش مدیرمسئول روابط بین الملل انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر و از دراویش گنابادی ، منصور برجی از فعالان حقوق بشر و مدافع حقوق پیروان آئین مسیحیت و نوکیشان مسیحی در ایران اشاره نمود.

دکتر سیدمصطفی آزمایش ،مدیرمسئول روابط بین الملل انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران در سخنرانی صریحشان در این نشست خاطر نشان ساخت : " سرکوب دگراندیشان عقیدتی در جامعه ایران ناشی از کارهایی که دگراندیشان عقیدتی انجام می دهند نیست؛ بلکه ناشی از ماهیت نظام حاکم بر ایران است. "

دکتر آزمایش با بیان آنکه "این نظام اصولا تنوع اعم، از تنوع قومی ، عقیدتی ، فرهنگی یا حتی حقوق زنان را بر نمی تابد" در ادامه یادآور شد : "اگر ما بخواهیم موارد سرکوب یکایک اقلیتها یا دگرباشان را بیان کنیم ، مثنوی هفتاد مَن کاغذ میشود."

دکتر آزمایش گفت : "بحث بر سر این نیست که نام بهائیت یا یارسان اهل حق در قرآن نیامده و به این دلیل است که اینها سرکوب میشوند . اصلا مسئله این نیست ، (با اشاره به اظهارات نماینده آیت الله بروجردی در نشست حقوق بشر) آیت الله بروجردی مسلمان هستند ولی چون دگراندیش هستند فقط به جرم دگراندیشی در زندان هستند و انواع و اقسام شکنجه های روحی و جسمی بر ایشان اعمال میشود."

دکتر آزمایش در ادامه می افزاید : "بحثی که دوست عزیزمان مطرح کردند در مورد گفته طلایی وُلتر ، بر هر ایرانی فرض واجب است که کاری نداشته باشد که به خودش کار دارند یا خیر از دیگران دفاع کند از حقوق هموطنانش دفاع کند ، مهم نیست که خودش سرکوب شود. یعنی من بعنوان یک درویش گنابادی نباید مصائبی که بر دراویش گنابادی وارد میشود مبنا قرار دهم. مقصودم این است که نظام حاکم بر ایران برنامه دارد که همه را سرکوب کند اما یکی یکی."

وی ادامه می دهد : "وقتی بولدوزر می اندازد و قبرستان بهایی ها را زیر و رو می کند من نباید بگویم من بهایی نیستم پس به من مربوط نیست. به من مربوط است. و شاید هموطنان بهایی در شرایطی نباشند که بتوانند از خودشان دفاع کنند."

دکتر آزمایش در ادامه خاطر نشان ساخت : "رهبر این نظام مهر ماه ، در مسافرت به قم علیه نوکیشان مسیحی و مسیحیت خانگی ، علیه بهائیان ، علیه اهل تسنن زیر عنوان وهابیت ، علیه باطن گرایان زیر عنوان عرفان کاذب ، اعلان جنگ میدهد . این اعلان جنگ علیه کل جامعه ایران است."

وی یادر آور شد : "این اعلان جنگ علیه حقوق بشر و علیه حقوق شهروندی است. اینجا مسئله تفکیک نیست. یعنی من بگویم چون من مسیحی نیستم به من مربوط نیست."

مدیرمسئول روابط بین الملل انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر گفت : "من تصور می کنم این بزرگترین اشتباه است. خلاصه اینکه وقتی نظام مصمم به پاکسازی عقیدتی ، یکدست سازی جامعه و وادار کردن شهروندان ایرانی به دروغ گفتن نسبت به مبانی عقیدتی خودشان ، ارائه مستمر آمار دروغ و اینکه جامعه ایران نود و نه درصدش شیعه است ، اینجا در برابر این نیرنگ و توطئه و دروغ سازمان یافته اتحاد عمل لازم است."

دکتر آزمایش خاطر نشان ساخت : "من باید از آزادی مسیحی دفاع کنم. اگرچه مسیحی نیستم من باید از آزادی اندیشه یک Athée (کسی که اعتقادی به وجود خدا یا خدایان ندارد) دفاع کنم."

وی در ادامه می افزاید : "مطلب برای گفتن زیاد است."

دکتر آزمایش در بخش دیگری از اظهاراتش ، خاطر نشان ساخت : "من راجع به دگرباشان صحبت کردم ، راجع به دگر اندیش شروع کردم بعد به دگرباش رسیدم. و گفتم که بطور کلی سرکوب دگراندیشان عقیدتی – فکری – سیاسی و جنسیتی نشان دهنده این است که سیستم حاکم بر ایران در صدد یکدست سازی جامعه است یعنی دگرباشی را بر نمی تابد. یعنی از آزادی ادیان دفاع نکردم و راجع به دراویش هم اصلا صحبت نکردم. من گفتم این مشتی است به نمونه خروار."

دکتر آزمایش گفت : "۳۲ سال است از ابتدا ما شاهد یک غلطک و بولدوزری هستیم که حرکت می کند و همه چیز را سر راه خودش بر می دارد اما در برابرش باید چکار کرد ؟ اگر روشنفکران را بخواهند سرکوب کنند و بگویند این به من مربوط نمیشود چون من خودم را جز روشنفکران نمی دانم خودم را جز بهائیان ، مسیحیان ، اهل تسنن نمی دانم فردا که آمدند دراویش را سرکوب کنند دیگر کسی نمانده که از من دفاع کند."

دکتر آزمایش در ادامه افزود : "بحث بر سر آن است که ما باید در شرایط کنونی اتحاد عمل داشته باشیم. ما نباید فقط در واقع شکایت کنیم باید مقاومت کنیم ، برای مقاومت هم اتحاد لازم است ، اتحاد عمل در بین تمامی ایرانیان ، اتحاد عمل لازم است. برای اینکه این سیستم در صدد سرکوب همه است اما یکی یکی ."

دکتر آزمایش در بخش دیگری از اظهاراتش به نامه سرگشاده شان خطاب به مرحوم مهندس عزت الله سحابی اشاره کرد و یادآور شد : "من در نامه سرگشاده ای که دو سال قبل در مرداد ۸۸ برای آقای سحابی نوشتم گفتم شما حرکت جنبش را نشکنید و جنبش را دعوت به ترک خشونت نکنید ، چون خشونت از طرف مردم نیست که ظهور می کند از طرف نظام است که اعمال میشود و شما که مردم را دعوت به سکوت و خانه نشینی می کنید ، پویایی حرکتشان را می گیرید و در نتیجه چوبه های دار است که در جامعه برپا میشود همچنان که در دهه شصت برپا شد و برادر من خودش از قربانیان آن دوره بود و در تمام طول این مدت زیر عنوان «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران» ، اطلاعیه های مداوم صادر کردیم در دفاع از حقوق دگرباشان جامعه در برابر این نظام فاشیستی. "

دکتر آزمایش در بخش پایانی سخنان گفت : "در مورد صوفیان شما پرسیدید ، بطور مکتوب نوری همدانی ، صافی گلپایگانی و فاضل لنگرانی و مکارم شیرازی چهار نفری چندین فتوا دادند در مورد اینکه ازدواج با درویشان مجاز نیست در واقع عقد ازدواج با درویش فاسد است. اخیرا یک آقایی که می خواست از همسرش جدا شود و نمی خواست مراحل قانونی طلاق را طی کند به یکی از این آقایان مراجعه کرده بود و گفته بود من وقتی با این خانم ازدواج کردم نمی دانستم درویش است. حالا تکلیف من چیست و ایشان هم گفته بود چون درویش است عقد ازدواجتان از اول باطل بوده است. "

اختصاصی انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران

یک هفته با حقوق بشر ؛ گزارش اختصاصی از درگذشت هدی صابر

گزارش تصویری ؛ یک هفته با حقوق بشر ، گزارش هفتگی انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران.

هدی صابر، روزنامه نگار و فعال سیاسی ملی - مذهبی از زندانیان پس از انتخابات ، پس از ده روز اعتصاب غذا در اعتراض به مرگ هاله سحابی با مشکلات جسمانی روبرو شد و پس از انتقال دیرهنگام به بیمارستان، درگذشت.



وی روز جمعه، ۲۲ خرداد، به دلیل عارضه قلبی از زندان اوین به بیمارستان منتقل و رگ‌های مسدود شده قلبش توسط پزشکان گشوده می‌شود، اما سنگینی آسیب‌های قلبی ناشی از اعتصاب غذا چنان بوده که وی نتوانسته ادامه حیات دهد.

با گذشت یک روز از اعلام خبر درگذشت هدی صابر، ده‌ها تن از زندانیان سیاسی همبند وی در نامه‌ای وضعیت آقای صابر در آخرین ساعات منتهی به درگذشتش را تشریح و به ضرب و شتم آقای صابر توسط مأموران بهداری اوین اشاره کرده اند

در واکنش به انتشار نامه همبندیهای آقای صابر، جعفری دولت آبادی ، دادستان تهران با بیان این که این فعال سیاسی ملی مذهبی «بیمار» بوده است، علت مرگ وی را «سکته قلبی» اعلام کرده و در عین حال گفته است که انتقال وی به بیمارستان «با تاخیر» صورت گرفته .

رئیس بهداری زندان اوین نیز مدعی شده است که وی اعتصاب غذا نکرده بود و در اثر "سکته قلبی وسیع" درگذشته است. 

فریده جمشیدی همسر هدی رضا زاده صابر گفته است به قوه قضائیه شکایت می کند و خواستار معرفی عاملین "شهادت" شوهرش و کمک نهادهای بین المللی شده است.

وی با اشاره به نامه ۶۴ نفر از زندانیان سیاسی اوین می گوید که آقای صابر بدلیل اختلال در سیستم گوارشی به بهداری اوین برده شد، اما در آنجا مورد ضرب و شتم "فردی که ظاهرا پزشک اما در واقع از نیروهای امنیتی بوده است" قرار می گیرد. 

خانواده و نزدیکان هدی صابر با اطلاع از درگذشت وی با حضور در مقابل بیمارستان مدرس با جو شدید امنیتی مقابل بیمارستان مواجه شده ومأموران امنیتی حاضر به تحویل جنازه هدی صابر به خانواده‌اش نشده و با انتقال پیکر وی به یک آمبولانس، گفته‌اند که او را به پزشکی قانونی منتقل می‌کنند.

گزارشها از مراسم تشییع پیکر هدی صابر، حاکی از آنست که پیکر وی در ميان تدابير شديد امنيتی در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد و اطراف محل مراسم به محاصره کامل نيروهای امنيتی در آمده بود. 

آنسوتر ، ماموران امنیتی و لباس شخصی مانع برگزاری مراسم خصوصی سومین روز درگذشت هدی صابر در حریم خصوصی خانه خواهر وی شدند.

همچنین ، مجلس ترحيم هدی صابر پنج شنبه بعد از ظهر در مسجد اعظم قلهک تهران با حضور گسترده ماموران امنيتی برگزار شد. 

زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین با برگزاری مراسمی یاد و خاطره هدی صابر هم بندی شان را که هفته گذشته به خاطر عوارض ناشی از اعتصاب غذا به شهادت رسید ، گرامی داشتند . 

احمد صدر حاج سید جوادی که از او به عنوان کهنسال ترین فعال سیاسی ایران یاد می شود، در پیامی مسئولیت مرگ هاله سحابی و هدی رضا زاده صابر را بر عهده "کل حاکمیت جمهوری اسلامی" دانست و چهار روز پس از مرگ هدی صابر در زندان اوین، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در بیانیه‌ای مشترک با جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران «دولتمردان ایرانی» را مسئول مرگ این فعال ملی‌مذهبی و دیگر زندانیان دانست.

در اقدامی مشابه ، گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه ای، ضمن تشریح نحوه درگذشت هدی صابر، گفته است که این سازمان "چگونگی مرگ هدی صابر، روزنامه نگار و نویسده زندانی ایرانی را به شدت تقبیح و رژیم ایران را متهم می کند که مسئول این واقعه است." 

بنا بر گزارش وبسایت های نزدیک به جنبش دانشجویی، مهدی خدایی، آرش صادقی و احمد شاهرضایی، سه زندانی سیاسی، در اعتراض به درگذشت هاله سحابی و هدی صابر دست به اعتصاب غذا زده اند.

اختصاصی انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران

چهره ای برای حقوق بشر و آزادی در ایران ؛ هامبورگ

چهره ای برای حقوق بشر و آزادی در ایران در شهر هامبورگ ؛ گفتگوی رادیو فردا با دکتر سیدمصطفی آزمایش مدیرمسئول روابط بین الملل انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران.

وکیل دراویش در 'بند معتادان' زندان ساری


جامعه دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی اعلام کرده که مصطفی دانشجو، از وکلای آنان که در شهرستان ساری زندانی است، توسط مسوولان زندان به بند معتادان منتقل شده است.
مصطفی آزمایش، سخنگوی دراویش نعمت اللهی در خارج از کشور، به بی بی سی فارسی گفت که آقای دانشجو به علت اینکه به زندانیان دیگر مشاوره حقوقی ارائه می کرد "تا با حق و حقوق خود آشنا شوند" به بخش معتادان منتقل شده است.
او گفت: "از نظر دراویش، انتقال آقای دانشجو به بند معتادان نشانه ای از سیاست سرکوب و فشار مستمر نظام جمهوری اسلامی علیه دگراندیشان عقیدتی و دینی است."
مقام های قضایی ایران هنوز در این باره اظهار نظری نکرده اند.
آنها بارها گفته اند که در ایران افراد به خاطر عقاید مذهبی تحت تعقیب قرار نمی گیرند، مگر آنکه قوانین کشور را نقض کنند.
به گفته آقای آزمایش، دراویش و خانواده مصطفی دانشجو به طور مستمر با وی که به بیماری آسم مبتلاست در ارتباط بوده اند.
در این رابطه، یکی از وکلای دراویش به نام فرشید یداللهی که پروانه وکالتش باطل شده، به کمیته گزارشگران حقوق بشر گفته است: "انتقال یک زندانی سیاسی- عقیدتی به اردوگاهی که محل نگهداری معتادین به مواد مخدر است خلاف قانون آئین نامه زندان‌ها است و مسوولین زندان های استان مازندران باید هرچه سریع‌ تر وی را به محلی امن و استاندارد منتقل کنند."

دکتر عبدالکریم سروش : نومیدی را گردن زده ایم که ، از ازل تا به ابد فرصت درویشان است


دکتر عبدالکریم سروش در واکنش به خبر درگذشت مهندس عزت الله سحابی و مرگ نابهنگام خانم هاله سحابی - ناشی از اعمال خشونت سرکوبگران امنیتی - مطلبی با عنوان "در غم ما روزها بیگاه شد" در وبگاه شخصی شان ، منتشر ساخت
به نام خدا
عزیزی به خواب رفت، هاله ای در سحاب رفت وسایه ای با آفتاب رفت.
"گر سنگ ازین حدیث بنالد عجب مدار"
"کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران"
یکی را دست اجل و دومی را دست ستم از ما گرفت . چه می شد اگر دست اجل گلوی ستم را می فشرد و میر اجلّ را با خود می برد؟
شربت مرگ مر آن پاکیزه جانان را گوارا باد که پا ک وچالاک رفتند واکنون در اقلیم هشتم ، در ارض ملکوت و در سایه رحمت حقّ، آرمیده اند و به ما محبوسان سجن طبیعت و مجروحان جورولایت ندا میدهند که "یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربّی وجعلنی من المکرمین".
هرگاه یکی از این مجاهدان عاشق و پارسا در می گذرد حس می کنم بارما سنگین تر و کار ما سهمگین تر می شود. با خود زمزمه می کنم " که خود آسان بشد وکار مرا مشکل کرد". در این دوران پر تلاطم که " ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد " ، آنان که باید نگاهبان روح و معنا و آموزگار زهد و تقوا باشند، خود چنان جسمانی و دنیوی شده اند، و چنان گلوی نجابت را به تیغ شرارت بریده اند، و جهل را بجای علم، وجن را بجای انس نشانده اند و ریا را حلال و نظر را حرام کرده اند ، و چنان چاه های نفت راتهی و چاه جمکران را پر کرده اند، و چشم ها را به نم و دل ها را به غم نشانده اند،وقرآن را دام تزویر وشریعت را دکان معیشت کرده اند، وخاک دنائت درچشم مروّت زده اند و آب دهان بر روی بصیرت افکنده اند، وچنان جان را ارزان ونان را گران کرده اند، و حرمت قضا و انتخاب و قانون را برده اند ، و جاهلان را تکریم و عاقلان را تحقیر کرده اند ،و بر دهان آزادی پوزه بند زده اند و کام عدالت را تلخ کرده اند، و قتل و تجاوز وجعل وتقلب راسکه رایج و روان کرده اند، و... که دست ودهان دردمندان و درمانگران رااز شرم بسته اند وجان وروانشان را خسته اند.
این نیکخواهان ودرد مندان که عمری دل در گرو مذهب وملیت داشته اند ،وهردو را باهم می‌خواسته اند ،از یکسو راهی به آسمان جسته اند و در سایه نگاه نوازشگر خداوند ، معنا و باطنی برای حیات خاکی طلب کرده اند، و به اقتفاء رسول مکرم ، به تتمیم مکارم اخلاقی کوشیده اند، واز سوی دیگر آسایش دوگیتی را در مروّت با دوستان و مدارابا دشمنان دیده اند و به حکومت فرا دینی فتوا داده و فرا خوانده اند، و بر قراءت رسمی از دین خط بطلان و پایان نهاده اند،وپنجه در پنجه استبداد واستعمار افکنده اند وبر استقلال وطن وآزادی هموطنان پا فشرده اند و درین راه جفا و جور جماعت جاهلان را به جان خریده اند و در نبرد با ناراستی ها سپر نینداخته اند ، و عزّت فقر وقناعت را به خواری حرام خواری از خورجین ژنده ولایت نیا لوده اند، و بر در ارباب بی مروت دنیا به دریوزه نرفته اند، وخلوت دل را از صحبت اغیار پیراسته اند، و در انتظار ظفر، صبورانه خطر کرده اند ، و خسته ازخنجر خزان ،خنده خرّم بهار را نویَد داده اند،اینک اینان بکدام دلیری از معشوق زیبا روی خود سخن بگویند ، که می بینند مشتی سفله و سفیه ، دیوی را به سودای زر و به سرخاب تزویر بزک کرده اند و حلّه حورو پری پوشانده اند، و بنام ملیت و مسلمانی می فروشند
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن بسوخت                         دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی ست
ایرانیان وپارسیان بسی بختیار بودند که آفتاب عنایت خداوندی و سحاب رحمت مصطفوی بر آنان سایۀ عزت افکند تا به شرف اسلام مشرّف شدند وردای ایمان بر تن کردند و جرعۀ معرفت از جام رسالت محمّد نوشیدند و کتاب و حکمت او را عزیز داشتند و در فهم و تفسیر آن به جان کوشیدندواسلام را ایرانی وایران را اسلامی کردند و چراغ فرهنگ فروخفتۀ خود را به مدد آن فروغی نو بخشیدند و با شکفتنی شگفت، هویتی و حقیقتی و جانی و جانانی تازه یافتند.
حاملان و خادمان و بانیان این فرهنگ پر فروغ نو آئین ، نه چندان اند که نامشان به حصر و احصا در آید وآسمان علم و ادب ایران از فقیهان وشاعران و عالمان و عارفان و فیلسوفان و متکلّمان ومتفکّران و هنرمندان مسلمان ، چنان پر ستاره است ، که با خورشید روشن پهلو می زند.
دریغا ودردا که والیان جائر جمهوری اسلامی ، امانت داران و وارثان لایقی برای این میراث مفخّم نبودند. حریصانه و گدا طبعانه ، براین خوان یغما نشستند وسفیهانه مستی کردند وخم شکستند. هر چه در خزانۀ اسلام وایران ، به هزاره یی جمع آمده بود به دهه یی مصرف ومستهلک کردند. دست تطاول در مقدّسات گشودند و چوب چپاول بر افتخارات زدند.
نه فقط علی ومحمّد وحسین و زینب را خرج هوس های حقیر و افکار فقیر خود کردند ، که فردوسی و طبری و فارابی و بوعلی و سهروردی ومولوی وحافظ وصدرالدین شیرازی را نیز در مسلخ منافع خود سر بریدند. و از فرهنگی فربه و فاخر ، جثه ای علیل و عاجز بر جای نهادند که نه بازوی رنجورش دست کسی را تواند گرفت نه رخسار کریهش دل کسی را تواند برد. و آنگاه از جوانان حقیقت جو و جسارت خو ، گله سر دادند که چرا از جور ولایت و ولایت جور می گریزند، وچرا کرامت تراشی ها و خارق عادت بافی ها وگندم نمایی وجو فروشی هایشان را به جوی بر نمی گیرند، و متاع بی مشتری شان را به پشیزی نمی خرند.
امروز قم مرکز رسمی خرافه پروری و سفاهت گستری حکومت شده است. یاوه یی نیست که بر منبر ها گفته نشود و خرافه یی نیست که در قم ساخته و صادر نگردد. و قساوت وشرارتی نیست که در آنجا توجیه وتجویز نیابد. ولیّ جائر جمهوری ( که بی گمان نا مش در زمره جباران بی رحم تاریخ رقم خواهد خورد ) می پندارد که با جمعی شاعر کم شعور ومداح منقبت خوان مجیز گو و مشتی واعظ مدعی و متوهّم ، می تواند کرسی نظریه پردازی و فرهنگ سازی دایر کند و به جنگ با " تهاجم فرهنگی " برود!
امروز ابلیس هم از آنچه پلیس در ایران میکند بیزارست وظلم هم از آنچه در محکمه ها و محبس های جمهوری اسلامی می گذرد شرمگین است. مظلومان آینده تاریخ بر روحانیان خفته امروز نخواهند بخشید که به استبداد دینی خوش آمد گفتند ومنافع خودرا بر مصالح خلق مقدم داشتند وبانگی به اعتراض و انکار بر نیاوردند.
***
بار خدایااز روزی که آستان ولایت تو را بوسیدیم و با ر سنگین امانت تو را بر دوش گرفتیم ، و" ازهمه باز آمدیم و با تو نشستیم " ،غمخوار ایمان و حریت شدیم وانسان راکه برصورت خویش آفریده یی سزاوار حرمت وکرامت بیکران یافتیم.
می بینیم که رهزنان در کمین نشسته اند و بنام تو راه سعادت و راحت خلقان را بسته اند. نیکان را یا به گورستان فرستاده اند یا بزندان. و مملکت را یا به جنّیان سپرده اند یا به جادوگران. افول اختر مروّت و غروب خورشید عدالت را می نگریم و آئین نازنینت را می بینیم که پیام آور خشم وخشونت و جنگ و نفرت شده است.
معاویه ها را می بینیم که چنگ و دندان در خون یکدیگر فرو برده اند و بر سر طعمه ریاست ، تهیگاه خود را می درند. کشور ایران را می نگریم که چون کشتی بی لنگر کژ مژ می شود ونا خدایش گویی خدا را از یاد برده است. با اینهمه،نومیدی را گردن زده ایم که :از ازل تا به ابد فرصت درویشان است.
بار خدایا ، صالحان و آزادیخواهان را چندان فرصت وکامیابی ده تا دست به کاری زنند که غصّه سرآید و دیو بیرون رود و فرشته درآید. توفانهای تند توحش، چراغهای کوچک مقاومت را کشته و شکسته اند. مگذار مشعل های بزرگ بمیرند ، مبادا ظلمت استبداد جاودانه شود.اینک که برق غیرت درخشیده و سحاب عزّت را سوخته، ابری و بارانی دیگر بفرست تا پلیدی وشومی جهل وفقرو ا ستبداد را بشویدوگلزارآزادی واگاهی را آبیاری کند.
ای فروزندۀ ماه و مهر، شب تیرۀ ستم کشان را سحر کن، وخواب شب پرستان راجاودانه گردان.

آنکه خوابش بهتر از بیداری است
آنچنان بد زندگانی، مرده به

نسیم جان بخش رحمت تو سرمایۀ سعادت ماست.
بار خدایا عزت الله سحابی وهاله سحابی را به گلزار رضوان راه ده وآنان را در زمره صدیقان و قدیسان بنشان،وبر افتادن بیخ استبداد را که آرزوی همه عمرشان بود تحقق بخش،وایرانیان را از چنگ سفیهان وسفلگان برهان واز دروغ وخشکسالی ودشمن مصون دار ورحمت ومحبت عام خودرا بر همگان بگستر.

چراغ صاعقۀ آن سحاب روشن باد
که زد به خرمن ما آتش محبّت او
بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب
نوید داد که عام است فیض رحمت او
عبدالکریم سروش
خردادماه 1390

پاسخ حکیمانه دکتر نورعلی تابنده 'مجذوبعلیشاه' به شبهاتِ شبهه افکنان حرفه ای





دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) میگوید"تهمت می زنند که بما پول دادند یعنی به من پول دادند که ما در انتخابات به نفع فلان کس شرکت کنیم و بعضی ها می گویند ما پولها را جمع کردیم و دادیم به کمک آنکسی که انتخاب شود".


فرمایشات جناب آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه قطب سلسله نعمت اللهی گنابادیصبح شنبه  ۲۱خرداد ۱۳۹۰ ؛ 
بسم الله الرحمن الرحیم 
به موازات اینکه دیگران می خواهند ما را - ما یعنی عالم درویشی و تصوف را  - بشناسند ، ما هم در هر بار شناخت خودمان از خودمان جلوتر می رویم. 
 به این معنی که خداوند پیش از آنکه بفرماید : « نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی » [آیه ۲۹ – سورۀ حجر] بشر هم حیوانی بود مثل آنهای دیگر. یک خورده از حیوانات دیگر باهوشتر بود.
بعد که « نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی » ، نه اینکه روح اولی را از ایشان گرفت و نفخۀ خدایی داد؛ بلکه به همان موجود غیرالهی یعنی حیوانی که در سلسله حیوانات جا می گیرد ، به همان یک روحِ ... اضافه کرد.
البته ، در طی تاریخ که تحولاتی در همه جانداران ایجاد شد خوب در انسان هم تبعا ایجاد شد.
منتها تفاوتش این است که بسیاری از جمادات و موجودات در آنها تحول ایجاد شده و یک چیز دیگری شده اند، یعنی مثلا در آب تحول ایجاد شده ، بعضی از آبها بجای آنکه   (فرمول آب هاش دو اُ) باشند دو تا اکسیژن دارد . یک تحولی است. 
ولی در انسان این تحول ایجاد نشده ، این تحولی نیست برای اینکه وجود انسان به اعتبار ارتباط با خداوند است و هرچه با او (خداوند) ارتباط دارد تابع تحوّل نمیشود.
همه چیز تابع او هستند «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا » [فاطر – سورۀ ۴۳ ] ؛ مثل لباسی است که در بیاورید یک لباس دیگر می پوشد. 
این است که این سوالی یا ایرادی که می گیرند که "شما تصوف را با مقتضای روز عوض کنید" ، مقتضای روز را عوض می کنیم ؛ یعنی ما روز و مقتضایش ، به خداوند تعلق دارد. تصوف هم ارتباط با خداوند است و هیچ تغییری ...  
 آنچه تغیّر نپذیرد تویی 
و هر چه تغیر تپذیرد تو نیستی یعنی تصوف . 
نمی فهمند. یک مشکلی که دارند و داریم ... این است که ما بخواهیم معنا را به زبان در بیاوریم.
حتی محبت ، محبت یک معنایی است ؛ چه تعریفی می توانیم از آن بکنیم هرچه از محبت بگوئیم آثار محبت است نه خود محبت . 
هر چه گویم عشق را شرح و بیان                                   چون به عشق آید خجل گردم از آن 
خوب دنیای امروز همه چیز روی سیاست است ، دنیای امروز ! نه دنیای مخلوقِ خداوند و دنیای رهروان راه خداوند .
امروز، دو شخص با یکدیگر ملاقات می کنند ، ما رادیو و تلویزیون را می بینیم ، تنگ یکدیگر را در آغوش می گیرند ، رو بوسی و برادر عزیز ... فردا سایه هم را با تیر می زنند.
این است که .... الهی نیست.
  ما بخواهیم چیزهای الهی را به زبان در بیاوریم ، از این قبیل میشود. 
یکی از این موارد مثلا این است که احزاب ، گروهها و باندهای سیاسی و خلاصه هرچه در عالم سیاست هر گروهی یک چیزی می گوید. 
یکی اینکه ظاهر حرف همه شان خوب است ؛ می گوید : "نان و کار و آزادی برای همه". 
چه عیبی دارد ؟! ما که نگفتیم عیبی دارد. ما می گوییم بما چه ؟! به این مجلس به ما چه ؛ یعنی اینهایی که ما اینجا نشستیم در این مجلس این حرف بما چه .
رفتیم بیرون خواستیم نان بگیریم داد و بیدادمان ... آی نان برای همه و آب برای همه.

این است که گنجاندن معنای اینها به لفظ کار مشکلی است یکی از مشکلات لفظی است که معمولا در همه گروهها ، باند و احزاب سیاسی یک شعار درست می کنند.
  اصلا لغت شعار در قدیم از عربی آمده است .
در جنگ هر گروهی یک لباس مخصوصی می پوشید که نشاندهنده باشد در جنگ.
مثلا یک لباس رو داشتند و یک لباس زیر ، زیرپیراهنی. به آن می گفتند دثار و به این می گفتند شعار . 
حالا شعارِ ... نوار سفید یا نوار سبز است که به دست می بندند ، شعار سبز ...  
شعار شیعیان آل علی علیه السلام و بعد ... سبز بود یعنی لباس سبز می پوشیدند. شعار بنی عباس سیاه بود ، لباس سیاه می پوشیدند.
این را به معنی شعار می گذاشتند ؛ شعار را میشه عوض کرد حتی جلوی دیگران شعارشان را عوض می کردند و یک لباس دیگر می پوشیدند. 
ما شعار نداریم ، ما می خواهیم شعور داشته باشیم نه شعار. 
البته این حرف من هم ، لغت بازی است : شعور و شعار ، ولی مطلب همین است . 
وقتی مثلا یک حزبی می گوید شعارش این است ، البته امروزه شعار با معنای اولیه یک خورده فرق کرده. 
مثلا می گویند شعارِ ما "حکومت طبق قانون" است. یعنی اگر این عملی شد دیگر شمایی وجود ندارید. 
وقتی می گویید شعار من مثلا هر عبارتی ... "حکومت قانون" ، آمدیم فرض محال این وضعیت بوجود آمد ، شما از بین رفتید ... شعار یعنی هدفی که به آن برسید.
  ولی تصوف و عرفان از بین نمی رود. همیشه حاصل هست ولی هیچوقت از بین نمی رود.
  اینکه می گوید : "عاشقان را مذهب و ملت خداست" یعنی خدا که از بین نمیرود دیگر . 
حالا اینها بزور می خواهند یک شعار بما بچسبانند ،  ... شعار شما چیست ؟
دو – سه بار که چنین سوالی کردند ؛ آدم می گوید خوب بهتر است یک جوابی بدهد .
جواب اولی که باید ... بگوید ما شعار نداریم. یعنی شعاری که شما می گوئید ما نداریم.شعار ما خداست. همه این شعارهایی که شنیدیم و شنیدید و خواهیم شنید، همه اینها ظاهرا هیچکدام شان عیبی ندارد.
عبارت را ببینید هیچ عیبی ندارد ولی به عکس آن شعر مشهور که می گوید :«عباراتنا شتّي و حسنك واحد»
باید بگوئیم : عبارتکم شتّي و قبحک واحد.
آنوقت پس فردا می گوید خوب ما که این شعار را ... کردیم یکی دیگر هم همین شعار را داشته باشد می گویند شما هم جز اون هستید یا شما با اونید .
نه ! ما با خدائیم .من كان لله كان الله له ، ما مال خدائیم ، خدا مال ماست نه اینکه خدا مال ماست ، مالِ ما خدایی است.
بعد شعار فراماسونر را بما می گویند ، می گویند این شعارتان فراماسونر است پس شما فراماسون هستید. یا شعار کمونیست ها و چپ ها را بما می گویند می گویند این شعار شماست، پس شما کمونیست هستید . همه رقم تهمت ، وقتی ... بهشان می گوییم با زبان در نمی آید مطلب ما ... نمی فهمند .
ولی می بینیم که ....
یک جا یک عده ای می گویند ، تهمت می زنند ... بما پول دادند یعنی به من پول دادند که ما در انتخابات به نفع فلان کس شرکت کنیم و بعضی ها می گویند ما پولها را جمع کردیم و دادیم به کمک آنکسی که انتخاب شود.
کدامش را باور کنیم؟!
هر دو انتقاد را من دیده ام .  این نمونه انتقاداتی است که ... 
ما نه آنیم و نه این . بلکه بین الامرین هستیم. این عبارت را گفتم البته یاد کسی کنیم گو اینکه این مطلب در این مورد نبوده و  مرحوم شیخ محمد عبده ،پدر این عبده ها که از مردان فاضل و دانشمند بود و حضرت صالحعلیشاه به ایشان محبت و احترام می کردند و به ایشان فرمودند: "شما آقائید".
اینکه من هم خیلی به ایشان ارادت داشتم و  پیشش می رفتم.او تعریف می کرد که مرحوم حاج ملاسلطان حضرت آقای شهید (بعبارتی که او گفت من ...) در یک جلسه ای یکی از آقایان صدرها پرسیده اند "مردم از ما چه می گویند ؟ ما را چطور می دانند؟!"
گفته بود که آنهایی که مرید شما هستند که شما را هم ردیف امام می دانند، آنهایی هم که دشمن شما هستند شما را از شمر و یزید بدتر می دانند.
ایشان لبخندی زدند و فرمودند : "ما نه آنیم و نه این" یعنی : «امر بین الامرین ».یعنی این عبارتی که من گفتم چون یاد ایشان کردم صحیح نیست که یاد ایشان بکنیم و بدون چیزی رد بشویم .
ما به نظر وحدت تکیه داریم
مقوله ما از مقوله مصاحبه ها بالاتر است. مصاحبه کنید در معنای حلوا ، چه می توانید بگویید ؟ هیچی نمی توانید بگوئید.
ولی هرچه هم بگوئید بجاست.
برای اینکه از شیرینی صحبت می کند که تمام عالم باید به کام ما شیرین باشد. این است ... این مصاحبه ... 
وقتی یک نفر مثلا سنی،  یک نفر شیعه ، یک نفر اسماعیلی در مجلس درس و بحث مذهبی می آیند هر کدام نظر خودشان را می گویید و در این بین بانگ نماز بلند میشود هر سه بلند میشوند و نماز می خوانند.ما به این نظر وحدت تکیه داریم. یعنی به همان چیزی که پیغمبر فرمود. « وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَاَنتُمُ الاَعْلَوْنَ اِن کُنتُم مُّوْمِنِینَ » [آل عمران – آیه ۱۳۹]اندوه به خودتان راه ندهید ، سستی نکنید ، شما بالاتر از همه هستید ، اگر ایمان داشته باشید. ایمانش یعنی همین.
در اینجا آنوقت اصطلاحات سیاسی بکار می برند.
از یک نفر  بپرسند از یکی از روستائیان یکی از دراویش خیلی بزرگوار مثلا؛ بپرسند دموکراسی چیست.
این اصلا نمی شنود بعد می پرسد دموک ... چی گفتید ...
این   دموکراسی را در لغت نمی داند ولی می گوید : « لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» [سوره اسرا – ایۀ ۷۰] خدا ما را آدم آفریده و محترم شمرده، همه را محترم شمرده ...
ببخشید من از ری و روم همینجور می گویم شما به هم وصلش کنید.
موریانه در گناباد خصوصا به کتابخانه ها خیلی لطمه زد.موریانه کتاب قرآن را می جود همه کتاب قرآن را می جود ، صفت شیطان را می جود ، صفت خداوند را هم می جود ، همه اینها را می جود و نمی فهمد. می خواهد کتاب را از بین ببرد البته جنبه طبیعی اش این است که او خورنده است و می خورد ولی همه را از بین می برد.
اینها مثل  موریانه به جان ما می افتادند ، به جان افکار ما ، به جان قرآن ما ، قرآنی که (بقول حافظ) "اندر سینه داریم" می افتند .
به او می گوئید دموکراسی چیست؛ بعد میگوید : "آهان دموکراسی تعریفش این است."
بعد می گوید : خیلی خوب ما دموکراسی را بهتر از همه ... شماها داریم .
بقول شاعر از زبان حضرت مستعلیشاه یا زبان محمدشاه :
بنازم به بزم محبت که آنجا                          گدایی و شاهی مقابل نشیند
لابد انتخاب ... قطب و رهبرتان را چگونه انتخاب می کنید.
مگر شما که نزد طبیب می روید رأی می گیرید؟ من در این جمع می گویم رأی به کی می دهید. رأی ندارد . طبیب متخصصی است که دیگری نیست. به متخصص رجوع می کنید.خوب این متخصص از کجا متخصص شده؟!
یک طبیب متخصص دیگری این را درس داده ، این طبیب نزد وی درس خوانده  و تشخیص داده که او دیگر درسهایش را یاد گرفته .پس من نیستم که انتخاب می کنم که کی رهبر من باشد.خداوند به هر نحوی که مصلحتی ... داشته باشد انتخاب می کند.
منتها ، بله ... در ...
همانطور که بشر و مجموعه بشر از لحاظ علوم ، دانش پیشرفت کرده ، در این پیشرفت هم جناح الهی پیشرفت کرده ...پیشرفت ... نیست که تغییری کند، نخیر در وسایل زندگی  ... همانطور شیطان هم پیشرفت کرده ، به همه طرق جدید گول زدن بشر دسترسی پیدا کرده.
به هر طریقی بتواند بشر را خراب کند و گول بزند ...
چه بسا نمازگزاری که "نماز" لعنتش می کند.
چه بسا روزه گیری که "روزه" لعنتش می کند و همینطور ... چه جوری لعنتش می کند ؟ شیطان اجازه داشته « وَشَارِکْهُمْ فِی الاَمْوَالِ وَالاَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ » [اسرا – آیه ۶۴]، خداوند گفته در همه چیز بشر می توانی ، برو دخالت کن . شیطان هی گشته و راههای دخالت را پیدا کرده .
انواع تبلیغات ، دشمنی ها و تفرقه اندازیهایی که بین ما ... بین بشریت خلاصه میشود، کار شیطان است .
مَثلی هست : یکی یک خطایی کرد و پشیمان شد و گفت بر شیطان لعنت. شیطان حاضر شد و گفت تو بر من لعنت کردی ، من هرگز فکرم به این گناهی که تو مرتکب شدی نرسیده بود و تو به من یاد دادی.
منظور این است که شیطان اینطور عمل می کندخیلی مفصل است... برنامه ها و چیزهای دیگری هم هست .
فقط خیلی باید دقیق باشیم .
قاعدتا می گوئیم سئوال هر چه می خواهید بپرسید .
سئوال را یک جوری می پرسند : مثلا سوال می کنند که شعار شما چیست ؟ شنونده می گوید لابد این چیز...
من فکر کنم و جوابش را بدهم. یک چیزی می گوید ، همان غلط است. ما شعار نداریم.
بعد میگوید: "پس شعار شما این است"!
خوب حرف خوب و درست است.
پس شعارتان این است که حلوا شیرین است؟ خربزه آبکی است؟ فکر نو کن .
ما می بینیم این حرفهاش درست است.
این میگوید : اینها شعارتان است.
شما پاسخ می دهید : بله همین است.
پس فردا یک خربزه فروشی می آید میگوید اینها تابع من هستند برای اینکه شعارشان این است که خربزه آبکی است.
ما را می چسبانند به ...
ماشاالله شعارها ، شیطنت ها هم امروز در دنیا آنقدر زیاد است.
این است که در پند صالح فرمودند یک مومن باید زیرک و هشیار باشد ، فرمایش امام است که می فرماید : « المومن کیّس » . کیس یعنی کیاست خیلی زیاد داشته باشد.
نترسد ! که آقا من که کیاست ندارم . چرا (دارد چون) خداوند قسم خورده « وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا [ایۀ ۷ -سورۀ شمس] فَاَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا » [آیۀ ۸ – سورۀ شمس] ، نفسی که من آفریده ام خودم راه صحیح و ناصحیح را به او الهام می کنم.
حرف هنوز خیلی هست، ولی صحبت کردن هم مشکل است...

* توضیح تکمیلی :
لازم به یادآوری است که فرمایشات جناب آقای دکتر تابنده از دقیقه ۳۰ وچهل ثانیه به بعد تا دقیقه ۳۸ و سی ونه ثانیه قطع شده - و روی سایت مزار سلطانی قابل دسترسی نمی باشد.
هفتۀ گذشته نیز دقایق پایانی فرمایشات دکتر نورعلی تابنده بمناسبت درگذشت مهندس عزت الله سحابی ، روی سایت مزار سلطانی بطریق مشابه قابل دسترسی نبود. (37 : 10 الی 07 : 14)