دكتر آزمايش: كروبي افكار جهان را نسبت به جفاهای حاكميت دربارۀ درویشان آگاه نمود؛ ۱۰اسفند حضور خواهيم داشت


دکتر سید مصطفی آزمایش مسئول روابط بین الملل “انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران” و از پیروان طریقت درویشی گنابادی در مصاحبه با خبرنگار سایت سحام نیوز به سئوالات مطروحه جواب داد .

متن این سئوال و جواب به شرح زیر است:


- اقدام حكومت را در حصر خانگي سران مخالف چگونه تحليل مي كنيد؟ آيا اين اقدامات در سركوب خواست مردم تاثيري دارد؟
جواب اول – حصرِ خانگیِ نامشروع و غیر قانونیِ سرانِ جنبش سبز، برگ ننگینی در کارنامهء جریان سرکوبگر خزنده ای است که نه باوری به اسلامیت نظام دارد و نه به جمهوریت نظام. به گفته حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی کروبی این جریان شوم “میراث خوار حکومتاست که نظام جمهوری اسلامی را کاملا ساقط کرده است و اکنون نیز با وارد شدن در روند حصر رهبران جنبش مردمی، قصد تکمیل این توطئهء شوم در نفی شرکت جمهور مردم در تعیین سرنوشت خویش را دارد.
اما این جریان در رسیدن به اهداف نامشروع و غیرقانونی خود ناکام خواهد ماند. حصر خانگی سران جنبش مبتنی بر هیچ حکم قضایی و قانونی و شرعی نیست و فی نفسه نشانهء روشن لگدمال شدن قوانین تضمین کننده حقوق اساسی شهروندی در ایران است. از طرف دیگر مشاهده میشود که نیروهای درون حاکمیت با شدت بخشیدن به اقدامات سرکوبگرانه خود، جبراً مکانیزم دیالکتیکی نفی خودشان را تسریع میکنند و مسلماً – ناخواسته- به رادیکالیزه تر کردن هرچه بیشتر جنبش اعتراضی مردم ایران مدد میرسانند و بااقدامات ناشیانه و نادرست خود، گام به گام اقشار و اصناف و طبقات گوناگون مملکت را با وسعت فزاینده تر به پهنه خیابانها و میدانها در جهت نفی حاکمیت خودشان میکشانند. از جمله این اقدامات نادرست و ناشیانه همین حصر خانگی رهبران جنبش مردمی است. امری که عزم مردم را در محکوم کردن این خشونت عنان گسیخته حاکمیت در روزهای آینده جزمتر خواهد کرد.
- موضع دراويش گنابادي در خصوص اين اقدام حكومت چيست؟
جواب دوم – دراویش گنابادی از زمان استقرار نظام جمهوری اسلامی مداوماً با شدت و ضعف مورد سرکوب و ستم نیروهای درون حاکمیت قرار داشته اند و تخریب و حرق حسینیه های آنان از همان سال پنجاه و هشت آغاز شد و حتی به مقابر اکابر و بزرگان آنها نیز تعرض و دست اندازی تحت عنوان تصرف شرعی و مصادره حکومتی صورت گرفت، که شرح آن دراز است. دراویش گنابادی بلکه عموم مردم ایران از شدت گرفتن این حملات از سال هزاروسیصدوهشتادوچهار به بعد خاطره های تلخی در اذهان خود دارند. حرکتهای خبیثانه و برنامه ریزی شده ای که با نوشتن کتابهای سراپا دروغ به دست نویسنده های مجهول الهویه و معلوم الحال بطور فلّه ای آغاز شد و تا سرهم بندی کردن برنامه های بسیار سبک و بیمغز زیر عنوان آرماگدون” در “صدا و سیما”؛ و برپایی نمایشگاهها و همایشگاه های بسیار توطئه آمیز زیر نظارت “جامعه مدرسین  حوزه علمیه قم” و “وزارت فرهنگ و ارشاد” – با هدف سیاه نمایی کامل مکاتب طریقت و عرفان اسلامی – دنبال شد.
درعین حال مردم ایران همیشه تحسین کننده شجاعت حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی کروبی بوده و هستند که با استقامت و استواریِ مثال زدنی از سال هزاروسیصدو هشتاد و چهار با انشاد سه نامه سرگشاده به مسئولان وقت، دست به انتقاد متهورانه نسبت به این اعمال وقیحانه زد و افکار عمومی ایرانیان بلکه مردم دردمند جهان را نسبت به جفاهای نظام حاکم در ایران دربارهء درویشان  آگاه نمود و روحانیت مستقل را به حمایت از حقوق درویشان به میدان دعوت کرد. امری که موجب شد پیروان طریقتهای مختلف درویشی در اثنای انتخاب خرداد ماه سال هشتادوهشت از کاندیداتوری ایشان حمایت کامل کنند.
- چه عاملي باعث گرديد كساني كه خودشان از خدمتگذاران واقعي اين نظام بودند اكنون توسط همين حكومت زنداني شدند و به آنها خواص بي بصيرت گفته مي شود؟
جواب سوماتهاماتی از قبیل “خواص بی بصیرت، سران فتنه”،  ”ضد انقلاب” … برچسبهای نخ نمایی بیش نیستند که نزد افکار عمومی داخل و خارج کشور کارآیی و بُرّایی خود را کاملاً از دست داده و تبدیل به مضحکه ای تلخ شده اند. رهبران جنبش مردم ایران بارها برمواضع اصولی خود در دفاع از حقوق شهروندی هموطنانشان شامل اقلیتهای قومی و مذهبی و سایر اقشار و اصناف و طبقات اجتماعی از مرد و زن پافشاری کرده و صریحا اعلام داشته اند که در این راه حاضر به پرداخت هر هزینه و بهایی هستند.
علت بوجود آمدن وضع موجود رشد خزنده و گام به گام یک جریان ناباورمند به اسلام و جمهوریت است. جریانی که به انواع حِیَل کوشیده تا در طول سالیان گذشته اهرمهای قدرت را دست بگیرد و با انکار کامل نقش مردم در تعیین سرنوشت خود، آنها را به سطح نازل بندگان و بردگان تنزل دهد. در علم سیاست به چنین جریانی نه یک سیستم تئوکراتیک یا دین سالار، بلکه “فاشیسم مذهبی” اطلاق میکنند.
- آينده اين جريان حذفي را چگونه پيشبيني مي كنيد؟ آيا نيروهاي تند رو ميتوانند كشور را اينگونه اداره كنند؟
جواب چهارم – آفتاب جریان حذف کننده و استیلا طلب و انحصار گر به لب بام رسیده است. نیروهای تندرو بهیچوجه امکان اداره جامعه را ندارند. چون فاقد ظرفیت مدیریت و برنامه ریزی هستند. با بحرانسازی مستمر نمیتوان یک دفترخانه را اداره کرد چه رسد به کشوری بزرگ مانند ایران را در چهارراه ژئوپلیتیک بین المللی در قرن بیست و یکم و در برهه تحولات شگرف و انقلابهای مردمی برعلیه دیکتاتوریهای مرتجع منطقه. در آینده بسیار نزدیک مشاهده خواهیم کرد که این جریان سرکوبگر و انحصارگرا، ظرفیت خود را برای حذف نیروهای مترقی و مردمی با سرعت زیاد و بصورت ریزشی از دست میدهد. حجت الاسلام کروبی در آخرین پیام تصویریصوتی خود تصریح کرد که روز پیروزی نهایی بسیار نزدیک و در چشم انداز است و در راه نیل به آن تحمل شداید و فشارها شیرین و دلپذیر است.
مراجع و بزرگان حكومت چه موضعي بايد در اين خصوص اتخاذ نمايند؟
جواب پنجم – از نظر  عموم مسلمانان سکوت مراجع مستقل تقلید در چنین شرایط خطیری به هیچ وجه پذیرفته و قابل قبول نیست. خوشبختانه مشاهده کردیم که روز شنبه حضرت آیت الله العظمی دستغیب شیرازی و روز یکشنبه حضرت آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی و حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی با شجاعت و تهور بسیار دیوار سکوت را شکسته و ضمن تقبیح کلیه این اعمال نامشروع در قبال سران جنبش،  خواهان رفع بیدرنگ حصر آقایان موسوی و کروبی شده و تصریح کردند که این حصر علامت استبداد و عملی نامشروع و غیرقانونی و جائرانه است. این موضعی است که مردم بطور تاریخی از رهبران دینی و مراجع تقلید انتظار دارند تا اتخاذ شود.
- فراخواني براي حضور دراويش در تظاهرات 10اسفند صادر خواهد شد؟ آيا دراويش در تظاهرات حضور خواهند داشت؟
جواب ششم –همچنان که در بیست و پنج بهمن و اول اسفند چشم جهانیان از حضور جنبش دلاورانه ایرانیان در داخل و خارج کشور خیره شد، (و خیال پردازی های کلیه کسانی که در بلندگویِ نفی و انکارِ زنده ماندن جنبش سبز می دمیدند نقش برآب شد) چنین به نظر میرسد که بازهم در سه شنبه های آخر سال جاری شاهد شرکت  اکثریت قاطع هموطنان ما در شهرهای مختلف ایران از شرق و غرب و شمال و جنوب خواهیم بود.
تردیدی نیست که اقشار و طبقات و اصناف مختلف هموطنانمان در این حرکت وسیع و فراگیر مردمی به عنوان شهروندان معترض به حصر سران جنبش شرکت خواهند یافت. البته هواداران حجت الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی در میان همه اقشار و طبقات جامعه هستند و بخصوص بعد از انتخابات و در طول یکسال و نه ماه گذشته به دلیل اثبات بیش از پیش  پیش بینیهای این دو بزرگوار، تعداد بیشتری از مردم متوجه صحت و حقانیت مواضع ایشان شده و بجمع علاقمندان و هوادارانشان پیوسته اند. امری که به هیچوجه قابل کتمان نیست. در میان این جمعیت بسیار گسترده و دهها میلیونی مردمی با اعتقادات و سلایق و عقاید گوناگون حضور و فعالیت دارند.
اگر بخواهم روشنتر بگویم فراخوانی به درویشان گنابادی برای شرکت در راهپیماییهای سه شنبه های آخرسال هشتاد و نه داده نشده، درعین حال فراخوانی هم برای منع دراویش از شرکت در این راهپیمایی ها داده نشده است. در نتیجه از فضای حاکم بر جامعه میتوان چنین استنباط کرد که بسیاری از  شهروندان ایرانی اعم از شیعه و سنی و پیروان سایر اقلیتهای مذهبی وقومی بنا دارند تا  به تشخیص خودشان در روز دهم اسفند به خیابانهای شهرهای مختلف ایران بشتابند و ضمن طرح شعارهای خود نسبت به بازداشت غیرقانونی سران جنبش   اعتراض کرده و خواهان رفع حصر و آزادی بیقید و شرط و بیدرنگ آنان گردند. در میان آنها مسلماً پیروان طریقتهای درویشی اعم از گنابادی و غیره نیز حضور خواهند داشت.

در پایان  به عنوان مسئول روابط بین الملل “انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران” یادآور می شوم که اگر تا پایان روز یازده اسفند از رهبران جنبش آقایان شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی رفع حصر به عمل نیاید ، شعب انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران همراه با سازمان جهانی عفو بین الملل به برپایی زنجیره ای از نمایشهای وسیع خیابانی، تحصن و پخش اعلامیه برای آگاهی افکار عمومی در شهرهای استراسبورگ (فرانسه)، کپنهاگ ( دانمارک)، لندن (انگلستان) و برلین (آلمان) مبادرت خواهد کرد.

منبع : سحام نيوز

تضاد عمیق و آشتی ناپذیر میان نظریات سیاسی «سیداحمدفردید مهینی یزدی» و «سید روح الله موسوی خمینی»

شیخ مهدی کروبی در یکی از آخرین پیامهای خود در ماه بهمن سال جاری (هشتاد و نه) اظهار داشت که صحبت از جمهوری اسلامی در شرایط کنونی  قضیه سالبه به انتفاء موضوع است به این اعتبار که نظام حاکم کنونی نه جمهوری است و نه اسلامی و در واقع "نظام موسوم به جمهوری اسلامی" مدتی است که به دست "میراث خواران حاکمیت" ساقط شده و فروپاشیده.

این "میراث خواران حاکمیت" مورد اشاره شیخ مهدی کروبی، همان گروهی هستند که از فردای انقلاب در دخمه های موسسه کیهان سنگر گرفته و سرسپرده افکار سیداحمد فردید مهینی یزدی شدند، حال آن که بخوبی میدانستند که سیداحمد مهینی یزدی تا پیش از انقلاب بیشتر دیدگاه های اختلاطی عجیب داشت و بطورکلی نشانه ای از تعلقات سیاسی به مکتب اسلام در گفته های او ملاحظه نمیشد. تنها بعد از غلبه انقلاب و اعلام "نظام جمهوری اسلامی" او هم از زاویهء اسلام وارد معرکه شد، اما با دیدگاه های هایدگری و تبعیت از "نظریه پایان جهان" و در نتیجه ترویج جهان بینی موهوم گرایانه ای که پایه نه در عقلانیت داشت و نه در تاریخ، نه در منطق و نه در فلسفه. نظریه خیالی و ضدعلمی و کاملا مبتنی بر اوهام.

اگر امروز می بینیم که پیروان سیّد احمد فردید مهینی یزدی در سنگر کیهان هوشیارانه تیشه بر ریشه پایه های این نظام "جمهوری اسلامی"میزنند، از آن رو است که نظریه پردازشان یعنی شخصِ سید احمد فردید مهینی یزدی هرگز و بهیچ عنوان تعلق خاطری به نظریهء "حکومت اسلامی" آیت الله خمینی نداشته و همیشه در جمع شاگرانش  "دوران حکومت اسلامی آیت الله خمینی" را دوره ای کوتاه و گذرا، و مطلوب بالعَرَض  میشمرد،  نه مطلوب بالذات و نظامی پایدار.

پرسش و پاسخ زیر در باره نقد نظریات سیّداحمد فردید مهینی یزدی از دیدگاه پیروان نظریات او است که بطور کاملا گویا و روشن دغدغهء خاطر  پیروان دو آتشهء فردید را در تنگنای یک تضاد عمیق نشان میدهد.

تضاد عمیق و آشتی ناپذیر میان نظریات سیاسی
»سیداحمدفردید مهینی یزدی» و «سید روح الله موسوی خمینی»


محکمات و متشابهات سید احمد فردید مهینی یزدی

پرسش و پاسخی که در ادامه می خوانید با موضوع محکمات و متشابهات دکتر سید احمد فردید مهینی یزدی میان "اصغر طاهرزاده" و برخی از شاگردان ایشان صورت گرفته که پایگاه لب المیزان" آنرا به چاپ رسانده است. لازم به یادآوری است که اصغرطاهرزاده از پیروان فکری سیداحمد فردید مهینی یزدی است و در آبانماه سال هشتاد و نه توسط انتشارات "لُبّ المیزان" با بهره گیری از آراء و نظریات سیّداحمد فردید مهینی یزدی  کتابی مبتنی بر "غربستیزی" زیر عنوان «فرهنگ مدرنیته و توهم»منتشر کرده است. ابتدا در زیر متن دوسئوال از اصغر طاهر زاده را درج میکنیم :
باسمه تعالی
سئوال اول : پس از سلام خدمت استاد طاهرزاده؛ با توجه به این‌که ما آثار جنابعالی را در راستای روشنگری معارف اسلامی و فرهنگ اهل‌البیت و اندیشه‌ی امام خمینی می‌دانیم ولی بعضی مواقع از جملات آقای فردید استفاده می‌کنید در حالی‌که در مورد آقای فردید اما و اگرهایی به گوش می‌رسد که نمی‌توان به ایشان به عنوان یک دانشمند اسلامی نظر کرد. دلیل شما در این مورد چیست؟
سئوال دوم: شما در بخش پرسش و پاسخ كتاب "مدرنيته و توّهم" به نكته بسيار مهمي اشاره كرديد و آن هم اين كه هايدگر و ملاصدرا همچون آينه هايي هستند كه يكديگر را نشان مي دهند. بنده با مطالعه آراء مرحوم دكتر فرديد و آقاي دكتر داوري(كه البته در برخي از موارد تفاوت هايي هم با نظر دكتر فرديد دارد) يك اشراف كلي نسبت به اين نظر شما پيدا كردم اما خود آقاي دكتر فرديد ملاصدرا را غربزده ميخواند این موضوع را با آن سخن چگونه جمع کنیم؟
ياعلي
باسمه تعالی
جواب سئوال اول : علیک السلام: اجازه دهید موضوع را با وسعت بیشتری مطرح نمایم به امید این‌که برای سایر خوانندگان نیز مفید افتد و توانسته باشم زوایا‌ی دیگری از سؤال مذکور را نیز جواب داده باشم.
1- همان طور که قرآن به عنوان حکیمانه‌ترین سخن، دارای محکمات و متشابهات است و خداوند توصیه می‌فرماید از طریق فهم محکماتِ کلام الهی؛ متشابهات آن کلام را معنی کنیم.[1] هر سخن حکیمانه‌ای که از ارائه‌ی نکات سمبلیک غافل نیست، دارای محکمات و متشابهات است، و راه ورود به اندیشه‌ی حکیمان، شناخت محکمات سخنان آنان است تا بتوان جایگاه سخنان متشابه آن‌ها را نیز درست تعیین کرد. و این غیر از سخن افرادی است که در مشهورات زندگی می‌کنندو در شخصیت معرفتی خود سخن محکم و متشابهی ندارند.
مسلّم سخنان بلند که نظر به معانی بی‌کرانه دارند، در قالب کلمات حبس نمی‌شوند و معانی آن‌ها گسترده‌تر از آن‌‌ است که بتوان آن‌ها را در قالب عرفی الفاظ ارائه داد و وقتی روح کسی از کلمات معمولی بلندتر بود با به‌کارگیری الفاظ در جایی غیر از جای عرفیِ خود باطن خود را به نمایش می‌گذارد و این‌جاست که متشابهات در سخنان چنین افرادی نیز ظاهر می‌شود. به گفته‌ی فردید؛ «هنر انسان در متشابهات است، بالاترین تفکر برای انسان، تفکر سمبولیک است، با سمبولیک و متشابهات است که انسان از عالم ماده کنده می‌شود و به سوی خدا می‌رود و لذا در قرون وسطی و اسلام تمام حرف‌ها شعری است».[2]
2- اهل فکر با شناخت محکمات عالَم، عالَم را تفسیر می‌کنند و مواظب‌اند حادثه‌ها حجاب تفسیر درست عالم نشود. به عنوان نمونه در حادثه‌ی کربلا، ظاهر حادثه پیروزی یزید است ولی امام حسین که قواعد محکم عالم را می‌شناسند می‌فرمایند: «ظهور پیروزی آن‌ها در آن حدّ است که یک سوار از اسب خود پیاده شود».[3] در حالی‌که بر خلاف بصیرت حضرت سیدالشهداء، ظاهر قضیه آینده‌داری را برای یزید نشان می‌دهد.
3- انبیاء و اولیاء الهی نه‌تنها خودشان بر اساس هماهنگی با محکمات عالم حرکت می‌کنند و تصمیم می‌گیرند، بقیه‌ی انسان‌ها را نیز متوجه محکمات عالم می‌نمایند. اهل فکر با دقت بر حرکات و سکنات انبیاء و اولیاء می‌توانند محکمات آن‌ها را بشناسند و بر آن اساس حرکت کنند، و ما را دعوت می‌کنند تا حرکات و سخنان آن‌ها را بر اساس محکماتشان می‌شناسیم، تحلیل کنیم تا بتوانیم به درون تفکر آن‌ها راه یابیم.
4- قرآن می‌فرماید: «وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا»[4] و در قیامت پروردگارت و فرشتگان صف در صف خواهند آمد. در حالی که خداوند و ملائکه بی‌مکان هستند و آمدن به صورت معمولی برای آن‌ها معنی ندارد. لذا باید بر اساس محکماتی که می‌فرماید در قیامت حقایق ظهور می‌کند، آمدن پروردگار و ملائکه را به ظهور ربوبیت پروردگار و ظهور جلوات اسمای الهی از منظر ملائکة‌الله تبیین نمود.
5- ما حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را در این عصر شخصیتی می‌دانیم که خداوند قلب او را مستعد اشراق حقایقی دانسته که افق آینده‌ی بشر را به صورتی همه‌جانبه روشن می‌کند، با توجه به این امر هر شخص و جریان فکری که در ذیل اندیشه‌ی حضرت امام قرار گیرد و رجوع به ایشان باشد - آن‌هم رجوع  جهت تفصيل اندیشه‌ی حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» - مورد توجه ما است و از آن رجوع به عنوان یکی از راه‌های نظر به حقیقت استقبال می‌کنیم. و جناب آقای دکتر احمد فردید را از جمله اشخاصی می‌دانیم که به اندیشه‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» رجوع دارد که دلایل خود را در ادامه تحت عنوان «محکمات و متشابهات دکتر سید احمد فردید» خدمت عزیزان عرض می‌کنیم و از دلسوزان انقلاب تقاضامندیم چنانچه می‌توان اندیشه‌ی آقای فردید را یکی از راه‌های رجوعِ تفصیلی به انقلاب اسلامی و حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» دانست، به‌عنوان یاران و یاوران انقلاب اسلامی تلاش کنند جریان‌های مخالفِ عبور انقلاب اسلامی از فرهنگ غرب طوری جوّ را نسبت به ایشان مسموم ننمایند که نسل جدید از ارتباط با اندیشه‌ی ایشان محروم گردد.
6- از جمله شخصیت‌هایی‌ که تفکر و حرکاتش دارای محکمات و متشابهات است؛ دکتر سیداحمد فردید است و لذا می‌طلبد که سعی شود محکمات معرفتی وی روشن شود.
محکماتی که می‌توان در لابلای تفکر دکتر فردید یافت و آن‌ها را مبنای بسیاری از سخنان و موضع‌گیری‌های او دانست؛ عبارتند از:
الف: هرچیزی که به عالم قدس یعنی عالم بقاء یا «وجود» متصل نباشد، بی‌آینده است.
ب: «وجود» به نحوی زنده قابل درک است و با چنین رویکردی به «وجود» راه تفکر گشوده می‌شود و لذا سخت مواظب است اصالت را به‌ «وجود» دهد، آن‌هم به وجودی که عین خارجیت است، و نه وجود مفهومی، بدون آن‌که سایه‌ی «سوبژکتیویته» و «ابژکتیویته» بر ذهن او حاکم باشد. حتی در تحلیل شخصیت هایدگر از همین مبنا کمک می‌گیرد و می‌گوید: «تمام هَمّ هایدگر آن است که اصالت را به «وجود» و به «الله» دهد. از همین منظر در نگاه به ملاصدرا«رحمة‌الله‌علیه» تجدید نظر می‌کند و می‌گوید: « «وجودِ» ملاصدرا متعالی از وجودِ ذهنی و عینی است. در فلسفه‌ی ملاصدرا تعالی و دفاع از قرآن است».[5] می‌فرماید: «ملاصدرا پریروز دارد».[6]
ج: زمان را به «زمان فانی» و «زمان باقی« تفسیر می‌کند و بر آن اساس زمانه را می‌سنجد و حوالت زمان را ارزیابی می‌کند،[7] و مسلّم روزگاری را که گرفتار زمان فانی است، روزگار تاریک و فلک‌زده می‌داند، که می‌توان در دل این دستگاه مبنای محکم‌تری را یافت و آن این‌که؛ «هر کثرتی که به وحدت متصل نشود، بی‌هویت و مضمحل خواهد بود».
د: به نحوی بسیار دقیق متوجه است «سوبژکتیو» و «اوبژکتیو» تفکری است در مقابل «حضور». لذا می‌گوید: «آن فلسفه‌ای مطلوب است که انسان را از فلسفه تنزیه کند».[8]
ه - متوجه نگاهی است که در تحلیل آدم و عالم راززدایی می‌کند و برای نقادی هر شخص و قومی به اندازه‌ی غفلت یا توجه آن‌ها به «راز» توجه دارد. می‌گوید: «مسئله ما با یهودیت، کینه‌توزی نیست، مسئله راز است. یهودی‌ از خاک کنده شده، آسمان هم ندارد و لذا با خدا و فرشتگان ارتباط ندارد و خدایش نفس امّاره است... خدایش بانک و بانکداری است، این قوم ریشه ندارد، بی‌وطن است... این قوم است که بعد از کانت فلسفه غرب را در دست دارد».[9]
و: فردید با نگاه به ظهور اسم خاص در هر دوره، آن‌طور که محی‌الدین در فصوص فتح باب می‌کند، می‌تواند هویت آن دوره و افراد آن را شناسایی کند. می‌گوید: «من از فلسفه‌ی تاریخ می‌روم به خداشناسی تاریخی و بعد علم‌الأسماء تاریخی، و مشاهده می‌کنم هانری‌کربن یهودی و فراماسون و یهودی‌زده است، این را باید در تاریخ دید که یهودی چگونه مرگ را فراموش کرده و مظهر تاریخ جدید شده».
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید به جزئیات شخصیت هانری کربن نمی‌پردازد تا تمایل او به شیخ اشراق و یا توجه او به تشیع حجاب رؤیت جایگاه تاریخی او شود. گزندگی سخن فردید به جهت نگاه خاص او به جایگاه حادثه‌ها و تفکرها است. او بقیه را به منظر تاریخی و علم‌الأسمایی خود دعوت میکند تا آنان نیز در چنین نگاهی به جایگاه حادثه‌ها و تفکرها با او هماهنگ شوند، می‌بیند و می‌گوید و می‌رود. مرحوم دکتر محمد مددپور در همین راستا در مورد فردید می‌گوید: «شاید اگر زبان استاد همان قدر که مظهر جلال و قهر الهی بود، مظهر لطف می‌شد، عالَمِ موجود قدری بیشتر بر هم زده می‌شد، و به عصر انتظار حقیقی نزدیک‌تر می‌شدیم».
ز: تقسیم تاریخ به «پریروز» و «دیروز» و «امروز» و «فردا» و «پس فردا»، از اصول فکری فردید به‌شمار می‌آید. و چنین نگاهی توانایی خوبی در تحلیل زمانه به‌دست انسان می‌دهد و کمک می‌کند تا ظلمات دوران را از تاریخ نور باز شناسد. از نظر فردید «امروز» دوره‌ی حاکمیت بشر به معنای حاکمیت نفسانیت بر تاریخ است که می‌توان آن را لیبرالیسم فلسفی دانست و همین موضوع، آزادی مطلقِ خواهش انسان را در پی دارد و بر همین اساس هیچ چیز انسان را جز خواهش دیگران محدود نمی‌کند و این روح دوران جدید است که فردید آن را «خودبنیاد» می‌نامد. در این وضعیت انسان به مثابه خواسته و خواهشِ محض حضور دارد، و این موضوع در اندیشه‌ی شوپنهاور نیز به‌عنوان «بشرباوری» و یا بشرمداری مطرح است.
ح: بر مبنای نگاه تاریخی و شرح‌الأسمایی می‌گفت: «تاریخِ تجدد ما ذیل تاریخ غرب است» تا ما متوجه شویم در کدام از مرحله‌ی تاریخ غرب با غرب مرتبط شده‌ایم. وقتی روشن شد موقعی با غرب مرتبط هستیم که دیگر غرب از نشاط افتاده، وقتی خواستیم شبیه غرب شویم که غرب در خود متوقف شده و به همین جهت غرب‌زدگی ما بیش از آن‌که خودِ غرب در بحران باشد، عین فلک‌زدگی شد. وقتی صدر تاریخ تجدد ما ذیل تاریخ غرب شد، آنچه از غرب به ما می‌رسد جز تفاله‌های ژورنالیستی غرب نخواهد بود و لذا هر جریانی که در کشور ما به غرب نزدیک شد در بی‌هویتی و بی‌وطنی گرفتار گشت.
6- فردید از «دیروز» به «بنیادانگاری» و یا «بنیاداندیشی» یاد می‌کند و آن را دورانی می‌داند که با آن متافیزیک آغاز شد. در واقع از این دوره به دوره‌ی آغاز تفکر یونانی یاد می‌شود که بشر در دام مفاهیم می‌افتد و فلسفه پدید می‌آید. اما از نظر فردید «پریروز» دوره‌ای است که بشر با حقیقت سر و کار دارد و در یک رابطه‌ی وجودی با عالم به‌سر می‌برد. «پس فردا» نیز دوره‌ای است که بشر بار دیگر با حقایق مواجه می‌شود که شاید بتوان آن را دوران «ترانس مدرن» نامید. فردید دوران «پس فردا» را متعلق به حضرت بقیة‌الله می‌داند، همان‌طور که «پریروز» را دروه‌ی محمدf می‌شناسد. خدای «پریروز» و «پس فردا» را مدّ نظر دارد. بر همین مبنا او گاهی گامی به «پریروز» که دوران حیات دینی است، برمی‌داشت تا جهشی به سوی «پس فردا» داشتـه باشد. به تعبیـر دیگر خود را - ماوراء تاریخ گسسته مدرنیته- در تاریخ نورانی علم حضوریِ انبیاء و اولیاء سیر می‌داد. این دیدگاه بر «زمان باقی» اشاره دارد و از آن طریق در هر دوره‌ای می‌توان با نظر به تاریخِ «پریروز» در تاریخ «پس فردا» زندگی کرد و خود را در اردوگاه انتظارِ ظهور تاریخ بقیّة‌اللهی قرار داد.
از نظر فردید؛ «فردا» ادامه‌ی تاریخ ظلمانی امروز است که بشر نتوانسته به خودآگاهی و دل‌آگاهی برسد. بشر در «فردا» هنوز می‌خواهد روح مدرنیته را به تمامیت برساند.
7- بر اساس‌ نگاه فردید نسبت به «پریروز» و «دیروز» و «فردا» و «پس فردا» ،کسی که با فلسفه‌ی حقیقی زندگی کند و در آن بمیرد، خود‌آگاهانه به عالم می‌نگرد و از فطرت اول که «آگاهی» است، به فطرت ثانی رفته، در همین راستا فیلسوفان فراوانی در شرق و غرب بوده‌اند که از فلسفه به عرفان نقب زده‌اند تا به نفس‌الأمر و حقیقت اشیاء دست یابند.
8- دعوت فردید به بازبینی «پریروز» و نظر به «پس فردا» ، عامل گذشت از متافیزیک است و موجب «دل‌آگاهی» و رجوع به حقیقت می‌شود، و در این منظر است که انسان با حضور و حکومت اسماء الهی در مناسبات عالَم و آدم آشنا می‌گردد. فردید با این نگاه   خدای غربی را زئوس و طاغوت می‌بیند که تفاوت ماهوی با «الله» دارد و متوجه است هرگز «الله» بر روح غرب حاکم نیست. غرب گرفتار «سوبژکتیویته» است و لذا نمی‌تواند با «حقیقت» روبه‌رو شود.
9 - این‌که متأثران از تفکر فردید نمی‌توانند به روح «فرداییِ» برنامه‌های اصلاحی دولت‌های  سازندگی و اصلاحات تن دهند، نه از آن جهت است که امید خود را از افقی که در نظام اسلامی به چشم می‌خورد از دست داده باشند، بلکه عطش عبور از فردا به پس فردا موجب شده که نتوانند دل خود را به فردایی بسپارند که ادامه‌ی مدرنیته است و می‌خواهند از ایران یک ژاپن اسلامی بسازند.
تفکر فردید؛ «ولایت فقیه» را مرحله‌ی امیدی برای عبور از مدرنیته به سوی بقیة‌الله می‌داند و لذا با آن‌هایی که سعی دارند از ولایت فقیه شرایط تحقق مدرنیته را بیرون آورند، هرگز سر سازش ندارد. او به تحقق بیرونی نظام بقیة‌الله نظر دارد که همان تمدن اسلامی است و این غیر از نگاهی است که تفکر حضوری شیعه را در محدوده‌ی آکادمی‌ها محدود می‌داند و سرنوشت بشر را به سیاسیون می‌سپارد.
10- هرکس بخواهد فکر کند و به لوازم فرهنگ مدرنیته و جایگاه تاریخی آن بیندیشد نمی‌تواند از تفکر فردید بهره‌مند نگردد. او در نگاه انسان نسبت به بازخوانی سنت شرقی، اسلامی به نحو قابل توجهی تأثیر می‌گذارد، به نحوی که انسان احساس می‌کند به حقیقت مطلب نزدیک شده است.
وقتی بخواهیم به فلسفه‌ای ناب با منظری اسلامی، ایرانی دست یابیم، نظر فردید در نشان‌دادن وجه شرقی، غربیِ تفکر، به ما کمک می‌کند.
11- فردید یک دانشمند ایرانی است که اصطلاحات مخصوص به خود داشت که با نگاه‌های تمثیلی در هم آمیخته بود و از این منظر از هایدگر الهامات نابی دریافت کرده بود، نه این‌که تصور کنیم او مترجم آثار هایدگر است و سؤال کنیم آیا او به هایدگر وفادار بوده یا خیر؛ حتی او تفسیری که از نیچه ارائه می‌کرد متناسب اندیشه‌ی اسلامی، ایرانی است تا ما را در فهم وضعیت ذهنی و ملّی‌مان یاری دهد. او همسخنی با هایدگر دارد، ولی  این همسخنی به معنی تبعیت و تقلید نیست، هرگز دو فیلسوف نمی‌توانند مقلدِ هم باشند.
شاید از این جهت نیز فردید راهنمای خوبی برای ما باشد که آنچه از زبان و اندیشه‌ی فیلسوفان می‌یابیم در کنار بازخوانی تمام اندیشه‌ها، به آن نکاتی از اندیشه‌ها توجه ویژه بیندازیم که به شرقی‌بودن و ایرانی‌بودن و مسلمان‌بودن ما اشاره دارد.[10]  در همین راستا فردید در عین همسنخی با هایدگر، با استفاده از اندیشه‌ی قرآنی سعی می‌کند راهی برای فهم وضع تاریخی ما و مواجه‌ای که باید با جهان پیرامون‌مان داشته باشیم بر روی ما بگشاید، به همین جهت اصطلاحات خود را از فلسفه‌ی اسلامی و عرفان نظری ابن‌عربی گرفت.
12- با غور در سخنان دکتر فردید متوجه می‌شویم او فهمی را یافته بود و می‌خواست آن را به شکلی عمیق و غنی سامان دهد، به این نتیجه رسید که باید آن فکر را با یک مواجه‌ی شرقی- غربی ارائه دهد و بر این مبنا با فیلسوفان مورد علاقه‌اش مرتبط می‌شد و از آن‌ها سخن می‌گفت، ولی نه برای آن‌که فیلسوفان را به ما معرفی کند، بلکه برای آن‌که فهم خود را به گوش ما برساند، از این لحاظ شایسته است آزاد از هر پیش‌فرضی با اندیشه‌ی او مواجه شویم و بنگریم ما را به چه می‌خواند و در مورد تحلیل مسائل عصر و عهد خود چه می‌گوید.
موارد فوق دلایل مختصری بود که ما را بر این می‌دارد تا معتقد شویم با رجوع به افکار آقای فردید می‌توان نسل جدید را به اندیشه‌ی حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه»  نزدیک کرد.
البته بنده نمی‌گویم فهم اندیشه‌ی فردید کار آسانی است ولی با اندک همدلی می‌توان افکار گرانسنگی از دل آن اندیشه بیرون آورد، در آن صورت است که دیگر نه‌تنها فردید را اندیشمندی پراکنده‌گوی نمی‌یابیم حتی نتیجه هم نمی‌گیریم که چون پسامدرنیسم محصول غرب است و فردید با آن هایدگری احساس هم‌سخنی می‌کند که معتقد به پسامدرنیسم است، پس فردید رجوع به غرب دارد و اصرار داشته باشیم نباید او را در اردوگاه طرفداران انقلاب اسلامی جای دهیم. فکر می‌کنم ما باید در قضاوت‌مان نسبت به مرحوم فردید از نگاه شیفتگان به امام و انقلاب موضوع را دنبال کنیم و نه از نگاه روشنفکرانی که نسبتی با انقلاب ندارند و با نگاه تماشاگرانه‌ای که به انقلاب دارند به نقد فردید می‌پردازند. بنده نگاه اخیر را دامی می‌دانم که در مقابل دوستداران انقلاب اسلامی پهن کرده‌اند تا به جای احساس اخوت نسبت به امثال فردید ، خود را گرفتار نقطه‌ضعف‌های همدیگر کنیم و توصیه‌ی « المؤمن مرآت المؤمن» را که موجب می‌شود هرکس در آینه‌ی وجود دیگری راهی به سوی مقصود بگشاید، فراموش شود و فردید به‌عنوان ضد ارزش مطرح گردد.
تا آن‌جایی که بنده در فلسفه‌ی غرب تأمل کرده‌ام برایم روشن است که فیلسوفان غربی از فلسفه و عرفان اسلامی آگاهی داشته‌اند و امثال هگل با برداشت‌های ناقصی از فلسفه و عرفان اسلامی موضوع مرحله‌ای بودن تاریخ را در فلسفه‌ی خود مطرح می‌کند و مارکس نیز تحت تأثیر فلسفه‌ی هگل جبر تاریخ خود را که صورت واژگونه‌ای از سخن هگل بود، مطرح نمود حال چرا نگوییم مرحوم فردید در فلسفه‌ی علم‌الأسماء تحت تأثیر ابن‌عربی است به جای این‌که بگوییم تحت تأثیر مارکس و هگل است؟
جواب سئوال دوم: باسمه تعالی؛ علیک السلام: آقای فردید در کتابی که آقای دکتر دیباج تحت عنوان «مفردات فردیدی» از سخنان ایشان منتشر کردند جمله‌ای دارند که قابل تأمل است. ایشان در آن‌جا در صفحه‌ی290می‌فرمایند: «من می‌خواهم از نو، ملاصدرا بخوانم تا آن‌جا که سوبژکتیو و ابژکتیویته در ملاصدرا محو شود، تفسیر من از ملاصدرا غیر از تفسیر خودبنیادانه‌ای است که حوالت دوره‌ی جدید است». از این جمله معلوم می‌شود سخنانی که در قبل نسبت به فلسفه‌ی ملاصدرا گفته‌اند و آقای مددپور در کتاب «دیدار فرهی» آورده، آخرین حرف دکتر فردید در رابطه با ملاصدرا نیست و تحول مهمی در دیدگاه ایشان به‌وجود آمده که متوجه شده‌اند «وجودی» که جناب ملاصدرا به آن نظر دارد در نهایت نظر به «وجود» در خارج دارد و نه به مفهوم وجود که عموماً فلسفه به آن می‌پردازد. در صفحه‌ی 231 آن کتاب می‌گوید: «ملاصدرا پریروز دارد». یا در صفحه‌ی 440 می‌گوید: «وقت ملاصدرا در مقایسه با وقت میرداماد دوری از طاغوت است». موفق باشید
ادامه دارد ...
اختصاصی «انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران»
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - سوره آل‌عمران آیه 7 می‌فرماید: «هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...»؛ اوست كسى كه اين كتاب را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم‌اند، آن‌ها اساس كتابند و پاره‏اى ديگر متشابهاتند.
[2] - سید موسی دیباج، مفردات فردیدیه، گفتار بیستم.
[3] - سیدبن‌طاووس، لهوف، ص 42
[4] - سوره فجر، آیه 22
[5] - سید موسی دیباج، مفردات فردیدیه، ص 229
[6] - همان؛ ص 231 و 290
[7] - همان؛ ص 247
[8] - همان؛ ص 261
[9] - همان؛ گفتار سیزدهم روحانیت و هنر
[10] - در رابطه با امر فوق؛ به مصاحبه دکتر موسی دیباج در مورد فردید، کتاب هفته، شماره 114 در 15 دی‌ماه 1386، رجوع شود

تجمع اعتراضی در واکنش به تخریب احتمالی آرامگاه حضرت سلطان اسحاق (شاه پردیور)

روز جمعه ۶ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰ صبح تجمعی اعتراضی در برابر بنای تاریخی – عبادی که مقبرۀ و آرامگاه یکی از بزرگان اهل حق - حضرت سلطان اسحاق (پردیور) واقع در هورامان - بشمار می رود بمنظور جلوگیری از تخریب این مکان توسط پیروان یارسان (اهل حق) برگزار شد.
به گزارش انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران به نقل از کردانه - کرمانشاه ، جمعی از پیروان مکتب اهل حق با شرکت در این راهپیمایی اعتراضی ضمن تجمع در برابر آرامگاه حضرت سلطان اسحاق (پردیور) نسبت به تخریب این مکان تاریخی – عبادی به اشخاصی که به بهانه های واهی قصد تخریب این مکان را دارند ، هشدار دادند.

مصاحبه با سید مهرداد مشعشعی در رابطه با یارسان و سلطان اسحاق



انتقاد سه مرجع تقلید از حصر رهبران مخالفان


آیت الله زنجانی، صانعی و دستغیب به علت انتقادها، موضوع خشم مقام های جمهوری اسلامی بوده اند
در ادامه اعتراض ها به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالفان حکومت ایران، آیت الله یوسف صانعی، آیت الله علی محمد دستغیب و آیت الله اسدالله بیات، از مراجع تقلید منتقد حکومت، در بیانیه های جداگانه ای به این مسئله اعتراض کرده اند.
آیت الله یوسف صانعی در بیانیه ای که روز یکشنبه 8 اسفند از طریق پایگاه اطلاع رسانی او در اینترنت منتشر شد نوشت که رفتار حکومت ایران نشانه درماندگی و ضعف سیاسی است.
میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد، و مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی از زمان تظاهرات ضدحکومتی 25 بهمن تحت حصر خانگی قرار گرفتند و گزارش ها در چند روز اخیر نیز حاکی از انتقال آنها به مکانی نامعلوم است.
آیت الله صانعی در بیانیه خود نوشت که این چهار نفر "بدون برگزاری هرگونه دادگاه و محکمه ای (هرچند صوری) و بدون اجازه دفاع به آنها در حصر خانگی یا محرومیت از حقوق اولیه انسانی" قرار گرفته اند.
او در ادامه این بیانیه می نویسد اینها اعمالی است که "نشان از درماندگی و ضعف سیاسی عاملان و آمران آن از اقناع افکار عمومی دارد."

بیشتر بخوانیم : 

آقایان مراجع مستقل و غیروابسته در دفاع از مهدی کروبی سکوت خود را بشکنید

آیت الله صانعی به مقایسه اوضاع فعلی با دادگاه های زمان شاه می پردازد: "هنوز فراموش نکرده ایم که دادگاه های سیاسی در رژیم گذشته، فارغ از احکام ظالمانه و فرمایشی بودن آنها مانند دادگاه های نظامی دکتر مصدق و فدائیان اسلام و ده ها محاکمه سیاسی دیگر، چگونه برگزار می شد و متهمان چگونه از اعمال و افکار خود دفاع می کردند که خود حکایت از این توجه در سیستم حقوقی و قضایی دارد."
آیت الله صانعی همچنین در بیانیه اش نوشت: "جای بسی تاسف و تعجب است که برخی از افراد، اعتراض معترضین سیاسی را در جامعه فاقد هر گونه پایگاه و جایگاهی دانسته و آن را دروغ و حیله پنداشته ولی با داشتن تمامی قدرت های تبلیغی و رسانه ای از برگزاری یک دادگاه صالح علنی عاجز هستند تا در آن معترضان و منتقدان سیاسی نیز بتوانند از نظرات خود دفاع کنند و در نهایت جامعه خود قضاوت کند که حق با کیست؟"
آیت الله صانعی از روحانیون نزدیک به اصلاح طلبان است و از چهره های مورد خشم حکومت بوده است. دفتر او در شهر قم حدود 8 ماه قبل هدف حمله قرار گرفت و اشیای آن تخریب شد.
آیت الله بیات زنجانی از دیگر مراجع تقلید و منتقد حکومت ایران نیز در بیانیه از برخورد با "یاران صدیق امام و انقلاب" به "صرف اعتراض" انتقاد کرده است.
آیت الله بیات زنجانی در این بیانیه که به نظر می رسد در اصل برای اعتراض به توهین به فائزه هاشمی رفسنجانی در حرم عبدالعظیم در جنوب تهران تنظیم شده، آمده است: "چگونه و بر چه اساس در این شرایط، به جای برخورد با چنین افرادی، به سراغ یاران صدیق امام و انقلاب رفته و به صرف اعتراض، آنانی را که در روزهای مبارزه با رژیم ستمشاهی در صف اول مبارزات بوده‌اند و روزهای سخت دوران دفاع مقدس را با مدیریت اجرائی خود به بهترین نحو ممکن پشت سر گذاشته‌اند، مورد بدترین بی‌مهری‌ها قرار داده‌اند؟!"
آیت الله سیدعلی محمد دستغیب دیگر مرجع تقلید و از اعضای مجلس خبرگان که مقر او در شیراز است نیز روز شنبه در نامه ای خطاب به مجلس خبرگان نوشت که باید "به اعتراضات دو کاندیدای ریاست جمهوری آقایان موسوی و کروبی در نزد هیاتی که طرفین دعوی قبول داشته باشند گوش داده شود و بررسی شود و هرچه سریعتر حصر غیرقانونی و غیرشرعی این دو بزرگوار برداشت شود."
اینها تازه ترین واکنش ها به حصر یا زندانی شدن رهبران مخالفان و همسران آنهاست.

راهپیمایی در راه

"شورای هماهنگی راه امید سبز" که موسوی و کروبی آن را سال گذشته در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بنیان گذاشتند از معترضان دعوت کرده است روز 10 اسفند با تظاهرات خیابانی به "زندانی شدن" این افراد اعتراض کنند.
سخنگویان مخالفان در ایران می گویند که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسران آنها عملا زندانی هستند.
پیشتر مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی که در خارج از ایران به سر می برد گفت که او و همسرش به یکی از "خانه های امن" منتقل شده اند.
آقای واحدی به بی بی سی گفت یک هفته است که اطرافیان و فرزندان مهدی کروبی از وضع او کاملا بی خبر هستند و اطلاعی از سلامت او و همسرش ندارند.
او با اشاره به تاریک بودن پنجره های خانه آقای کروبی و عدم حضور نیروهای امنیتی در اطراف خانه گفت: "یک هفته است در بی خبری مطلق هستیم، نمی دانیم کجا هستند، یعنی در کجا زندانی هستند و وضعیت سلامتی او چطور است. اگر مشکلی برای سلامتی او پیش آمده باشد، مسوولش حکومت است."
محمد خاتمی نیز روز شنبه گفت: "چرا باید کسانی چون جناب مهندس موسوی و جناب آقای کروبی و همسرانشان که سابقه درخشان در انقلاب و جمهوری اسلامی دارند و در دلبستگی شان به اصل نظام و انقلاب تردیدی نیست دچار حصر و محدودیت شوند؟"
میرحسین موسوی و مهدی کروبی چند هفته قبل هواداران خود را به تظاهراتی در روز 25 بهمن در حمایت از جنبش های مردمی در تونس و مصر دعوت کردند.
در آن روز معترضان علیرغم حضور گسترده نیروهای امنیتی دست به تظاهرات زدند و شعارهای تندی علیه رهبر جمهوری اسلامی سر داده شد.
گروه هایی از معترضان در روز اول اسفند نیز به مناسبت هفتمین روز درگذشت کسانی که در روز 25 بهمن کشته شده بودند تظاهرات کردند که با حضور بسیار گسترده نیروهای امنیتی روبرو شد.

منبع : بی بی سی فارسی